بررسی محدودیت‌های ناظر بر ترتیب پسوندهای اشتقاقی در زبان فارسی بر مبنای رویکرد محدودیت‌های پردازشی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان شناسی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی محدودیت‌های ناظر بر ترتیب پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی بر مبنای رویکرد محدودیت‌های ‌پردازشی می‌پردازد. داده‌های این پژوهش از پایگاه داده‌های پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی جمع‌آوری شده است. برای انجام این پژوهش، 8  پسوند زبان فارسی در سلسله‌مراتب قرارگیری وندها در رویکرد پردازشی قرار گرفتند، آن‌گاه ارتباط بین رتبه‌بندی پسوندها در این سلسله‌مراتب با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی بررسی شد. همچنین، ارتباط بین جایگاه قرارگیری پسوندها در شکل دوبُعدی شماتیکی با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی بررسی شد. نتیجۀ این مطالعه نشان می‌دهد بین رتبه‌بندی پسوندهای مورد مطالعه در سلسله‌مراتب قرارگیری وندها در رویکرد محدودیت‌های پردازشی با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Derivational Suffixes Ordering Constraints in Persian in Complexity-based Ordering Approach

نویسندگان [English]

  • Sara Shokri 1
  • Azita Abbasi 2
1 Alzahra University, Tehran, Iran
2 Alzahra University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The present research studies the derivational suffixes ordering constraints in Persian in Complexity-based Ordering Approach. The corpus based on which this research is conducted is the data of the Institute for Humanities and Cultural Studies. To conduct this study, 8 Persian suffixes were selected and ranked in a hierarchy-based ordering in Complexity-based Ordering Approach, then the correlation between their ranks in the hierarchy and their productivity, parsing ratios and boundary strengths were evaluated. Also, the correlation between the suffixes positions in graphical hierarchy, with their productivity, parsing ratios and boundary strengths were evaluated. The results show that there is no meaningful correlation between the suffixes ranks in the hierarchy-based ordering in Complexity-based Ordering Approach and their position in the graphical hierarchy, their productivity, parsing ratios and boundary strengths.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Derivational Suffixes
  • Complexity-based Ordering Approach
  • Hierarchy
  • Productivity
  • Parsing Ratio
  • Boundary Strength

1. مقدمه

گویشوران زبان نسبت به اجزای سازندۀ زبان خود و توالی این اجزا، دانش زبانی دارند؛ برای ‌مثال، هر گویشور فارسی‌زبان می‌داند واژۀ «غیرمحترمانه» از «غیر + محترم + -انه» تشکیل شده است و صورت‌هایی نظیر «*محترمانه‌غیر» غیردستوری هستند. آگاهی گویشوران به وندها و توالی آنها غیرآگاهانه است و قسمتی از دانش صرفی آنها است؛ براساس این دانش صرفی، وندهای اشتقاقی یا وندهای تصریفی نمی‌توانند آزادانه با هر پایه‌[1]ای ترکیب شوند و تعداد بسیاری از ترکیبات وندی به زبان گویشوران راه پیدا نمی‌کنند. پژوهش حاضر، به بررسی محدودیت‌های ناظر بر پسوندافزایی 8 پسوند زایای زبان فارسی در چارچوب رویکرد محدودیت‌های پردازشی[2] (CBO) می‌پردازد. برای انجام این پژوهش، 8 پسوند زایای زبان فارسی از پایان‌نامۀ‌ دکترای عباسی (1384) انتخاب شد و داده‌های پژوهش نیز از پایگاه داده‌های زبان فارسی[3]، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی استخراج شد.

پژوهش حاضر در پنج بخش ارائه می‌شود. به دنبال بیان موضوع، اهداف، روش تحقیق و جمع‌آوری داده‌ها، آثار مهم پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی درزمینۀ محدودیت‌های ناظر بر هم‌نشینی واحدهای صرفی مطرح خواهند شد. آن‌گاه چارچوب نظری این پژوهش، رویکرد محدودیت‌های پردازشی، معرفی می‌گردد و سپس داده‌های جمع‌آوری‌شده بر مبنای رویکرد مذکور تجزیه و تحلیل می‌شود. بخش پنجم، نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر بیان می‌شوند.

   

2. پیشینۀ مطالعات

پژوهشگران ایرانی مطالعات محدودی درزمینۀ محدودیت‌های وندافزایی در زبان فارسی انجام داده‌اند. در قالب رویکرد صرف واژگانی[4]، مدرس‌خیابانی (1378) و غلامعلی‌زاده و فیضی‌پیرانی (1390) به بررسی وندهای زبان فارسی پرداخته‌اند. غلامعلی‌زاده‌و فیضی‌پیرانی (1390) معتقدند که غیر از پیشوندهای غیرفعلی اشتقاقی که معمولاً خنثی هستند، سایر پیشوندها و پسوندهای اشتقاقی و بیشتر وندهای تصریفی زبان فارسی، غیرخنثی و تکیه‌بر هستند. این در حالی است که به اعتقاد مدرس‌خیابانی (1378) وندهای زبان فارسی را نمی‌توان براساس اصول صرف واژگانی طبقه‌بندی کرد. رفیعی (1386) پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی را در چارچوب مدل معنایی اسکلت-بدنۀ[5] لیبر[6] (2004) بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که پسوند اشتقاقی زبان فارسی با هدف واژه‌سازی، پایه‌ای از نوع مشخص را درون اسکلت معنایی خود جای می‌دهد و این امکان را به‌وجود می‌آورد تا بدنۀ معنایی جدید و مرتبط با معنی پایه بر روی اسکلت معنایی آن شکل بگیرد و به این ترتیب واژۀ جدید ساخته شود. حمصیان (1389) به مطالعۀ آرایش وندهای اشتقاقی زبان فارسی در چارچوب رویکرد محدودیت‌های گزینشی[7] فب[8] (1988) پرداخته است و ساخت‌های اشتقاقی زبان فارسی، انواع و بسامد آنها، میزان هم‌آیندی وندها، جایگاه هر وند نسبت به پایه و محدودیت‌های‌ ناظر بر چگونگی قرارگیری وندها، قبل و بعد از پایه را بررسی کرده است. اظهری (1391) محدودیت‌های گزینشی ساختاری، اعم از محدودیت‌های معنایی، دستوری، زیرمقوله‌ای، آوایی، صرفی و محدودیت‌های کاربردی را که شامل محدودیت‌های لزوم نام‌پذیری[9]، سودمندی نوواژه[10] و نیز محدودیت‌های زیبایی‌شناختی‌[11] هستند، مطالعه کرده است. رفیعی و اظهری (2013) در ادامۀ این پژوهش به این نتیجه رسیدند که محدودیت‌های دستوری ناظر بر پسوند اشتقاقی «-انه» بیشتر از سایر محدودیت‌ها از پیوستن این پسوند به پایه‌ها جلوگیری می‌کنند. ‌میرسعیدی و علی‌‌نژاد (1391) وندافزایی در زبان فارسی را در قالب دو دیدگاه «وند-بنیاد» و «پایه-بنیاد» بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که وندافزایی در زبان فارسی در چارچوب انگارۀ پایه-بنیاد بیش از دیدگاه وند-بنیاد توضیح‌پذیر است.

