<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه پژوهش های زبان شناسی</title>
    <link>https://jrl.ui.ac.ir/</link>
    <description>نشریه پژوهش های زبان شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>توزیع نشانگرهای گفتمانی در متون ادبی، اقتصادی و سیاسی</title>
      <link>https://jrl.ui.ac.ir/article_29762.html</link>
      <description>نشانگرهای گفتمان، واژه‌ها یا عباراتی هستند عمدتاً فاقد معنای گزاره‌ای که تقریباً مستقل از ساختار نحوی و بدون ایجاد تغییر در معنای گزاره‌ای جمله عمل می‌کنند. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب نظری فریزر (1999، 2006، و 2009) به بررسی نظاممند نشانگرهای گفتمان در سه حوزه سیاسی، اقتصادی و ادبی فارسی پرداخته است. بدین منظور نشانگرهای به کار رفته درسه گفتمان ادبی، سیاسی و اقتصادی بررسی گردیدو پس از مقایسه، نوع و بسامد هر یک از این نشانگرهای گفتمان مشخص شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که در هر سه حوزه، نشانگرهای گفتمان پیونددهنده به میزان متفاوتی استفاده شده است. چهار نوع نشانگر گفتمان تقابلی، تفصیلی، استنتاجی و زمانی بکار رفته است. همچنین مشخص شد که میزان به کارگیری نشانگرهای تقابلی (248) و تفصیلی (218) در پیکره سیاسی بیشتر از پیکره‌های اقتصادی و ادبی است. بیشترین بسامد کاربرد نشانگرهای استنتاجی (116) نیز در پیکره اقتصادی بوده است. در پیکره ادبی نشانگرهای زمانی بیشترین بسامد کاربرد (184) را در مقایسه با پیکره‌های اقتصادی و سیاسی داشته اند. افزون بر آن، یافته‌های پژوهش مشخص کرد، در کل پیکره مورد بررسی (با93431 واژه)،، 1965 واژه معادل 10/2 درصد را نشانگرهای مرتبط کننده پیام تشکیل داده‌اند. این الگوی استفاده متفاوت از نشانگرها بیانگر آن است که نوع و هدف گفتمان تأثیر مستقیمی بر انتخاب و بسامد نشانگرهای گفتمان دارد. یافته‌ها همچنین مؤید این نکته است که در زبان فارسی، به‌ویژه در متون سیاسی، ایجاد تقابل میان اطلاعات، راهبرد غالب برای حفظ انسجام متن محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>In-between voice: Accent bias and identity among baluchi speakers in Iran</title>
      <link>https://jrl.ui.ac.ir/article_30024.html</link>
      <description>In the complex sociolinguistic landscape of Iran, this study investigated the language attitudes of native Baluchi speakers toward their mother tongue, the national language of Persian, and Persian spoken with a Baluchi accent. Employing a Matched-Guise Test with 207 participants, the study measured ratings across dimensions of solidarity, competence, personal attractiveness, and aggressiveness. A series of repeated measures ANOVAs revealed a clear attitudinal hierarchy. While Baluchi commanded strong affective loyalty, standard Persian was rated the highest on status-related traits (competence and attractiveness). Crucially, the accented Persian guise was rated significantly lower than both other varieties across most positive dimensions, with effect sizes ranging from medium to large. The study&amp;amp;rsquo;s primary contribution lay in demonstrating that an ethnically-congruent accent on a high-status language can, paradoxically, create an "in-between" identity that is judged more harshly than either the standard or the minority language. These findings highlight the powerful role of accent in shaping social hierarchies and underscore the need for policies that address accent-based bias.