• ثبت نام
  • ورود به سامانه
  • English

نشریه پژوهش های زبان شناسی

  1. صفحه اصلی
  2. تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی

شماره جاری

بر اساس شماره‌های نشریه

بر اساس نویسندگان

بر اساس موضوعات

نمایه نویسندگان

نمایه کلیدواژه ها

درباره نشریه

اهداف و چشم انداز

شرایط و ضوابط ارسال مقاله

اعضای هیات تحریریه

اصول اخلاقی انتشار مقاله

بانک ها و نمایه نامه ها

پیوندهای مفید

پرسش‌های متداول

فرایند پذیرش مقالات

اخبار و اعلانات

داوران سال 1404

داوران سال 1403

داوران سال 1402

ذاوران سال 1401

داوران سال 1400

داوران سال 1399

داوران سال 1398

تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی

    نویسندگان

    • عباسعلی آهنگر 1
    • امیرعلی خوشخونژاد 2

    1 استاد زبان‌شناسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

    2 استادیار گروه آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

,

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10.22108/jrl.2025.145399.1902
  • مشخصات مقاله
  • مراجع
  • دریافت فایل
  • اصل مقاله
  • ارجاع به این مقاله
  • آمار
  • هم رسانی

چکیده

در نظریه استعاره مفهومی مفاهیم  انتزاعی از طریق مفاهیم عینی درک می­شوند. علوم شناختی نشان می­دهد زمان به‌طور استعاری از طریق فضا قابل درک است. این پژوهش به بررسی تأثیر شیوه زندگی و شخصیت به‌عنوان تفاوت­های فردی بر درک استعاری عبارت­های زمانی در گویش بلوچی سرحدی می­پردازد. این تفاوت­ها شامل تفاوت در شیوه زندگی (دانشجویی در مقابل کارمندی)، اهمال­کاری، وظیفه­شناسی و برون­گرایی است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش­های علی-مقایسه­ای یا پس­رویدادی است که شامل اجرای سه مطالعه تجربی است. طراحی و اجرای این مطالعات با تبعیت از چارچوب نظری/روش‌شناختی دافی و فیست  و با اتکا بر پارادایم ابهام زمانی «جلسه چهارشنبه بعد» که توسط مک‌گلون و هاردینگ معرفی شده است، انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 330 (144 مرد و 186 زن) نفر از دانشجویان کارشناسی و کارمندان بلوچ سرحدی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. داده‌های حاصل از سه مطالعه تجربی با استفاده از آزمون‌های آماری خی‌دو  و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد سه متغیر مستقل شامل (۱) وضعیت اشتغال/تحصیل مشارکت‌کنندگان (دانشجو در مقابل کارمند)، (۲) سطوح اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی مشارکت‌کنندگان، و (۳) میزان برون‌گرایی در میان آن­ها، تأثیر آماری معناداری بر تفسیر استعاری عبارت زمانی مبهم «جلسه چهارشنبه بعد» دارند. همچنین، این نتایج حاکی از آن بود تفاوت‌های فردی مورد بررسی نقشی کلیدی در نحوه پردازش و ادراک زمان در مواجهه با پرسش‌های استعاری مبهم زمانی مانند «جلسه چهارشنبه بعد»  ایفا می‌کنند. پس می‌توانند به طور مستقیم بر نحوه بازنمایی ذهنی مفاهیم انتزاعی و بنیادین مانند زمان تأثیر بگذارند.

کلیدواژه‌ها

  • استعاره زمان
  • تفاوت‌های فردی
  • ناظرمتحرک
  • زمان‌متحرک
  • بلوچی‌سرحدی

موضوعات

  • زبانشناسی شناختی

اصل مقاله

  1. مقدمه

یکی از پرسش­های اصلی درباره­ی ذهن انسان این است که ما چگونه می­توانیم درباره­ی چیزهایی که هرگز ندیده­ایم یا لمس نکرده­ایم بیندیشیم و چگونه می­توانیم درباره­ی حوزه­ی ناملموسی مانند زمان استدلال کنیم (Feist & Duffy, 2023). نظریه­های علوم شناختی نشان می­دهند که بین بازنمایی مفهومی و ادراکی ارتباط وجود دارد (Lakoff and Johnson, 1980; Gibbs, 2011). براساس دیدگاه شناختی بدنمند،[1] تفکر انتزاعی بشر ریشه در تجربه حسی-حرکتی­ای دارد که از ساختارها و حالت­های درونی بدن در محیط فرهنگی و فیزیکی حاصل می­شود  (Barsalou, 2008). برای مثال، بازنمایی­های ذهنی زمان از طریق تجربه عینی فضایی صورت می­گیرد. علاوه­براین، درک حوزه­های انتزاعی بسیاری از قبیل احساس، موقعیت اجتماعی، ویژگی­های شخصیتی و غیره نیز به حوزه عینی فضا بستگی دارد(Lakoff and Johnson, 1980). از این ­رو، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که این حوزه­ها از طریق طرح­واره­های فضایی مشترکی با زمان ارتباط داشته باشند. بنابراین، اگر مفاهیم انتزاعی مانند شخصیت یا زمان از طریق حوزه­های عینی­تری مانند فضا درک شوند، و نیز اگر چند حوزه­ انتزاعی بتوانند حوزه­ی مبدأ واحدی داشته باشند، آنگاه می­توان پیش­بینی کرد که احتمال دارد بین حوزه­های انتزاعی شخصیت و زمان ارتباط وجود داشته باشد.

برخی پژوهش­های علوم شناختی و روانشناسی زبان نشان داده­اند که درک استعاری زمان صرفاً به ساختارهای زبانی یا فرهنگی محدود نمی­شود، بلکه متغییرهای فردی و شخصیتی نیز نقش تعیین کننده­ای دارند (Hauser et al., 2009; Richmond et al., 2012). بر پایه این مطالعات، ویژگی هایی مانند اهمال کاری، وظیفه­شناسی و برون­گرایی می­توانند نحوه انتخاب بین استعاره «ناظرمتحرک» و «زمان‌متحرک» را تغییر دهند. ازسوی دیگر، بیشتر پژوهش­های پیشین در این حوزه بر زبان انگلیسی یا زبان های رایج دیگر متمرکز بوده اند و تاکنون پژوهشی جامعی در خصوص مفهوم­سازی استعاری زمان در گویش بلوچی سرحدی انجام نشده است.

با توجه به آنچه بیان شد، می­توان به بررسی تأثیر تفاوت‌های فردی شامل شیوه زندگی دانشجویی در مقابل کارمندی، اهمال­کاری، وظیفه­شناسی و برون­گرایی بر درک استعاری عبارت­های زمانی در گویش بلوچی­سرحدی پرداخت. در این پژوهش، برای اولین بار به بررسی تأثیر این تفاوت­های فردی بر درک استعاری عبارت­های زمانی در این گویش  پرداخته شده است.    