در پژوهش‌های خارجی، مطالعات زیادی با مبانی نظری مختلف درزمینۀ اصول ناظر بر ترکیب پایه و وند در کلمات مشتق انجام شده است. ازجمله مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده بر مبنای رویکرد محدودیت‌های گزینشی می‌توان به فب (1988)، پلاگ[12] (1996) و زیرکل[13] (2010) اشاره کرد. پلاگ در سال 2002 در مقاله‌ای به ذکر ضعف‌های رویکرد محدودیت‌های گزینشی پرداخت و اظهار داشت، در مجموع، رویکرد محدودیت‌های پردازشی در مقایسه با رویکرد ترتیب لایه‌ای و رویکرد محدودیت‌های گزینشی دقیق‌تر است و پیش‌بینی‌های بهتری دارد. به دنبال آن، هی[14] و پلاگ (2004) به این نتیجه رسیدند که محدودیت‌های گزینشی و محدودیت‌های پردازشی هر دو با هم ترکیبات پسوندی ممکن و غیرممکن را مشخص می‌کنند و جایی که محدودیت‌های گزینشی نمی‌توانند ترکیبات ممکن را پیش‌بینی کنند، محدودیت‌های پردازشی پیش‌بینی درستی انجام می‌دهند. پلاگ و باین[15] (2008) نیز به بررسی مشکلات رویکرد روان-زبان‌شناختی[16] محدودیت‌های پردازشی پرداختند و این رویکرد را گسترش دادند. ری‌نولدز[17] (2013) و هیلکنباخ[18] (بدون تاریخ) نیز با بررسی وندهای زبان‌های روسی و آلمانی به این نتیجه رسیدند که رویکرد محدودیت‌های پردازشی توضیح درستی برای ویژگی چرخه‌ای بودن پسوندهای این زبان‌ها ندارد.

با بررسی مطالعات انجام‌شده، مشخص شد که تاکنون پژوهشی درزمینۀ بررسی چگونگی عملکرد وندهای زبان فارسی برمبنای رویکرد محدودیت‌های پردازشی انجام نشده است.

 

3. مبانی نظری

هی (2000) برای توصیف چگونگی ترتیب قرارگیری وندها، رویکرد محدودیت‌های پردازشی را که بر پایۀ قابلیت پردازش کلمات استوار است، معرفی کرد و پلاگ آن را CBO نامید. در این رویکرد، ترکیب صرفی به‌مثابه ماهیتی روان-زبان‌شناختی درنظر گرفته می‌شود. طبق این رویکرد، وندها در سلسله‌مراتبی قرار گرفته‌اند که در یک سر آن، وندهایی با قابلیت تجزیه‌پذیری‌بیشتر و در سر دیگر، وندهایی با قابلیت تجزیه‌پذیری کمتر قرار دارند. به عبارت دیگر، برخی وندها کلماتی را تولید می‌کنند که ازنظر صرفی در مقایسه با دیگر کلمات پیچیده‌تر هستند؛ یعنی برخی وندها به‌راحتی از کلمه جدا می‌شوند و برخی دیگر نمی‌توانند به‌راحتی از کلمه جدا شوند. وندی که می‌تواند به‌راحتی از کلمه جدا شود، نباید موضع درونی‌تری نسبت به وندی داشته باشد که نمی‌تواند به‌راحتی از کلمه جدا شود؛ به این ترتیب، پسوندهایی که بعد از پسوند A قرار می‌گیرند، می‌توانند به‌راحتی به کلمه‌ای که پسوند A دارد، متصل شوند. اما پسوندهایی که پیش از پسوند A قرار می‌گیرند، نمی‌توانند به کلمۀ دارای پسوند A متصل شوند (هی، 2002: 528-527). فرضیۀ ماهیت سلسله‌مراتبی وندها را می‌توان به‌صورت زیر نشان داد.

الف. سلسله‌مراتب پسوندها:   X-Y-Z-A-B-C-D  

ب. ترکیبات ممکن: BASE-A-B, BASE-X-A-C, BASE-Y-Z-A  

ج. ترکیبات غیرممکن: *BASE-A-Z, *BASE-Y-A-Z, *BASE-X-A-Y

 در قسمت (الف) هرکدام از حروف لاتین جایگاه یک پسوند را در سلسله‌مراتب قرارگیری پسوندها نشان می‌دهد. ‌پسوند A در مقایسه با پسوندهای X، Y و Z تمایل بیشتری به تجزیه‌پذیری دارد، گرچه تمایل آن به تجزیه‌پذیری در مقایسه با پسوند B، C و D کمتر است. بنابراین، رویکرد محدودیت‌های پردازشی صورت‌های پسوندی ممکن را در (ب) پیش‌بینی می‌کند. این در حالی است که ترکیبات (ج) هیچ‌گاه وارد زبان نمی‌شوند.