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واژگان خرد، کارکردهای کلان: تحلیل کاربردشناختی و زبان‌شناختی گفتمان‌نماهای پس، مگر و یعنی در تعاملات دادگاه‌های فارسی زبان</title>
      <link>https://jrl.ui.ac.ir/article_30125.html</link>
      <description>گفتمان‌نماها از جمله عناصر بنیادین در تعاملات زبانی‌اند که بدون افزودن محتوای گزاره‌ای جدید، نقش مهمی در انسجام، هدایت و مدیریت تعامل ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر با رویکردی کاربردشناختی و پیکره‌محور به بررسی سه گفتمان‌نمای &amp;amp;laquo;یعنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مگر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پس&amp;amp;raquo; در گفتمان دادگاه‌های فارسی زبان می‌پردازد. داده‌ها از یک پیکره شامل 99040 واژه گفتار واقعی در سه حوزه دادگاه خانواده، حقوقی و کیفری در شهرستان دورود گردآوری شده‌اند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار انتکانک (نسخه 4.3.4) انجام شد که امکان استخراج هم‌رخدادی‌ها، تحلیل فراوانی و بررسی هم‌نشینی واژگانی را فراهم ساخت. یافته‌ها نشان می‌دهد که گفتمان‌نماهای مذکور به اقتضای نوع دادگاه و جایگاه نهادی گوینده، کارکردهای گوناگونی از جمله استنتاجی، تأکیدی، چالشی، تفسیری و گاه عاطفی ایفا می‌کنند. به‌ویژه، گفتمان‌نمای &amp;amp;laquo;پس&amp;amp;raquo; در کلام مشارکان حقوقی به‌عنوان ابزاری برای بازساخت، هدایت پاسخ و محک پاره‌گفتارهای متناقض عمل می‌کند. در حالی‌که مشارکان عادی بیشتر از آن در جهت ساخت روایت و دفاع از خود استفاده می‌کنند. &amp;amp;laquo;یعنی&amp;amp;raquo; ابزاری زبانی در جهت بازتفسیر و روشن‌سازی کلام است که در سطح تعاملات توجیهی و نیز موقعیت‌های هیجانی و ارزشی مورد استفاده قرار می‌گیرد. گفتمان‌نمای &amp;amp;laquo;مگر&amp;amp;raquo; نیز به طور عمده در قالب پرسش‌های انکاری، چالشی و جهت‌دار به‌کار رفته و به خصوص بوسیله مشارکان عادی به‌منظور ابراز اعتراض یا استیصال به کار گرفته می‌شود. نتایج موید آن است که گفتمان‌نماها در گفتمان حقوقی تنها ابزارهای زبانی نیستند، بلکه به‌عنوان شاخص‌هایی برای اعمال قدرت، مدیریت نقش‌ها، اقناع یا حتی تقابل اخلاقی و ارزشی عمل می‌کنند. همچنین، تفاوت در فراوانی کاربرد و شیوه‌ی به‌کارگیری این گفتمان‌نماها میان مشارکان حقوقی و غیرحقوقی، بازتابی از نابرابری زبانی و نهادی در تعاملات قضایی است. بنابراین می‌توان چنین بیان نمود که گفتمان‌نماها ابزارهای کنش‌مند و بافت‌محور در بازنمایی قدرت و تعامل در بافت حقوقی‌اند و مطالعه آن‌ها می‌تواند به درک بهتر تعاملات زبانی در نظام قضایی یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درهم‌تنیدگی جنسیت و مکان در چشم‌اندازهای زبانی تهران</title>