گویش بلوچی سرحدّی، زیرشاخه­­ای از بلوچی غربی است که در شرق ایران، در نواحی خراسان و گلستان و همچنین در نواحی جنوبی‌تر در سیستان و بخش‌های شمالی بلوچستان، اطراف زاهدان و خاش تکلم می‌شود. علاوه بر ایران، بلوچی غربی در منطقه مرو ترکمنستان، جنوب افغانستان و جنوب غربی پاکستان نیز گویشورانی دارد (Jahani & Korn, 2009).

پرسش­های پژوهش حاضر عبارتند از:  1- آیا بین کارمندان و دانشجویان بلوچی­سرحدی در تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد  تفاوت معناداری وجود دارد؟ 2- آیا در گویش بلوچی­سرحدی بین اهمال­کاری و وظیفه­شناسی افراد  و درک تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تفاوت معناداری وجود دارد؟ 3- آیا در گویش بلوچی­سرحدی بین برون­گرایی افراد و درک تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تفاوت معناداری وجود دارد؟

بر اساس این پرسش­ها، فرضیه­های زیر بیان می­شود: 1- بین کارمندان و دانشجویان بلوچی­سرحدی در تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد  تفاوت معناداری وجود دارد. 2- در گویش بلوچی­سرحدی بین اهمال­کاری و وظیفه­شناسی افراد و درک تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تفاوت معناداری وجود دارد. 3- در گویش بلوچی­سرحدی بین برون­گرایی افراد و درک تعبیر استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تفاوت معناداری وجود دارد. 

 

  1. پیشینۀ پژوهش

نظام­مندی و انسجام استعاره­های «ناظرمتحرک»[2] و «زمان­متحرک»[3] (برای مطالعه جزئیات این دو استعاره به بخش چارچوب نظری مراجعه شود) در زبان، انگیزه‌ای برای بررسی واقعیت‌های روان‌شناختی مرتبط با درک این دو استعاره در زبان‌های مختلف شده است. در یکی از پژوهش­های بنیادین در این حوزه، مک­گلون و هاردینگ[4] (1998) الگوی جلسه چهارشنبه بعد[5]  را مطرح کردند. در این الگو، فرض بر این بود که درک استعاره به چارچوب فضازمانی خاصی (حرکت ناظر یا حرکت زمان) بستگی دارد که فرد در آن قرار گرفته است. مشارکین در این الگو با مجموعه­ای از جمله­های شامل استعاره ناظر­متحرک [6](We passed the deadline two days ago) و یا استعاره زمان­متحرک [7](The deadline passed two days ago) برانگیخته شدند. پس از این برانگیختگی، شرکت‌کنندگان جمله هدف مبهم زیر را می‌خواندند:

1- The meeting originally scheduled for next Wednesday has been moved forward two days.[8] (McGlone & Harding, 1998: 1214).

پس از آن، از شرکت‌کنندگان درخواست شد تا تعیین کنند جلسه جدید در چه روزی برگزار خواهد شد (دوشنبه یا جمعه). نتایج نشان داد که انتخاب پاسخ‌ها توسط شرکت‌کنندگان، همسو با نگرش غالب آن‌ها نسبت به مفهوم زمان صورت گرفته است. به بیان دقیق‌تر، افرادی که تحت تأثیر استعاره‌های «ناظرمتحرک» قرار گرفته بودند، عمدتاً عبارت «حرکت به سمت جلو» را از منظر حرکت خود (ناظر) تعبیر کرده و در نتیجه، گزینه «جمعه» را برگزیدند. در مقابل، شرکت‌کنندگانی که با استعاره‌های «زمان‌متحرک» برانگیخته شده بودند، گرایش بیشتری به تفسیر عبارت «حرکت به جلو» بر اساس حرکت زمان داشتند و از این رو، پاسخ «دوشنبه» را انتخاب نمودند.  

برودیتسکی[9] (2000) و برودیتسکی و رمسکار[10] ((2002  بر اساس یافته­های مک­گلون و هاردینگ (1998)، مجموعه‌ای از آزمایش‌ها را طراحی و اجرا نمودند. در این پژوهش‌ها، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا دو سناریوی فضایی را در ذهن خود مجسم کنند: نخست، حالتی که خود فرد به سمت یک شئ ثابت در حال حرکت است و دوم، وضعیتی که در آن یک شیء به طرف فرد حرکت می‌کند. بلافاصله پس از این تصویرسازی، شرکت‌کنندگان می‌بایست به پرسش «جلسه چهارشنبه بعد» پاسخ می‌دادند. با اتکا به نظریه‌ای که فهم ما از مفهوم زمان را مشتق از درک ما از مفهوم فضا می‌داند (Lakoff and Johnson, 1980; Lakoff, 1993)، این فرضیه شکل گرفت که تصور حرکت شخص به سوی یک هدف ثابت در فضای فیزیکی، با نگرش «ناظرمتحرک» در حوزه زمان مطابقت دارد. در مقابل، تصور حرکت یک شئ به سوی شخص در فضای فیزیکی، مشابه نگرش «زمان‌متحرک» در حوزه زمان تلقی می‌گردد. بر این مبنا، انتظار می‌رفت افرادی که از طریق سناریوی فضایی «ناظرمتحرک» تحریک شده‌اند در پاسخ به پرسش «جلسه چهارشنبه بعد»، گزینه «جمعه» را برگزینند. همچنین، پیش‌بینی می‌شد شرکت‌کنندگانی که در معرض سناریوی فضایی «شئِ متحرک» قرار گرفته‌اند، نگرش «زمان‌متحرک» را اتخاذ نموده و پاسخ «دوشنبه» را انتخاب نمایند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که پاسخ‌های شرکت‌کنندگان به پرسش «جلسه چهارشنبه بعد» به طور نظام­مند با نوع تحریک فضایی اعمال شده بر آن‌ها مرتبط است.

یافته‌های حاصل از این پژوهش‌های مقدماتی، منجر به ارائه طرحواره های مفهومی جدیدی در حوزه بازنمایی ذهنی زمان شد، از جمله می توان به طرحواره­های فضایی غیراشاری توسط کرانجک[11] (2006) و نونز و همکاران[12] (2006)، طرح­واره­های حرکت فضایی انتزاعی مت­لوک و همکاران[13] (2011) و طرحواره­های حرکت خیالی اشاری-جهتی مت­لوک و همکاران (2005) و رمسکار (2010) اشاره نمود. به عنوان مثال، مت­لوک و همکاران (2005) و رمسکار (2010) مجموعه­ای از آزمایش­ها را به منظور بررسی این موضوع طراحی کردند که آیا تفکر پیرامون حرکت خیالی[14] همانند تفکر در مورد حرکت واقعی می­تواند بر شیوه­های  ادراک و استدلال زمانی تأثیرگذار باشد یا خیر؟ در این مطالعات، شرکت­کنندگان در ابتدا با یکی از دو گزاره­ مرتبط با حرکت خیالی (2 و 3) برانگیخته شدند. سپس، می­بایست به پرسش جلسه چهارشنبه آینده پاسخ می دادند.

