بررسی آکوستیکی همبسته های آوایی تکیه در زبان فارسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

در این تحقیق، به­منظور مطالعۀ همبسته­های آوایی تکیه در زبان فارسی، یک جفت کمینه "تاب-ِش" (تاب او) و "تابش" (انعکاس نور) در جایگاه مسند جمله‌ی «اون- مسند- فعل ربطی»[1] قرار داده شدند و جمله­های مذکور به صورت خبری و سؤالی و با یک بار تکرار ضبط شدند. با استفاده از نرم­افزار PRAAT، متغیرهای دیرش، انرژی، بسامد سازه­های اول، دوم و سوم، مقدار بسامد پایه و مرکز ثقلِ طیفی واحدهای آوایی اندازه­گیری شد. آزمون تولید با دوازده گویشور نشان داد که بسامد پایه مهم‌ترین همبسته‌ی آوایی تکیه در زبان فارسی  است و مقدار دیرش، انرژی، مرکز ثقل طیفی و بسامد سازه در تمایز تکیه نقش موثری ندارد.



[1] - «اون تاب-شه» [un  tɑb-eʃ-e] و « اون تابشه» [un tɑbeʃ-e].

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Accoustic Correlates of Stress in Persian

نویسنده [English]

  • V. Abolhasanizadeh
Shahid Bahonar University of Kerman
چکیده [English]

 This paper aims to show that the phonetic differences in duration and spectral properties between stressed and unstressed syllables are small and f0 is dominantly responsible for signaling the position of the stress in Persian. The contrast arises in Persian through the existence of a rule which provides the final syllable of phonological words with a pitch accent, crucially skipping right-edge clitics. However, since right-edge clitics are not assigned a pitch accent, they are not included in the phonological word, instead forming a clitic group (CG) with the phonological word (PW) on their left. In order to investigate stress correlates in Persian, we composed a corpus of sentences featuring two minimal pairs contrasting a noun and a noun-plus-clitic combination: [ta'be] light vs ['tab-e] toy+his. The members of these minimal pairs were embedded in declarative and interrogative carrier sentences which varied across three focus conditions referred to as nuclear, post-focal and focal. A production experiment with 12 speakers yielded large f0 differences between the stressed and unstressed syllables, while it led to small differences in duration, spectral properties and intensity. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • duration
  • fundamental frequency
  • Center of gravity
  • phonetic feature
  • clitic group

1. مقدمه

مشخصه­های نوایی بخش مهمی از گفتار را تشکیل می­دهند. می­توان گفت زبان­های مختلف جنبه­های تولیدی مشترکی دارند اما این جنبه­های مشترک متناسب با قواعد نوایی خاص آن زبان هستند. از آنجا که گستره‌ی عملکرد این مشخصه­های نوایی چندین واحد واجی می­باشد، مشخصه­های زبرزنجیری نامیده می­شوند. مشخصه­های نوایی اولین اطلاعات زبانی هستند که در امر زبان­آموزی آموخته می­شوند و نیز آخرین اطلاعاتی هستند که اهل زبان در اثر بیماری و زبان­پریشی از دست می­دهند (مهلر و دیگران، 1988؛ هرست، 1998؛ اسلامی، 1384). تکیه و آهنگ از جمله مهمترین مشخصه­های نوایی زبان به­شمار می­روند. در برخی زبان­ها تکیه باعث تمایز دو کلمه که معانی متفاوتی را بیان می­کنند می­شود و آهنگ نقش­های دستوری را متمایز می­کند. همبسته­های اکوستیکی این مشخصه­ها بسامد پایه(F0)، انرژی(energy)، بسامد سازه (formant) و دیرش (duration) می­باشد (پیکت، 1999: 79).

تحقیقات زیادی در مورد تکیه در زبان فارسی انجام شده است. برای بررسی سازه­های نوایی نیز نخستین پدیده­ای که مورد بررسی قرار می­گیرد تکیه است (نسپرو وگل، 1986: 146). سلسله­مراتب نوایی شامل هفت سازه می­باشد که عبارتند از پاره­گفتار واجی (U)، گروه آهنگ (I)، گروه واجی (φ)، گروه پی­چسب (C)، کلمه‌ی واجی (ω)، پایه (Ʃ)، و هجا (σ) (نسپر و وگل، 1968: 148) و کهنموئی­پور، 2003). بی­جن­خان و نوربخش (1385: 24) برای تعریف کلمه‌ی واجی در زبان فارسی از پدیده‌ی تکیه استفاده می­کنند؛ به این­صورت­که هر واحد صرفی در زبان فارسی دارای یک تکیه‌ی نخستین است. بی­جن­خان و نوربخش تکیه را به ­عنوان شاهدی برای استقلال گروه پی­چسب در سلسله­مراتب واجی به­شمار می­آورند بدین­صورت­که زنجیره‌ی کلمه‌ی واجی به­اضافه‌ی پی­چسب از الگوی تکیه‌ی کلمه در فارسی پیروی نمی­کند و پی­چسب­ها هیچ یک تکیه­بر نیستند. اضافه­شدن پی­چسب به کلمات واجیِ میزبان، الگوی تکیه‌ی کلمه‌ی میزبان را تغییر نمی­دهد و همین رفتار واجیِ متمایز دلیلی است بر این‌که پی­چسب عنصری مجزا است که خود یک کلمه‌ی واجی محسوب می­شود و به­همراه کلمه‌ی واجی میزبان یک گروه پی­چسب را تشکیل می­دهد. در زبان فارسی تکیه‌ی واژگانی ِاسم، صفت و قید بر هجای منتها­الیه سمت راست آنها قرار می­گیرد. فرگوسن (1957)، لازار (1992)، خودزکو (1852)، سامعی(۱۳۷4)، وحیدیان­کامیار (1347)، کهنمویی­پور (2003) و اسلامی (1388) از جمله کسانی می­باشند که تکیه را در زبان فارسی بررسی کرده­اند. در این تحقیق سعی بر آن است تا همبسته­های آوایی تکیه در زبان فارسی بررسی گردد.

