استعارۀ دستوری به‌مثابۀ تنوع نحوی از منظر دستور نقشگرای نظام‌مند

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان شناسی دانشگاه سمنان، ایران

2 دانشجوی دکترای زبان شناسی همگانی دانشگاه اصفهان

چکیده

هلیدی (1987 :173) بازنمایی استعاری را به مثابۀ گونه­های استعاری در نظر گرفته است که با نظریۀ تنوع (تنوع آوایی، واجی، واژگانی، صرفی و نحوی) از منظر لباو (1969) مرتبط هستند. بر اساس تعریف هلیدی، هر یک از گونه­ها برحسب بازنمایی متناوب یک عنصر در لایۀ بالاتر قابل توصیف است. گونه­های صرفی، واژی و نحوی بازنمایی متناوب معنای واحد در سطح واژگان- ­دستور هستند. در پژوهش حاضر صورت­های متجانس و استعاری در گفتار گویشوران زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. تعداد آزمودنی­ها جمعاً 47 نفر هستند که بر اساس متغیرهای جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی انتخاب شده­اند. پرسش­های پژوهش عبارت است از: 1) چه تأثیراتی متغیرهای اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری دارند؟ 2) تأثیر هر یک از متغیرهای اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی بر کاربرد صورت­های استعاری وجهیت، اسم­سازی و گذرایی چگونه است؟ داده‌های پژوهش نشان می­دهد که متغیر جنسیت بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری و همچنین کاربرد انواع استعارۀ  دستوری گذرایی، وجهیت و اسم‌سازی تأثیر ندارد. اما متغیرهای تحصیلات و طبقۀ اجتماعی تأثیر زیادی در کاربرد صورت­های استعاری و متجانس و همچنین در کاربرد انواع استعاری دستوری (بجز عدم تأثیر جنسیت بر استعارۀ  دستوری گذرایی) در گفتار گویشوران زبان فارسی دارند. پدیدۀ  قابل­ملاحظه در پژوهش حاضر تصحیح افراطی آماری است. طبقۀ متوسط (بر اساس تقسیم­بندی طبقات اجتماعی به سه گروه پایین، متوسط و بالا) نسبت به طبقات بالا و پایین بسیار بیشتر از استعارۀ دستوری استفاده کرده است و در حقیقت طبقۀ متوسط در کاربرد استعارۀ دستوری در تقلید از طبقۀ بالا با بسامدی بیش از بسامد طبیعی آن در گفتار طبقۀ مورد تقلید خود عمل کرده است که این پدیده تصحیح افراطی آماری  نامیده می­شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Grammatical metaphor as syntactic variation based on Halliday’s view

نویسندگان [English]

  • abrahim rezapour 1
  • ali arabani dana 2
1 seman university, Iran
2 University of Isfahan, Iran
چکیده [English]

Halliday(1987b:173) considered metaphorical realizations as metaphorical variants which are related to variation theory. He points out that each of these (types of) variants can be described in more general terms as "an alternative realization of an element on the next, or on some, higher stratum". Morphological, lexical and syntactic variants are alternative lexicogrammatical realizations of the same meaning. In present research, congruent and metaphorical forms are investigated in Persian speakers’ speech. The number of informants is 47 which are chosen based on sex, education and social class. The research questions are:1)How do social variables such as sex, education and social class affect the application of congruent and metaphorical variants? 2) How does each social variable such as sex, education and social class affect the application of metaphorical forms of modality, nominalization and transitivity? Research data indicate that sex doesn’t affect on application of congruent and metaphorical variants and also on application of modality, nominalization and transitivity. But education and social class affect enormously on application of congruent and metaphorical variants and also on application of three kinds of grammatical metaphors (except no effect of sex on application of transitivity metaphors) in Persian speakers’ speech. We have observed statistical hypercorrection as a considerable phenomenon in present research. The middle class (based on the division of social class to low, middle and high) used grammatical metaphors more than low and high classes.

کلیدواژه‌ها [English]

  • grammatical metaphor
  • syntactic variation
  • Sex
  • Education
  • Social class

1. مقدّمه

استعاره در دیدگاه سنتی به مثابۀ  تنوع در کاربرد واژه­ها و نیز تنوع در معناست: در این حالت گفته می­شود که واژه­ای با معنای استعاری مورد استفاده قرار می­گیرد (هلیدی[1]، 1985: 321). از این منظر، واژه­ای با معنای لفظی معینی می­تواند دارای معانی و یا کاربردهای استعاری باشد. بر اساس سه نوع منظر کلی که در دستور نقشگرای نظام­مند وجود دارد (هلیدی، 1996: 16)، چنین دیدگاهی دربارۀ معنای استعاری واژه در حقیقت نگاه از پایین[2] است یعنی در نظر گرفتن واژه­ها به مثابۀ نقطه شروع و سپس بیان چیزی درباره معانی واژه­هاست. چنین نگاهی به استعاره می­تواند با نگاه از بالا[3] تکمیل شود. از این منظر نقطۀ شروع معنای خاص و پرسش مرتبط با آن است: روش­های متفاوت بازنمایی معنا کدام است؟ از این زاویه استعاره به مثابۀ تنوع در بیان معانی در نظر گرفته می­شود و از طریق نگاه از بالا می­توان دریافت که انتخاب واژگانی یکی از جنبه­های انتخاب واژگان- دستور یا واژه­پردازی[4] است و تنوع استعاری واژگانی- دستوری و نه صرفاً واژگانی است (هلیدی، 1985/1994: 342). همان‌طوری‌که هلیدی اشاره کرده است، مشخصۀ اصلی نگاه از بالا توصیف استعاره به مثابۀ تنوع در بازنمایی معنای مورد نظر و نه تنوع در معنای عبارت مورد نظر است. چنین دیدگاهی در زمینۀ استعارۀ دستوری دارای پیامدهای مهمی است: 1) آنچه که در بحث استعارۀ دستوری مورد مقایسه قرار گرفته است، صورت­های دستوری متفاوت است، در حالی‌که از منظر سنتی تأکید روی معانی واژۀ واحد است. چنین مشخصه‌ای دقیقاً در تنوع دستوری مطرح شده است که می­تواند بر حسب استعاره تفسیر شود. 2) انواع مختلف ترکیب­ها می­تواند به مثابۀ بازنمایی­های معنای یکسان در نظر گرفته شود. در حالی‌که از منظر سنتی تقابل ساده­ای بین صورت­های لفظی و استعاری وجود دارد، در بحث استعارۀ دستوری درجاتی از تجانس[5] وجود دارد: برخی عبارات بازنمایی­های اصلی معنای مورد نظر محسوب می­شوند که صورت متجانس نامیده می­شود و صورت­های دیگر در مقایسه با بازنمایی­های متجانس کم و بیش نامتجانس محسوب می­شوند (تاورنیرز[6] ، 2003: 7).

در سال‌های اخیر مطالعات گسترده‌ای در زمینه کاربرد استعارۀ دستوری در گفتمان‌های مختلف صورت گرفته است که از جمله می­توان به پژوهش­هایی نظیر مبارکی (1391) با عنوان استعارۀ دستوری در متون علمی و ادبی، احمدی (1393) با عنوان تحلیل گفتمان انتقادی استعارۀ دستوری اسم­سازی و وجهیت در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی: رویکرد ون دایک، چاوشی (1390) با عنوان کارکرد استعارۀ دستوری در زبان علم و رضاپور (1394) با عنوان تحلیل انتقادی استعارۀ دستوری در گفتمان سیاسی روزنامه­های داخلی اشاره کرد. اما تاکنون پژوهش­هایی در زمینۀ استعارۀ دستوری از منظر جامعه­شناسی زبان از جمله تأثیرعوامل  اجتماعی نظیر جنسیت، تحصیلات، طبقۀ اجتماعی و غیره بر تنوعات نحوی در زمینۀ استعارۀ دستوری صورت نگرفته است. در این پژوهش سعی می­شود تا تأثیر متغیرهای اجتماعی طبقۀ اجتماعی، جنسیت و تحصیلات بر تنوعات نحوی ناشی از کاربرد صورت­های متجانس[7] و استعاری در گفتار گویشوران زبان فارسی مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر پرسش اصلی پژوهش این است که:

1) متغیرهای اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی چه تأثیراتی بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری دارند؟ و 2) تأثیر  هر یک از متغیرهای اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی بر کاربرد صورت­های استعاری وجهیت، اسم­سازی و گذرایی[8] چگونه است؟

2. استعارۀ دستوری از منظر دستور نقشگرای نظام­مند

هلیدی (1985 :320) معتقد است که انتخاب واژگان فقط یکی از جنبه­های انتخاب در سطح واژگان- ­دستور[9] (واژه‌پردازی) است و تنوع استعاری واژگانی- دستوری و نه صرفاً واژگانی است.  مقوله‌بندی آغازین تجربه نوعی فرایند استعاری است زیرا مقوله‌بندی شامل تغییر و تبدیل مفاهیم مادی به نشانه‌شناختی است و کاربرد اصطلاح استعاره به معنای اصلی و کانونی آن یعنی تغییر و تحول در شیوۀ بیان نشانه­شناختی است ( هلیدی، 1998 :190-191). راولی (1985 :3) معتقد است که هر انتخاب معناشناختی ممکن است دو یا چند بازنمایی واژگان دستوری داشته باشد و همچنین راولی (1985: 55) معتقد است که استعارۀ دستوری به مثابۀ  بازنمایی متناوب در سطح واژگان­- دستور یک انتخاب معنایی است. هلیدی (1988 :190) معتقد است بخاطر لایه‌ای بودن، دستور قدرت بازنمایی را دارد، بنابراین دستور می­تواند بازنمایی را انجام ندهد و یا بازنمایی دوباره در طول مسیر مختلف داشته باشد. دستور به مثابۀ  یک نظام لایه‌ای قدرت استعاری ذاتی دارد. استعارۀ دستوری انطباق دوبارۀ بین لایه‌های جفتی است و هیچ استعاره‌ای بدون لایه‌ای بودن وجود ندارد و وقتی سطح معنا لایه‌بندی شد، چنین تغییر و تحولی به‌طور خودکار امکان‌پذیر می‌شود (هلیدی، 1988: 192).