      <link>https://jrl.ui.ac.ir/article_30180.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی ارتباط دو متغیر جنسیت و مکان در چشم‌انداز زبانی می‌پردازد. نشانه‌های زبانی به‌صورت میدانی از سه محله در تهران شامل تجریش، هفت‌تیر و خزانه عکس‌برداری شدند و سپس بر حسب کاربرد واژه یا عبارتی جنسیت‌محور توصیف و طبقه‌بندی شدند. بر پایۀ یافته‌ها حدود ۱۰ درصد از عناصر زبانی متغیر جنسیت را بازتاب می‌دهند. کمیت نشانه‌های جنسیت‌محور در سه محله متفاوت است، به طوری که محلۀ هفت‌تیر دارای بیشترین فراوانی و محلۀ خزانه دارای کمترین فراوانی نشانه‌های جنسیت‌محور است. از منظر کیفی نیز تمایز بارزی در بازنمایی جنسیت مردانه و زنانه مشاهده می‌شود. در جنوب تهران نشانه‌های زبانی جنسیت‌محور غالباً جنسیت مردانه را تداعی می‌کنند، در حالی که در محلات شمالی و مرکزی شهر، نشانه‌های زبانی زنانه حضور پررنگ‌تری دارند. این تفاوت‌ها بر نقش تعیین‌کنندۀ‌ مکان در بازنمایی جنسیت در فضای عمومی تأکید دارد، به طوری که می‌توان با قاطعیت نسبی از نوعی درهم‌تنیدگی دو متغیر جنسیت و مکان سخن گفت. تحلیل داده‌ها با تأکید بر چهار شاخص نام‌شناسی، تنوع زبانی، عاملیت و قلمروسازی و همچنین تأمل در نشانه‌های زبانی در چارچوب نظریه توانمندسازی زنان نشان می‌دهد که زنان در محلات شمالی و مرکزی تهران (تجریش و هفت‌تیر) به درجات قابل‌توجهی از توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی دست یافته‌اند، در حالی که در جنوب شهر، قلمرو فعالیت‌های زنان محدودتر است و عمدتاً در قالب فعالیت‌های آیینی و سنتی تعریف می‌شود. یافته‌های این پژوهش، علاوه بر ارائه تصویری دقیق از چشم‌انداز زبانی، روند توانمندسازی زنان و توسعۀ اجتماعی در نقاط مختلف تهران را نمایان می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کاربردشناختی کنش گفتار «توصیه» در آثار نمایشی اکبر رادی: آزمون و بسط چارچوب هینکل (1997)</title>
      <link>https://jrl.ui.ac.ir/article_30067.html</link>
      <description>کنش گفتار توصیه، به‌رغم تعریف نسبتاً پذیرفته‌شده‌اش، در بافت‌های مختلف اجتماعی صورت‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر بافت‌های نهادی و غیرصمیمی (مانند مشاوره سلامت و راهنمایی دانشجویی) متمرکز بوده‌اند و بررسی این کنش‌گفتار در بستر صمیمیِ روابط زناشویی، به‌ویژه در متون ادبی، مغفول مانده است. این پژوهش با هدف تحلیل کاربردشناختی توصیه در گفت‌وگوهای زناشویی در ده نمایشنامه از اکبر رادی و با اتکا به چارچوب طبقه‌بندی هینکل (1997) - که توصیه‌ها را به مستقیم، محتاطانه و غیرمستقیم تقسیم می‌کند - انجام شده است. داده‌ها به روش کیفی و با تحلیل محتوای هدایت‌شده توسط چارچوب نظری گردآوری و بر اساس قابلیت اعتماد بین‌ارزیاب  تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که اولاً، تمامی توصیه‌ها در این بافت، «درخواست‌نشده» هستند. ثانیاً، برخلاف بافت‌های رسمی، «توصیه‌های مستقیم» با سهم ۵۵.۸۱٪، پرکاربردترین نوع هستند که نشان از نقش محوری «صراحت» در روابط صمیمی زناشویی دارد. ثالثاً، زنان به‌طور معناداری (۷۰.۲۳٪) بیش از مردان اقدام به توصیه می‌کنند. افزون بر این، پژوهش حاضر با شناسایی سه گونه جدید «توصیه جمعی»، «توصیه ناظر بر گذشته» و «توصیه به خود» که در چارچوب هینکل جای نمی‌گیرند، لزوم بسط این مدل را برای تطابق با بافت‌های ارتباطی صمیمانه نشان می‌دهد. این مطالعه نه تنها بر ادبیات پژوهشی توصیه در زبان فارسی می‌افزاید، بلکه با ارائه تحلیلی از پویایی قدرت و صمیمت در گفتمان خانوادگی، خوانشی نو از دیالوگ‌نویسی رادی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
