بررسی حرف تعریف در گویش اردکان فارس در چارچوب نحو کمینه‌گرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد زبان‌شناسی

چکیده

مقاله حاضر به بررسی حرف تعریف و ساختار توزیعی آن در گویش اردکان فارس در چارچوب برنامه کمینه­گرا می­پردازد. بررسی داده­های زبانی گویش اردکان فارس نشان می­دهد که در ساختار گروه تعریف این گویش دو حرف تعریف معرفه حضور دارد که یکی از آن‌ها تنها به صفت متصل می­شود. هدف از انجام این پژوهش، تعیین جایگاه تولید مناسب برای حروف تعریف معرفه و نکره و تبیین چگونگی هم­آیی آن‌ها با دیگر عناصر گروه تعریف نظیر اسم، صفت، تکواژ جمع، اسم ملکی و صفت اشاره و رسیدن به ترتیب خطی مورد نظر در این گویش می­باشد. در این پژوهش، از گروه اضافه (EZ P) که دارای خاصیت تکرارپذیری می­باشد برای اضافه کردن بعضی از عناصر به یکدیگر در ساختار گروه تعریف استفاده می­شود. با وجود این­که نشانه اضافه در گویش اردکانی در بیشتر موارد فاقد نمود آوایی آشکار می­باشد، گروه اضافه در ساختار گروه تعریف این گویش تولید می­شود و نشانه اضافه­ در هسته آن قرار می­گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Definite and Indefinite Articles in Ardekani Dialect of Fars within the Minimalist Framework

نویسندگان [English]

  • Gholam Hosein Karimi Doostan 1
  • Vahide Tajalli 2
1 University of Tehran
2 University of Tehran
چکیده [English]

This paper investigates the distributional structure of definite and indefinite articles in Ardekani dialect of Fars Province within the Minimalist Framework. This study attempts to determine the positions of these elements in Ardekani dialect and explaine how they are ordered in Ezafe domain in order to form the Definite Phrase (DP) structure in this dialect. Investigating the linguistic data of Ardekani dialect reveals that there are two definite articles in the DP structure of this dialect, one of which can only adjoin to adjectives. Moreover, in this study the recursive Ezafe marker headed by Ezafe marker is produced in DP construction of this dialect in order to add some DP elements to each other in DP structure.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Definite Phrase
  • Definite Article
  • Indefinite Article
  • Minimalist Framework
  • Ezafe Phrase

1- مقدمه

هر سازه زبانی که هسته معنایی آن یک اسم باشد، گروه اسمی (NP) نامیده می­شود. در این گروه عناصری از مقولات دیگر مانند صفت­ها، حرف­های تعریف معرفه و نکره[1]، صفت­های اشاره[2] و سورها[3] می­توانند اسم هسته را همراهی کنند. ساختار گروه­های اسمی در سال­های اخیر مورد توجه زبان­شناسان زایشی بوده است. جکندوف[4] (1977) ساختار درونی گروه­های اسمی در زبان انگلیسی را با استفاده از نظریه ایکس- تیره توصیف می­کند. به اعتقاد او گروه‌های اسمی فرافکن­های صرفاً واژگانی و درون مرکز با یک هسته واحد از نوع اسم هستند و سایر عناصر موجود در این فرافکن­ها متمم و یا شاخص اسم هسته در سطوح مختلف ساختاری می­باشند. چامسکی (1986 و 1981) از نخستین کسانی بود که به وجود هسته‌های نقشی توجه نمود و سعی کرد که برای آن‌ها جایگاه نحوی ویژه‌ای در نظر بگیرد. وی در تحلیل خود از ساختار نحوی بندها عنوان کرد که فرافکن واژگانی فعلی (VP) تحت تسلط تعدادی فرافکن نقشی مانند گروه تصریف (IP) و گروه متمم­ساز (CP) قرار دارد. پس از آن زبان‌شناسان مختلفی به بررسی حوزه گسترش یافته گروه­های فعلی و همچنین اسمی پرداختند. ابنی[5] (1987) پیشنهاد می­کند گروه اسمی نمایشی از اسم به شمار آورده شود که تحت تسلط یک یا چند مقوله نقشی است. استول[6] (1989) بین DP و NP بر مبنای ارجاعی بودن[7] تمایز قائل می­شود. به اعتقاد او گروه تعریف ارجاعی است اما گروه اسمی نیست (کریمی، 15: 1999). در اثبات وجود مقوله نقشی در گروه اسمی، اجر[8] (2003) نیز اظهار می‌کند که در حقیقت هسته اصلی آن­چه که در گذشته گروه اسمی در نظر گرفته می‌شد، یک مقوله نقشی است که بالاترین مقوله نقشی در گروه اسمی است. وی با توجه به تناظر موجود میان گروه فعلی و گروه اسمی عنوان می‌کند که درست همانند گره زمان[9] که بالاترین گره نقشی در بندهاست، در گروه اسمی نیز بالاترین گروه نقشی، گروه حرف تعریف و بالاترین هسته، حرف تعریف می‌باشد.