هی و پلاگ (2004) در پژوهشی به دنبال استخراج تمامی ترکیبات دوپسوندی ممکن از 15 پسوند از پیکرة موردمطالعه، جدول (1) را رسم کردند:

 

 

جدول 1- ترکیبات دوپسوندی موجود در پیکرۀ موردمطالعۀ هی و پلاگ (2004)براساس ترتیب سلسله‌مراتب رویکرد محدودیت‌های پردازشی

 

-th

-en

-er

-ling

-ee

-ess

-ly

-dom

-hood

-ship

-ish

-less

-ful(adj)

-ness

-ful(n)

-th

-

yes

 

 

 

 

 

 

 

 

 

yes

yes

 

 

-en

 

-

yes

 

yes

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-er

 

 

-

yes

 

yes

yes

yes

yes

yes

yes

yes

 

 

yes

-ling

 

 

 

-

 

 

 

 

yes

yes

 

yes

 

 

 

-ee

 

 

 

 

-

yes

 

 

yes

yes

 

 

 

 

 

-ess

 

 

 

 

 

-

yes

yes

yes

yes

 

yes

 

 

 

-ly

 

 

 

 

 

 

-

 

yes

 

yes

 

 

yes

 

-dom

 

 

 

 

 

 

 

-

 

 

 

yes

 

 

yes

-hood

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

 

yes

 

 

 

-ship

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

yes

yes

 

 

-ish

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

 

yes

 

-less

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

yes

 

-ful(adj)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

yes

 

-ness

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

-ful(n)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-

 

ترتیب قرارگرفتن وندها در ستون‌های عمودی و افقی جدول (1) براساس ترتیب مشاهده‌شده در داده‌های موردمطالعه بوده است که البته این ترتیب را میزان زایایی، قابلیت تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی وندها نیز تأیید می‌کند (در رویکرد CBO بین رتبه‌بندی پسوندها در سلسله‌مراتب ترتیب وندها، زایایی، تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی وندها رابطه وجود دارد. برای توضیح بیشتر به بخش 3. 1 مراجعه شود). در این جدول، سمت راست‌ترین پسوند، کمترین زایایی و قدرت مرزی را دارد و سمت چپ‌ترین پسوند قابلیت تجزیه‌پذیری و زایایی بالایی دارد. برای مثال، پسوند –ful(n) در مقایسه با پسوندهای دیگر در این سلسله‌مراتب، زایایی، تجزیه‌پذیری و درنتیجه، قدرت مرزی بالاتری دارد و پسوندهایی که در این سلسله‌مراتب پس از آن قرار گرفته‌اند می‌توانند با آن ترکیب شوند؛ اما عکس این موضوع نمی‌تواند اتفاق بیافتد. شایان ذکر است که به تصریح پژوهشگران، جایگاه برخی پسوندها در این جدول متغیر است. برای مثال، پسوندهای -ling و -ee، یا -hood و -ship جایگاه اختیاری دارند و می‌توانند جای خود را با یکدیگر عوض کنند. همچنین، پسوند اسم‌ساز -ful بدون آنکه سلسله‌مراتب‌ را به‌هم ‌بزند، می‌تواند‌ به جایگاه راست‌تر بیاید. این در حالی است که پسوند -ness  و پسوند اسم‌ساز -ful پسوندهایی هستند که هیچ‌گاه به‌دنبال پسوندهای دیگر نمی‌آیند و در انتهای سلسله‌مراتب قرار دارند؛ یعنی در چپ‌ترین ستون. همان طور که در این جدول مشاهده می‌شود، زیر قطر رسم‌شده کلمۀ yes وجود ندارد و این بدان معنا است که ترکیب دوپسوندی‌ای وجود ندارد که در آن، پسوند خارجی‌تر درون پسوند داخلی‌تر قرار بگیرد.

 

3-1. رابطۀ بین تجزیه‌پذیری و زایایی

در مدل «پردازش واژگانی با دسترسی دوگانه»[19] باین (1993)، رابطۀ بین تجزی‌پذیری و زایایی به‌خوبی‌ نشان داده شده است. در این مدل، دو مسیر برای پردازش وجود دارد: مسیر مستقیم که در آن کلمه به‌صورت کلی پردازش می‌شود و مسیر تجزیه که در آن کلمه ازطریق اجزا/سازه‌هایش پردازش می‌شود. انتخاب مسیر برای پردازش کلمه به بسامد نمونۀ[20] آن کلمه بستگی دارد؛ یعنی اگر بسامد نمونه از حد معینی بالاتر باشد، مسیر مستقیم انتخاب می‌شود و کلمه به‌صورت کل درک می‌شود‌؛ اما اگر بسامد نمونه از حد معینی پایین‌تر باشد، مسیر تجزیه انتخاب می‌شود و کلمه ازطریق اجزایش درک می‌شود. در این مدل، تجزیه‌پذیری‌و زایایی با هم ارتباط مستقیم دارند؛ یعنی تمایل زیاد وند به تجزیه‌پذیری به معنای بالا بودن میزان زایایی آن و شفاف بودن آن ازلحاظ معنایی و آوایی است. برای اندازه‌گیری زایایی روش‌های متفاوتی وجود دارد. باین (1994) معتقد است می‌توان زایایی را به‌صورت کسری از حاصل جمع کلمات تک‌بسامدی[21] پیکرۀمدنظر (n1)، بر تمام نمونه‌های‌ شامل آن وند (N)، محاسبه کرد.

p=n1/N

   برای مشخص کردن رابطۀ بین زایایی و تجزیه‌پذیری باید مشخص شود کدام کلمات مشتق تمایل به تجزیه‌پذیری دارند و کدام کلمات مشتق تمایلی به تجزیه‌پذیری ندارند (هی و باین، 2001: 206). در برخی کلمات مشتق می‌توان وند را به‌راحتی از پایه جدا کرد؛ برای مثال، در زبان انگلیسی درکلمۀ مشتق tasteless، وند به‌راحتی از پایه جدا می‌شود. از طرفی، برخی کلمات مشتق تمایلی به تجزیه‌شدن ندارند و کلمات مشتق تیره‌ای هستند که تمایل دارند ازطریق مسیر کل‌ کلمه درک شوند؛ برای مثال، در زبان انگلیسی کلمۀ مشتق listless، تمایلی به تجزیه‌پذیری ندارد (هی و باین، 2001: 203). علت این تفاوت در این است که بسامد پایه در کلمۀ tasteless در متون مورد مطالعه بیش از بسامد کلمۀ مشتق است، درحالی‌که در کلمۀ listless، بسامد کلمۀ مشتق بیش از بسامد پایه است.