استعاره­های دستوری از مولفه‌های اساسی کارآیی زبانی است که بر اساس یکپارچگی و تراکم چندین واژه در ذهن شکل می گیرد، به‌طوری که در واقع کل ساخت به صورت یک واحد اسمی تجلی می‌یابد. دستور نقشگرای نظام­مند استعاره را به‌ مثابۀ تنوع در بیان معنا در نظر می‌گیرد و نه فقط تنوع در کاربرد واژه­ها. تفاوت در پیام نوعی تنوع معنایی است که هلیدی (1994) آن را استعارۀ  دستوری نامیده است. هلیدی (1994 :14) مفهوم تجانس را این گونه تعریف کرده است: بازنمایی متجانس نوع خاصی از بازنمایی است که به مثابۀ  نمونه اعلاء در نظر گرفته می‌شود و در برخی موارد به دلایل خاص نقشی گونه‌های دیگر انتخاب می‌شود. بازنمایی متجانس نوعی بازنمایی بی­نشان است. راولی (1999 :77)  بازسازی استعارۀ دستوری به‌صورت عبارت متجانس را بازچینش و گستردگی استعارۀ دستوری نامیده است. استعاره تنوع در بیان معانی است و در استعارۀ واژگانی که از لایه‌های پایین دستور (واجشناسی) به آن نگریسته می‌شود، شاهد یک صورت لفظ و دو معنای لفظی و استعاری هستیم. اما در استعارۀ  نقشگرایی از بالای لایه‌بندی دستور یعنی معنا به آن نگریسته می شود که شاهد یک لایۀ معنایی و دو صورت متجانس و استعاری هستیم ( هلیدی، 1994 :342).

3. انواع استعارۀ  دستوری

دو نوع اصلی استعارۀ دستوری در بند وجود دارد: استعاره­های وجه (از جمله وجهیت) و استعاره­های گذرایی. این دو نوع استعاره بر حسب انگارۀ نقش­های معنایی به ترتیب استعاره­های بینافردی و اندیشگانی نامیده می­شوند (هلیدی، 1994: 343).

3-1. استعارۀ دستوری اندیشگانی

استعارۀ گذرایی حاصل تغییر فرایندها در یک بند است و ممکن است فرایندهای متفاوتی در یک بند به کار روند که در حقیقت بازنمایی‌های متفاوتی از معنا را خواهیم داشت و این بازنمایی‌های استعاری مترادف و همانند نیستند؛ بلکه رمزگذاری‌های متفاوت هستند که معنای کلی بند را دگرگون می‌سازند. امّا با وجود این، آنها مجموعه­ای از گونه‌های استعاری معنای اندیشگانی هستند (هلیدی، 1994 :344). در حقیقت نوع فرایند در صورت­های استعاری نسبت به صورت متجانس تغییر می­کند، مثلاً صورت استعاری بندی مانند «مبینا به آسمان نگاه کرد» به صورت «مبینا به آسمان چشم دوخت» تغییر پیدا می­کند که فرایند «نگاه کردن»  در صورت متجانس از نوع رفتاری و اما در صورت استعاری فرایند «چشم دوختن» از نوع مادی است. اسم­سازی منبع قوی برای تولید استعاره­های دستوری است (هلیدی، 1994 :352). استعارۀ اسم­سازی یکی از ویژگی­های اصلی در سطح واژگان- دستور است  که در زبان دانشگاهی کاربرد دارد. این استعاره به مثابۀ  منابع زبانی است که اطلاعات را از طریق بیان مفاهیم به صورت نامتجانس متراکم می‌سازد و با بیان غیرشخصی، انتزاعی و پوشیدگی پیام مرتبط بوده و نشانه اعتبار و قدرت است (هلیدی، 1998). کارکردهای اصلی استعارۀ اسم‌سازی عبارت است از: برجسته‌سازی نقاط قوت خودی‌ها، برجسته‌سازی نقاط ضعف غیرخودی‌ها، پنهان‌سازی ایدئولوژی‌ها و پوشیدگی پیام، ایجاد انسجام و پیوستگی معنایی، متراکم‌سازی اطلاعات و به تبع آن پیچیدگی پیام، تخصصی‌تر کردن متون سیاسی و به تبع آن محدود کردن مخاطبان، تغییر توزیع آغازگر و پایان‌بخش و اطلاع کهنه و نو و برجستگی عناصر در بند است (رضاپور، 1394 :62).

استعارۀ اسم­سازی ابتدا که در سیاق‌های علمی و فنی بکار رفته است دارای نقش دوگانه است: ساخت سلسله مراتب اصطلاحات فنی و توسعۀ موضوع مرحله به مرحله و استفاده از عبارت­های پیچیده به صورت اسمی در جایگاه مبتدا. بیان استعاری ظرفیت معنایی بیشتری را داراست که این ظرفیت در شیوۀ بیان متجانس و غیراستعاری وجود ندارد. اهمیت استعارۀ دستوری اندیشگانی در بسط و گسترش فراتر از فرانقش اندیشگانی است به‌طوری‌که فرانقش‌های متنی و بینافردی را در برمی­گیرد و تأثیرات متنی و بینافردی استعارۀ اندیشگانی بخاطر این است که انطباق مجدد الگوهای اندیشگانی در حقیقت انطباق دوبارۀ محیط‌های متنی و بینافردی را به همراه دارد و موجب می­شود چنین الگوهایی در سطوح متنی و بینافردی عمل کند (هلیدی و متیسن[10]، 2004 :642).

تأثیرات استعارۀ اندیشگانی در دوسطح متنی و بینافردی عبارت است از: 1) تأثیرات متنی: وقتی توالی سازه‌ها به لحاظ استعاری از طریق بند بازنمایی می‌شود؛ این بدین معناست که نه تنها توالی سازه‌ها با الگوهای گذرایی بند (فرانقش اندیشگانی) همپوشی دارد، بلکه آن توالی در حوزۀ ساختار آغازگر+ پایان بخش بند و در حوزۀ ساختار اطلاع کهنه + نو واحد اطلاع (فرانقش متنی) قرار می‌گیرد. استعارۀ دستوری اندیشگانی راهبردی است که ما را قادر می‌سازد تا تجربه‌مان را از جهان تغییر دهیم. استعارۀ اندیشگانی منبع قوی برای مدیریت تولید متن و ایجاد همپوشی‌های جدید بین معانی اندیشگانی و متنی است و 2) تأثیرات بینافردی: همچنین این نوع استعاره منبع قوی بینافردی برای سازماندهی تبادل همزمان معنا و ایجاد همپوشی‌های جدید بین معانی اندیشگانی و بینافردی محسوب می­شود (هلیدی و متیسن، 2004: 646). استعارۀ بینافردی سعی می­کند تا معانی بینافردی را از طریق تغییر در بازنمایی وجه و وجهیت و همچنین افزودن بند وجهیت (به عنوان مثال، احتمال می­رود که مبینا از سفر برگشته باشد، شایسته است که آحاد جامعه به محیط زیست احترام بگذارند) گسترش دهد اما گرایش کلی استعارۀ اندیشگانی بر عکس استعارۀ بینافردی است و در استعارۀ اندیشگانی حوزه بازنمایی دستوری توالی معنایی را از سطح بند مرکب به بند ساده، از بند به گروه و حتی از گروه به سطح واژه تنزل مرتبه می‌دهد. هلیدی (1985 :328-1994/1985 :349) معتقد است که استعارۀ دستوری اندیشگانی (گذرایی) در همه انواع گفتمان بزرگسالان وجود دارد و تجانس کامل و عدم تجانس کامل نادر هستند. تاورنیرز ( 2003 :15) معتقد است که گوینده می‌تواند از صورت زبانی نامتجانس استفاده کند. کاربرد نامتجانس زبان معنی‌دار است؛ زیرا باعث برجسته­سازی بخشی از پیام می­شود.