این پژوهش به بررسی ساختار توزیعی حرف تعریف در گروه اسمی گویش اردکان فارس، درچارچوب برنامه کمینه­گرا پرداخته است. گویش اردکانی یکی از گویش­های زبان فارسی است که در شهر اردکان در استان فارس رایج است. بررسی داده­های مربوط به گروه تعریف در گویش اردکان فارس نشان می­دهد که ساخت این گروه در این گویش با توجه به ترکیب اجزا، حضور حرف تعریف و ویژگی­های توزیعی آن، نمود متفاوتی نسبت به برخی از زبان‌های ایرانی از جمله زبان فارسی دارد.

در ادامه، در بخش دوم به معرفی مفهوم معرفگی، حرف تعریف و انواع آن و چگونگی تظاهر آن در زبان فارسی معیار و همچنین گویش مورد نظر پرداخته می­شود. در بخش سوم هم­آیی صفت اشاره، نشانه جمع و اسم ملکی با حرف تعریف در ساختار گروه تعریف این گویش بررسی و جایگاه تولید مناسب برای هر یک از این عناصر و نحوه رسیدن به ترتیب خطی مطلوب نشان داده می­شود و در نهایت، بخش چهارم دربرگیرنده­ی خلاصه­ی نتایج این مطالعه خواهد بود.

 

2- حرف تعریف

معمول­ترین روش برای انتقال مفهوم معرفه یا نکره بودن استفاده از حروف تعریف معرفه و نکره است. برای مثال در زبان انگلیسی از حرف تعریف معرفه "the" برای ایجاد مفهوم معرفگی و از حرف تعریف نکره "a" برای نشان دادن نکره بودن استفاده می­شود، اما حروف تعریف در همه زبان­ها نمود آشکار ندارند و برخی زبان­ها از عناصر زبانی و یا بافتی دیگری برای ایجاد مفاهیم معرفه بودن و نکره بودن بهره می­برند. لاینز[10] (1999) ساخت­هایی را که با استفاده از حروف تعریف معرفه و نکره ساخته می­شوند، معرفه ساده و نکره ساده می­نامد.

 

2-1- حرف تعریف معرفه

کاربرد حرف تعریف معرفه به همراه گروه اسمی گویای این مطلب است که پدیده مورد نظر برای گوینده و شنونده (یا نویسنده و خواننده) قابل شناسایی است. زبان فارسی معیار (نوشتاری) فاقد حرف تعریف معرفه آشکار می­باشد اما در گویش اردکان فارس این حرف تعریف نمود آشکار دارد. گویش اردکانی دارای نشانه آشکار معرفگی – (e)ku می‌باشد که بعد از اسم یا گروه اسمی قرار می­گیرد.

(1)  الف -  xuna-ku                                 ب -   ketâb-eku

مع- خانه                                         مع- کتاب                  

خانه (معرفه)                                      کتاب (معرفه)                                            

در این گویش از نشانه معرفگی – u نیز استفاده می­شود که تنها به صفت اضافه می­شود. لازم به ذکر است که در گویش اردکانی نمود آوایی اضافه به الگوی هجایی اسم پایه بستگی دارد، بدین معنی که اگر الگوی آخرین هجای اسم پایه همخوان- واکه (CV) یا همخوان- واکه- همخوان (CVC) باشد، اضافه نمود آوایی نخواهد داشت اما در صورتی­که الگوی هجا همخوان- واکه- همخوان- همخوان (CVCC) باشد برای جلوگیری از التقای سه همخوان و به هم خوردن الگوی هجایی زبان فارسی، از واکه "e" بین دو واژه استفاده می­شود.[11]

(2) ʔorsi   sefid-u

مع-سفید   کفش      

کفشِ سفید (معرفه)   

این عبارت در زبان فارسی محاوره به این صورت بیان می­شود:

(3) kafš   sefid-e

مع-سفید    کفش   

کفشِ سفید (معرفه)  

همان­طور که سمیعیان (1983) و قمشی (2003) اشاره می­کنند، در زبان فارسی محاوره حرف تعریف معرفه هیچ­گاه با اسم خاص (4- الف) ، ضمیر (4- ب) و گروه اسمی حاوی اسم ملکی (4- ج) نمی­آید.