   هی و باین (2003) برای مشخص‌کردن میزان تجزیه‌پذیری وندها از نسبت‌های تجزیه‌پذیری استفاده کردند. به‌طور کلی، دو نوع نسبت تجزیه‌پذیری وجود دارد: نسبت تجزیه‌پذیری نوع[22] و نسبت تجزیه‌پذیری نمونه[23]. نسبت تجزیه‌پذیری نوع، یعنی چه نسبتی از نوع‌ها یعنی کلمات مختلف که وند مدنظر در آنها وجود دارد بالای خط ‌تجزیه[24] قرار دارند. نسبت تجزیه‌پذیری‌ نمونه، یعنی چه نسبتی از تمام مواردی که شامل وند مدنظر هستند بالای خط‌ تجزیه قرار دارند (هی و باین، 2001: 221). خط ‌تجزیه مرزی است که وندهای تجزیه‌پذیر را از وندهای تجزیه‌ناپذیر جدا می‌کند[25]. وندهایی که بالای خط‌تجزیه قرار دارند به تجزیه‌پذیری تمایل دارند؛ پس این وندها شفافیت معنایی دارند و ازآنجاکه راحت‌تر از پایۀ خود جدا می‌شوند، زایایی بیشتری هم دارند. از طرف دیگر، وندهایی که پایین خط‌ تجزیه قرار دارند، تمایلی به تجزیه‌پذیری ندارند و به‌راحتی از پایۀ خود جدا نمی‌شوند؛ درنتیجه، زایایی کمی دارند (هی و باین، 2001: 219). اگر وندی فقط در یک کلمه وجود داشته باشد که قابلیت تجزیه‌پذیری داشته باشد، نسبت‌های تجزیه‌پذیری آن یک خواهد بود و اگر هیچ کلمه‌ای وجود نداشته باشد، نسبت‌های تجزیه‌پذیری برای آن کلمه، صفر خواهد بود. هرچه نسبت‌های تجزیه‌پذیری نوع یا نسبت تجزیه‌پذیری نمونه، بیشتر باشد، کلمات مدنظر تمایل بیشتری به تجزیه‌پذیری دارند.

   نسبت تجزیه‌پذیری نمونه که به‌صورت [26]token-PR نشان داده می‌شود، به‌صورت فرمول زیر محاسبه می‌شود که در آن tokens-p، حاصل جمع بسامد نمونه‌هایی است که بالای خط ‌تجزیه قرار دارند. Token شامل مجموع نمونه‌ها یا کلمات پیکره است (هی و باین، 2001: 238).   

token- PR= tokens-P/token

   نسبت تجزیه‌پذیری نوع که به‌صورت type-PR، نشان داده می‌شود، به‌صورت‌فرمول زیر محاسبه می‌شود که در آن types-P، تعداد نوع‌هایی است که شامل وند مدنظر است و بالای خط ‌تجزیه قراردارند و V، تعداد نوع‌های پیکره است (هی و باین، 2001: 238). 

type- PR= types-P/ V

 برای روشن‌شدن مفهوم خط تجزیه، در ادامه به یکی از پژوهش‌‌های هی و باین (2001) در این رابطه اشاره می‌شود. هی و باین (2001) به دنبال تعیین جایگاه خط تجزیه پسوند هلندی -heid شکل (1) را رسم کردند. در این شکل، هر نقطه نشان‌دهندۀ یک کلمۀ مشتق هلندی با پسوند-heid  است. محور x، لگاریتم بسامد کلمات مشتق، و محور y، لگاریتم بسامد پایۀ کلمات مشتق را نشان می‌دهد. دایره‌های توپر، کلماتی را نشان می‌دهند که مسیر تجزیه در درک آنها طی می‌شود و دایره‌های توخالی کلماتی را نشان می‌دهند که مسیر کل کلمه برای درک آنها طی می‌شود. همان‌طورکه ‌مشاهده می‌شود، این دو گروه از کلمات مشتق کاملاً از هم مجزا هستند و می‌توانند به‌راحتی با یک خط مستقیم از هم جدا شوند. این خط تجزیه به‌مثابه تفکیک‌کننده ‌به‌کار می‌رود و شیب مثبتی دارد و دقیقاً مطابق نتایج هی (2000) است.

 

شکل1- رابطۀ بین لگاریتم بسامد کلمات مشتق و لگاریتم بسامد پایۀ کلمات مشتق برای پسوند هلندی –heid

3- 2. قدرت مرزی

قدرت مرزی عبارت است از میانگین رتبه در زایایی، نسبت تجزیه‌پذیری نمونه و نسبت تجزیه‌پذیری نوع. درصورتی رویکرد CBO از عهدۀ توضیح ترتیب وندافزایی برمی‌آید که بین میزان زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی و جایگاه وند در سلسله‌مراتب ارتباطی وجود داشته باشد. درصورتی‌که وندی با پایین‌ترین قدرت مرزی بتواند به‌راحتی به پایه‌های دیگر متصل شود، یعنی بالاترین رتبه را در سلسله‌مراتب وندها داشته باشد، و یا وندی با بالاترین قدرت مرزی، بیشترین محدودیت جایگاهی را داشته باشد، یعنی پایین‌ترین رتبه را در سلسله‌مراتب داشته باشد، CBO تحلیل درستی را به‌دست نداده است. جایگاه وندها در سلسله‌مراتب شدیداً با چهار مقیاس تجزیه‌پذیری در ارتباط است. هی و پلاگ (2004) باتوجه‌به اطلاعات به‌دست‌آمده از تجزیه‌پذیری ‌و زایایی 15 وند زبان انگلیسی، قدرت مرزی آنها را به‌دست آوردند و وجود این ارتباط برای 15 پسوند مورد بررسی تأیید شد. در جدول (2) قدرت مرزی، میزان زایایی، نسبت تجزیه‌پذیری نوع و نسبت تجزیه‌پذیری نمونۀ این وندها مشخص شده‌اند.

 

جدول 2- رتبه‌بندی پسوندها براساس مقیاس‌های زایایی، نسبت تجزیه‌پذیری نمونه، نسبت تجزیه‌پذیری نوع، قدرت مرزی

وند

رتبه در سلسله‌مراتب، مطابق جدول1

زایایی

نسبت تجزیه‌پذیری نمونه

نسبت تجزیه‌پذیری نوع

قدرت مرزی

-th

1

0005/0

1/0

23/0

83/2

-en

2

003/0

12/0

56/0

83/6

-er

3

003/0

21/0

5/0

33/6

-ling

4

0

1/0

62/0

23/5

-ee

5

005/0

05/0

53/0

58/5

-ess

6

013/0

18/0

57/0

67/9

-ly

7

001/0

1/0

24/0

17/3

-dom

8

002/0

02/0

5/0

17/3

-ship

9

009/0

36/0

63/0

17/11

-hood

10

004/0

67/0

8/0

67/10

-ish

11

005/0

1/0

58/0

67/7

-less

12

016/0

74/0

86/0

33/13

-ful(adj)

13

0007/0

89/0

94/0

33/10

-ness

14

008/0

23/0

51/0

67/8

-ful(N)

15

035/0

99/0

98/0

15

 

 به این ترتیب، شواهد محکمی برای تأیید عملکرد رویکرد CBO به‌دست آمد؛ نه تنها پسوندها به‌علت باهم‌آیی در یک سلسله‌مراتب قرار می‌گیرند، بلکه ترتیب پسوندها دراین سلسله‌مراتب تصادفی نیست، ترتیب پسوندها در سلسله‌مراتب برحسب قدرت مرزی‌شان است؛ هرچه پسوندی در پردازش قابلیت تجزیه‌پذیری بیشتری داشته باشد، راحت‌تر می‌تواند به دیگر پسوندها اضافه شود و پسوندهایی که به‌راحتی تجزیه می‌شوند، نباید درون پسوندهایی قرار بگیرند که به‌راحتی از کلمه جدا نمی‌شوند.