3-2. استعارۀ دستوری بینافردی

هلیدی (1994) وجهیت را جزیی از استعارۀ دستوری وجه در نظر گرفته است. بر طبق نظر هلیدی، استعارۀ وجه دارای حداقل دو ویژگی اصلی است که به هم مرتبط هستند. اول، این استعاره­ها بر پایه رابطۀ بین مقولات نقشی گفتاری خبری، پرسشی، امری و پیشنهاد از یک طرف و بیان این مقولات از طریق انواع مختلف وجه از سوی دیگر است و دوم این که، تمایز بین تبادل اطلاعات[11] و مبادلۀ کالا و خدمات[12] نقش مهمی در تشخیص و تعریف استعاره­های وجه دارند؛ زیرا در تبادل اطلاعات دو نقش اصلی گفتار شامل خبر و پرسش و در تبادل کالا و خدمات دو نقش اصلی گفتار شامل پیشنهاد و دستور دخیل هستند و در حقیقت وجه بازنمایی­کنندۀ  نقش­های گفتاری است (هلیدی، 1994: 363). بنابراین، وجه خبری و پرسشی مربوط به تبادل اطلاعات و وجه امری مربوط به تبادل کالا و خدمات هستند. هلیدی در زمینۀ استعارات وجهیت مدعی شده است که معانی وجهی به صورت متجانس از طریق عناصر وجهی در بند از جمله عملگرها و افزوده‌های وجهی بیان می‌شوند. استعاره­های وجهیت از الگوی متجانس فاصله گرفته و معنای وجهی خارج از گزاره بازنمایی می‌شود که وظیفۀ این جمله وجهی ارزیابی گزاره از منظر گوینده است و این بازنمایی در دو نوع ساخت فرافکنی فرایندهای ذهنی و فرایندهای رابطه­ای میسر می‌گردد. باوجود این‌که بندهای استعاری وجهیت بند اصلی محسوب می‌شوند، اما اطلاعات اصلی توسط بند پیرو (گزاره) در گفتگو جریان پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، بند وجهیت به عنوان بند اصلی وظیفۀ بازنمایی نگرش گوینده را نسبت به وقوع گزاره (بند پیرو) ایفا می­کند و در واقع بند وجهیت در صورت استعاری جایگزین افزودۀ وجه در صورت متجانس می­شود. کارکردهای اصلی استعارۀ وجهیت در متون سیاسی عینیت‌سازی ایدئولوژی‌ها، بیان نگرش نویسنده و میزان قطعیت وقوع گزاره و برجسته‌سازی ایدئولوژی‌هاست (رضاپور، 1394: 62). خو[13] (2009 :118) معتقد است که در جهت­گیری مستقیم، بندهای بیان­کنندۀ وجهیت برای بیان فرایند روانشناختی به‌کار می‌روند تا دیدگاه‌های مستقیم گوینده را برجسته سازند و گوینده در برابر قضاوت و پیشنهاد مسئول است؛ در حالی‌که در جهت‌گیری غیرمستقیم، چنین بندهایی برای بیان فرایندهای رابطه‌ای بکار می‌روند و دیدگاه‌های گوینده کم رنگ می­شود و گوینده هیچ مسئولیتی در قبال قضاوت‌ها ندارد. تاورنیرز (2004 :19) معتقد است که استعاره­های وجهیت متفاوت از وجه است؛ زیرا معنای وجهی خارج از عناصر وجه گزاره بازنمایی می‌شود. در استعارۀ  دستوری بینافردی، عنصر فراگزاره­ای (فرافکنی فرایند و ساخت رابطه‌ای) بر گزاره و زمینه گستره دارد. نکتۀ مهم این است که گزاره هم دارای عناصر گستره­ای خاص خود ( فاعل و زمانداری) و زمینه است و عنصر مجزا در استعاره­های وجهیت گستره و زمینۀ ثانویه را برای گزاره فراهم می‌سازد. 

4 . استعارۀ دستوری به مثابۀ تنوع نحوی

هلیدی (1978: 175) در زمینۀ بازنمایی استعاری به مثابۀ تنوع اشاره کرده است که نمی­توان به صراحت دربارۀ همانندی و تشابه معنای استعاری و معنای صورت­های روزمره تصمیم­گیری دقیقی اتخاذ کرد. اما به صراحت می­توان گفت که تمام صورت­های استعاری در واقع گونه­های استعاری محسوب می­شوند؛ زیرا ارتباط صورت‌های استعارۀ دستوری با نظریه تنوع[14] از اهمیت زیادی برخوردار است و آنچه که مهم است استعاری بودن آنهاست. به عبارت دیگر، ارتباط بین استعارۀ دستوری و تنوع نحوی باعث پررنگ شدن نقش بافت اجتماعی و فرهنگی در انتخاب صورت­های متجانس و استعاری در سطح واژگان– دستور می­شود. اصطلاح گونه‌ها[15] در نظریۀ تنوع لباو (1969) به‌کار رفته است که به معنای روش‌های متناوب بازنمایی معنای یکسان است. هلیدی اشاره کرده است که هر یک از این انواع گونه‌های استعاری به صورت کلی بازنمایی متناوب یک عنصر در لایه بعدی و یا بالاتر می‌باشد. گونه‌های صرفی، واژی و نحوی بازنمایی‌های متناوب واژگان- دستوری معنای یکسان هستند و گونه‌های واجی بازنمایی‌های متناوب واژه یکسان (و بنابراین معنای یکسان) هستند. به‌طور کلّی با فرض لایۀ معنایی به عنوان بالاترین لایه در نظام زبانی، تمام مجموعه‌های گونه­ها دارای ویژگی مشابه به لحاظ معنایی و برخی دارای ویژگی مشابه به لحاظ واژگان دستور نیز هستند و این روش کلّی برای درک گونه‌هاست (هلیدی، 1978: 173).

هلیدی (1978: 177) علاوه بر گونه‌های متغیر واجی، صرفی و نحوی، گونه‌‌های متغیر معنایی را نیز معرفی کرده است. گونه‌های معنایی عنصر یکسان را در لایه بافت فرهنگی بازنمایی می‌کنند و آنها در سطح بالاتر یعنی سطح فرهنگی به مثابۀ  نظام اطلاعات با هم تلفیق می‌شوند. گونه‌های متغیر به مثابۀ استعاره‌های واجی، استعاره‌های دستوری (صرفی، واژگانی و نحوی) و استعاره­های معنایی نامیده می‌شوند.

هلیدی (1985 :20) معتقد است که برای هر ترکیب معنایی یک عبارت متجانس و مجموعه‌ای از گونه‌های استعاری عبارات نامتجانس هم وجود دارد. تنوع یا بیان نامتجانس به مثابۀ انتخاب واژگان است که متفاوت از صورت اصلی یا بی‌نشان است. تنوع در استعارۀ دستوری بر اساس شباهت معنا بین صورت دستوری طبیعی و صورت دستوری نامتجانس است. هلیدی (1985: 320، 1985/ 1994: 342) درباره استعارۀ دستوری اشاره کرد که یک عنصر دستوری قوی در انتقال معانی بلاغی نقش ایفا می­کند و با پذیرش چنین ادعایی می­توان دریافت که عنصر دیگری تحت عنوان استعارۀ  دستوری وجود دارد که تنوع در آن اساساً در صورت­های دستوری وجود دارد، باوجودی‌که تضمین­کنندۀ تنوع واژگانی نیز هست. همچنین هلیدی (1985: 321) معتقد است که تنوع بین عبارات متفاوت دارای معنای یکسان بر حسب نشانداری[16] تعریف می­شود: صورت­های معینی به مثابۀ عبارات بی­نشان دارای معنای مفروض در نظر گرفته می­شوند و با روش­های پیش­نمونه بیان عناصر همسو هستند. این صورت­ها گونه­های غیراستعاری هستند که بازنمایی­های متجانس[17] نامیده می‌شوند. دستور نقشگرای نظام‌مند استعاره را به مثابۀ تنوعاتی در بیان معنا و نه فقط تنوعات در کاربرد واژه­ها تعریف می‌کند. تفاوت در پیام نوعی تنوع معنایی است که هلیدی (1994) آن را استعارۀ دستوری نامیده است (توحین[18]، 2011 :4). تاورنیرز (2003 :12) در زمینۀ استعارۀ دستوری اشاره کرد که استعارۀ دستوری در حقیقت صورت­های دستوری متنوعی هستند که بازنمایی­کنندۀ معنای واحد در نظر گرفته می­شوند. استعارۀ دستوری بر روی پیوستار تجانس قرار می‌گیرد و در حقیقت شاهد درجاتی از تجانس در تحلیل صورت­های استعاری هستیم.  رومرو و سوریا[19] (2003 :20) معتقدند که استعارۀ دستوری به‌مثابۀ بازنمایی صرفی- نحوی نشاندار یک ترکیب معنایی است و می‌توان استعارۀ دستوری را نمونه‌هایی از تنوعات صرفی- نحوی نشاندار در نظر گرفت. نکتۀ لازم ذکر این است که منظور از معنای یکسان در تعریف متغیرهای استعاری معنای معناشناختی و نه معنای کاربردشناختی و گفتمانی است. به عبارت دیگر، متغیر نحوی بدین معناست که معنای معناشناختی یکسان توسط صورت‌های مختلف نحوی بازنمایی می‌شود. چنین بحثی را هلیدی در زمینۀ ارتباط استعارۀ  دستوری با نظریۀ تنوع لباو مطرح کرد. لباو (1969 :738) با معرفی قاعدۀ متغیر[20] معتقد است که قاعده متغیر به صورت  1- K0 = ҩ است و k0 درونداد متغیر است که باعث محدودیت کاربرد قاعده می‌شود. درونداد متغیر تحت حاکمیت عوامل فرازبانی نظیر سبک بافتی، طبقۀ اجتماعی- اقتصادی، جنسیت و گروه نژادی است. قواعد متغیر به اصول کلّی و مهمّ قابل تبیین بودن بستگی دارند که در تحلیل رفتار زبانی موردنیاز است: هر صورت متغیر (عضوی از مجموعه روش‌های متناوب برای بیان یک چیز یکسان) باید متناسب با مواردی گزارش شود که آن متغیر در محیط مرتبط در مقایسه با تعداد کلّ موارد قابل پیش­بینی بکار رفته در نحو دارند.