- الف  (4) *Hasan-a ro didam.

دیدم    را   مع-حسن                  

 

- ب           *ʔun-a ro xaridam.

خریدم    را   مع-آن                 

- ج          * [ketâb – e žiân]–a ro xaridam.  

خریدم    را  مع-  ژیان   اض-کتاب                   

 (قمشی 68: 2003)

معادل­های این جملات در گویش اردکانی نیز بدساخت می­باشند. اما چنان­که در مثال زیر مشاهده می­شود، در فارسی محاوره حرف تعریف معرفه­ای که بعد از صفت می­آید با اسم ملکی در توزیع تکمیلی نیست.

(5)  kafš   sefid-e-ye  Hasan

حسن   اض-مع-سفید    کفش    

در گویش اردکانی معادل این حرف تعریف –u است و اگر به جای آن از –eku استفاده شود، عبارت بدساخت می‌شود.  

(6)  - الف ?orsi   sefid-u Hasan

حسن    مع-سفید  کفش             

         - ب *?orsi sefid-eku Hasan

  حسن      مع-سفید    کفش                

حرف تعریف –u از لحاظ قدرت معرفگی ضعیف­تر از حرف تعریف –eku است و شاید یکی از دلایلی که می­تواند با اسم ملکی همراه شود، همین باشد. همچنین حرف تعریف –u به جز مفهوم معرفگی، معنای تمایزدهندگی را نیز در بر دارد. به عبارت دیگر، در نمونه (5) از فارسی محاوره و یا معادل آن در اردکانی (6- الف) این معنا را می­توان برداشت کرد که حسن کفش یا کفش­های دیگری به رنگ­ غیر از سفید دارد و اکنون هدف گوینده از به کار گرفتن حرف تعریف، اشاره به آن کفش بخصوص است.

قمشی (2003) در بررسی حرف تعریف معرفه در فارسی محاوره، تفاوت اساسی این حرف تعریف را با حرف تعریف معرفه انگلیسی در این می­داند که حرف تعریف معرفه فارسی تنها به اسم­های عام بدون توصیف­گر[12] متصل می‌شود. وی اظهار می­دارد که حرف تعریف معرفه در گروه اسمی حاوی صفت، نه بعد از اسم هسته و نه بعد از گروه اسمی حاوی صفت می­آید.

(7)  الف - ketâb-e bozorg-o xarid-am.

خریدم   را – بزرگ  اض – کتاب             

    ب     - *ketâb-e-ye bozorg-o xarid-am.

خریدم   را – بزرگ    اض-مع-کتاب                

        ج - *ketâb-e bozorg-a-ro xarid-am.

خریدم     را-مع-بزرگ     اض-کتاب              

(قمشی 69: 2003)

قمشی (2003) معتقد است استثنایی که برای این تعمیم وجود دارد این است که اسم و صفت با هم یک اسم مرکب تشکیل دهند. یعنی اینکه کسره اضافه بین اسم و صفت حذف شود و تکیه اصلی از روی توالی اسم و صفت به حرف تعریف منتقل شود.

(8)  [ketâb bozorg]-a-ro xaridam.

خریدم  را- مع-  بزرگ     کتاب        

 (قمشی 69: 2003)

اما چنین به نظر می­رسد که در جمله (8) نمی­توان از حذف کسره اضافه و انتقال تکیه نتیجه گرفت که واژه مرکب ساخته شده است. برای اثبات این موضوع رفتار نحوی "ketâb bozorg" را با واژه مرکب "pedarbozorg" مقایسه می‌کنیم.

چنان­که در مثال (9- الف) مشاهده می­شود، کاربرد هم­زمان حرف تعریف معرفه و اسم ملکی بعد از واژه "pedarbozorg" به بدساختی عبارت منجر می­شود اما بعد از " ketâb bozorg" می­توان حرف تعریف معرفه و اسم ملکی را با هم به­کار برد که به عقیده نگارندگان، نشان دهنده این است که ترکیب نحوی اسم وصفت بین این دو واژه حفظ شده و واژه مستقلی به وجود نیامده است. در واقع در مثال (9- ب)، حرف تعریف معرفه به صفت متصل شده اما در مثال (9- الف) به کل اسم مرکب افزوده شده است.

 

(9)  الف -  *pedarbozorg-e-ye Hasan

حسن    اض-مع-     پدربزرگ                  

         ب -   ketâb bozorg-e-ye Hasan

حسن  اض-مع- بزرگ  کتاب                  

از آزمون حذف می­توان برای اثبات این موضوع استفاده کرد. در نمونه (10- الف) اسم در قسمت دوم حذف شده است و عبارت خوش­ساخت است زیرا اسم در حوزه توصیفی حرف تعریف قرار ندارد اما در عبارت (10- ب) همان‌طور که مشاهده می­شود، نمی­توان این حذف را انجام داد.