 

4. تجزیه و تحلیل داده‌ها

هدف پژوهش حاضر بررسی محدودیت‌های ناظر بر ترتیب پسوندهای اشتقاقی در زبان فارسی براساس رویکرد محدودیت‌های‌پردازشی است. برای انجام این پژوهش، 8 پسوند زایای زبان فارسی از پایان‌نامۀ دکترای عباسی (1384) انتخاب شد و داده‌های پژوهش از پایگاه داده‌های زبان فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گردآوری شد. این پایگاه داده‌ها در قسمت جستجوی سریع شامل متون روزنامه‌ای ایران-آموزش 1-1380، همشهری 81/01، همشهری 81/02 الف، همشهری 81/02 ب، اندیشه و کتاب‌های بررسی مکتب فلسفی، بوف کور، پژوهشی در اساطیر ایران، تاریخ ادبیات ایران، حاجی بابای اصفهانی، خاک و آدم، شازده احتجاب، مدیر مدرسه، مرقد آقا و نیمه راه بهشت و شامل 859,899,5 واژه است. پسوندهای موردمطالعه در این پژوهش به‌ترتیب حروف الفبا عبارت‌اند از «-انه، -چی، -دان، ـِ ستان، ـَ ک، -گاه، -گر، -ی».

در این پژوهش، امکان وقوع ترکیبات دوپسوندی را به دو روش بررسی می‌کنیم. ابتدا تمام ترکیبات دوپسوندی را در پیکره بررسی کردیم، و وجود آنها را در جدول (3) با قرار دادن کلمۀ «بله» ثبت کردیم. مثال‌های زیر از جمله ترکیبات دوپسوندی هستند که از پیکرۀ موردمطالعه به‌دست آمده‌اند:

-دان+ -ی← آتشدانی

ـَ ک+-چی← زنبورکچی

ـَ ک+ -ی← آبکی، آدمکی

-گاه+ -ی← دانشگاهی، زیارتگاهی

-گر+ -انه← اخلالگرانه، افراطگرانه

-گر+ -ی← آغازگری، آمارگری

-ی+ -انه← سالیانه، شادیانه

ـِ ستان+ ـَک← شهرستانک

ـِ ستان+ -ی← کردستانی، دهستانی

 

جدول 3-ترکیبات دوپسوندی بررسی‌شده در پایگاه داده‌ها براساس حروف الفبا

 

-انه

-چی

-دان

ـِ ستان

ـَ ک

-گاه

-گر

-انه

-

 

 

 

 

 

 

 

-چی

 

-

 

 

 

 

 

 

-دان

 

 

-

 

 

 

 

بله

ـِ ستان

 

 

 

-

بله

 

 

بله

ـَ ک

 

بله

 

 

-

 

 

بله

-گاه

 

 

 

 

 

-

 

بله

-گر

بله

 

 

 

 

 

-

بله

بله

 

 

 

 

 

 

-

 

 در این جدول، پسوندهای مطالعه‌شده به‌ترتیب حروف الفبا مرتب شده‌اند و ترکیبات دوپسوندی موجود در پیکره با ثبت کلمۀ «بله» نشان داده شده‌اند. از میان 56 ترکیب بالقوه، فقط 9 ترکیب دوپسوندی به‌صورت بالفعل در پیکره یافت شد (حدود 6%) که این امر می‌تواند نشانگر محدودیت‌های شدید ناظر بر وندافزایی در زبان فارسی باشد.

در مرحله‌ی بعد، با بررسی داده‌های مستخرج از پیکره، پسوندها را باتوجه ‌به سلسله‌مراتب قرارگیری وندها در رویکرد CBO به شکلی مرتب کردیم که در نهایت به سلسله‌مراتب پیش‌بینی‌شدۀ پسوندها باتوجه‌به پیکره دست یابیم.

جدول 4- ترکیبات دوپسوندی جدول (3) براساس ترتیب سلسله‌مراتبی رویکرد CBO

 

ـِ ستان

ـَ ک

-چی

-گاه

-گر

-دان

-انه

ـِ ستان

-

بله

 

 

 

 

بله

 

ـَ ک

 

-

بله

 

 

 

بله

 

-چی

 

 

-

 

 

 

 

 

-گاه

 

 

 

-

 

 

بله

 

-گر

 

 

 

 

-

 

بله

بله

-دان

 

 

 

 

 

-

بله

 

 

 

 

 

 

 

-

بله

-انه

 

 

 

 

 

 

 

-

این ترتیب سلسله‌مراتبی به‌وسیلۀ آزمون و خطا باتوجه‌به داده‌های استخراج‌شده از پیکرة موردمطالعه به‌دست آمده است، به این معنی که ترتیب برخی وندها می‌تواند نسبت به هم تغییر کند. با توجه به رویکرد CBOدر این سلسله‌مراتب پسوندها به ترتیبی قرار می‌گیرند که هر پسوند می‌تواند با پسوندهایی که در این سلسله‌مراتب در جایگاه چپ‌تری قرار گرفته‌اند، ترکیب شود؛ اما عکس این موضوع نمی‌تواند اتفاق بیافتد، یعنی در سلسله‌مراتب رویکرد CBO وندها نمی‌توانند با وندهایی که سمت راست آنها قرار گرفته‌اند، ترکیب شوند. در جدول (4) پسوندها به ترتیبی قرار گرفته‌اند که پایین قطر جدول هیچ ترکیب دوپسوندی ثبت نشده است و این بدان معناست که در پیکرة موردمطالعه در هیچ کلمه‌ای وند بیرونی درون یک وند درونی قرار نگرفته است. باتوجه‌به ترتیب سلسله‌مراتبی مطرح‌شده در رویکرد محدودیت‌های پردازشی، در جدول (4) باید سمت راست‌ترین پسوند، کمترین میزان زایایی و قدرت مرزی ضعیفی داشته باشد و سمت چپ‌ترین پسوند، بیشترین میزان زایایی را داشته باشد (در ادامه خواهیم دید که پیش‌بینی‌های رویکرد CBO با عملکرد واقعی پسوندهای موردمطالعه هم‌خوانی کامل ندارند).