تکیه یکی از مشخصه­های مربوط به هجا است (هیز، 1995: 99). تفاوت بین هجای تکیه­بر و بدون تکیه را می­توان با استفاده از مشخصه­های آوایی مشخص کرد. ناتل­خانلری (1337: 33) ارتفاع را عامل اصلیِ تکیه‌ی کلمه در زبان فارسی می­داند. به عقیده‌ی وی هجای تکیه­بر همیشه با افزایش میزان زیروبمی همراه است و زیروبمی  نشانه‌ی پایدار برجستگی تکیه­ای در بین هجاهای یک کلمه و یا ساخت واژگانی کلمات است (خانلری، 1337). لسته (1997: 114) معتقد است که برای بررسی تأثیر تکیه ابتدا باید خصوصیات ذاتی واکه­ها و همخوان­ها را درنظر گرفت. البته با آگاهی از این حقیقت که رابطه‌ی یک­به­یک بین تکیه و یک پارامتر اکوستیکی خاص وجود ندارد و فشار زیر چاکنایی با تکیه و تأکید مرتبط است، بنابراین واکه­هایی که مورد مقایسه قرار می­گیرند باید از یک نوع باشند. همچنین محیط قبل و بعد از واکه در هجای تکیه­بر و بدون تکیه باید یکسان باشد زیرا انرژی هسته‌ی هجا وابسته به ساختار سازه­ها می­باشد و سازه­ها با توجه به همخوان قبل و بعد از واکه تغییر می­کنند. به عقیده‌ی لسته (1977) می­توان تفاوت میان هجای تکیه­بر و بدون تکیه را با اندازه­گیری مشخصه­های آوایی زیر تعیین کرد:

- واکه­ها در هجاهای تکیه­بر نسبتاً در طیف بسامدی  انرژی بیشتری دارند

 - واکه­ها در هجاهای بدون تکیه بیشتر به واکه مرکزی شباهت دارند

- همخوان­ها و واکه­ها در هجاهای تکیه­بر نسبت به هجاهای بدون تکیه طولانی­تر هستند

- خصوصیت آوایی دیگر، مشخصه‌ی بسامد پایه می­باشد

هجاهای تکیه­بر حامل نواختی هستند که منحنی آهنگ را می­سازد. بولینجر (1958: 128) معتقد است هجای تکیه­بر هجایی است که توانِ داشتن تکیه زیروبمی را دارد. حضور تکیه زیروبمی به جایگاه کلمه در ساختار آهنگ و عوامل بافتی بستگی دارد. گوسن­هاون (2004: 18) بر این اعتقاد است که قوی­ترین نشانه‌ی وجود تکیه بسامدِ پایه می­باشد. در این تحقیق سعی بر آن است تا همبسته­های آوایی تکیه در زبان فارسی بررسی گردد.

 

2. روش تحقیق

این پژوهش در چارچوب واج­شناسی آزمایشگاهی در سطح تولید جهت تحلیل صوت­شناختی داده­ها انجام شده است.در این تحقیق متغیرهای مستقل عبارتند از اثر تکیه (تکیه­بر – بدون تکیه) و اثر استفهامی (خبری- سؤالی). تمامی این متغیرها، کیفی اسمی می­باشند. متغیّرهای وابسته در این تحقیق، دیرش همخوان و واکه، دیرش رهش همخوان، انرژی واکه /ɑ/ در هجای اول و واکه‌ی /e/ در هجای دوم، مرکز ثقل طیفی (center of gravity) رهش همخوان­ انسدادی لبی /b/ و همخوان سایشی بیواک /ʃ/، بسامد سازه­های اول، دوم و سوم واکه­های /ɑ/ و /e/ و بسامد پایه  واکه­های /ɑ/ و /e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی هستند. تمامی متغیرهای وابسته به­صورت عددی پیوسته می­باشند.

 

2-1. شرکت­کنندگان

شرکت­کنندگان عبارتند از شش گویشور مرد و شش گویشور زن که همگی تحصیلکرده و به زبان فارسی معیار به عنوان زبان اول سخن می­گفتند. میانگین سن شرکت­کنندگان 28 سال و انحراف معیار سن آنان 66/3 می­باشد که بین 22 تا 33 سال سن داشتند.

 

2-2. داده­ها

با توجه به اینکه در زبان فارسی تکیه بر روی هجای آخر کلمه قرار می­گیرد و پی­چسب­ها تکیه نمی­گیرند (لازار، 1992)، یک جفت کمینه شامل گروه پی­چسب (clitic group) "تاب-ش" (تاب او) و کلمه‌ی واجی (phonological word) "تابش" (انعکاس نور) در جایگاه مسند جمله‌ی «اون- مسند-فعل ربطی» قرار داده شدند. جمله­های موردنظر به­صورت خبری و سؤالی به عنوان داده­های آزمون انتخاب شدند. برای نشان دادن جمله‌ی خبری، در انتهای جمله نقطه (.) و برای نشان دادن جمله‌ی استفهامی در انتهای جمله علامت سوال (؟) قرار داده شد. جمله­های موردنظر به خط فارسی نوشته شد و در اختیار شرکت­کنندگان قرار گرفت، مثال (1).

(1)         الف. خبری

    اون تابشه.              اون تاب-شه.

    ب. سؤالی

    اون تابشه؟             اون تاب-شه؟

ضبط داده­ها در محیط آزمایشگاه تخصصی زبان­شناسی دانشگاه تهران در سکوت کامل انجام شد. برای  ضبط رقمی صدا از نرم­افزار پرات و میکروفون Shure استفاده شد. فاصله میکروفون از دهان شرکت­کنندگان 20 سانتی­متر و میکروفون به شکل مورب قرار گرفت. با استفاده از نرم­افزار پرات متغیرهای دیرش، انرژی، بسامد سازه­های اول، دوم و سوم، مقدار بسامد پایه‌ی هجای اول و دوم و مرکز ثقلِ طیفی آن­ها اندازه­گیری شد.

 

2-3. تجزیه و تحلیل صوت­شناختی

به منظور تحلیل داده­ها از نرم­افزار پرات ویرایش 3. 2. 5 استفاده شد. با استفاده از این نرم­افزار می­توان به طور همزمان موج صوتی و طیف­نگاشت را تجزیه و تحلیل کرد. ابتدا برای هر جمله یک شبکۀ متنی(Text Grid)   ساخته شد، شکل­ (1). برای ساختن شبکه‌ی متنی استفاده‌ی همزمان از طیف­نگاشت و موج صوتی به دقت اندازه­گیری کمک­ می­کند. در شبکه‌ی متنی ابتدا مرز بین همخوان، واکه و رهش همخوان مشخص شد و برای هر آوا برچسب خاصی مشخص شد، برای مثال (ec) نشان­دهنده‌ی واکه‌ی پی­چسب و(tb) نشان­دهندۀ رهش همخوان­ [t] می­باشند. سپس با استفاده از برنامه­نویسی رایانه­ای دیرش همخوان و واکه، دیرش رهش همخوان، انرژی واکه، میزان بسامد سازه­های اول، دوم و سوم، بسامد پایه و مرکز ثقل طیفی اندازه­گیری شد. استفاده از برنامه‌ی رایانه­ای (script)  سرعت عمل را بالا می­برد به این ­صورت­ که دیگر نیازی به اندازه­گیری مشخصه­ها در هر جمله به طور جداگانه نمی­باشد.