(10)  الف -  ketâb  bozorg-e  na  kučik-e

مع-کوچک  نه  مع-بزرگ     کتاب                 

ب         -  *pedarbozorg-e  na  kučik-e

مع-کوچک  نه   مع-   پدربزرگ                    

طباطبایی (1382) یکی از روش­های تشخیص واژه مرکب از گروه نحوی را استفاده از تکواژ جمع می­داند که در پایان واژه (اسم یا صفت) می­آید.

(11)  الف -  *pedar-â-ye bozorg-e Hasan

حسن  اض-بزرگ    اض-جم-پدر                   

        ب -    ketâb-â-ye bozorg-e Hasan

حسن  اض-بزرگ  اض- جم–کتاب                               

با توجه به مثال (11- الف) بین دو قسمت واژه مرکب " pedarbozorg" نمی­توانیم تکواژ جمع بیاوریم اما در مثال (11- ب) می­بینیم که دو واژه " ketâb" و " bozorg" را می­توان با تکواژ جمع از هم جدا کرد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که " ketâb bozorg" در مثال (8)، نه یک واژه مرکب بلکه یک ترکیب نحوی متشکل از اسم و صفت می­باشد که کسره اضافه بین آن‌ها حذف شده است.

چنان­که عنوان شد، معادل حرف تعریفی که به همراه صفت و اسم ملکی به کار می­رود در گویش اردکانی –u می‌باشد و کاربرد حرف تعریف –eku عبارتی بدساخت به‌دست خواهد داد. این دو حرف تعریف تفاوت­هایی با یکدیگر دارند:

1-                 -eku بعد از اسم و صفت به‌کار می­رود (12- الف و ب) اما به همراه اسم ملکی استفاده نمی­شود (12- ج).

 

(12)   الف -  ?orsi-y-eku

مع-[13]هم-کفش      

کفش (معرفه)      

          ب -  ?orsi sefid-eku

مع-سفید   کفش      

کفش سفیدِ (معرفه)     

 

         ج  -  *?orsi sefid-eku Hasan

حسن   مع-سفید  کفش        

کفشِ سفیدِ (معرفه) حسن        

 

2-                 -u تنها بعد از صفت به­کار می­رود و همراه با اسم ملکی نیز می­تواند استفاده شود.

(13)  ?orsi sefid-u Hasan

حسن  مع-سفید  کفش

کفشِ سفیدِ (معرفه) حسن

     لازم به ذکر است که این دو حرف تعریف معرفه با یکدیگر در توزیع تکمیلی نیستند و گاهی برای تأکید همراه هم به­کار می­روند.

(14)  ?orsi sefid-u-w-eku

مع2 -هم–مع1 –سفید  کفش     

کفشِ سفید (معرفه)        

معمولاً حرف تعریف معرفه اصلی­ترین گزینه برای پر کردن هسته گروه تعریف (D) می­باشد، اما چنان­که دیدیم حرف تعریف معرفه در گویش مورد بررسی با حرف تعریف در زبان­هایی چون انگلیسی تفاوت­هایی دارد. در این گویش دو حرف تعریف معرفه وجود دارد که می­توانند با یکدیگر به­کار روند. حروف تعریف معرفه در انتهای گروه تعریف می­آیند و با صفات اشاره و سورها نیز در توزیع تکمیلی نیستند. حرف تعریف معرفه –e در فارسی محاوره نیز چنین ویژگی­هایی دارد. بسیاری از زبان­شناسانی که به بررسی ساختار گروه تعریف در زبان فارسی پرداخته­اند، هسته گروه تعریف را جایگاه تولید مفهوم معرفگی در زبان فارسی می­دانند (نظیر قمشی (1996) و معین­زاده (2001)). نمودارهای درختی ارائه شده توسط این زبان­شناسان تنها می­توانند ساختار گروه تعریف فارسی معیار که در آن حرف تعریف معرفه نمود آشکار ندارد را نمایش دهند اما در مورد فارسی محاوره که در آن حرف تعریف معرفه نمود آوایی دارد و در انتهای گروه تعریف قرار می­گیرد، این نمودارها قادر نیستند ترتیب خطی درست را نشان دهند. برای نمونه معین­زاده (2001) نمودارهای زیر را برای اسم معرفه در فارسی معیار (15- الف) و فارسی محاوره (15- ب) ارائه می‌دهد.