2-The road goes all the way to New York.[15]

3- The road comes all the way from New York (McGlone & Harding, 1998: 1214).[16]   

نتایج مطالعات مذکور نشان داد هنگامی که مشارکین با حرکت­ خیالی­ای که از آنها دور می­شود، برانگیخته می­شوند، بیشتر تمایل دارند که پاسخ جمعه را انتخاب کنند، درحالی­که هنگامی مشارکین حرکت خیالی­ای که به آنها نزدیک می­شود، برانگیخته می­شوند، بیشتر تمایل دارند که پاسخ دوشنبه را انتخاب کنند.

پژوهشگران علوم شناختی به بررسی ارتباط میان ویژگی‌های فردی شرکت‌کنندگان، به‌ویژه درک آن‌ها از مفهوم زمان، و نحوه رفع ابهام از جملات زبانی با معنای ضمنی زمانی پرداختند. پژوهشی توسط هوسر و همکاران[17] (2009) انجام شد که به بررسی پیوند  میان حوزه­های مفهومی انتزاعی «خشم» و «زمان» می­پرداخت. با استناد به جنبه‌هایی از نظریه استعاره مفهومی، که بر اساس آن مفاهیم غیرملموس نظیر «خشم» یا «زمان» از طریق حوزه‌های ملموس‌تری مانند فضا فهمیده می‌شوند، هوسر و همکاران (2009) استدلال کردند که «خشم» و بازنمایی زمانی از نوع «ناظرمتحرک» دارای مبنای فضایی مشابهی هستند. یافته‌های آن‌ها نشان داد که در مواجهه با پرسش «جلسه چهارشنبه بعد»، شرکت‌کنندگانی که سطح بالاتری از ویژگی «خشمگین» را نشان می‌دادند، گرایش بیشتری به انتخاب پاسخ «جمعه» - که همسو با دیدگاه «ناظرمتحرک» است - داشتند. به عبارت دیگر، نحوه بازنمایی زمان در ذهن افراد تحت تأثیر ویژگی شخصیتی «خشم» قرار می‌گیرد. در نهایت، هوسر و همکاران (2009) چنین استنباط کردند که ویژگی‌های شخصیتی متفاوت افراد می‌تواند بر فرایندهای استدلال زمانی افراد تأثیرگذار باشد.

ریچموند و همکاران[18] (2012) به بررسی ارتباط میان احساس عاملیت فردی و نحوه نگرش به زمان پرداختند. فرضیه محوری این پژوهش آن بود که افرادی با سطح بالاتری از خودکارآمدی و احساس کنشگری، تمایل زمانی بیشتری به اتخاذ دیدگاه «ناظرمتحرک» در مواجهه با مسائل دارند. در همین پژوهش (مطالعه 3)، ریچموند و همکاران (2012) بر تفاوت­های فردی در تجربه­های عاطفی و ارتباط آن با دیدگاه­های زمانی متمرکز شدند. آنها دریافتند مشارکین با دیدگاه ناظرمتحرک نسبت به مشارکین با دیدگاه زمان­متحرک میزان شادی بیشتری را نشان می­دهند. در مقابل، مشارکینی که دیدگاه زمان­متحرک را اتخاذ کردند، میزان اضطراب و افسردگی بیشتری نسبت به مشارکین با دیدگاه ناظرمتحرک داشتند.

دافی و فیست[19] (2014) رابطه تفاوت­های فردی  به طور مشخص اهمال­کاری و وظیفه­شناسی و دیدگاه افراد نسبت به مقوله زمان را در زبان انگلیسی بررسی کردند. بدین منظور، دافی و فیست (2014) از پرسش­نامه وظیفه­شناسی و اهمال­کاری تاکمن (1991) و پرسش مبهم جلسه چهارشنبه بعدی مک­گلون و هاردینگ (1998) استفاده کردند. نتایج نشان داد  مشارکین با دیدگاه زمان­متحرک (پاسخ دوشنبه) نسبت به مشارکین با دیدگاه ناظرمتحرک (پاسخ جمعه) تفاوت نمرات معناداری را برای وظیفه­شناسی کسب کردند.

در مطالعه دیگری دافی، فیست و مک­کارتی[20] (2014) به بررسی ارتباط میان رفتارهای زمان‌مند عینی و نحوه رفع ابهام از عبارات زمانی پرداختند. در این راستا، نگرش زمانی شرکت‌کنندگانی که به طور معمول در موعد مقرر در قرار ملاقات‌های خود حاضر می‌شدند، با نگرش زمانی افرادی که اغلب با تأخیر مواجه می‌شدند، مورد مقایسه قرار گرفت. یافته‌های این تحقیق آشکار ساخت که افرادی که به طور معمول در انجام تعهدات خود تأخیر داشتند، گرایش بیشتری به اتخاذ دیدگاه «زمان‌متحرک» در مقابل دیدگاه «ناظرمتحرک» نشان می‌دادند. این نتایج، پیوندی احتمالی میان الگوهای رفتاری مرتبط با زمان و نحوه ادراک و تفسیر مفاهیم زمانی را برجسته می‌سازد.

لی و کاو[21] (2019) به بررسی نقش وظیفه­شناسی در فضا­سازی ضمنی مقوله زمان پرداختند. بدین­منظور، در سه مطالعه آزمایشگاهی و میدانی میزان وظیفه­شناسی دانش­آموزان و غیردانش­آموزان بزرگسال اندازه­گیری شد. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که نسبت وظیفه‌شناسی مشارکینی که زمان را روبه­جلو مفهوم­سازی می­کنند به کسانی که زمان را روبه­عقب مفهوم­سازی می­کنند، بیشتر است. به‌عبارت­دیگر، وظیفه شناسی بر مفهوم­سازی فضایی زمان تأثیرگذار بوده است.

ژنگ[22] و همکاران (2019) تأثیر ظرفیت رویداد و حالت­های عاطفی بر درک استعاری زمان را مطالعه نمودند. هدف این پژوهش (1) تعیین نقش انگیزه و احساس در درک دیدگاه استعاره زمان و (2) بررسی انسجام پرسش مبهم زمانی در زبان چینی بود. بدین منظور، دو آزمون بر اساس پرسش مک­گلون و هاردینگ (1998) و طرحواره تصویری حرکت زمان طراحی برای 702 آزمودنی چینی­زبان  شد. نتایج  نشان داد ظرفیت عاطفی (ترغیب و اجتناب) رویدادهای آینده می­تواند بر انتخاب دیدگاه زمانی افراد تأثیرگذار باشد.