 

4- 1. بررسی رابطۀ میان جایگاه پسوندها در جدول (4) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی

 در جدول (5) رتبه‌بندی پسوندها باتوجه‌به مقیاس‌های رتبه در سلسله‌مراتب با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری ، قدرت مرزی نشان داده شده است.

 

 

 

جدول 5- رتبه‌بندی پسوندها باتوجه‌به مقیاس‌های رتبه در سلسله‌مراتب با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری، قدرت مرزی

 

وند

رتبه در سلسله‌مراتب با توجه به جدول 4

زایایی

نسبت تجزیه‌پذیری نمونه

نسبت تجزیه‌پذیری نوع

قدرت مرزی

ـِ ستان

1

0042/0

18/0

58/0

3/1

ـَ ک

2

032/0

81/0

84/0

4

-چی

3

05/0

37/0

8/0

6/3

-گاه

4

003/0

8/0

87/0

6/3

-گر

5

035/0

85/0

88/0

6/5

-دان

6

056/0

9/0

86/0

3/6

7

061/0

91/0

89/0

8

-انه

8

042/0

61/0

6/0

3/3

 

در ادامه به بررسی ارتباط بین رتبۀ پسوندها در سلسله‌مراتب رویکرد CBO در جدول (5) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری ‌و قدرت مرزی می‌پردازیم. شکل (2) ارتباط بین رتبه‌بندی پسوندهای موردمطالعه در جدول (5) با زایایی، نسبت‌های ‌تجزیه‌پذیری ، و قدرت مرزی را نشان می‌دهد.

در شکل (2) نتیجۀ آزمون همبستگی اِسپِیرمَن برای بررسی همبستگی محورهای x و  yنشان داده شده است و باتوجه‌به‌ مقدار p به‌دست‌آمده، ارتباط معنی‌داری بین رتبه‌بندی پسوندهای موردمطالعه در جدول (5) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی وجود ندارد. باتوجه‌به شکل (2) می‌توان نتیجه گرفت پسوندهای موردمطالعه در این پژوهش در سلسله‌مراتب رویکرد CBO قرار ندارند؛ زیرا باتوجه‌به بررسی‌های انجام‌شده، پسوندهای «-گاه، -گر، –دان» می‌توانند در این سلسله‌مراتب جابه‌جا شوند و در یک جایگاه قرارگیرند، درحالی‌که میزان زایایی و نسبت‌های تجزیه‌پذیری متفاوتی دارند. همچنین، طبق ارقام به‌دست‌آمده در جدول (5)، میزان زایایی و تجزیه‌پذیری پسوند «-ی» در مقایسه با پسوند «-انه» بیشتر است؛ بنابراین، در سلسله‌مراتب قرارگیری پسوندها در رویکرد CBO باید بعد از پسوند «-انه» قرار گیرد، درحالی‌که شکل (2)، که باتوجه‌به مشاهدة کلماتی از قبیل «سالیانه» و «شادیانه» رسم شده است، ارتباط معنی‌داری را بین رتبه‌بندی و زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری‌ و قدرت مرزی نشان نمی‌دهد؛ بنابراین، دربارۀ رتبۀ آنها در سلسله‌مراتب و قدرت مرزی آنها که درواقع میانگین رتبۀ پسوندها در زایایی و نسبت‌های تجزیه‌پذیری است، نمی‌توان با قطعیت نظر داد. درواقع، این بررسی با رتبه‌بندی‌هایی انجام می‌شود که در سلسله‌مراتب رویکرد CBO متغیر است و این مسئله می‌تواند یکی از ضعف‌های رویکرد محدودیت‌های پردازشی باشد. این رویکرد دربارۀ وندهایی که می‌توانند جایگاه یکسان، ولی میزان زایایی و نسبت‌های تجزیه‌پذیری متفاوتی داشته باشند، توجیه مناسبی ندارد.

 

  

 شکل 2- ارتباط بین رتبه‌بندی پسوندهای موردمطالعه در جدول (5) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی

 

 4- 2. جایگاه پسوندها در سلسله‌مراتب شکل دوبُعدی

شکل (3) جایگاه دقیق‌تر پسوندها در سلسله‌مراتب را براساس ترکیبات دوپسوندی پذیرفته‌شده در پیکرۀ موردمطالعه مشخص می‌کند. در این شکل، پسوندی که در ابتدای پیکان قرار دارد در ترکیبات دوپسوندی به‌مثابه پسوند اول و پسوندی که انتهای پیکان قرار دارد به‌مثابه پسوند دوم در ترکیب دوپسوندی است. مطابق سلسله‌مراتب رویکرد CBO تمام پیکان‌ها رو به پایین هستند و هیچ حلقه‌ای به‌سمت پسوندهایی که در جایگاه‌های بالاتر قرار گرفته‌اند، وجود ندارد.

 

شکل 3- سلسله‌مراتب دوبُعدی شماتیکی پسوندها

 

همان‌طورکه در شکل (3) مشخص است، اگرچه رتبۀ برخی وندها در مقایسه با برخی دیگر تعیین‌شدنی نیست، سلسله‌مراتب دقیقی در اتصال وندها وجود دارد. باتوجه‌به رویکرد محدودیت‌های پردازشی اگر عوامل پردازشی باعث قرارگرفتن پسوندها در این سلسله‌مراتب می‌شوند، انتظار می‌رود پسوندها در این سلسله‌مراتب، براساس میزان زایایی و تجزیه‌پذیریشان در جایگاه‌هایی‌ از بالا به پایین قرار بگیرند؛ یعنی پسوندهایی که بیشترین میزان زایایی و تجزیه‌پذیری را دارند باید در انتهای سلسله‌مراتب و پسوندهایی که کمترین میزان زایایی و تجزیه‌پذیری را دارند باید در ابتدای سلسله‌مراتب قرار بگیرند. به عبارت دیگر، مطابق رویکرد محدودیت‌های پردازشی باید از بالا به پایین میزان زایایی پسوندها و قابلیت تجزیه‌پذیری آنها افزایش یابد؛ یعنی پسوندهایی که در انتهای پیکان‌ها قرار دارند در مقایسه با پسوندهایی که در ابتدای پیکان‌ها قرار دارند میزان زایایی و قابلیت تجزیه‌پذیری بیشتری داشته باشند؛ پسوندهایی که در انتهای پیکان‌ها قرار دارند کلمات جدید بیشتری تولید می‌کنند و راحت‌تر از پایۀ خود جدا می‌شوند و گویشوران کلمات مشتق حاصل از این پسوندها را ازطریق مسیر تجزیه درک می‌کنند؛ برای مثال، پسوندهای «-ِستان ، -گاه، -گر، -دان»، باید کمترین و پسوند «-انه»، بیشترین میزان زایایی و تجزیه‌پذیری را در شکل (3) داشته باشند، یا پسوند «-ی» باید میزان زایایی و تجزیه‌پذیری کمتری نسبت به پسوند «-انه» داشته باشد. این در حالی است که طبق داده‌های به‌دست‌آمده در کلماتی مانند «سالیانه، شادیانه» پسوند «-انه» خارج از پسوند «-ی» قرار گرفته است.