 

 

 

شکل1) نمونه‌ی یک طیف­نگاشت و شبکه‌ی متنی برای جمله‌ی شامل گروه پی­چسب «اون تابِشه»

 

2-4. شیوه‌ی تجزیه و تحلیل آماری

با استفاده از انگاره‌ی آماری اندازه­گیری مکرر (repeated measure ANOVA) می­توان به مقایسه‌ی چند میانگین همبسته در بیش از دو گروه پرداخت. با توجه به ­اینکه این تحقیق یک مقایسه‌ی چند سطحی است و در آن چندین متغیر مستقل و وابسته وجود دارد، جهت مقایسه‌ی متغیرهای وابسته در طی تکرارهای متوالی با توجه به بررسی اثر متغیرهای مستقل بر وابسته از این آزمون استفاده شد. به­منظور تکمیل آزمون اندازه­گیری مکرر، آزمون تعقیبی بنفرونی جهت مقایسه‌ی دوتایی در هر فرضیه‌ی جداگانه استفاده می­شود. در این تحقیق از نرم­افزار SPSS ویرایش 17 برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیرهای وابسته استفاده شد.

 

3. آمار توصیفی

در این بخش شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای مقادیر متغیرهای وابسته ارائه می­شوند.

 

3-1. دیرش

در این بخش شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای دیرش همخوان­های /b, ʃ/، رهش همخوان­های /t , b/ و واکه­های /ɑ/ و /e/ با توجه به گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی در هر یک از جمله­های خبری و سؤالی نمایش داده می­شود.

 

جدول 1: شاخص­های آماری دیرش واکه­ و همخوان­ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله‌ی خبری (12=n)

شاخص   آماری

سطح نوایی

ʃ

e

b

(burst­)

b

 

ɑ

t   (burst)

 

 

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه

پی­چسب

15/135

(35/14)

82/98

(54/18)

08/7

(2/1)

05/50

(80/7)

80/165

(67/15)

09/84

 (81/18)

کلمه واجی

70/128

(20/18)

20/105

(65/11)

9/7

(28/2)

04/65

(11/15)

62/154

(12/18)

74/63

(02/26)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه

پی­چسب

50/53

(159-106)

57

(125-67)

6

(10-4)

33

(68-35)

32

(187-135)

56

(112-56)

کلمه واجی

67

(166-98)

5/40

(124-83)

8

(13-5)

50/5

(99-49)

64

(181-117)

5/87

(114-27)

 

 

 

جدول 2: شاخص­های آماری دیرش واکه و همخوان در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله‌ی سؤالی (12=n)

شاخص   آماری

سطح نوایی

ʃ

e

b

(burst)

b

ɑ

T (burst)

 

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه

پی­چسب

126

(95/16)

12/99

(88/23)

60/6

(83/1)

16/44

(29/9)

87/142

(08/20)

70/60

(11/22)

کلمه واجی

50/124

(03/13)

48/99

(90/17)

22/7

(37/1)

33/46

(12)

22/145

(15/22)

52/52

(97/15)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه

پی­چسب

59

(152-93)

81

(154-73)

5

(9-4)

31

(67-36)

50/96

(5/180-84)

71

(103-5/32)

کلمه واجی

50/44

(151-5/106)

60

(140/80)

5

(10-5)

43

(65-22)

73

168-95)

61

(88-27)

 

با توجه به داده­های جدول­های (1) و (2) و مقایسه‌ی مدت زمان دیرش همخوان و واکه در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی و در جمله­های خبری و سؤالی، مشاهده می­شود که دیرش رهش همخوان انسدادی لثوی بیواک /t/ بیشتر از دیرش آن در کلمه‌ی واجی است و دیرش واکه‌ی /e/، همخوان /b/ و رهش همخوان /b/ در کلمه‌ی واجی بیشتر از دیرش آنها در گروه پی­چسب است. دیرش واکه‌ی /ɑ/ در همه‌ی موارد در گروه پی­چسب بیشتر از دیرش آن در کلمه‌ی واجی است. دیرش همخوان­ها و واکه­ها در هجای اولِ گروه پی­چسب بیشتر از دیرش آن­ها در هجای اول کلمه‌ی واجی می­باشد و مدت زمان دیرش همخوان و واکه در هجای دومِ کلمه‌ی واجی بیشتر از دیرش آنها در هجای دومِ گروه پی­چسب است.

 

3-2. انرژی واکه

در این بخش شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای انرژیِ واکه­های /ɑ/ و /e/ در هجای اول /tɑ/ و هجای دوم/eb/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی در جمله­های خبری و سؤالی نمایش داده می­شود.

 

جدول 3: شاخص­های آماری  انرژی واکه /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» (12=n) در جمله‌ی خبری

دامنه تغییرات (بیشینه-کمینه)

میانگین(انحراف معیار)

ساختار نوایی

5/27(60/88-55/61)

33/74(04/8)

گروه پی­چسب

95/29(70/83-75/53)

20/69(85/7)

کلمه واجی

 


جدول4: شاخص­های آماری  انرژی واکه /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» (12=n) در جمله‌ی سؤالی

ساختار نوایی

میانگین(انحراف معیار)

دامنه تغییرات (بیشینه-کمینه)

گروه پی­چسب

12/72(54/8)

20/27(80/88-60/61)

کلمه واجی

71/69(66/8)

87/28(70/86-83/57)

 

با توجه به داده­های جدول (3) و (4)، میانگین­های متغیر انرژی در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی در هر یک از جمله­های خبری و سؤالی نشان می­دهد واکه /ɑ/ در گروه پی­چسب انرژیِ بیشتری دارد.