لی و کاو (2020) به بررسی تجربی ارتباط میان یک ویژگی شخصیتی (خوش‌بینی سرشتی) و یکی از سازوکارهای بنیادین شناخت انسان (بازنمایی ذهنی زمان در فضا) پرداخته اند. این مطالعه در چارچوب نظریه‌های شناخت بدنمند و استعاره مفهومی  (Lakoff & Johnson, 1980) قرار دارد که بر اساس آن‌ها، مفاهیم انتزاعی مانند زمان اغلب از طریق مفاهیم دیگری مانند فضا درک می‌شوند، به طوری که آینده معمولاً با فضای «پیش رو» و گذشته با فضای «پشت سر» نگاشت می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، تعیین این موضوع بود که چگونه خوش‌بینی به عنوان یک تمایل پایدار به انتظار نتایج مثبت در آینده، بر این نگاشت فضایی-زمانی تأثیر می‌گذارد. در این مطالعه، پژوهشگران ابتدا سطح خوش‌بینی سرشتی شرکت‌کنندگان را با استفاده از ابزارهای روان‌سنجی استاندارد اندازه‌گیری کردند. سپس، از طریق یک سری تکالیف شناختی دقیق، به ارزیابی ارتباط ضمنی و قدرت تداعی بین مفاهیم زمانی (مانند کلمات مرتبط با آینده یا گذشته) و جهت‌گیری‌های فضایی (مانند پاسخ‌دهی به محرک‌هایی در جلو یا عقب) پرداختند. این روش‌ها امکان سنجش کمی و کیفی نحوه بازنمایی زمان در امتداد محور سهمی[23] و ارتباط آن با سطح خوش‌بینی افراد را فراهم آوردند. نتایج تحلیل‌های آماری به طور واضح نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین سطح خوش‌بینی و میزان قدرت تداعی مفهوم «آینده» با فضای «پیش رو» وجود دارد. به عبارت دیگر، افراد با سطح خوش‌بینی بالاتر، به طور قابل توجهی پیوند قوی‌تری بین آینده و فضای جلوی خود در مقایسه با افراد با خوش‌بینی پایین‌تر نشان دادند.

وانگ[24] و همکاران (2023)، در مطالعه‌ای محوری با هدف بررسی تأثیر توأمان راهبردهای تاریخچه زندگی و تمرکز زمانی بر تصمیم‌گیری بین‌زمانی انجام دادند. این پژوهش در مطالعه اول خود، با استفاده از روش پرسشنامه‌ای، به کاوش اولیه رابطه همبستگی بین تمرکز زمانی و ترجیحات تصمیم‌گیری بین‌زمانی پرداخت. نتایج این بخش نشان داد که تمرکز زمانی با ترجیحات بین‌زمانی افراد مرتبط است؛ و مشخص شد که هرچه افراد تمرکز بیشتری بر آینده داشتند، نرخ تنزیل[25] زمانی آن‌ها بالاتر بود (یعنی تمایل بیشتری به انتخاب پاداش‌های فوری و کوچک‌تر نشان می‌دادند که معمولاً به عنوان تکانشگری بیشتر تفسیر می‌شود). مطالعه دوم این پژوهش، با استفاده از یک طرح آزمایشی، به بررسی اثر مشترک تمرکز زمانی و راهبرد تاریخچه زندگی بر تصمیم‌گیری بین‌زمانی پرداخت. در این مطالعه، تمرکز زمانی افراد با راهبردهای تاریخچه زندگی متفاوت (سریع و آهسته) به صورت آزمایشی دستکاری شد. نتایج این بخش پیچیدگی بیشتری را آشکار ساخت: دستکاری تمرکز زمانی بر ترجیحات تصمیم‌گیری بین‌زمانی افراد با راهبرد سریع تأثیرگذار بود. به‌طور خاص، زمانی که تمرکز آن‌ها به سمت آینده سوق داده شد، تمایل بیشتری به انتخاب پاداش کوچک و کوتاه‌مدت نشان دادند، اما زمانی که تمرکزشان به سمت گذشته معطوف شد، تمایل بیشتری به انتخاب پاداش بزرگ و بلندمدت از خود بروز دادند. در مقابل، این دستکاری تمرکز زمانی هیچ تأثیر معناداری بر ترجیحات تصمیم‌گیری بین‌زمانی افراد با راهبرد آهسته نداشت و انتخاب‌های آن‌ها پایدار باقی ماند.

 

  1. چارچوب نظری پژوهش

در پژوهش­های پیرامون نظریه استعاره مفهومی[26] باور بر این است که استعاره نه صرفاً ابزاری بلاغی بلکه روشی برای اندیشیدن نیز است (Lakoff and Johnson, 1980; Lakoff, 1993). براساس این نظریه، هنگامی زبان استعاری درک می­شود که بین حوزه مبدأ و مقصد رابطه تعاملی وجود داشته باشد. دراین­رابطه، زبان­شناسان مدت زمان زیادی است که متوجه شده­اند در زبان­ها و فرهنگ­های مختف گرایش قوی برای صحبت در مورد مفاهیم زمانی از طریق واژه­های فضایی وجود دارد  (Clark, 1973; Yu, 1998; Evans, 2004; Moore, 2014; Huumo, 2017).

زمان یکی از مهمترین مفاهیم در زندگی روزانه ما است که از طریق مفهوم عینی فضا درک می­شود. مطالعات متعددی نشان داده­اند که استعاره­های فضا-زمان به طور گسترده در فرهنگ­ها و زبان­های مختلفی استفاده می­شود (; Casasanto, 2008) سه محور فضایی اغلب در استعاره­های فضا-زمان استفاده می­شود که عبارتند از: محور جلو-عقب، محور بالا-پایین و محور چپ-راست (Boroditsky, 2000; Chen, 2007). محور جلو-عقب را می­توان برای بازنمایی حرکت در زمان استفاده نمود. در محور جلو-عقب دو دیدگاه درخصوص استعاره­های فضا-زمان وجود دارد. این دو دیدگاه حرکتی نسبی بین ناظر و زمان را یا به صورت ناظرمتحرک یا به صورت زمان­متحرک  توصیف می­کنند (Boroditsky, 2000; Gentner et al., 2002 ). وجه اشتراک این دو دیدگاه این است که آینده در جلوی ناظر قرار دارد و گذشته در جهت عقب ناظر قرار می گیرد. همچنین، لحظه حال با موقعیت ناظر در فضا منطبق است.  تفاوت بین این دو دیدگاه این است که از دیدگاه ناظرمتحرک، ناظر در حال حرکت است، ولی در دیدگاه زمان‌متحرک، زمان به صورت یک جریان یا رویداد متحرک در نظر گرفته می شود. (Boroditsky, 2000) (جمله 4).