5. روش پژوهش

پژوهش حاضر از نوع تحلیلی- تبیینی است و روش پژوهش از منظر ماهیّت و روش از نوع ارزیابی همبستگی بین متغیرهای اجتماعی و زبانی است. روش گردآوری اطلاعات از طریق پژوهش­های میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. پرسشنامه‌ای حاوی پرسش­های متفاوت در زمینۀ کاربرد استعاره‌های دستوری اسم سازی، گذرایی و وجهیت در گفتار گویشوران زبان فارسی است. از آن جایی­که گویشوران زبان فارسی بر اساس دستور نقشگرای نظام­مند از انتخاب­های معنایی متعددی در ذهن برخوردارند و هر یک از گویشوران ممکن است از ابزارهای واژگانی- دستوری متعددی برای بازنمایی معنای مورد نظر استفاده کنند. بنابراین، بر اساس مبانی نظری هلیدی (1985) در زمینه نقش استعارۀ دستوری در تنوع دستوری در گفتار و نوشتار و همچنین ارتباط چنین تنوعات دستوری با نظریۀ تنوع لباو (1969) پرسشنامه طراحی شده است. پرسش­ها طوری طراحی شده­اند که گویشوران می­توانند از صورت متجانس و یا صورت استعاری در پاسخ هر یک از پرسش­ها استفاده نمایند. از منظر نظریۀ تنوع لباو (1969) متغیرهای اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات، طبقۀ اجتماعی، سن و غیره می­توانند در تنوع آوایی، واجی، واژگانی، صرفی و نحوی نقش اساسی ایفا نمایند؛ اما تأثیر هر یک از متغیرهای اجتماعی در ایجاد تنوع متفاوت است. جامعه­شناسان زبان معتقدند که در عملکرد هر قاعدۀ متغیری عوامل زبانی و غیرزبانی دخیل هستند و گویندگان زبان می­دانند که قاعده با چه عواملی درگیر است و عوامل تأثیرگذار بر عملکرد یک قاعدۀ متغیر را در اختیار  دارند. بنابراین، پرسشنامه بر اساس دیدگاه هلیدی در زمینۀ تنوعات دستوری و همچنین دیدگاه جامعه­شناسان زبان در زمینه تنوعات زبانی طراحی شده است تا نقش هر یک از متغیرهای اجتماعی جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی در کاربرد صورت­های متجانس و استعاری بررسی شود و همچنین مشخص گردد که کدامیک از متغیرهای اجتماعی نقش بیشتری در ایجاد تنوع نحوی در گفتار گویشوران زبان فارسی دارند. تعداد آزمودنی‌ها بر اساس متغیرهای اجتماعی جنسیت، طبقۀ اجتماعی و تحصیلات و به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند و جامعه آماری شامل گویشوران شهر تهران است. برای یکدست شدن همه گروه­های مورد مطالعه، جامعۀ در دسترس اندک بود، بدین منظور 90 نفر انتخاب شدند که با اُفت پاسخگویی مواجه شدیم و 47 نفر به پرسش‌نامه‌ها پاسخ دادند. پس جامعه آماری نمونه شامل 47 نفر است که 21 نفر مرد و 26 نفر زن هستند. تعداد آزمودنی‌ها از هر طبقۀ اجتماعی پایین، متوسط و بالا به ترتیب 15 نفر، 22 نفر، 10 نفر و همچنین تعداد آزمودنی‌ها در سطوح تحصیلی دیپلم، کارشناسی و تحصیلات تکمیلی به ترتیب 12 نفر، 18 نفر، 17 نفر هستند. پرسشنامه حاوی 15 پرسش است و سعی شده است تا پرسش‌هایی لحاظ شوند که مرتبط با متغیرهای پژوهش باشند. همچنین در انتخاب آزمودنی‌ها سعی شده است تأثیر متغیرهای کنترل خنثی شود تا همبستگی متغیرهای اجتماعی (متغیر مستقل) و متغیرهای زبانی (متغیر وابسته) به صورت دقیق بررسی شود؛ مثلاً در زمینه همبستگی متغیر جنسیت و صورت­های متجانس و استعاری سعی شده است هر یک از دو جنس زن و مرد طوری انتخاب گردند که متغیرهای اجتماعی دیگر نظیر تحصیلات، سن و طبقۀ اجتماعی کنترل شوند و در مورد سایر متغیرهای اجتماعی به همین صورت عمل شده است. در زمینۀ تعیین طبقات اجتماعی از ملاک­هایی نظیر شغل، میزان درآمد و محل سکونت استفاده شده است. نمونه‌هایی از استعاره­های دستوری به شرح زیر است:

5-1) استعارۀ دستوری وجهیت

 الف) ما بایستی به مباحث کلان جامعه­شناسی و اجتماعی توجه خاصی داشته باشیم. (صورت متجانس)

ب) شایسته است که به مباحث کلان جامعه­شناسی و اجتماعی توجه خاصی داشته باشیم. (صورت استعاری)

5-2) استعارۀ دستوری گذرایی:

الف) در همه مباحث علمی این اصول و نظریه‌های بنیادین دیده می‌شوند. (صورت متجانس)

ب) در همه مباحث علمی این اصول و نظریه‌های بنیادین به چشم می‌خورند. (صورت استعاری)

5-3) استعارۀ  دستوری اسم‌سازی:

الف) سیل خانه‌ها را خراب کرد، مزارع را ویران کرد و مردم را نگران کرد. (صورت متجانس)

ب) تخریب خانه‌ها و ویرانی مزارع ناشی از سیل باعث نگرانی مردم شد. (صورت استعاری)

در پژوهش حاضر جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارSPSS  استفاده شد که از روش‌های آماری فراوانی و درصد و آزمون خی‌دو دو متغیری و خی دو تک متغیری استفاده شده است. روش دو متغیری در واقع همان کای اسکوئر است و فرمول پایه آنها یکسان است. با توجه به زیاد بودن گروه‌ها از روش دومتغیری استفاده شد که مبنای آن با کای اسکوئر یکی است. با لحاظ به اینکه فراوانی آزمودنی­ها در سطوح دو متغیر طبقه‌ای (جنسیت، تحصیلات، طبقۀ اجتماعی) و وضعیت تجانس (متجانس- استعاری) بود، در آغاز از مجذور کای دومتغیری استفاده گردید. لذا با اجرای مجذور کای دو متغیری در مرحلۀ اول به بررسی رابطۀ بین متغیرها پرداخته می‌شود که در جدول متقاطع ارائه شده است. در مرحلۀ بعد به بررسی تأثیر متغیرهای مورد بررسی در استفاده از وضعیت تجانس پرداخته می‌شود.

 

6. تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش

در این بخش تأثیر عوامل اجتماعی از جمله جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی  بر تنوع نحوی ناشی از کاربرد صورت­های متجانس و استعاری مورد تجزیه و تحلیل قرار می­گیرند.

6-1. جنسیت

در مباحث اجتماعی زبان، مانند بسیاری از پژوهش­های علوم اجتماعی تأکید بیشتر بر جنسیت[21] است تا جنس[22]، زیرا جنسیت مقوله­ای است اجتماعی- فرهنگی در حالی که جنس جنبه زیست­شناختی و اندامی دارد. تمایزهای جنسیتی بیشتر با نقش­های اجتماعی زنان و مردان مرتبط است و از این رو تفاوت در نقش­های اجتماعی دو جنس تفاوت در رفتارهای اجتماعی و از جمله رفتار زبانی آنان را در پی دارد (مدرسی،1391: 210). مطالعات انجام شده نشان می­دهد که به طور کلّی زنان نسبت به رفتار زبانی خود بیش از مردان حساسیت دارند و همین حساسیت آنان را پیشرو تغییرات زبانی در جهت گسترش ویژگی­های معتبر کرده است؛ زیرا زنان با حساسیّت خود نسبت به ویژگی­های زبانی معتبر بیشتر آنها را به کار می­گیرند و به سبب نقش مهم­تری که در آموزش زبان به فرزندان خود دارند، این ویژگی­ها را با سهولت و سرعت بیشتری به نسل بعد انتقال می­دهند (مدرسی، 1391: 211). ولفرام[23] (1969 :78) اشاره کرد که زنان در مقایسه با مردان حساسیّت بیشتری نسبت به صورت‌های زبانی باارزش اجتماعی دارند. لباو (1972 :243) مدعی شد که زنان در گفتار دقیق نسبت به مردان از صورت‌های زبانی نشاندار کمتر استفاده می‌کنند و زنان در قبال الگوی اعتبار نسبت به مردان حساس‌تر هستند. ولفرام و فسولد[24] (1974 :93) اشاره کردند که زنان نسبت به مردان آگاهی بیشتری نسبت به هنجارهای اعتبار هم در گفتار واقعی و هم در طرز فکرشان نسبت به گفتار دارند. با توجه به توضیح فوق، داده­های پژوهش حاضر در زمینه تأثیر جنسیت بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری در جدول (1) نشان داده شده است.