 

 جدول 5: شاخص­های آماری متغیر انرژی واکه‌ی /e/  در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی«تابش» (12=n) در جمله‌ی خبری

دامنه تغییرات (بیشینه- کمینه)

 میانگین(انحراف­معیار)

ساختار نوایی

10/27(60/82-50/55)

89/67(70/7)

گروه پی­چسب

30/25(80/79-50/54)

25/68(15/8)

کلمه واجی

 

 

جدول 6: شاخص­های آماری متغیر انرژی واکه‌ی /e/  در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی«تابش» (12=n) در جمله‌ی سؤالی

 دامنه تغییرات (بیشینه- کمینه)

 میانگین(انحراف­معیار)

ساختار نوایی

گروه پی­چسب

05/68(39/7)

40/24(50/81-10/57)

کلمه واجی

69/69(75/8)

20/25(06/83-40/58)

 

همچنان‌که در جدول (5) و (6) مشاهده می­شود در جمله­های خبری و سؤالی انرژی واکه‌ی /e/ در هجای دوم کلمه‌ی واجی نسبت به انرژی آن واکه در هجای دوم گروه پی­چسب بیشتر است.

 

3-3. مرکز ثقل طیفی

در این بخش، شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای مرکز ثقل طیفیِ[1]رهش همخوان­های انسدادی واکدار /b/ و مرکز ثقل طیفیِ همخوان سایشی بیواک /ʃ/ در جمله­های خبری و سؤالی نمایش داده می­شود.

 

جدول 7:  شاخص­های آماری مرکز ثقل طیفی برای رهش همخوان­ انسدادی واکدار /b/ و همخوان سایشی بیواک /ʃ/ در جمله­های خبری (12=n)

شاخص­آماری   

ساختار نوایی

ʃ

b-burst

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

15/4515(29/298)

99/721(93/239)

کلمه واجی

18/4475(08/322)

43/902(05/312)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

1073(5089-4016)

801(1230-429)

کلمه واجی

1004(4957-3953)

1112(1549-437)

 

جدول8: شاخص­های آماری مرکز ثقل طیفی برای رهش همخوان انسدادی واکدار /b/ و همخوان سایشی بیواک /ʃ/ در جمله­های سؤالی (12=n)

شاخص­آماری   

ساختار نوایی

ʃ

b-burst

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

91/4547(53/282)

95/736(21/275)

کلمه واجی

70/4450(09/398)

25/761(97/265)

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

951(5090-4139)

945(1267-322)

کلمه واجی

1427(5149-3722)

989(1467-478)

 

با توجه به میانگین­های ارائه­شده در جدول­های (7) و (8) و مقایسه میانگین مرکز ثقل طیفی در کلمه‌ی واجی و گروه پی­چسب و در جمله­های خبری و سؤالی، مشخص است که میانگین مرکز ثقل رهش همخوان­ /b/ در کلمه‌ی واجی بیشتر است. در­صورتی­که میانگین مرکز ثقل طیفیِ همخوان سایشی بیواک /ʃ/ در گروه پی­چسب از میانگین مرکز ثقل طیفیِ آن همخوان در کلمه‌ی واجی بیشتر است.

 

3-4. بسامد سازه­های اول، دوم و سوم  

در این بخش شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای بسامد سازه­های اول، دوم و سومِ واکه­های /ɑ/ و /e/ در گروه پی­چسب و کلمه واجی در جمله­های خبری و سؤالی نمایش داده می­شود.

 

 جدول 9:  شاخص­های آماری  بسامد سازه‌ی اول، دوم و سوم واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های خبری(12=n)

شاخص   آماری

ساختار نوایی

F3

F2

F1

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه­پی­چسب

44/2821(36/283)

67/1179(28/287)

29/646(57/65)

کلمه واجی

32/2833(33/277)

86/1205(68/234)

43/627(71/55)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

50/1019(3319-2300)

308(1283-975)

50/201(734-532)

کلمه واجی

949(3228-5/2278)

878(1867-989)

204(728-524)

 

 

جدول 10: شاخص­های آماری  بسامد سازه‌ی اول، دوم و سوم واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های سؤالی (12=n)

شاخص   آماری   

ساختار نوایی

F3

F2

F1

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

16/2823(47/291)

41/1110(72/146)

29/625(14/87)

کلمه واجی

69/2897(17/258)

20/1186(50/156)

13/625(58/60)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

935(3342-2407)

445(1349-904)

270(800-530)

کلمه واجی

67/1015(3303-2287)

531(1532-1001)

192(727-535)

 

با توجه به داده­های جدول (9) و (10)، در جمله­های خبری و سؤالی میانگین بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب در مقایسه با میانگین بسامد سازه‌ی اول آن در کلمه‌ی واجی بیشتر می­باشد و میانگین بسامد سازه‌ی دوم و سوم  آن در کلمه‌ی واجی نسبت به میانگین آن در گروه پی­چسب بیشتراست.

 

جدول 11: شاخص­های آماری  بسامد سازه‌ی اول، دوم و سوم واکه‌ی /e/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های خبری (12=n)

شاخص   آماری

ساختار نوایی

F3

F2

F1

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

75/2818(37/198)

39/1992(10/200)

96/444(94/41(

کلمه واجی

17/2832(67/206)

46/1985(12/183)

09/432 (23/44)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

603(3145-2542)

50/662(2330-1668)

142(511-396)

کلمه واجی

686(3204-2518)

50/543(2268-1725)

140(517-377)

 

 

جدول 12: شاخص­های آماری  بسامد سازه‌ی اول، دوم و سوم واکه‌ی /e/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های سؤالی (12=n)

شاخص   آماری

ساختار نوایی

F3

F2

F1

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

95/2820(07/250)

79/1933(76/203)

45/424(07/56)

کلمه واجی

48/2824(43/196)

97/1933(99/185)

79/450(88/51)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

724(3185-2461)

0/573(5/2257-1684)

191(524-333)

کلمه واجی

572(3145-2573)

527(2172-1645)

153(536-383)

 

مقایسه‌ی بسامد سازه­های اول، دوم و سوم در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی در جدول (11) و (12)  نشان می­دهد که در جمله‌ی خبری مقدار بسامد سازه­های اول و دوم در گروه پی­چسب بیشتر از مقدار آن در کلمه‌ی واجی بوده و مقدار بسامد سازه‌ی سوم در کلمه‌ی واجی بیشتر از مقدار آنها در گروه پی­چسب است. در جمله‌ی سؤالی میانگین بسامد سازه­های اول و دوم و سومِ واکه‌ی /e/ در کلمه‌ی واجی بیشتر از میانگین آن­ها در گروه پی­چسب است.