4- ما داریم به مهلت مقرر نزدیک می­شویم.

در دیدگاه ناظر­متحرک، زمان به عنوان مکانی ثابت یا ناحیه­ای محصور در فضا مفهوم­سازی می­شود و از طریق حرکت ناظر است که گذر زمان درک می­گردد  (Evans & Green, 2006: 85). الگوی ناظرمتحرک در شکل (1) نمایش داده شده است.

 

 

شکل 1- الگوی ناظرمتحرک (Evans & Green, 2006: 85)

Figure 1- Moving Ego perspective (Evans & Green, 2006: 85)

 

در مقابل، در دیدگاه زمان­متحرک، زمان همانند رودخانه­ای است که رویدادها  در حال حرکت از آینده به اکنون هستند (Boroditsky, 2000) (جمله 5).

5- مهلت مقرر دارد فرا می­رسد.

در الگوی زمان­متحرک تجربه­گری وجود دارد که ناظر نامیده می­شود و موقعیت او نشان­دهنده «حال» است. در این الگو، ناظر ثابت است و لحظه­ها و رویدادهای زمانی به عنوان اشیایی در حال حرکت مفهوم­سازی می­شوند. این اشیاء از آینده به سمتِ ناظر حرکت می­کنند و با گذر از او به گذشته می­روند. این حرکت سبب گذر زمان می­شود (Evans & Green, 2006: 84). این الگو در شکل (2) ارائه شده است.

 

شکل 2- الگوی زمان­متحرک (Evans & Green, 2006: 85)

Figure 2- Moving Time perspective (Evans & Green, 2006: 85)

 

برای این دو استعاره­ مکانی-زمانی، مکان «ناظر» نقطه ارجاع[27]  را مشخص می­کند. نقطه ارجاع مکانی است که به زمان کنونی مربوط می­شود و به طور استعاری تجربه زمان حال را نشان می­دهد؛ بنابراین، استعاره­های ناظرمتحرک و زمان­متحرک، زمان اشاری[28] را معرفی می‌کنند و با روابط زمان گذشته/حال سازگار هستند. اصطلاح «زمان اشاری» به زمان حالِ گوینده اشاره دارد که به عنوان نقطه مرجع برای سازماندهی سایر زمان ها (گذشته و آینده) در گفتار عمل عمل می کند  Duffy & Feist, 2014: 2)).

 

  1. روش پژوهش

این پژوهش با رویکرد علی-مقایسه‌ای یا پس‌رویدادی به انجام شد و شامل سه آزمایش مجزا بود. طراحی تمامی این آزمایش‌ها با اقتباس از پژوهش دافی و فیست (2014) صورت گرفته و همگی بر مبنای پرسش مبهم «جلسه چهارشنبه بعد» که توسط مک‌گلون و هاردینگ (1998) مطرح شده، استوار هستند. این پرسش مبهم را به منظور تبیین تمایزات موجود میان دو نگرش «ناظرمتحرک» و «زمان‌متحرک» معرفی شد. در این پژوهش، پرسش مذکور به گویش بلوچی سرحدی ترجمه و در قالب پرسشنامه در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت. به منظور ارزیابی پایایی درونی[29] خرده‌آزمون‌های به کار رفته در این مطالعه، با توجه به ماهیت پرسشنامه، از ضریب آلفای کرونباخ[30] استفاده شد که مقدار آن 0.77 محاسبه گردید. همچنین، برای تعیین روایی ابزار پژوهش، از روش روایی محتوا بهره گرفته شد. به این منظور، پرسشنامه تدوین‌شده در اختیار متخصصان و اساتید مرتبط با موضوع تحقیق قرار گرفت و از دیدگاه ایشان، این ابزار برای سنجش متغیرهای مورد نظر پژوهش مناسب تشخیص داده شد. مقدار آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه نیز 0.76 به دست آمد که نشان‌دهنده سطح بالای پایایی آن است.  تفاوت­های فردی مورد بررسی در این پژوهش شامل تفاوت در شیوه زندگی (دانشجویی در مقابل کارمندی)، اهمال‌کاری، وظیفه­شناسی و برون­گرایی بود.

 

1-4. آزمایش اول

1-1-4. مشارکین

جامعه آماری این آزمایش شامل 157 نفر از کارکنان و دانشجویان بلوچ سرحدی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. از این تعداد، 59 نفر از کارکنان و 98 نفر دانشجو بودند. دامنه سنی کارکنان بین 30 تا 58 سال با میانگین 37 سال، و دامنه سنی دانشجویان بین 19 تا 30 سال با میانگین 23 سال بود. تمامی گویش‌وران بلوچی سرحدی شرکت‌کننده در این مطالعه، ساکن مناطق زاهدان و خاش بودند.

 

2-1-4. ابزار و مواد آزمودنی

برای انجام آزمایش اول مشارکین در محیط­های مختلف دانشگاه سیستان و بلوچستان مانند کتابخانه­ها، بوفه­ها و مراکز کپی انتخاب شدند. سپس، به آنها پرسش­نامه پرسش مبهم جلسه چهارشنبه بعد ارائه شد. علاوه­براین، پرسش­نامه اطلاعات دموگرافیک مشارکین یعنی سن، جنسیت، زبان بومی، ملیت، شغل سطح تحصیلات نیز خواسته شد. دستورالعمل زیر در بالای هر پرسش­نامه وجود داشت:

لطفاً پرسش زیر را بخوانید و به آن جواب دهید. زمان زیادی صرف فکر کردن به این پرسش نکنید، همچنین، جواب­تان را تغییر ندهید. من علاقه­مند به واکنش اولیه شما هستم.

4- degæ hæptægi tʃarʃamme pæ do ruətʃ deimtær heʃtæg butæ. hænnu ie ʤælæsæ pæ tʃe ruətʃi bærnamæritʃi butæ.

جلسه چهارشنبه هفته آینده دو روز به جلو برده شده است. این جلسه برای چه روزی برنامه­ریزی شده است؟ 

       الف) دوشنبه                                                       ب) جمعه

داده­های جمع­آوری­شده از این آزمایش با استفاده از آزمون همخوانی خی­دو تجزیه و تحلیل شدند. تمام موارد محاسباتی با استفاده از نرم­افزار آماری SPSS نسخه 21 انجام شد.