 

جدول1:  فراوانی و درصد صورت­های متجانس- استعاری برحسب جنسیت

وجه

جنسیت

استعاری

متجانس

کل

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

زنان

126

3/32

264

7/67

390

100

مردان

111

2/35

204

8/64

315

100

تعداد کل

237

6/33

468

4/66

705

100

در جدول متقاطع (1) فراونی و درصد صورت­های متجانس و استعاری استفاده شده توسط زنان و مردان ارائه شده است. این جدول روند متفاوت فراوانی استفاده از صورت­های متجانس و استعاری را نشان می‌دهد. داده‌های جدول نشان می‌دهد زنان در 3/32 درصد، مردان در 2/35 درصد موارد از صورت­های استعاری استفاده کردند. بدین ترتیب فراوانی و درصد استفاده از صورت­های استعاری در گروه مردان بیشتر از زنان است. همچنین در مقایسه بین استفاده از صورت­های متجانس و استعاری مشاهده می‌شود که در اکثریت موارد از صورت­های متجانس استفاده شده است.

 

 

 

جدول 2 : شاخص‌های آماری معنی‌داری در مجذور کای دو متغیری (جنسیت × وضعیت تجانس)

شاخص‌ها

مقدار

درجه آزادی

معنی داری

مجذور کای

67/0

1

413/0

نرخ درست‌نمایی

54/0

1

460/0

ضریب پیوستگی

031/0

---

413/0

تعداد کل

705

 

 

جهت بررسی رابطۀ جنسیت و وضعیت تجانس صورت­های مورد استفاده از مجذور کای دوبعدی استفاده شده است. نتایج مجذور کای دو متغیری نشان می‌دهد میزان مجذور کا (67/0= x2) و سطح معنی­داری (413/0 = sig) حاصل از ارتباط بین دو متغیر از لحاظ آماری در سطح آلفای 05/0 معنی‌دار نیست. ضریب پیوستگی بین دو متغیر طبقه‌ای برابر با 031/0 و سطح معنی­داری آن 413/0 می‌باشد که دقیقاً برابر با معنی‌داری مقدار خی‌دو می‌باشد. همان‌گونه که مشاهده می‌شود مجذور کای دومتغیری معنی­دار نیست. به بیانی بین دو متغیر تعامل وجود ندارد.

 

جدول 3 : بررسی تأثیر جنسیت بر استفاده از استعارۀ دستوری

        شاخص‌ها

جنسیت 

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی دو

درجه آزادی

معنی داری

زنان

126

5/118

 

949/0

 

1

 

330/0

مردان

111

5/118

کل

237

237

همانگونه که در جدول فوق مشاهده می‌شود فراوانی قابل انتظار هر دو گروه برابر فرض شده است. مقدار مجذور کای برابر با 949/0 و درجه آزادی 1 در سطح 33/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری مورد استفاده در دو گروه زنان و مردان تفاوت وجود ندارد. لذا می‌توان گفت جنسیت روی میزان استفاده از صورت­های متجانس و استعاری تأثیرگذار نیست.

در ادامه تأثیر جنسیت بر استعارۀ وجهیت، استعارۀ گذرایی، و استعارۀ اسم‌سازی به طور مجزا بررسی می­شود.

 
   

 

 

جدول 4 : بررسی تأثیر  جنسیت بر استفاده از استعارۀ دستوری (وجهیت، گذرایی، اسم‌سازی)

        شاخص‌ها

جنسیت 

نوع استعاره

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی‌دو

درجه آزادی

معنی داری

زنان

وجهیت

39

34

 

47/1

 

1

 

225/0

مردان

وجهیت

29

34

زنان

گذرایی

45

5/41

 

590/0

 

1

 

442/0

مردان

گذرایی

38

5/41

زنان

اسم­سازی

42

43

 

047/0

 

1

 

829/0

مردان

اسم­سازی

44

43

 

همان‌گونه که در جدول فوق مشاهده می‌شود:

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری وجهیت برابر با 47/1 و درجه آزادی 1 در سطح 225/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری وجهیت مورد استفاده در دو گروه زنان و مردان تفاوت وجود ندارد. لذا می‌توان گفت جنسیت روی میزان استفاده از صورت­های استعاری وجهیت تأثیرگذار نیست.

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری گذرایی برابر با 590/0 و درجه آزادی 1 در سطح 442/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری گذرایی مورد استفاده در دو گروه زنان و مردان تفاوت وجود ندارد. لذا می‌توان گفت جنسیت روی میزان استفاده از صورت­های استعاری گذرایی تأثیر گذار نیست.

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری اسم‌سازی برابر با 047/0 و درجه آزادی 1 در سطح 829/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری اسم­سازی مورد استفاده در دو گروه زنان و مردان تفاوت وجود ندارد. لذا می‌توان گفت جنسیت روی میزان استفاده از صورت­های استعاری اسم‌سازی تأثیر گذار نیست.

6-2. تحصیلات

 میزان تحصیلات هم عامل مهمی در شکل‌گیری تنوعات نحوی است. در یک جامعه زبانی هر چه تحصیلات افراد بیشتر باشد، بخش گسترده‌تری از پیوستار سبکی یا گنجینۀ زبانی در اختیار آنها قرار دارد. گروه‌های تحصیلی پایین دارای پیوستار سبکی بسته و گروه‌های تحصیلی بالاتر دارای پیوستار زبانی گسترده‌تری هستند (مدرسی، 1391 :241-242). داده­های پژوهش در زمینۀ تأثیر تحصیلات بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری در جدول (5) آمده است. در جدول متقاطع (5) فراوانی و درصد صورت­های متجانس و استعاری استفاده شده توسط سه گروه از افراد با تحصیلات متفاوت ارائه شده است. این جدول روند متفاوت فراوانی استفاده از صورت­های متجانس و استعاری را نشان می‌دهد. داده‌های جدول نشان می‌دهد افراد با تحصیلات تکمیلی در 4/38 درصد، تحصیلات کارشناسی در 7/33 درصد، و با تحصیلات دیپلم در 7/26 درصد موارد از صورت­های استعاری استفاده کردند.

جدول 5:  فراوانی و درصد صورت­های متجانس و استعاری در سه گروه تحصیلی

                 وجه

تحصیلات         

استعاری

متجانس

کل

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

تحصیلات تکمیلی

98

4/38

157

6/61

255

100

کارشناسی

91

7/33

179

3/66

270

100

دیپلمه

48

7/26

132

3/73

180

100

کل

237

6/33

468

4/66

705

100

 

بدین ترتیب فراوانی و درصد استفاده از صورت­های استعاری در گروه با تحصیلات تکمیلی بیشتر و در گروه با تحصیلات دیپلمه کمتر بوده است. همچنین در مقایسۀ بین استفاده از صورت­های متجانس و استعاری مشاهده می‌شود که در اکثریت موارد از صورت­های متجانس استفاده شده است.

جدول 6 : شاخص‌های آماری معنی­داری در مجذور کای دو متغیری (تحصیلات × وضعیت تجانس)

شاخص‌ها

مقدار

درجه آزادی

معنی درای

مجذور کای

54/6

2

038/0

نرخ درست‌نمایی

64/6

2

036/0

ضریب پیوستگی

096/0

---

038/0

تعداد کل

705

 

 

جهت بررسی رابطۀ بین تحصیلات (در سه سطح) و وضعیت صورت­های مورد استفاده (در دو سطح) از مجذور کای دوبعدی استفاده شده است. نتایج مجذورکای دو متغیری نشان می‌دهد میزان مجذور کا (x2 =6/54) و سطح معنی­داری (038/0 = sig) حاصل از ارتباط بین دو متغیر از لحاظ آماری در سطح آلفای 05/0 معنی‌دار است. ضریب پیوستگی بین دو متغیر طبقه‌ای برابر با 096/0 و سطح معنی­داری آن 038/0 می‌باشد که دقیقاً برابر با معنی‌داری مقدار خی دو می‌باشد. همان‌گونه که مشاهده می‌شود مجذور کای دومتغیری معنی­دار است. به بیانی بین دو متغیر تعامل وجود دارد.

 در ادامه تأثیر  متغیر تحصیلات در استفاده از استعارۀ دستوری مورد بررسی قرار می‌گیرد. همان‌گونه که در جدول (7) مشاهده می‌شود فراوانی قابل انتظار هر سه گروه برابر فرض شده است. مقدار مجذور کای برابر با 55/18 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی فراوانی صورت­های استعاری مورد استفاده در سه سطح تحصیلی متفاوت است. لذا می‌توان گفت تحصیلات روی میزان استفاده از صورت­های متجانس و استعاری تأثیر گذار است.

جدول7 : بررسی تأثیر تحصیلات بر استفاده از استعارۀ  دستوری

        شاخصها

تحصیلات 

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی‌دو

درجه آزادی

معنی داری

تحصیلات تکمیلی

98

79

 

55/18

 

2

 

000/0

کارشناسی

91

79

دیپلمه

48

79

کل

237

237

 

به لحاظ این‌که تحصیلات در سه گروه مورد نظر بود به مقایسۀ 2 به 2 گروه­ها پرداخته می‌شود تا مشخص شود تفاوت در استفاده بین کدام گروه بیشتر است.