 

3-5. بسامد پایه

در این بخش شاخص­های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و مقادیر کمینه و بیشینه برای بسامد پایه‌ی واکه­های /ɑ/ و /e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی در جمله­های خبری و سؤالی نمایش داده می­شود.

 

جدول13: شاخص­های آماری میانگین F0 واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش»  در جمله­های خبری (12=n)

شاخص   آماری   

ساختار نوایی

       میانگین

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

70/226(50/50)

کلمه واجی

06/186(75/45)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

178(133-311)

کلمه واجی

33/158(114-33/272)

 

جدول 14: شاخص­های آماری میانگین F0 واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های سؤالی (12=n)

شاخص   آماری   

ساختار نوایی

       میانگین

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

14/244(22/71)

کلمه واجی

78/197(04/53)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

158(128-286)

کلمه واجی

40/171(144-40/315)

 

داده­های جدول (13) و (14) نشان می­دهد که میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /ɑ/ در جمله­های خبری و سؤالی درگروه پی­چسب بیشتر از میانگین بسامد پایه‌ی آن واکه در کلمه‌ی واجی است.

 

جدول 15: شاخص­های آماری میانگینF0  واکه‌ی /e/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های خبری (12=n)

شاخص   آماری    

ساختار نوایی

       میانگین

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

12/169(54/34)

کلمه واجی

94/181(32/52)

دامنه­تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

75/139(99-75-238)

کلمه واجی

33/202(96-33/298)

 


جدول 16: شاخص­های آماری میانگینF0  واکه‌ی /e/ در گروه پی­چسب «تاب-ش» و کلمه‌ی واجی «تابش» در جمله­های سؤالی (12=n)

شاخص   آماری   

ساختار نوایی

       میانگین

میانگین

(انحراف­معیار)

گروه پی­چسب

25/194(87/37)

کلمه واجی

31/230(35/58)

دامنه‌تغییرات

(کمینه-بیشینه)

گروه پی­چسب

158(128-286)

کلمه واجی

40/171(144-40/315)

 

داده­های جدول (15) و (16)  نشان می­دهد که میانگین بسامد پایه واکه‌ی /e/ در جمله­های خبری و سؤالی در کلمه‌ی واجی بیشتر از میانگین بسامد پایه‌ی آن واکه در گروه پی­چسب است.

 

4. آمار تحلیلی

به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها و نسبت­دادن نتایج نمونه به جامعه‌ی کلمه‌ی واجی و گروه پی­چسب از آمار تحلیلی استفاده شد تا بتوان بر اساس آن فرضیات مربوط به تحقیق را رد یا قبول کرد. برای تحلیل داده­ها در این مطالعه، آزمون اندازه­گیری­های مکرر انتخاب شد. سطح معنی­داری برای آزمون اندازه­گیری­های مکرر 05/0=α در نظر گرفته شد. با این حساب فاصلۀ اطمینان برای آزمون 95 درصد بود. چنانچه مقدار p-value آزمون اندازه­گیری­های مکرر کمتر از 05/0 می­شد برای آزمون­های تکمیلی به منظور مقایسه دیرش، انرژی، مرکز ثقل طیفی، سازه­های اول، دوم و سوم و بسامد پایه از آزمون بنفرونی استفاده شد. زمانی که p-value آزمون اندازه­گیری­های مکرر کمتر از 05/0 است، بدین معناست که از چند حالت مقایسه­ای بنفرونی حداقل یک حالت دارای اختلاف معنی­دار است. مباحث مربوط به آمار تحلیلی در پنج مرحله مورد بحث و بررسی قرار می­گیرند: دیرش همخوان و واکه، متغیر انرژیِ واکه­های تشکیل­دهندۀ گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی، مرکز ثقل طیفی رهش همخوان­ انسدادی واکدار /b / و همخوان سایشی بی­واک /ʃ/، بسامد سازه­های اول، دوم و سوم و میانگین بسامد پایه در واکه­های تشکیل­دهندۀ گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی.

 

4-1. دیرش

با توجه به سطح معنی­داری بدست­ آمده برای اثر تکیه (001/0 = p‚44/20 =(11‚1)F) و اثر استفهامی (012/0=p ‚ 07/9=(11‚1)F) می­توان عنوان نمود که مقدار دیرش رهش همخوان انسدادی لثوی بیواک در گروه واژه­بست و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است. با توجه به مقادیر زمان تولیدشده برای رهش همخوان انسدادی لثوی بیواک /t/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی، مشاهده می­شود که بر اساس دیرش رهش همخوان انسدادی لثوی بیواک می­توان بین دو گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی تفاوت قائل شد. نتایج آزمون­های تکمیلی بنفرونی نشان داد که میانگین دیرش رهش همخوان /t/ به اندازه 15/5 هزارم­ثانیه در گروه پی­چسب بیشتر از میانگین دیرش رهش آن در کلمه‌ی واجی بوده و میانگین دیرش آن در جمله‌ی خبری به اندازه‌ی 08/5 هزارم­ثانیه نسبت به میانگین دیرش آن در جمله‌ی سؤالی بیشتر است.

با توجه به سطح معنی­داری به­دست­آمده برای اثر استفهامی (013/0=p ‚70/8 =(11‚1)F) می­توان عنوان نمود در جمله‌ی خبری، میانگین دیرش واکه /ɑ/37/8 هزارم­ثانیه نسبت به میانگین دیرش آن واکه در جمله‌ی سؤالی بیشتر است. دیرش آن واکه در گروه پی­چسب بیشتر از دیرش آن در کلمه‌ی واجی است. با توجه به میانگین دیرش بست همخوان­ /b / در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی، مشاهده می­شود که بر اساس تکیه می­توان بین دیرش بست همخوان­های /b / تمایز قائل شد بدین­صورت­که در کلمه‌ی واجی دیرش بست همخوان­ /b/ در کلمه‌ی واجی 83/6 هزارم­ثانیه بیشتر از دیرش بست آنها در گروه پی­چسب است (004/0=p ‚23/13=(11‚1)F). با توجه به سطح معنی­داری به­دست­آمده برای اثر تکیه (031/0=p ‚13/6=(11‚1 )F ) می­توان عنوان نمود که دیرش رهش همخوان­ انسدادی لبی واکدار 94/1 هزارم­ثانیه بیشتر از دیرش رهش آن­ها در گروه پی­چسب است (031/0=p). با توجه به سطح معنی­داری به­دست­آمده برای اثر تکیه (028/0=p ‚43/6=(11‚1)F) می­توان عنوان نمود که دیرش واکه‌ی /e/ بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است، ولی صرف­ِنظر از آوای تولیدشده نوع جمله هیچگونه تأثیری بر دیرش آن واکه ندارد. آزمون­های تکمیلی بنفرونی نشان می­دهند که میانگین دیرش واکه /e/ در گروه پی­چسب 07/5 هزارم­ثانیه کمتر از میانگین دیرش آن واکه در کلمه‌ی واجی است. با توجه به سطح معنی­داری به­­دست­آمده برای اثر استفهامی (003/0=P ‚67/14=(11‚1)F) می­توان عنوان نمود که دیرش همخوان /ʃ/  بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است. آزمون­های تکمیلی چندگانه بنفرونی نشان می­دهد که در گروه پی­چسب، میانگین دیرش آن همخوان در جمله‌ی سؤالی 58/6 هزارم­ثانیه بیشتر از میانگین دیرش آن در جمله‌ی خبری است.