 

15-ب- اسم معرفه در فارسی محاوره (معین­زاده، 2001)

 

اما همان­طور که عنوان شد وی اشاره‌ای به حضور صفت در این ساخت و انتقال حرف تعریف به بعد از آن نمی­کند. به عبارت دیگر نمودار (15- ب) نمی­تواند ساختار عبارت "pesar bozorg-e" را نمایش دهد.

در بررسی جایگاه تولید حرف تعریف در گروه تعریف گویش اردکان فارس در این پژوهش فرافکن مجزایی (Def P) برای معرفگی در نظر گرفته می­شود که حرف تعریف معرفه اصلی (-eku) در هسته آن قرار می­گیرد. این هسته دارای مشخصه [ +def] می­باشد که این مشخصه را روی اسم هسته که در حوزه سازه­فرمانی آن است نیز ارزش­گذاری می­کند (16- الف). گروه معرفه دارای مشخصه [EPP] است که حضور یک اسم یا گروه اسمی را در جایگاه شاخص آن اجباری می­سازد. بنابراین گروه اسمی در طول اشتقاق برای بازبینی این مشخصه به شاخص گروه معرفه حرکت می­کند (16- ب).

 

 

 

در مثال (17) چگونگی اشتقاق اسم معرفه "کتاب" نشان داده شده است. چنان­که مشاهده می­شود، اسم "کتاب" در هسته گروه اسمی تولید می­شود و پس از آن گروه اسمی برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه معرفه به جایگاه شاخص آن حرکت می­کند و ترتیب خطی مطلوب حاصل می­شود.

 

 

 

 

حرف تعریف معرفه دوم -u در گروهی بر فراز­ Def P تولید می­شود. این لایه را def P می­نامیم که –u در هسته آن قرار می­گیرد. حرف تعریف –u که تنها به همراه صفت می­آید، دارای مشخصه تعبیرناپذیر [uAdj] است که در رابطه موضعی هسته- هسته با هسته صفتی آن را بازبینی می­کند.

 

 

 
   

 

 

به پیروی از مطالعاتی چون معین­زاده (2001) و کریمی­دوستان و باقری (1390) که یک گروه اضافه با خاصیت تکرارپذیری را مسلط بر توصیف­گرهای گروه اسمی در نظر می­گیرند، ما نیز قائل به وجود یک گروه اضافه (EzP) می‌شویم که نشانه اضافه در هسته آن قرار می­گیرد و دارای مشخصه تعبیرناپذیر [EPP] می­باشد که یک فرافکن بیشینه شامل اسم و یک یا چند توصیف­کننده را به جایگاه شاخص خود فرامی­خواند. این گروه اضافه، خود تحت تسلط گروه تعریف می­باشد. همان­طور که در نمودار (18) دیده می­شود، گروه معرفه کوچک پایین­تر از گروه صفتی قرار می­گیرد. صفت نیز یکی از توصیف­کننده­های اسم هسته می­باشد. همچنین در این تحلیل به پیروی از کهنمویی‌پور (2003) جایگاه تولید صفت­ها را در یک فرافکن نقشی قبل از اسم در نظر می­گیریم. ترتیب روساختی آن‌ها حاصل حرکت اسم به یک فرافکن نقشی قبل از صفت است. این فرافکن نقشی در تحلیل ما همان گروه اضافه است که گروه اسمی برای بازبینی مشخصه [EPP] به جایگاه شاخص آن حرکت می­کند.

همان­طور که در نمودار (19- ب) مشاهده می­شود، جایگاه تولید اسم و صفت به ترتیب در هسته­های گروه­های اسمی و صفتی است. پس از تولید، طبق نمودار (19- ج) گروه اسمی برای بازبینی مشخصه [EPP] خود به جایگاه شاخص گروه اضافه حرکت می­کند.

 

(19)  الف -  ?orsi   čarmi                     

چرمی     کفش              

 

 

                                                                             

همان­گونه که پیش­تر عنوان شد، گروه اضافه خاصیت تکرارپذیری دارد و این خاصیت امکان افزودن صفت­های بیشتری به گروه اسمی را فراهم می­آورد. چنان­که در نمودار درختی (20- ب) دیده می­شود، این عبارت از دو گروه اضافه تشکیل شده است. در گروه اضافه اول (Ez1P)، اسم و صفت اول با هم ادغام می­شوند و سپس صفت دوم با گروه اضافه­ی اول ادغام می­شود. در نهایت، همان­طور که در شکل (20- د) مشاهده می­شود، گروه اضافه اول که شامل یک اسم و یک توصیف­گر است برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه اضافه دوم (Ez2P) به شاخص آن حرکت می­کند.