 

 

جدول 8 : مقایسۀ تفاوت دو به دو گروه‌های تحصیلی به لحاظ استفاده از استعارۀ دستوری

        شاخص‌ها

تحصیلات 

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی‌دو

درجه آزادی

معنی‌داری

تحصیلات تکمیلی

98

5/94

 

259/0

 

1

 

611/0

کارشناسی

91

5/94

تحصیلات تکمیلی

98

73

 

12/17

 

1

 

000/0

دیپلمه

48

73

کارشناسی

91

5/69

 

30/13

 

1

 

000/0

دیپلمه

48

5/69

در جدول فوق به مقایسۀ دو به دوی گروه­ها در استفاده از صورت­های حاوی استعارۀ دستوری پرداخته شده است. همان‌گونه که مشاهده می‌شود، بین گروه تحصیلات تکمیلی و تحصیلات کارشناسی از لحاظ استفاده از صورت­های استعارۀ دستوری تفاوت مشاهده نمی‌شود (611/0 = sig)؛ ولی در مقایسه گروه تحصیلات تکمیلی با دیپلمه‌ها (12/17 = x2) (000/0 = sig) و در مقایسه گروه تحصیلات کارشناسی با دیپلمه‌ها (30/13 = x2) (000/0 = sig) تفاوت معنی‌داری مشاهده می‌شود. بدین‌رو، می‌توان گفت گروهی که تحصیلات کارشناسی و تکمیلی دارند بیشتر از دیپلمه‌ها از صورت­های استعارۀ دستوری استفاده می‌کنند.

در ادامه تأثیر تحصیلات بر استعارۀ وجهیت، استعارۀ گذرایی، و استعارۀ اسم‌سازی به طور مجزا بررسی می‌شود. همانگونه که در جدول (9) مشاهده می‌شود:

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری وجهیت برابر با 88/7 و درجه آزادی 2 در سطح 019/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری وجهیت مورد استفاده در گروه­های تحصیلی متفاوت (تحصیلات تکمیلی، کارشناسی و دیپلمه) تفاوت وجود دارد. لذا می‌توان گفت تحصیلات روی میزان استفاده از صورت­های استعاری وجهیت تأثیر گذار است.

 

جدول 9 : بررسی تأثیر تحصیلات بر استفاده از استعارۀ دستوری (وجهیت، گذرایی، اسم‌سازی)

             شاخص‌ها

تحصیلات 

نوع استعاره

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده‌شده

مورد‌انتظار

خی‌دو

درجه‌آزادی

معنی‌داری

تحصلات تکمیلی

وجهیت

30

7/22

 

88/7

 

2

 

019/0

کارشناسی

وجهیت

26

7/22

دیپلمه

وجهیت

12

7/22

تحصیلات تکمیلی

گذرایی

33

7/27

 

14/4

 

2

 

126/0

کارشناسی

گذرایی

31

7/27

دیپلمه

گذرایی

19

7/27

تحصیلات تکمیلی

اسم‌سازی

35

7/28

 

14/7

 

2

 

028/0

کارشناسی

اسم‌سازی

34

7/28

دیپلمه

اسم‌سازی

17

7/28

 

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری گذرایی برابر با 14/4 و درجه آزادی 2 در سطح 126/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری گذرایی مورد استفاده در گروه­های تحصیلی متفاوت (تحصیلات تکمیلی، کارشناسی و دیپلمه) تفاوت وجود ندارد. لذا می‌توان گفت تحصیلات روی میزان استفاده از صورت­های استعاری گذرایی تأثیر گذار نیست.

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری اسم‌سازی برابر با 14/7 و درجه آزادی 2 در سطح 028/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری اسم‌سازی مورد استفاده گروه­های تحصیلی متفاوت (تحصیلات تکمیلی، کارشناسی و دیپلمه) تفاوت وجود دارد. لذا می‌توان گفت تحصیلات روی میزان استفاده از صورت­های استعاری اسم‌سازی تأثیر گذار است.

6-3. طبقۀ اجتماعی

مطابق بررسی­های اخیر جامعه­شناسان زبان، میان رفتار زبانی افراد و طبقۀ اجتماعی آنها همبستگی­های قابل ملاحظه وجود دارد؛ یعنی افراد وابسته به یک طبقۀ اجتماعی که ویژگی­های اجتماعی- اقتصادی مشابهی دارند، از نظر رفتار زبانی نیز تشابه بیشتری با یکدیگر نشان می­دهند (مدرسی،1391 :186). تاگلیامونت[25] (2012 :26) در زمینۀ طبقۀ اجتماعی اشاره کرد که وقتی متغیر زبانی دارای ارزشیابی اجتماعی صریح معیار در برابر غیرمعیار است، مطمئناً آن متغیر با سلسله مراتب اجتماعی غالب در جامعه مرتبط است و بخاطر این‌که طبقۀ اجتماعی مقوله‌ای اجتماعی است، متغیرهای زبانی با آن همبستگی دارند. الگوهای متغیرهای زبانی منعکس‌کننده ساختار اجتماعی خواهند بود. در این پژوهش طبقۀ اجتماعی بر اساس شاخص‌های تحصیلات، شغل، سطح درآمد و محل سکونت تعیین شده است. داده­های پژوهش در زمینه تأثیر  طبقۀ اجتماعی بر کاربرد صورت­های متجانس و استعاری در جدول (10) مطرح شده است:

جدول10: فراوانی و درصد صورت های استعاری- غیراستعاری در سه طبقۀ اجتماعی

                 وجه

طبقۀ اجتماعی         

استعاری

غیراستعاری

کل

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

طبقۀ بالا

47

3/31

103

7/68

150

100

طبقۀ متوسط

122

7/40

178

3/59

300

100

طبقۀ پایین

68

7/26

187

3/73

255

100

تعداد کل

237

6/33

468

4/66

705

100

در جدول متقاطع فوق فراونی و درصد صورت­های متجانس و استعاری استفاده شده توسط سه طبقۀ اجتماعی متفاوت ارائه شده است. این جدول روند متفاوت فراوانی استفاده از صورت­های متجانس و استعاری را نشان می‌دهد. داده‌های جدول نشان می‌دهد افراد با طبقۀ اجتماعی بالا در 3/31 درصد، طبقۀ اجتماعی متوسط در 7/40 درصد، و طبقۀ اجتماعی پایین در 6/33 درصد موارد از صورت­های استعاری استفاده کردند. بدین ترتیب فراوانی و درصد استفاده از صورت­های استعاری در گروه طبقۀ اجتماعی متوسط بیشتر و در گروه طبقۀ اجتماعی پایین کمتر است. همچنین در مقایسۀ بین استفاده از صورت­های متجانس و استعاری مشاهده می‌شود که در اکثریت موارد از صورت­های متجانس استفاده شده است.

جدول 11 : شاخص‌های آماری معنی‌داری در مجذور کای دو متغیری (طبقۀ اجتماعی × وضعیت تجانس)

شاخص‌ها

مقدار

درجه آزادی

معنی داری

مجذور کای

52/12

2

002/0

نرخ درست‌نمایی

57/12

2

002/0

ضریب پیوستگی

132/0

---

002/0

تعداد کل

705

 

 

جهت بررسی رابطۀ بین طبقۀ  اجتماعی (سه سطح) و نوع صورت­های مورد استفاده (دو سطح) از مجذور کای دوبعدی استفاده شده است. نتایج مجذور کای دو متغیری نشان می‌دهد میزان مجذور کا (52/12= x2) و سطح معنی­داری (002/0 = sig)  حاصل از ارتباط بین دو متغیر از لحاظ آماری در سطح آلفای 05/0 معنی‌دار است. ضریب پیوستگی بین دو متغیر طبقه‌ای برابر با /0 و سطح معنی­داری آن /0 می‌باشد که دقیقاً برابر با معنی‌داری مقدار خی دو می‌باشد. 

همان‌گونه که مشاهده می‌شود مجذور کای دومتغیری معنی­دار است. به بیانی بین دو متغیر تعامل وجود دارد. در ادامه تأثیر متغیرطبقۀ اجتماعی در استفاده از استعارۀ دستوری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

جدول 12: بررسی تأثیر طبقۀ اجتماعی بر استفاده از استعارۀ  دستوری

          شاخص‌ها

طبقۀ اجتماعی

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی‌دو

درجه‌آزادی

معنی‌داری

طبقۀ بالا

47

79

 

89/37

 

2

 

000/0

طبقۀ متوسط

122

79

طبقۀ پایین

68

79

تعداد کل

237

237

همان‌گونه که در جدول فوق مشاهده می‌شود فراوانی قابل انتظار هر سه گروه برابر فرض شده است. مقدار مجذور کای برابر با 89/37 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی دار است. به بیانی فراوانی صورت­های استعاری مورد استفاده در سه گروه طبقۀ اجتماعی متفاوت است. لذا می‌توان گفت طبقۀ اجتماعی روی میزان استفاده از صورت­های متجانس و استعاری تأثیر گذار است. با لحاظ به اینکه تحصیلات در سه گروه  مطرح بود به مقایسۀ 2 به 2 گروه­ها پرداخته می‌شود تا مشخص شود تفاوت در استفاده بین کدام گروه بیشتر است.