در شکل (4) ارتباط جایگاه قرارگیری پسوندها در شکل (3) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی آنها بررسی می‌شود.

 

 

 

شکل 4- ارتباط جایگاه پسوندها در شکل (3) با زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی

طبق شکل (4) باتوجه‌به نتیجۀ آزمون همبستگی اِسپِیرمَن در بررسی همبستگی محورهای x و yو باتوجه‌به مقدار p به‌دست‌آمده، بین جایگاه پسوندها و متغیرهای زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی ارتباط معنی‌داری وجود ندارد. به این ترتیب، شکل (3) و شکل (4) تصویر متفاوتی از عملکرد پسوندهای زبان فارسی ارائه می‌دهند. باتوجه‌به ترکیبات دوپسوندی پیکره، پسوندهای «-گاه، -گر، -دان، –ِستان» با یکدیگر باهم‌آیی نداشته‌اند، پس این پسوندها می‌توانند در جایگاه یکسانی در سلسله‌مراتب‌ دوبُعدی قرار گیرند. اما داده‌های جدول (5) نشان می‌دهد این پسوندها زایایی و نسبت‌های تجزیه‌پذیری‌ یکسانی ندارند و نمی‌توانند قدرت مرزی یکسانی داشته باشند، پس نباید جایگاه یکسانی در سلسله‌مراتب رویکرد CBO داشته باشند. از طرف دیگر، ، میزان زایایی پسوند «-ی» در زبان فارسی از دیگر پسوندهای موردمطالعه بیشتر است؛ اما همین پسوند در شکل (3) قبل از پسوند «-انه» قرار گرفته است. به این ترتیب، می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که رویکرد CBO نتوانسته است پیش‌بینی درستی دربارۀ ترتیب قرارگیری پسوندهای مدنظر در این پژوهش داشته باشد. اما نکته‌ای در شکل (3) مشاهده می‌شود که می‌تواند موضوعی جدید را در پژوهش در چارچوب رویکرد محدودیت‌های پردازشی مطرح نماید. همان‌طورکه در این شکل مشاهده می‌شود، به پسوند «-ی» در مقایسه با دیگر پسوندها پیکان‌های بیشتری رسیده است و این امر می‌تواند منجر به تعریفی جدید از زایایی در حوزة صرف گردد. آزمودن این فرضیه مستلزم انجام پژوهش‌های بیشتری بر پیکرة بزرگ‌تری از کلمات مشتق زبان فارسی است.

 

5. نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر به بررسی محدودیت‌های ناظر بر ترتیب پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی در چارچوب رویکرد محدودیت‌های پردازشی اختصاص داشت. طبق این رویکرد، وندها در سلسله‌مراتبی قرار گرفته‌اند‌ که در یک سر آن وندهایی با تجزیه‌پذیری بیشتر و در سر دیگر آن، وندهایی با تجزیه‌پذیری کمتر قرار دارند؛ وندهایی که می‌توانند به‌راحتی از کلمه جدا شوند، نمی‌توانند‌درون وندی قرار گیرند که نمی‌تواند به‌راحتی از کلمه جدا شود.

ازآنجاکه در رویکرد CBO بین رتبه‌بندی پسوندها در سلسله‌مراتب، زایایی، تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی وندها رابطه وجود دارد، این اطلاعات برای 8 پسوند مورد بررسی استخراج شد. براساس آمار به‌دست‌آمده مشخص شد اگرچه محدودیت‌های‌ شدیدی ناظر بر وندافزایی در زبان فارسی است، باتوجه‌به پیکرۀ موردبررسی، ارتباط معنی‌داری میان جایگاه پسوندها در سلسله‌مراتب، زایایی، تجزیه‌پذیری و قدرت مرزی وجود ندارد. برای مثال، طبق بررسی انجام‌شده، میزان زایایی پسوند »-ی« و نسبت‌های تجزیه‌پذیری آن بیش از پسوند «-انه» است؛ بنابراین، باید خارج از پسوند «-انه» قرار گیرد، در حالی که طبق داده‌های به‌دست‌آمده در کلماتی مانند «سالیانه، شادیانه» پسوند «-انه» خارج از پسوند «-ی» قرار گرفته است. از سوی دیگر، باتوجه‌به ترکیبات دوپسوندی پیکرۀ موردمطالعه، گروهی از پسوندها مانند »-گاه، -گر، -دان، -ستان» با یکدیگر باهم‌آیی‌ ندارند و در نتیجه می‌توانند در سلسله‌مراتب در جایگاه یکسانی قرار گیرند؛ این در حالی است که زایایی، نسبت‌های تجزیه‌پذیری و در نتیجه قدرت مرزی این پسوندها متفاوت است؛ بنابراین، نباید جایگاه یکسانی در سلسله‌مراتب داشته باشند.

   به‌طور کلی، می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که براساس داده‌های موردمطالعه در این پژوهش، رویکرد محدودیت‌های پردازشی نمی‌تواند پیش‌بینی درستی دربارۀ صورت‌های ممکن و غیرممکن مشتق در زبان فارسی داشته باشد.



[1] base

[2] Complexity-based Ordering Approach

طبق رویکرد مذکور، وندها به‌علت امکان جداسازی‌شان از پایه در طبقات مختلفی قرار می گیرند و بر همین اساس، کلمات ساخته‌شده دارای درجات متفاوتی از پیچیدگی خواهند بود. از این رو، این رویکرد را «رویکرد ترتیب پیچیده‌محور» نامیده‌اند. از طرف دیگر، آنچه موجب تمایز این رویکرد از سایر رویکردهای مطرح درزمینة ترتیب اعمال فرایندهای ساخت‌واژی می شود، تأکید آن بر چگونگی پردازش واحدهای صرفی است. از این رو، نویسندگان معادل شفاف‌تر «رویکرد محدودیت‌های پردازشی» (در مقابل رویکرد رقیب «محدودیت‌های گزینشی») را بر معادل «رویکرد ترتیب پیچیده‌محور» ترجیح دادند. 