 

 4-2.  بسامد سازه­های واکه‌ها‌ی /ɑ/ و /e/

در این بخش اثر تکیه و استفهامی بر میانگین بسامد سازه­های اول، دوم و سوم واکه‌ی /ɑ/ و /e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی مقایسه می­شود. با توجه به سطح معنی­داری به­­دست­­آمده برای اثر تکیه (022/0=p ‚07/7 = (11,1)F) در مقایسه‌ی میانگین بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /ɑ/ گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی توسط آزمون اندازه­گیری­های مکرر (12=n) می­توان عنوان نمود که بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /ɑ/ بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی تفاوت معنی­داری دارد. آزمون­های تکمیلی چندگانه بنفرونی نشان می­دهد که در گروه پی­چسب، میانگین بسامد سازه‌ی اول 38/18 هرتز بیشتر از میانگین بسامد سازه‌ی اول آن واکه در کلمه‌ی واجی است.

همچنین با توجه به سطح معنی­داری به­­دست­آمده برای اثر تکیه (007/0= p ‚91/10 = ((11,1)F) در مقایسه میانگین مقدار بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /e/  بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی توسط آزمون اندازه­گیری مکرر (12=n) می­توان عنوان نمود که بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /e/ در هجای دوم گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی تفاوت معنی­داری دارد. آزمون­های تکمیلی چندگانه بنفرونی نشان می­دهد که در گروه پی­چسب، میانگین بسامد سازه‌ی اول واکه‌ی /e/ 84/18 هرتز کمتر از میانگین آن در کلمه‌ی واجی است.  با توجه به مقادیر بسامد سازه‌ی دوم و سوم تولیدشده برای واکه‌ی /ɑ/ و واکه‌ی /e/ در هجای دوم گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی، مشاهده می­شود بر اساس بسامد سازه‌ی دوم و سوم نمی­توان بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی تفاوت قائل شد.

 

4-3. انرژی واکه­های /ɑ/ و /e/

با توجه به سطح معنی­داری به­دست­آمده برای اثر تکیه (049/0=p  , 04/ 5 = (11,1)F) و اثر استفهامی (003/0=p ,92/15= (11,1)F) می­توان عنوان نمود که انرژی واکه‌ی /e/ بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است (049/0=p). بدین­صورت­که میانگین انرژی واکه‌ی /e/ در کلمه‌ی واجی 64/1 دسی­بل بیشتر از میانگین انرژی آن واکه در گروه پی­چسب است. در جمله‌ی خبری نیز میانگین انرژی واکه‌ی /e/ 44/2 دسی­بل کمتر از میانگین انرژی آن در جمله‌ی سؤالی است. میانگین انرژی آن واکه در گروه پی­چسب کمتر از مقدار آن در کلمه‌ی واجی می­باشد.

همچنین اثر تکیه و استفهامی بر میانگین انرژی واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی مقایسه شد. با توجه به سطح معنی­داری به­­دست­آمده برای اثر تکیه (034/0= ,p89/5 =(11,1)F) می­توان عنوان نمود که انرژی واکه‌ی /ɑ/ بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است. آزمون تعقیبی بنفرونی نشان می­دهد که انرژی واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب به اندازه 06/2 دسی­بل از انرژی آن واکه در کلمه‌ی واجی بیشتر است. همچنین انرژی واکه‌ی /ɑ/ در جمله‌ی خبری بیشتر از انرژی آن واکه در جمله‌ی سؤالی است.

 

4-4. مرکز ثقل

در این بخش اثر تکیه و و استفهامی بر میانگین مرکز ثقلِ رهش همخوان­های /b/ و مرکز ثقل همخوان /ʃ/  در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی بررسی می­شود. نتایج به­دست­آمده از آن نشان داد که هیچ تفاوت معنی­داری در مرکز ثقل رهش همخوان /b/ و همخوان /ʃ/ در جایگاه تکیه­بر و بدون تکیه وجود ندارد.

 

4-5.  بسامد پایه

در این بخش، اثر تکیه و استفهامی بر میانگین بسامد پایه واکه‌ی /ɑ/ و/e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی مقایسه می­شود. با توجه به سطح معنی­داری به­­دست­آمده برای اثر تکیه (000/0=p , 35/21=(11,1)F) و اثر استفهامی (016/0=p ,38/8=(11,1)F) بر واکه‌ی /ɑ/ می­توان عنوان نمود که میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است. آزمون تعقیبی بنفرونی نشان می­دهد که میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /ɑ/ در گروه پی­چسب 48/31 هرتز بیشتر از میانگین بسامد پایه‌ی آن واکه در کلمه‌ی واجی است. همچنین میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /ɑ/ در جمله‌ی سؤالی 54/18 هرتز بیشتر از میانگین بسامد پایه‌ی آن واکه در جمله‌ی خبری است.

همچنین با توجه به سطح معنی­داری به­دست­آمده برای اثر تکیه (000/0=p , 60/31=(11,1)F) و اثر استفهامی (000/0=p ,75/55=(11,1)F) بر میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /e/ می­توان عنوان نمود که میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی دارای تفاوت معنی­داری است. آزمون تعقیبی بنفرونی نشان می­دهد که میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /e/ در کلمه‌ی واجی 33/27 هرتز بیشتر از میانگین بسامد پایه‌ی آن واکه در گروه پی­چسب است. در جمله‌ی سؤالی، میانگین بسامد پایه‌ی واکه‌ی /e/ 75/33 هرتز بیشتر از میانگین آن در جمله‌ی خبری است.