 

جدول 13 : مقایسۀ تفاوت دو به دو طبقات اجتماعی از لحاظ استفاده از استعارۀ  دستوری

        شاخص‌ها

 

طبقۀ اجتماعی 

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده شده

مورد انتظار

خی‌دو

درجه‌آزادی

معنی‌داری

طبقۀ بالا

47

5/84

 

28/33

 

1

 

000/0

طبقۀ متوسط

122

5/84

طبقۀ بالا

47

5/57

 

83/3

 

1

 

05/0

طبقۀ پایین

68

5/57

طبقۀ متوسط

122

95

 

34/15

 

1

 

000/0

طبقۀ پایین

68

95

در جدول فوق به مقایسۀ دو به دوی گروه­ها در استفاده از صورت­های استعارۀ  دستوری پرداخته شده است. همان‌گونه که مشاهده می‌شود، بین گروه طبقۀ اجتماعی بالا با طبقۀ اجتماعی متوسط (28/33 = x2) (000/0 = sig) و بین طبقۀ اجتماعی متوسط و طبقۀ اجتماعی پایین (34/15 = x2) (000/0 = sig)، بین طبقۀ اجتماعی بالا و طبقۀ اجتماعی پایین (83/3 = x2) (05/0 = sig) تفاوت معنی‌داری مشاهده می‌شود. از این‌رو می‌توان گفت بین طبقات اجتماعی از لحاظ میزان استفاده از صورت­های حاوی استعارۀ  دستوری تفاوت وجود دارد. افراد در طبقۀ اجتماعی متوسط بیشتر از طبقۀ اجتماعی بالا و طبقۀ اجتماعی پایین از صورت­های استعاری استفاده می­کنند و افراد طبقۀ اجتماعی بالا بیشتر از طبقۀ اجتماعی پایین از صورت­های دستوری استعاری استفاده می­کنند.

در ادامه تأثیر طبقۀ اجتماعی بر استعارۀ وجهیت، استعارۀ گذرایی، و استعارۀ اسم‌سازی به طور مجزا بررسی می‌شود.

 

جدول 14 : بررسی تأثیر طبقۀ اجتماعی بر استفاده از استعارۀ  دستوری (وجهیت، گذرایی، اسم‌سازی)

        شاخص‌ها

 

طبقۀ اجتماعی 

نوع استعاره

فراوانی

آزمون آماری

مشاهده‌شده

مورد‌انتظار

خی‌دو

درجه‌آزادی

معنی‌داری

طبقۀ بالا

وجهیت

16

7/22

 

26/7

 

2

 

026/0

طبقۀ متوسط

وجهیت

33

7/22

طبقۀ پایین

وجهیت

19

7/22

طبقۀ بالا

گذرایی

15

7/27

 

24/12

 

2

 

002/0

طبقۀ متوسط

گذرایی

41

7/27

طبقۀ پایین

گذرایی

27

7/27

طبقۀ بالا

اسم‌سازی

16

7/28

 

18/20

 

2

 

000/0

طبقۀ متوسط

اسم‌سازی

48

7/28

طبقۀ پایین

اسم‌سازی

22

7/28

همان‌گونه که در جدول فوق مشاهده می‌شود:

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ  دستوری وجهیت برابر با 26/7 و درجه آزادی 2 در سطح 026/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت های استعاری وجهیت مورد استفاده در طبقات اجتماعی تفاوت وجود دارد. لذا می‌توان گفت طبقۀ اجتماعی روی میزان استفاده از صورت­های استعاری وجهیت تأثیر گذار است.

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ  دستوری گذرایی برابر با 24/12 و درجه آزادی 2 در سطح 002/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری گذرایی مورد استفاده در طبقات اجتماعی تفاوت وجود دارد. لذا می‌توان گفت طبقۀ اجتماعی روی میزان استفاده از صورت­های استعاری گذرایی تأثیرگذار است.

مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ  دستوری اسم‌سازی برابر با 18/20 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری اسم‌سازی مورد استفاده طبقات اجتماعی تفاوت وجود دارد. لذا می‌توان گفت طبقۀ اجتماعی روی میزان استفاده از صورت­های استعاری اسم‌سازی تأثیرگذار است.

7. نتیجه­گیری

از منظر هلیدی و متیسن (2004)، هر انسانی توانایی خاصی در انتخاب معنای مورد نظر در بافت­های مختلف را در اختیار دارد و چنین معانی از طریق واژگان دستور رمزگذاری می­شوند. بنابراین، تنوع معانی در ذهن منجر به شکل­گیری تنوع دستوری می­شود که بافت نقش اساسی را در این امر ایفا می­کند و از طرفی بافت نقش محدودکنندۀ معانی را جهت فهم مخاطبان نیز ایفا می­کند. صورت متجانس و استعاری یکی از موارد اساسی در ایجاد تنوع زبانی در گفتار افراد به شمار می­رود که در پژوهش حاضر نقش جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی در ایجاد تنوع نحوی مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی داده­های پژوهش مربوط به جنسیت بدین شرح است: نتایج مجذور کای دو متغیری نشان می‌دهد میزان مجذور کا (67/0= x2) و سطح معنی­داری (413/0 = sig) حاصل از ارتباط بین دو متغیر از لحاظ آماری در سطح آلفای 05/0 معنی‌دار نیست. بنابراین جنسیت تأثیری بر تنوع نحوی ناشی از کاربرد صورت­های متجانس و استعاری ندارد و همچنین داده‌های پژوهش مربوط به تأثیرجنسیت بر انواع استعارۀ دستوری بدین شرح است: مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری وجهیت برابر با 47/1 و درجه آزادی 1 در سطح 225/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست و مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ  دستوری گذرایی برابر با 590/0 و درجه آزادی 1 در سطح 442/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. همچنین مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری اسم‌سازی برابر با 047/0 و درجه آزادی 1 در سطح 829/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. بنابراین جنسیت در میزان کاربرد انواع استعارۀ  دستوری یعنی وجهیت­، گذرایی و اسم­سازی هم نقشی ایفا نمی­کند. چنین امری در جامعه­شناسی زبان طبیعی به نظر می­رسد، زیرا جامعه­شناسان زبان بر این باورند که متغیرهای اجتماعی نقش اساسی را در ایجاد تنوع زبانی ایفا می­کنند. اما نکته حایز اهمیّت در نظریّۀ تنوع لباو این است که تمام متغیرهای اجتماعی در شکل­گیری تنوع زبانی ممکن است نقش یکسانی ایفا نکنند، به عبارت دیگر، تأثیر برخی از متغیرهای اجتماعی نسبت به متغیرهای دیگر در امر تنوع زبانی ممکن است بیشتر باشد و البته نکته مهمّ دیگر این‌که، در برخی از موارد اساساً متغیرهای اجتماعی نقش چندان خاصی در تنوعات زبانی ممکن است نداشته باشند. همچنین داده­های پژوهش مربوط به تحصیلات بدین شرح است: نتایج مجذور کای دو متغیری نشان می‌دهد میزان مجذور کا (x2 =6/54) و سطح معنی­داری (038/0 = sig) حاصل از ارتباط بین دو متغیر از لحاظ آماری در سطح آلفای 05/0 معنی‌دار است. ضریب پیوستگی بین دو متغیر طبقه‌ای برابر با 096/0 و سطح معنی­داری آن 038/0 می‌باشد که دقیقاً برابر با معنی‌داری مقدار خی دو می باشد. بنابراین تحصیلات در تنوع نحوی ناشی از صورت‌های متجانس و استعاری نقش اساسی را ایفا کرده است. در حقیقت بین کاربرد صورت­های متجانس و استعاری تفاوت زیادی وجود دارد، به عبارت دیگر، افراد بیشتر از صورت متجانس نسبت به استعاری استفاده کرده­اند. همچنین داده­های پژوهش مربوط به تأثیر تحصیلات بر کاربرد انواع استعارۀ دستوری بدین شرح است: مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری وجهیت برابر با 88/7 و درجه آزادی 2 در سطح 019/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. به بیانی بین فراوانی صورت­های استعاری وجهیت مورد استفاده در گروه­های تحصیلی متفاوت (تحصیلات تکمیلی، کارشناسی و دیپلمه) تفاوت وجود دارد و مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری گذرایی برابر با 14/4 و درجه آزادی 2 در سطح 126/0 از لحاظ آماری معنی‌دار نیست. همچنین مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری اسم‌سازی برابر با 14/7 و درجه آزادی 2 در سطح 028/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. بنابراین در کاربرد صورت­های استعاری وجهیت و اسم­سازی،  افراد دارای تحصیلات تکمیلی و دانشگاهی بیشتر از صورت استعاری استفاده کرده­اند، امّا تحصیلات بر کاربرد استعارۀ دستوری گذرایی تأثیر  نداشته است. در نقشگرایی باور بر این است که پیچیدگی نحوی صورت­های استعاری به مراتب بیشتر از صورت­های متجانس است، بنابراین افراد با تحصیلات دیپلم توانایی چندانی در استفاده از ساختار دستوری پیچیده را ندارند و افراد با تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی بر عکس توانایی کاربرد ساختار پیچیده­تر نحوی را دارند. به نظر می­رسد که دلیل اساسی عدم تأثیر  جنسیت بر استعارۀ  دستوری گذرایی ناشی از غلظت بالای واژگان نسبت به دستور است. هلیدی (1994/1985 :342) بر این باور است که گزینش واژگانی تنها یکی از جنبه­های گزینش واژگان­دستور، یا واژه پردازی است و تنوع استعاری واژگان دستوری و نه فقط واژگانی است. بنابراین، در استعارۀ دستوری گذرایی ما با تغییر فرایند سر و کار داریم که پیچیدگی دستوری آن بخاطر چیرگی غلظت واژگانی بر دستوری نسبت به دو استعارۀ دستوری وجهیت و اسم­سازی چندان بالا نیست.