(20)  الف -  ?orsi   čarmi  sefid

سفید   چرمی    کفش                 

 

 

کاربرد هر دو حرف تعریف در کنار هم در مثال و نمودار زیر مشاهده می­شود.

 

 

 

همان­طور که در نمودارهای (21- ب) و (21- ج) مشاهده می­شود، گروه اسمی ابتدا به جایگاه شاخص گروه تعریف و سپس به جایگاه شاخص گروه اضافه حرکت می­کند تا مشخصه [EPP] هسته­های این دو گروه را بازبینی کند. حرف تعریف –u نیز مشخصه تعبیرناپذیر [uAdj] خود را با هسته گروه صفت بازبینی می­کند.

 

2-2- حرف تعریف نکره

     برای ساختن گروه اسمی نکره در گویش اردکانی در بیشتر موارد ye به قبل و -i به بعد از اسم اضافه می­شود.

(22)  ye  ketâb-i

نک-کتاب   یک      

در فارسی معیار هر یک از این دو نشانه به تنهایی نیز به کار رفته و مفهوم نکره بودن را می­رسانند، اما در گویش اردکانی این نشانه­ها معمولاً به تنهایی در ساخت نکره به کار نمی­روند.

در مورد –i نکره در فارسی تحلیل­های متفاوتی وجود دارد. در این تحلیل قسمت دوم نشانه نکره در اردکانی یعنی –i را به دلیل شباهت­هایی که با حرف تعریف معرفه اصلی از لحاظ جایگاه ظهور و منتقل شدن به بعد از صفت دارد و همچنین در توزیع تکمیلی بودن این دو عنصر، در هسته Def P قرار می­دهیم. بنابراین هسته Def P دارای مشخصه  خواهد بود که این مشخصه را در رابطه موضعی با اسم هسته، روی آن ارزش­گذاری می­کند. قسمت اول حرف تعریف نکره ye را از آن­جا که هیچ عنصر دیگری نمی­تواند پیش از آن در گروه تعریف قرار گیرد، در هسته گروه تعریف قرار می­دهیم.

 

در نمودار (23- ب) ابتدا مشخصه [-def] هسته­ی Def P روی اسم "کتاب" ارزش­گذاری می­شود، سپس چنان­که در نمودار (23- ج) دیده می­شود، گروه اسمی برای بازبینی مشخصه [EPP] به جایگاه شاخص گروه معرفه حرکت می­کند. در ادامه به بررسی هم­آیی حروف تعریف با برخی دیگر از عناصر گروه تعریف می­پردازیم.

 

3- هم­آیی حروف تعریف با سایر عناصر گروه تعریف

3-1- صفت اشاره

یکی دیگر از توصیف­گرهای اسم صفت اشاره است. زبان­شناسانی چون جکندوف (1977) و اجر (2003) برای صفت­های اشاره و حروف تعریف جایگاه ساختاری واحدی در نظر گرفته­اند زیرا این دو توصیف­گر در برخی زبان­ها چون انگلیسی در توزیع تکمیلی­اند، اما این مطلب در مورد گویش اردکان فارس صادق نیست.

در گویش اردکانی صفت­های اشاره هیچ­گاه بعد از اسم هسته قرار نمی­گیرند. در واقع این صفت­ها پیش از اسم و همه توصیف­گرهای آن در گروه تعریف ظاهر می­شوند. همچنین این صفت­ها با حروف تعریف معرفه و سورها در توزیع تکمیلی نمی­باشند. در این گویش برای اشاره به نزدیک از "i" و برای اشاره به دور از "u" استفاده می شود. ما در این مطالعه جایگاه صفت اشاره را هسته گروه تعریف (D) در نظر می­گیریم.  

 

 

 (24)  الف - ?u  ketâb-eku               ب -

مع-کتاب   آن                   

آن کتاب (معرفه)                

 

 

 

   

 

عنصر دیگری که پیش­تر جایگاه آن را هسته گروه تعریف فرض نمودیم، قسمت اول حرف تعریف نکره ye بود که مانند صفت اشاره در ابتدای گروه تعریف قرار می­گیرد و عنصر دیگری نمی­تواند پیش از آن بیاید. علاوه بر این، این دو عنصر در گویش اردکانی هیچ­گاه با هم به­کار نمی­روند.

 

(25)  *?u  ye  ketâb-i

نک-کتاب  یک  آن         

*آن کتابی              

3-2- نشانه جمع

نشانه جمع در گویش اردکانی -al می­باشد. اگر اسم پایه به واکه ختم شود، از همخوان­های میانجی "y" یا "g" پیش از نشانه جمع استفاده می­شود.