 

5. نتیجه­ گیری

در این تحلیل­ها عوامل تأثیرگذار بر دیرش همخوان و واکه، انرژی واکه، بسامد سازه‌ی اول، دوم و سوم، مرکز ثقل طیفی و بسامد پایه در هر یک از جمله­های خبری و سؤالی در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی بررسی می­شوند.

در این تحقیق، مقایسه‌ی دیرش همخوان و واکه در سطح تولید در هجای تکیه­بر و بدون تکیه نشان داد که دیرش رهش همخوان­های­ /t, b / و دیرش همخوان­ /b/ و واکه‌ی ­ /e/ در هجای تکیه­بر بیشتر از مقدار دیرش آنها در هجای بدون تکیه است.

به­منظور بررسی تأثیر تکیه بر کیفیّت واکه، بسامد سازه­های اول، دوم و سومِ واکه­های /ɑ/ و /e/ در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی مقایسه شد. نتایجِ تحقیق نشان داد که اثر تکیه بر بسامد سازه‌ی اول واکه­های /ɑ/ و /e/ معنی­دار است. بدین صورت که بسامد سازه‌ی اولِ واکه‌ی /ɑ/ در هجای تکیه­بر بیشتر از میانگین بسامد سازه‌ی اول آن واکه در هجای بدون تکیه است. موشامر و گنگ (2008) واکه‌ی /a/ را در جایگاه بدون تکیه بررسی کرده و ثابت کردند مقدار بسامد سازه‌ی اول در هجای تکیه­بر افزایش یافته و در جایگاه بدون تکیه کاهش می­یابد. همچنین میانگین بسامد سازه‌ی دوم واکه‌ی /e/ در هجای تکیه­بر بیشتر از میانگین آن در هجای بدون تکیه بیشتر است. درنتیجه واکه در هجای بدون تکیه کاهش یافته و هنگام تولید آن فک پایین به فک بالا نزدیک می­شود. نتایج این تحقیق نشان­دهنده‌ی گرایش واکه­ها به سوی واکه­های دیگر در هجاهای بدون تکیه می­باشد، که به این نوع کاهش، کاهش واکه­ای می­گویند (شیخ­ و بی­جن­خان 1389). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تفاوت بسامد سازه‌ی سومِ واکه‌ی /ɑ/ در هجای تکیه­بر و بدون تکیه بین گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی معنی­دار نیست. این وضعیت در راستای تحقیق رحمانی (1389: 90) است که نشان داده است شنوندگان زبان فارسی در درک واکه­ها به سازه‌ی سوم وابسته نیستند.

مقایسه‌ی انرژی واکه­های /ɑ/ و /e/ در جایگاه تکیه­بر و بدون تکیه نشان داد که انرژی واکه‌ی /ɑ/ و /e/ در هجای تکیه­بر بیشتر از انرژی آن واکه­ها در هجای بدون تکیه است. تحقیق برزیو (2007) تأییدی بر این وضعیت می­باشد. برزیو معتقد است که در زبان انگلیسی، انرژی واکه در جایگاه بدون تکیه کاهش یافته، برخی تمایزات آن خنثی شده و به واکه‌ی  [«]مبدل می­شود، بنابراین مشخصه­های افراشته یا افتاده­ بودن، پسین­ یا پیشین ­بودن و گردیِ واکه در جایگاه بدون تکیه به­درستی قابل درک نیست.

نتایج به­­دست­آمده از این تحقیق نشان داد که تکیه بر مرکز ثقل رهش همخوان­های /b/ و همخوان /ʃ/ تأثیر معنی­داری ندارد. اما گرچه این تفاوت معنی­دار نبود، مقدار مرکز ثقل طیفیِ آواهای موردنظر در آغاز هجای تکیه­بر بیشتر از مقدار مرکز ثقل طیفی آن واحدها در آغاز هجای بدون تکیه می­باشد.

نتایج حاصل از مقایسه‌ی میانگین بسامد پایه‌ی واکه­های /ɑ/ و /e/ در هجای تکیه­بر و بدون تکیه نشان داد که بیشترین مقدار بسامد پایه‌ی واکه‌ی /ɑ/ و /e/ متعلق به آن واکه­ها در هجای تکیه­بر و کمترین مقدار آن متعلق به آن واکه­ها در هجای بدون تکیه می­باشد. این وضعیت نشان­دهنده‌ی آن است که مقدار بسامد پایه‌ی واکه در هجای تکیه­بر بیشتر از مقدار آن در هجای بدون تکیه می­باشد. به عقیده‌ی گوسن­هاون (2004: 17) مهمترین همبسته‌ی آوایی تکیه، بسامد پایه است. تحقیق گوردون و رز (2006) تأئیدی بر این ادعا است که بسامد پایه همبسته‌ی معتبری برای تکیه می­باشد و تکیه بسامد پایه‌ی واکه را افزایش می­دهد.

نتایج حاصل از آزمون تولید نشان داد که در تمایز جایگاه تکیه در زبان فارسی، تفاوت دیرش، انرژی و بسامد پایه معنی­دار می­باشند، اما دیرش و انرژی همبسته­های معتبری برای تمایز هجای تکیه­بر از بدون تکیه نیستند. هنری (1984) نشان داده است درصورتی­که میانگین دیرش واکه یا همخوان مورد نظر 70­ هزارم­ثانیه باشد، اختلاف بین آن واحدها در هجای تکیه­بر و بدون تکیه باید 12 الی 16 هزارم­ثانیه باشد تا آن تفاوت درک شود. اَبل (1972) معتقد است برای میانگین دیرش 40 هزارم­ثانیه، 5 هزارم­­ثانیه اختلاف در هجای تکیه­بر و بدون تکیه و برای میانگین دیرش 100 هزارم­ثانیه، 10 هزارم­ثانیه تفاوت در هجای تکیه­بر و بدون تکیه لازم است تا آن تفاوت درک شود. اِلفنبین، اسمال و دیویس (1993) نیز ادعا کرده­اند که برای میانگین دیرش 100 هزارم­ثانیه، دیرش همخوان و واکه در هجای تکیه­بر و بدون تکیه باید 10-15 هزارم­ثانیه تفاوت داشته باشد تا تفاوت آن همخوان یا واکه در جایگاه تکیه­بر و بدون تکیه مشخص شود.