نکته مهمّ دیگر این‌که هلیدی و متیسن (2004 :640) مدعی هستند که شیوۀ بیان استعاری[26] با گفتمان­های قدرت و اعتبار مرتبط است. آنها همچنین  بر این باورند که استعارۀ  اسم­سازی احتمالاً ابتدا در سیاق­های علمی و فنی پدیدار گشته است و به تدریج به حوزه­های دیگر گفتمان بزرگسالان گسترش یافته است و استعارۀ  اسم­سازی نشانه اعتبار و قدرت است (2004: 657). از منظر جامعه­شناسی زبان، افراد با تحصیلات بالاتر سعی می­کنند از ساختارهای زبانی با اعتبار بالاتری استفاده نمایند.کاربرد بیشتر انواع استعارۀ  دستوری در گفتار افراد دارای تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی در پژوهش حاضر نیز موید چنین تبیین­هایی است. بنابراین چنین نتایجی از منظر جامعه­شناسی زبان قابل تبیین است. همچنین داده­های پژوهش مربوط به طبقۀ اجتماعی بدین شرح است:  مقدار مجذور کای برابر با 89/37 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی دار است. به بیانی فراوانی صورت­های استعاری مورد استفاده در سه گروه طبقۀ اجتماعی متفاوت است. بنابراین طبقۀ اجتماعی هم در ایجاد تنوع نحوی نقش اساسی را ایفا کرده است. افراد از طبقات مختلف اجتماعی بیشتر از صورت­های متجانس نسبت به استعاری استفاده کرده­اند.

داده­های پژوهش مربوط به تأثیر طبقۀ اجتماعی بر کاربرد انواع استعاری دستوری بدین شرح است: مقدار مجذور کای برابر با 89/37 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی دار است. به بیانی فراوانی صورت­های استعاری مورد استفاده در سه گروه طبقۀ اجتماعی متفاوت است و مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ  دستوری گذرایی برابر با 24/12 و درجه آزادی 2 در سطح 002/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. همچنین مقدار مجذور کای در استفاده از استعارۀ دستوری اسم‌سازی برابر با 18/20 و درجه آزادی 2 در سطح 000/0 از لحاظ آماری معنی‌دار است. بنابراین در کاربرد صورت­های استعاری، طبقات اجتماعی بالا و متوسط نسبت به طبقۀ اجتماعی پایین از صورت­های استعاری استفاده کرده­اندکه ناشی از اعتبار بالای استعارۀ دستوری است، به عبارت دیگر، طبقات متوسط و بالای اجتماعی بخاطر اعتبار بالای استعاره­های دستوری از آنها بیشتر استفاده کرده­اند. پدیده قابل ملاحظه از منظر جامعه­شناسی زبان در پژوهش حاضر در زمینه تحلیل آماری طبقات اجتماعی تصحیح افراطی آماری[27] است. اعتبار و ارزش اجتماعی رفتار زبانی طبقات بالا در یک جامعه سبب می­شود که برخی از طبقات پایین­تر، آن را به عنوان الگو مورد تقلید قرار دهند. مطابق بررسی­های جامعه­شناسان زبان، در میان طبقات مختلف یک جامعه، طبقۀ متوسط پایین نسبت به رفتار زبانی طبقات بالاتر حساسیت بیشتری نشان می­دهد و بیش از سایر طبقات از ویژگی­های زبانی آنها تقلید می­کند. این گروه اجتماعی در این راه گاه تا آنجا پیش می­رود که ویژگی­های زبانی معتبر را حتی به میزان نسبی بیشتری از طبقات بالاتر به کار می­گیرد. این پدیده­ای است که تصحیح افراطی نامیده می­شود (مدرسی،1391 :189). بنابراین در پژوهش حاضر طبقۀ متوسط (بر اساس تقسیم­بندی طبقات اجتماعی به سه گروه پایین، متوسط و بالا ) نسبت به طبقات بالا و پایین بسیار بیشتر از استعارۀ  دستوری استفاده کرده است و در حقیقت طبقۀ متوسط در کاربرد استعارۀ دستوری در تقلید از طبقۀ بالا با بسامدی بیش از بسامد طبیعی آن در گفتار طبقۀ مورد تقلید خود عمل کرده است که این پدیده تصحیح افراطی آماری  نامیده می­شود.



1 M. A. K.  Halliday

2 view from below

3 view from above

4 wording

5 scale of congruency

6 M. Taverniers

7 congruent

1 modality, nominalization and transitivity

2 lexicogrammar

[10] C. M. I. M. Matthiessen

1 exchange of information

2 exchange of goods and services

3 J. Xu

1 variation theory

2 variants

3 markedness

4 congruent realizations

1 N. Thu Hein

2 E. Romero & B. Soria

[20] variable rule

1 gender

2 sex

3 W. Wolfram

4 R. Fasold

1 S. A. Tagliamonte

1 grammatical mode

1 statistical hypercorrection

 

احمدی، زینت (1393). تحلیل گفتمان انتقادی استعارۀ دستوری اسم­سازی و وجهیت در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی: رویکرد ون­دایک. پایان­نامه کارشناسی ارشد زبان­شناسی همگانی، دانشگاه سمنان.

چاوشی، مهسا (1390). کارکرد استعارۀ  دستوری در زبان علم. پایان­نامه کارشناسی ارشد زبان­شناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبایی.

رضاپور، ابراهیم (1394). تحلیل انتقادی استعاره در گفتمان سیاسی روزنامه های داخلی. نشریه پژوهش­های زبان­شناسی، سال 7، شماره 1، شماره ترتیبی 12، صص 49- 64.

مبارکی، ساجده (1391). استعارۀ دستوری در متون علمی و ادبی. پایان­نامه کارشناسی ارشد زبان­شناسی همگانی، دانشگاه سمنان.

مدرسی، یحیی (1391). درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

Halliday, M.A.K. (1978).” Anti languages”. In: Halliday, M.A.K. (1978). Language as Social Semiotic: The social interpretation of language and meaning. London: Arnold. PP. 164-182.

Halliday, M. A. K. (1988). “On the ineffability of grammatical categories”. In J. J. Webster (ed.) On Grammar. Volume 1 in Collected Works of M. A. K. Halliday, 291‒322. London and New York: Continuum.

Halliday, M.A.K. (1994). An Introduction to Functional Grammar. Edward Arnold, London.

Halliday, M.A.K. (1996). On grammar and grammatics. In: Hasan, Ruqaiya, Carmel Cloran & David Butt (eds.) Functional Descriptions. Theory in practice.(Current Issues in Linguistic Theory, 121.) Amsterdam: Benjamins, 1-38.

Halliday, M. A. K. (1998). Things and relations: regrammaticising experience as technical knowledge. In: Martin, J. R., Veel, R. (Eds.), Reading Science: Critical and Functional Perspectives on Discourses of Science. Routledge, London, pp. 185–236.

Halliday, M. A. K. & Matthiessen, C. M. I. M. (2004). An Introduction to Functional Grammar. London: Arnold.

Labov, W. ( 1969). Contraction, deletion, and inherent variability of the English copula. Language 45:715-762.    

Labov, W. (1972). Sociolinguistic Patterns. Philadelphia: University of Pennsylvania Press.

Ravelli, L. J. (1985). Metaphor, mode and complexity: an exploration of co-varying patterns. BA Honours thesis,University of Sydney.

Ravelli, L. J. (1999). Metaphor, Mode and Complexity: An exploration of co-varying patterns. (Monographs in Systemic Linguistics, 12.) Nottingham: Department of English and Media Studies, Nottingham Trent University.

Romero, E., & Soria, B. (2003). The notion of grammatical metaphor in Halliday. [Online] available: http://www.u gr.es/~bsoria/papers/Grammatical %20 Metaphor %20in% 20Halliday.PDF     

Tagliamonte, S. A. (2012).  Variationist sociolinguistics: change, observation and interpretation. Oxford:Wiley-Blackwell.

Taverniers, M. (2003). Grammatical metaphor in SFL: A historiography of  the introduction and initial study of the concept.In A. Simon-Vandenbergen, M. Taverniers, and J. L. Ravelli (Eds.).Grammatical Metaphor: Views from Systemic Functional Linguistics. Amsterdam/Philadelphia: John Benjamins. 

Taverniers, M. (2004). Interpersonal grammatical metaphor as double scoping and double grounding. http:// users.UGent.be/~mtaverni/ 

Thu Hiền, N. (2011). Nominalization as grammatical metaphor in political discourse in English and VietNamese from the perspective of systemic functional grammar.” ttp://tainguyenso.vnu.edu.vn/jspui/handle/123456789/38673 

Wolfram, W. and Fasold, R. (1974). The Study of Social Dialects in American English. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.        

Wolfram, W. (1969). A sociolinguistic description of Detroit Negro speech. Washington D.C.: center for applied linguistics.

Xu, J. (2009). Interpreting metaphor of modality in advertising English. English Language Teaching, Vol. 2, No. 4, pp. 117-122.