(26)  الف -   ketâb – al                                            ب -  ?orsi – y – al

جم- هم-کفش                                                       جم-کتاب                   

کفش­ها                                                             کتاب­ها                      

حرف تعریف معرفه -e در فارسی محاوره، تنها به اسم­های مفرد متصل می­شود و همراهی آن با اسم­های جمع ترکیب بدساختی به دست می­دهد. به عبارت دیگر در فارسی محاوره حرف تعریف معرفه با نشانه جمع در توزیع تکمیلی است.

(27)  الف -  ketâb-e                                              ب -  *ketâb-a-e

مع-کتاب                                                               مع-جم-کتاب         

کتاب (معرفه)                                                                کتاب­ها (معرفه)  

برخلاف فارسی،در گویش اردکانی نشانه جمع با حرف تعریف معرفه و یا نکره در توزیع تکمیلی نیست.

(28)  الف -  ketâb-el-eku                                         ب -  ye  ketâb-el-i

مع-جم-کتاب                                                    نک-جم-کتاب   یک              

کتاب­ها (معرفه)                                                                     کتاب­هایی

بنابراین در این تحلیل گروه شمار (Num P) را در ساختار گروه تعریف بر فراز گروه اسمی در نظر می­گیریم که نشانه جمع در هسته آن قرار می­گیرد (29- الف). مشخصه تعبیرناپذیر [EPP] هسته این گروه باعث حرکت گروه اسمی به جایگاه شاخص آن می­شود (29- ب). نشانه جمع که همیشه به یک اسم متصل می­شود، دارای مشخصه [uN] می‌باشد که پس از حرکت گروه اسمی به شاخص گروه شمار، این مشخصه نیز در رابطه موضعی شاخص- هسته بازبینی می‌شود. پس از قرار گرفتن گروه اسمی در شاخص گروه شمار، وظیفه حرکت برای بازبینی سایر مشخصه­ها به گروه شمار محول می­شود. به عبارت دیگر به جای این­که گروه اسمی حرکت کند و مشخصه [EPP] هسته گروه معرفه یا گروه اضافه را بازبینی کند، گروه شمار این کار را انجام می­دهد.

 

(29)  الف -                                                                      ب -

  

 

 چنان­که اشاره شد، نشانه جمع در گویش اردکانی می­تواند با نشانه معرفه و نکره همراه شود (30-الف). با توجه به نمودار (30- ب)، گروه اسمی ابتدا برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه شمار به شاخص این گروه حرکت می­کند، سپس گروه شمار برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه معرفه، حرکت کرده و به شاخص آن می­رود.  

(30)  الف -  ketâb-al-eku                 ب -                 

مع-جم-کتاب                  

 

کتاب­ها (معرفه)               

 

 

 

ج                      -

 

 

 

 

3-3- اسم ملکی

برخلاف صفت، اسم ملکی قابلیت تکرارپذیری ندارد و در عبارت­های اسمی گویش اردکانی تنها یک اسم ملکی می­تواند حضور داشته باشد که البته خود می­تواند با توصیف­گرهایی همراه شود. در این گویش، اسم ملکی با حرف تعریف معرفه و نکره در توزیع تکمیلی می­باشد. به عبارت دیگر در حضور اسم ملکی، Def P تولید نمی­شود اما چنان­که پیش­تر گفته شد حرف تعریف –u که به صفت متصل می­شود، به همراه اسم ملکی نیز به­کار می­رود و در واقع def P می­تواند در حضور اسم ملکی نیز تولید شود. بنابراین گروه اسم ملکی (Poss P) درست در محل DefP تولید می­شود و هسته آن دارای مشخصه­های [ +def] و [+poss] می­باشد که آن‌ها را روی اسم هسته ارزش­گذاری می­کند. همچنین هسته گروه اسم ملکی همانند هسته گروه معرفه مشخصه تعبیرناپذیر [EPP] دارد که گروه اسمی برای بازبینی آن به جایگاه شاخص این گروه حرکت می­کند.

(31)  الف - ?orsi  Hasan                    ب -

حسن    کفش               

کفشِ حسن                 

 

 

 

 

     ج -

 

    

 

 

 

 

 

همان­گونه که نمودار (31- ج) نشان می­دهد، گروه اسمی ابتدا برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه اسم ملکی و بعد از آن برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه اضافه، به جایگاه شاخص این گروه­ها حرکت می­کند.

در عبارت (32- الف)، اسم ملکی با صفت و حرف تعریف معرفه آن همراه شده است. با رسم نمودار درختی این عبارت به بررسی چگونگی ادغام آن می­پردازیم.