 

2-4. آزمایش دوم

1-2-4. مشارکین

جامعه آماری این آزمایش شامل ۵۶ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی بلوچ سرحدی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. از میان شرکت‌کنندگان، ۱۶ نفر مرد و ۴۰ نفر زن بودند. دامنه سنی آزمودنی‌ها بین ۱۸ تا ۳۲ سال قرار داشت و میانگین سنی آن‌ها ۲۲ سال بود. تمامی شرکت‌کنندگان، که گویش‌ور بلوچی سرحدی بودند، از مناطق شمال استان سیستان و بلوچستان، از جمله زاهدان و خاش انتخاب شده بودند.

 

2-2-4. ابزار و مواد آزمودنی

برای انجام آزمایش دوم پرسش­نامه­ای سه بخشی به مشارکین ارائه شد. بخش اول پرسش­نامه شامل اطلاعات دموگرافیک مشارکین یعنی سن، جنسیت، زبان بومی، ملیت، شغل و سطح تحصیلات بود. برای بخش دوم پرسش­نامه، اهمال­کاری دانشجویان از طریق 16 عبارت پرسش­نامه اهمال­کاری تاکمن (1991) و وظیفه­شناسی با 12 عبارت (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35، 40، 45، 50، 55، 60) پرسش­نامه پنج عامل اصلی شخصیت[31] سنجیده شد. برای ارزیابی و سنجش میزان تعلل یا اهمال‌کاری، از پرسشنامه استاندارد تاکمن (1991) بهره گرفته شد. این ابزار، مقیاسی ۱۶ ماده‌ای از نوع خودگزارشی است که بر اساس طیف لیکرت[32] طراحی شده و نمره بالاتر در آن، نشان‌دهنده تعلل بیشتر است. تاکمن پایایی این پرسشنامه را ۰.۸۶ گزارش کرده است. همچنین، در پژوهش کاظمی و همکاران (۱۳۸۹)، ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه ۰.۷۱ به دست آمد که حاکی از اعتبار بالای آن است. از آنجا که پرسشنامه استانداردی برای سنجش عوامل مؤثر بر تعلل در دسترس نبود، کاظمی و همکاران (1389) پس از بررسی مستندات و تحقیقات پیشین در زمینه تعلل و همچنین انجام مصاحبه‌های اولیه و نظرسنجی از متخصصان و اساتید، عوامل مؤثر بر تعلل را شناسایی کردند. این عوامل ابتدا در قالب ۴۰ عامل جزئی دسته‌بندی شدند. سپس، پس از کسب اجماع نظر ۱۵ نفر از اساتید و متخصصان، نهایتاً در قالب ۲۰ عامل فرعی و سه طبقه اصلی طبقه‌بندی شدند:

  • عوامل فردی: شامل سؤالات ۱ تا ۷
  • عوامل سازمانی: شامل سؤالات ۸ تا ۱۵
  • عوامل محیطی: شامل سؤالات ۱۶ تا ۲۰

این عوامل نیز با مقیاس لیکرت مورد سنجش قرار گرفتند. روایی محتوایی این بخش از پرسشنامه با نظرخواهی از متخصصان و اساتید تأیید شد. همچنین، پایایی آن  از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. پرسشنامه کوتاه‌شده پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI)، شامل ۶۰ سؤال است و به منظور سنجش پنج عامل اصلی شخصیت به کار می‌رود. این پرسشنامه (NEO-FFI) در سال ۱۹۸۵ توسط مک‌کری و کاستا بر روی ۲۰۸ دانشجوی آمریکایی اجرا شد. نتایج، ضرایب اعتباری بین ۰.۷۵ تا ۰.۸۳ را در یک بازه زمانی سه ماهه نشان داد. اعتبار بلندمدت این پرسشنامه نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ یک مطالعه ۶ ساله بر روی مقیاس‌های روان‌رنجوری و برون‌گرایی ، ضرایب اعتباری بین ۰.۶۸ تا ۰.۸۳ را هم در گزارش‌های خودی و هم در گزارش‌های زوجین نشان داده است. همچنین، ضریب اعتبار برای دو عامل سازگاری و باوجدانی در یک بازه دو ساله، به ترتیب ۰.۷۹ و ۰.۶۳ به دست آمده است. در انتها، پرسش مبهم جلسه چهارشنبه بعد (جمله 4) به مشارکین داده شد.

3-4. آزمایش سوم

1-3-4. مشارکین

جامعه آماری این آزمایش را ۱۱۷  شامل دانشجویان مقطع کارشناسی بلوچ سرحدی دانشگاه سیستان و بلوچستان تشکیل بودند. از میان شرکت‌کنندگان، ۶۹ نفر مرد و ۴۸ نفر زن بودند. سن آزمودنی‌ها بین ۱۸ تا ۲۴ سال و میانگین سنی آن‌ها ۲۱ سال بود. تمامی این گویش‌وران بلوچی سرحدی، ساکن شهرهای زاهدان و خاش بودند.

 

2-3-4. ابزار و مواد آزمودنی

در آزمایش سوم، یک پرسشنامه چهاربخشی به کار گرفته شد. بخش نخست این پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان نظیر سن، جنسیت، زبان بومی، ملیت، شغل و سطح تحصیلات بود. برای بخش دوم پرسش­نامه، مشارکین یک تکلیف ارزیابی پذیرفتنی [33] را تکمیل می­کردند که شامل شش جفت عبارت زمانی بود. این شش جمله­ در قالب پرسش­نامه طراحی گردید. مشارکین با مجموعه­ای از جمله­ها که یا شامل استعاره ناظر­متحرک (جمله­های 5، 7 ، 9) و یا استعاره زمان­متحرک (جمله­های 6، 8، 10) هستند، برانگیخته شدند.

5- moʃma be morom-e mah-a dar-in næzdik-æ bæ-in

«ما داریم به ماه محرم نزدیک می­شویم.»                      

6- morom-e mah nazdik-a bi:t

«ماه محرم نزدیک می­شود.»

7- moʃma be vaɣeɁi vaxt-a ræss-in

«ما به زمان واقعی می­رسیم.»                                        

8- vaɣeɁi væxt-a ræss-i:t

«زمان واقعی فرا می­رسد.»

9- moʃma ʃæ mokærrær-e mohlæt-a gwæst-in

«ما از مهلت مقرر عبور کردیم.»

10- mokærrær-e mohlæt gwæst

«مهلت مقرر گذشت.»