[3] www.pldb.ihcs.ac.ir

[4] Lexical morphology

[5] Skeleton-body Semantic Model

[6] R. Lieber

[7] selectional restrictions

[8] N. Fabb

[9] necessity of labeling

[10] useful neologism

[11] aesthetic constraints

[12] I. Plag

[13] L. Zirkel

[14] J. Hay

[15] H. Baayen

[16] psycholinguistic

[17] R. Reynolds

[18] L. Hilkenbach

[19] dual route model of lexical processing

[20] token

3 hapax legomena

[22] type parsing ratio

[23] token parsing ratio

[24] parsing line

[25]  برای مشخص‌کردن جایگاه خط ‌تجزیه از مت‌چک (هی و باین، 2001، به نقل از باین، اشرودر و اسپرات، 2000؛ باین و اشرودر، 2000) استفاده می‌شود. مت‌چک‌مدلی روان-زبان‌شناختی است که برای محاسبۀ تجزی‌پذیری صرفی به‌کار می‌رود. درواقع، مت‌چک مدلی است برای بخش‌بندی صرفی. در این مدل، واژه‌ها برای ظاهرشدن با هم در رقابت هستند وکلماتی که بسامد بیشتری دارند و یا شباهت بیشتری به کلمۀ مدنظر دارند، در این رقابت قوی‌تر هستند (هی و باین، 2001: 212). مت‌چک برای مشخص‌کردن خط‌ تجزیه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برای هر کلمۀ پیچیده derived time)) tD ، یعنی لحظه‌ای که کلمۀ مشتق در دسترس قرار می‌گیرد‌گیرد، و (parsing time) tp را،یعنی زمانی که اولین بخش کلمۀ مشتق در دسترس قرار می‌گیرد، مشخص می‌کند. به‌وسیلۀ این دو شاخص می‌توان‌ مشخص کرد کلمۀ مشتق ازطریق مسیر مستقیم درک می‌شود و یا ازطریق مسیر تجزیه  (همان: 214).

 

[26] token-productivity

اظهری، سارا (1391). محدودت‌های گزینشی در پسوندافزایی زبان فارسی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان.

رفیعی، عادل (1386). نگاهی به عملکرد معنایی پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی. پایان‌نامۀ دکتری، دانشگاه علامه طباطبایی.

حمصیان، مریم (1389). بررسی آرایش وندهای اشتقاقی زبان فارسی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان.

عباسی، آزیتا (1384). زایایی در فرایند اشتقاق زبان فارسی. پایان‌نامۀ دکتری، دانشگاه تهران.

غلامعلی‌زاده خسرو و یدالله فیضی‌پیرانی (1390). «بررسی لایه‌ها و سطوح واژگانی در وندهای زبان فارسی از نگاه صرف واژگانی». پژوهش‌های زبان‌شناسی، شمارۀ دوم، ص84-65.

مدرس‌خیابانی، شهرام (1378). بررسی وندهای زبان فارسی براساس الگوی صرف واژگانی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

میرسعیدی، عاطفه و بتول علی‌نژاد (1391). «وندافزایی در زبان فارسی: وندبنیاد یا پایه‌بنیاد؟». زبان‌شناسی و گویش‌های خراسان، شمارۀ 6، ص 28-1.

Baayen, R. H. (1993). “On Frequency, Transparency and Productivity”. In G. Booij and J. Van Marle (eds.). Yearbook of Morphology 1992 181-208. Kluwer Academic Publishers.

Baayen, R. H. (1994). “Productivity in Language Production”. Language and Cognitive Processes 9(3), 447-469.

Baayen, R. H. & R. Schreuder (2000). “Towards Psycholinguistics Computational Model for Morphological Parsing”. Philosophical Transactions of Royal Society (Series A: Mathematical, Physical and Engineering Sciences 358,1-13.

Baayen, R. H. & R. Schreuder, & R. Sproat (2000). “Morphology in the Mental Lexicon: a Computational Model for Visual Word Recognition”. in F. Van Eynde and D. Gibbon (eds). Lexicon Development for Speech and Language Processing. Kluwer Academic Publishers. pp. 267-291.

Faab, N. (1988). “English Suffixation is Constrained only by Selectional Restrictions”. Natural Language and Linguistics Theory 6, 527-539. 

Hay, J. (2000). Causes and Consequences of Word Structure. PhD thesis. Northwestern University.

Hay, J. & I. Plag (2004). "What Constraints suffix combinations (on the Interaction of grammatical and processing restrictions in derivational morphology". Natural Language and Linguistic Theory 22(3), 565-596.

Hay, J. & R. H. Baayen (2001). “Parsing and Productivity”. In Geert and Jaap van Marle. Yearbook of Morphology 2001. Kluwer. Dordrecht. pp. 203-255.

Hay, J. & R. H. Baayen (2003). "Phonotactics Parsing and Productivity". Rivista di Linguista (Ricevuto Nelgiugno) 15(1), 99-130.

Hilkenbach, L. (No Date). “Can complexity-based ordering be extended from English to German”. 3rd Vienna workshop on affix order: Advance in Affix Order Research. University of Siogen.

Plag, I. (1996). “Selectional Restrictions in English suffixation revisited: A reply to Fabb (1988)”. Linguistics 34(4), 769-798.

Plag, I. (2002). “The Role of Selectional Restriction and Phonotactics and Parsing in Constraining Suffix Ordering in English”. In Geert E. and Booij and Jaap van Marle (eds.). Yearbook of Morphology 2001. Foris. Dordrecht. pp. 285-314.

Plag, I. & R. H. Baayen (2008). Suffix Ordering and Morphological Processing. University of Tübingen.

Rafiei, A. & S. Azhari (2013). "Selectional restrictions on the derivational Persian suffix «-انه»/-/ne/". International Journal of Linguistics 5(3), 145-155.

Reynolds, R. (2013). “Out of Order?: Russian Prefixes, Complexity-based Ordering”. Issue 1 Proccedings of the 36th Annual Penn Linguistics Colloquium 19, 1-28.

Zirkel, L. (2010). “Prefix combinations in English: structural and processing factors”. Morphology 20, 239-266.