(32)  الف - ?orsi sefid-u Hasan

حسن  مع-سفید  کفش               

کفشِ سفیدِ (معرفه) حسن             

ب -                                                      ج -                                                        

 

د                           -

 

 

 

مثال (32) شامل دو گروه اضافه است که در گروه اضافه اول اسم و صفت به همراه حرف تعریف آن با هم ادغام می­شوند. سپس اسم ملکی با گروه اضافه اول ادغام می­شود، گروه اضافه اول ابتدا برای بازبینی مشخصه­های [ +def] و [+poss] خود به شاخص گروه اسم ملکی و در نهایت برای بازبینی مشخصه [EPP] گروه اضافه دوم به جایگاه شاخص آن حرکت می­کند.

 

4- نتیجه­گیری

در مقاله حاضر ساختار توزیعی حرف تعریف در گویش اردکان فارس در چارچوب برنامه کمینه­گرا مورد بررسی قرار گرفت و جایگاه تولید مناسب برای حروف تعریف، چگونگی هم­آیی آن‌ها با دیگر عناصر گروه تعریف و نحوه رسیدن به ترتیب خطی مطلوب در این گویش نشان داده شد.  

در ساختار گروه تعریف این گویش، دو حرف تعریف معرفه مشاهده می­شود که یکی از آن‌ها به اسم و صفت و دیگری تنها به صفت متصل می­شود. حرف تعریف معرفه اول -eku و همچنین قسمت دوم حرف تعریف نکره -i در هسته گروه معرفه بزرگ (Def P) تولید می­شود و حرف تعریف معرفه دوم -u در هسته گروه معرفه کوچک (defP) قرار می­گیرد که تنها در صورت حضور گروه صفت تولید می­شود. اسم ملکی در هسته گروه اسم ملکی (PossP) تولید می­شود که با Def P در توزیع تکمیلی می­باشد. برای اضافه کردن بعضی از عناصر به یکدیگر در ساختار گروه تعریف از گروه اضافه (EZ P) با خاصیت تکرارپذیری استفاده شد. با وجود این­که نشانه اضافه در گویش اردکانی در بیشتر موارد فاقد نمود آوایی آشکار می­باشد، گروه اضافه در ساختار گروه تعریف این گویش تولید می­شود و نشانه اضافه­ در هسته آن قرار می­گیرد.



[1] definite & indefinite articles

[2]demonstratives

[3] quantifier

[4] Jackendoff

[5] Abney

[6] Stowell

[7] refrentiality

[8] Adger

[9] TP

[10] Lyons

[11] برای اثبات وجود نشانه اضافه در این گویش از داده­های دیگری می توان کمک گرفت که مطرح کردن آن‌ها خارج از حیطه بحث حاضر است.

[12] unmodified

[13] همخوان میانجی

طباطبایی، علاء الدین (1382). اسم و صفت مرکب در زبان فارسی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

کریمی­دوستان، غلامحسین و راضیه باقری (1390). ساخت اضافه در زبان­های ایرانی. تهران: انتشارات سخن.

Abney, S. (1987). "The English Noun Phrase in its Sentential Aspect". Ph. D. Dissertation. MIT press.

Adger, D. (2003). Core Syntax. Oxford University Press.

Chomsky, N. (1981). Lectures on Government and Binding. Dordrecht: Foris.

Chomsky, N. (1986). Barriers. Cambridge. MIT press.

Ghomeshi, J. (1996). Projection and Inflection: A study of Persian Phrase Structure. PhD. Dissertation. University of Toronto.

Ghomeshi, J. (2003). "Plural Marking, Indefiniteness and the Noun Phrase". Studia Linguistica 57(2), 47, 74.

Jackendoff, R. (1977). X- bar Syntax: A Study of Phrase Structure. MIT Press.

Kahnemuyipour, A. (2003). "Persian Ezafe Construction Revizited: Evidence for Modifier phrase". Proceeding of the annual conference of the canodoan Linguistics Association. 17-185.

Karimi, S. (1999). "Specificity Effect: Evidence from Persian". Linguistic Review 16. 125-141.

Lyons, C. (1999). Definiteness. Cambridge University Press.

Moinzadeh, A. (2001). An Antisymmetric Minimalist Approach to Persian Phrase Structure. Ph.D Dissertation. University of Ottawa.

Samiian, V. (1983). "Origins of Phrasal Categories in Persian, an x-bar Analysis". PhD. Dissertation. UCLA.

Stowell, T. A. (1989). "Subjects, specifiers and X-bar Theory". In R. Baltin & A. Kroch (eds.). 232-262. Alternative Conceptions of Phrase Structure.