این جمله­ها یا شامل استعاره ناظر­متحرک (مانند «مُشما به مُرُمِ ماها دارَن نزدیکَ بَیَن») و یا استعاره زمان­متحرک (از قبیل «مُرُمِ ماه نزدیکَ بیت») بود. این جفت جمله­ها در قالب طیف لیکرت سه امتیازی به مشارکین ارائه شد. مشارکین باید میزان مطلوب بودن این جفت جملات را انتخاب می­کردند. امتیاز 1- برای پاسخ جمله زمان­متحرک، امتیاز صفر برای پاسخ هر دو جمله ناظرمتحرک و زمان­متحرک و امتیاز 1 برای جمله حاوی ناظرمتحرک معین شد. هدف از گنجاندن این تکلیف این بود که اطمینان حاصل شود در عبارت­های زمانی غیرمبهم هم چارچوب نحوی مربوط به الگوی ناظرمتحرک و هم الگوی زمان­متحرک برای مشارکین قابل­قبول باشد. به­عبارت­دیگر، هیچ‌کدام از دو جمله ناظر­متحرک و زمان­متحرک برای مشارکین اولویت نداشته باشد. در بخش سوم پرسش‌نامه میزان برون­گرایی مشارکین با استفاده از 12 عبارت (2، 7، 12، 27، 32، 37، 42، 47، 52، 57) فرم کوتا­ه­شده پرسش­نامه پنج عامل اصلی شخصیت اندازه‌گیری گردید. بخش آخر پرسش­نامه شامل پرسش مبهم جلسه چهارشنبه بعد (جمله 4) بود. 

 

  1. توصیف و تحلیل داده­ها

برای بررسی فرضیه 1 پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین کارمندان و دانشجویان بلوچ سرحدی در درک استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه آینده از آزمون همخوانی خی­دو استفاده شد. نتایج حاصل در جدول (1) ارائه شده است.

 

 

 

جدول 1- مقایسه پاسخ «دوشنبه» و «جمعه» بین کارمندان و دانشجویان

Table 1- Comparison of "Monday" and "Friday" responses between employees and students.

 

روز دوشنبه

روز جمعه

خی دو

درجه ازادی

P

 

کارمندان

7/62

3/37

679/4

1

002/0

 

دانشجویان

9/44

1/55

 

 

همان‌طور که جدول (1) نشان می‌دهد، توزیع فراوانی انتخاب روزهای دوشنبه و جمعه میان دو گروه کارکنان و دانشجویان از نظر آماری متفاوت است (x2=4/679 ، df=1، p<0/05). این یافته فرضیه 1 پژوهش را تأیید می‌کند که بر وجود تفاوت معنادار میان کارکنان و دانشجویان بلوچ سرحدی در درک استعاری عبارات زمانی مبهم (مانند «جلسه چهارشنبه آینده») تأکید دارد. به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت که کارکنان تمایل بیشتری به انتخاب پاسخ «دوشنبه» دارند، در حالی که دانشجویان بیشتر مایل به انتخاب پاسخ «جمعه» هستند.

برای بررسی فرضیه 2 پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین اهمال­کاری و وظیفه­شناسی و درک استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه آینده در گویش بلوچی سرحدی از آزمون همخوانی خی­دو استفاده شد. برخی از شاخص­های توصیفی مربوط به اهمال‌کاری بین دو گروه مشارکین با پاسخ جمعه و پاسخ دوشنبه در جدول (2) ارائه شده است.

 

جدول 2- برخی شاخص­های توصیفی مربوط به اهمال­کاری آزمودنی­ها

Table 2- Some descriptive indices related to the procrastination of the participants

 

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

روز دوشنبه

26

17/34

52/2

روز جمعه

30

64/36

97/1

 

همچنان­که در جدول (2) مشاهده می­شود، میانگین نمرات اهمال­کاری مشارکین با پاسخ جمعه (دیدگاه ناظر­متحرک) بیشتر است. به‌منظور بررسی این موضوع که آیا تفاوت مشاهده­شده بین میانگین­ها از نظرِ آماری معنادار است یا خیر، از آزمون t مستقل برای مقایسه نمونه­های مستقل استفاده و نتایج به شرح جدول (3) ارائه شده است.

 

جدول 3- آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین اهمال کاری و پاسخ «دوشنبه» و«جمعه» 

Table 3- Independent samples t-test to compare the mean procrastination and responses of "Monday" and "Friday"

مقیاس

F

T

Df

P

اهمال­کاری

322/1

446/3

54

000/0

 

همچنان­که از جدول (3) آشکار می­شود، بین میانگین نمرات اهمال­کاری مشارکین با پاسخ جمعه و دوشنبه تفاوت معناداری وجود دارد (p<0/05, t(54)=3/446). ازاین­رو، می­توان گفت کسانی که اهمال­کاری بیشتری را نشان می­دهند، ترجیح می­دهند دیدگاه ناظرمتحرک (پاسخ جمعه) را انتخاب کنند.

افزون­بر این، برخی از شاخص­های توصیفی حاصل از اجرای پرسش­نامه وظیفه­شناسی مشارکین با پاسخ­های جمعه و دوشنبه در جدول (4) ارائه شده است.

 

 

 

جدول 4- برخی شاخص­های توصیفی مربوط به وظیفه­شناسی آزمودنی­ها

Table 4- Some descriptive indices related to the conscientiousness of the participants.

 

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

روز جمعه

25

48/33

77/6

روز دوشنبه

31

75/39

27/10

    

مطابق با جدول شماره (4)، میانگین نمرات وظیفه­شناسی مشارکین با پاسخ دوشنبه بیشتر از میانگین وظیفه­شناسی مشارکین با پاسخ جمعه است. به­منظور بررسی این موضوع که آیا تفاوت مشاهده­شده بین میانگین­ها از نظرِ آماری معنادار است یا خیر، از آزمون t مستقل برای مقایسه نمونه­های مستقل استفاده و نتایج به شرح جدول (5) ارائه شده است.

 

جدول 5- آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین وظیفه­شناسی و پاسخ «دوشنبه» و «جمعه»

Table 5- Independent samples t-test to compare the mean conscientiousness and responses of "Monday" and "Friday".

مقیاس

F

T

Df

P

وظیفه­شناسی

863/0

229/2

54

000/0

 

همان­گونه که جدول (5) نشان می­دهد، بین میانگین نمرات وظیفه­شناسی مشارکین با پاسخ دوشنبه و جمعه تفاوت معناداری وجود دارد (p<0/05, t(54)=0/863). ازاین­رو، فرضیه 2 پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین اهمال­کاری و وظیفه­شناسی افراد و درک استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه آینده در گویش بلوچی سرحدی تأیید می­شود. بنابراین، می­توان گفت مشارکینی که وظیفه­شناسی بیشتری را نشان می­دهند، تمایل دارند دیدگاه زمان­متحرک (پاسخ دوشنبه) را اتخاذ کنند.