تحقیق لِوی (2005) نیز نشان داد درصورتی­که انرژیِ واکه در هجای تکیه­بر با انرژیِ واکه در هجای بدون تکیه حداقل 5 دسی­بل اختلاف داشته باشد، تفاوت تکیه در آن جایگاه درک می­شود. تحقیقِ جاسم، مورتون و استفان (1968) در زبان لهستانی نیز تأییدی بر این وضعیت است که اختلاف انرژی واکه در جایگاه تکیه­بر و بدون تکیه باید حداقل 6 دسی­بل باشد.

در این تحقیق نتایج حاصل از آزمون تولید نشان داد که اختلاف دیرش همخوان و واکه در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی کمتر از 10 هزارم­ثانیه است. همچنین حداکثر اختلاف انرژی واکه در گروه پی­چسب و کلمه‌ی واجی کمتر از 5 دسی­بل است. امّا بسامد پایه‌ی واکه در گروه پی­چسب نسبت به مقدار بسامد پایه‌ی واکه در کلمه‌ی واجی بیشترین تفاوت را نشان داد (ابوالحسنی­زاده، گوسن­هاون و بی­جن­خان، 2010). بنابراین در تمایز جایگاه تکیه در زبان فارسی، متغیرهای دیرش، انرژی و سازه­های اول و دوم در مقایسه با بسامد پایه اهمیّت کمتری دارند و بسامد پایه مهمترین نقش را دارد. به عقیدۀ فرای (1965)، اهمیّت سازه­های اول و دوم حتی از انرژی هم کمتر است.

 



[1] - مرکز ثقل طیفی با استفاده از برنامه رایانه­ای نوشته­شده (script) به طور خودکار در نرم­افزار PRAAT اندازه­گیری شد.

اسلامی، محرم. (1388). تکیه در زبان فارسی. دوفصل‌نامه‌ی علمی-پژوهشی پردازش علائم و داده‌ها، 1، صص  3- 12.

                 (1384) .واجشناسی: تحلیل نظام آهنگ زبان فارسی. تهران: سمت.

بی­جن­خان، محمود و نوربخش، ماندانا. (1385). واج‌شناسی نوایی و زبان فارسی، ویژه­نامه زبانشناسی، نامه‌ی پژوهشگاه، 14و15، صص    18-33.

رحمانی، حامد. (1389). آزمون­های درک گفتار. پایان­نامه‌ی کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.

سامعی، حسین. (1374) .تکیه‌ی فعل در زبان فارسی: بررسی مجدد. نامۀ فرهنگستان، 4، صص 6- 21.

شیخ­سنگ­تجن، شهین و بی­جن­خان، محمود. (1389). بررسی کاهش واکه­ای در زبان فارسی محاوره­ای. مجله‌ی پژوهش­های زبان­شناسی، صص 36-48.

ناتل­خانلری، پرویز. (1337). وزن شعر فارسی. چاپ 6. تهران: انتشارات توس.

وحیدیان­کامیار، تقی. (1347). تکیه در زبان فارسی. پایان­نامه‌ی دکترا. دانشگاه تهران.

 

Abel, Sh. M. (1972). Duration discrimination of noise and tone bursts. Journal of   the AcousticalSociety of America 51, 1219–1223.

Abolhasanizadeh, V., Gussenhoven, C. and Bijankhan, M. (2010). The position of clitics in Persian intonational structure. Proceedings of Speech Prosody (p. 7-11), Chicago. Speech Prosody 2010 100108:1-4, downloaded May 26, 2010 from http://speechprosody2010.illinois.edu/program.php#100108

Bolinger, D. L. (1958). A theory of pitch accent in English. Word 14, 109-149.

Burzio, L. (2007). Phonology and phonetics of English stress and vowel reduction. Language Sciences 29, 154–176.

Chodzko, A. (1852). Gramaire persane ou principles de l,iraniaen modern. Paris: Maisonneuve and Cie.

Elfenbein, J. L. Small, A. M. & Davis, J. M. (1993). Developmental patterns of duration discrimination. Journal of Speech and Hearing Research. 36, 842–849.

Fergussen, C. (1957). Word stress in Persian. Language 33, 123-135.

Fry, D. B. (1965). The dependence of stress judgments on vowel formant structure. Proceedings of the 5th International Congress  of Phonetic Sciences,  306-311. NewYork: Kager.

Gordon, M., and Rose, F. (2006). Émérillon Stress: A phonetic and phonological study. Anthropological Linguistics 48 (2), 132-168.

Gussenhoven, C. (2004). The Phonology of Tone and Intonation. Cambridge: Cambridge University Press.

Hayes, B. (1995). Metrical theory. Chicago: Chicago University Press.

Henry, F. M. (1984). Discrimination of the duration of a sound. Journal of Experimental Psychology 38, 734–743.

Hirst, D. (1998). Intonation in British English. in Hirst & Di Cristo (eds.). Intonation Systems : A Survey of Twenty Language, 56-77. Cambridge: Cambridge University Press.

Jassem, W., Morton, J., and Steffen-Batog, M. (1968). The perception of stress in synthetic       speech-like stimuli by Polish listeners. Speech Analysis and Synthesis 1, 289-308 .

Kahnemuyipour, A. (2003). Syntactic categories and Persian stress. Natural Language and Linguistics Theory  21(2), 333-379.

Lazard, G. (1992). Grammaire du Persian contemporain. Paris: librairie c.

Lehiste, I. (1977). Suprasegmentals. Massachusetts: The M.I.T press. 

Levi, S. V. (2005). Acoustic correlates of lexical accent in Turkish. Journal of the International Phonetic Association 35(1), 74-97.

Mehler, J. Jusczyk, P., Lambertz, G., Halsted, N., Bertoncini, J., and Amiel-Tison., C. (1988). A precursor language acquisition in young infants. Cognition 29, 147-178.

Mooshammer. C., and Geng, C. (2008). Acoustic and articulatory manifestations of vowel reduction in German. Journal of the International Phonetic Association  38, 117-136        

Nespor, M.,  and Vogel, I. (1986). Prosodic phonology. Dordrecht: Foris.

Pickett, J. M. (1999). The Acoustics of Speech Communication. Boston: Allyn and Bacon.

Small, A. M., and  Campnell, R. A. (1962). Temporal differential sensitivity for auditory stimuli. The American Journal of Psychology 75, 401–410.