برای بررسی فرضیه سوم پژوهش ابتدا، نتیجه آزمون خی­دو تکلیف دانش خودتعیین در جدول (6) ارائه شده است. این تکلیف برای بررسی وجود معنا­داری بین انتخاب جفت جمله­های ناظر­متحرک و زمان­متحرک غیرمبهم انجام شده است.

 

جدول 6- نتایج آزمون خی­دو تکلیف ارزیابی پذیرفتنی

Table 6- Chi-square test results for the acceptable evaluation task.

خی­دو

درجه آزادی

P

92/5

2

134/0

 

همان­گونه که در جدول (6) نشان داده شده است، با توجه به مقدار خی­دو (92/5) و سطح معناداری (p>0/05) می­توان گفت بین انتخاب جفت جمله­های ناظر­متحرک و زمان­متحرک غیرمبهم تفاوت معناداری مشاهده نمی­شود.

برای بررسی فرضیه 3 پژوهش مبنی بر تأثیر معنی­دار برون­گرایی افراد بر درک استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه در بلوچی سرحدی از آزمون همخوانی خی­دو استفاده شد.  نتایج حاصل جدول (7) ارائه شده است.

 

جدول 7- برخی شاخص­های توصیفی مربوط به برون­گرایی آزمودنی­ها

Table 7- Some descriptive indices related to the extraversion of the participants.

 

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

روز جمعه

69

3/44

57/5

روز دوشنبه

48

6/37

19/6

 

بر اساس جدول (7)، در پرسش­نامه برون­گرایی، میانگین نمرات آزمودنی­ها با پاسخ جمعه بیشتر از پاسخ دوشنبه است. به­منظور بررسی این موضوع که آیا تفاوت مشاهده­شده بین میانگین­ها از نظرِ آماری معنادار است یا خیر، از آزمون تی مستقل برای مقایسه نمونه­های مستقل استفاده و نتایج به شرح جدول (8) ارائه شده است.

 

جدول 8- آزمون تی مستقل برای مقایسه میانگین برونگرایی و پاسخ «دوشنبه» و «جمعه»

Table 8- Independent samples t-test to compare the mean extraversion and responses of "Monday" and "Friday".

مقیاس

F

T

Df

P

برون­گرایی

497/1

126/6

115

000/0

    

همچنان­که از جدول (8) آشکار می­شود، بین میانگین نمرات برون­گرایی آزمودنی­ها و پاسخ دوشنبه و جمعه آنها تفاوت معناداری وجود دارد  (p<0/05, t(115)=6/126). بنابراین، فرضیه 3 پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنا­دار بین برون­گرایی  افراد و درک استعاری عبارت­های زمانی مبهم جلسه چهارشنبه در بلوچی سرحدی تأیید می­شود. درنتیجه، می­توان گفت دانشجویان برون­گرا تمایل دارند دیدگاه ناظر­متحرک (پاسخ جمعه) را انتخاب کنند.

 

1-5. کنترل متغیرهای ناخواسته 

در پژوهش‌های علّی-مقایسه‌ای، کنترل متغیرهای ناخواسته  برای تضمین اعتبار درونی یافته‌ها ضروری است. در این پژوهش، با بهره‌گیری از ترکیبی از راهبردهای روش‌شناختی شامل همگون‌سازی گروه‌ها وکنترل آماری متغیرها،  تأثیر متغیرهای بالقوه ناخواسته به حداقل ممکن کاهش یافته است.

جنسیت به عنوان یکی از متغیرهای جمعیت‌شناختی که ممکن است بر تفسیر استعاره‌های زمانی تأثیر بگذارد، در این پژوهش کنترل شد. جامعه آماری شامل 330 شرکت‌کننده شامل 144 مرد و 186 زن بود که به صورت نسبتاً متعادل بین گروه‌های دانشجو (n = 165) و کارمند (n = 165) توزیع شده بودند. برای اطمینان از عدم سوگیری جنسیتی در توزیع پاسخ‌ها، آزمون خی‌دو برای مقایسه توزیع جنسیتی بین گروه‌های پاسخ‌دهنده به دوشنبه (n = 31) و جمعه (n = 25) انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در توزیع جنسیت بین این دو گروه وجود ندارد (χ² = 1.84, p = 0.17)، که نشان‌دهنده همگونی نسبی جنسیت در گروه‌های مقایسه‌ای است.

همچنین، در تحلیل‌های آماری مربوط به ویژگی‌های شخصیتی (اهمال‌کاری، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی)، جنسیت به عنوان یک کوواریانس در مدل‌های رگرسیون چندگانه وارد شد تا اثر مستقل متغیرهای مورد مطالعه قابل تشخیص باشد. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک چندگانه نشان داد که متغیر جنسیت تأثیر معناداری بر پاسخ نهایی (دوشنبه یا  جمعه) ندارد (β = 0.12, p = 0.34)، در حالی که ویژگی‌های شخصیتی همچنان اثر مستقل معناداری دارند.

به علاوه، در هر یک از سه آزمون انجام‌شده، متغیرهای ناخواسته به صورت زیر کنترل شدند:

متغیر وضعیت شغلی ( دانشجو/کارمند) به صورت دسته‌ای کنترل شد. هر دو گروه از نظر جنسیت، سن و سطح تحصیلات همگون‌سازی شدند. آزمون خی‌دو نشان داد که تفاوت معناداری در توزیع جنسیت بین گروه‌ها وجود ندارد (p > 0.05).

برای اطمینان از اینکه تفاوت‌های مشاهده‌شده ناشی از اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی است و نه سایر ویژگی‌های شخصیتی، از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. همان‌طور که در جدول‌های (4) و (5) ارائه شده، میانگین نمرات وظیفه‌شناسی در گروه «دوشنبه» به طور معناداری بالاتر از گروه «جمعه» است.  این تفاوت پس از کنترل برون‌گرایی و اهمال‌کاری همچنان معنادار است.   برای جلوگیری از تداخل با ویژگی‌های دیگر، برون‌گرایی در مدل رگرسیون با ورود همزمان اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی کنترل شد. نتایج نشان داد که برون‌گرایی به طور مستقل از سایر ویژگی‌ها پیش‌بینی‌کننده پاسخ «جمعه» است (β = 0.42, p < 0.01).  این یافته با جدول (7) سازگار است که میانگین برون‌گرایی در گروه «جمعه» بالاتر از گروه «دوشنبه» است.  

افزون بر این، پایایی داخلی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 0.76 تا 0.77 تأیید شد که نشان‌دهنده پایایی قابل قبول ابزار است. روایی محتوایی پرسشنامه توسط سه متخصص زبان و روانشناسی بررسی و تأیید شد که از سوگیری در تفسیر سؤالات جلوگیری می‌کند.

  

  1. بحث و نتیجه

پژوهش‌های پیشین در حوزه زمان، عمدتاً بر تأثیر استعاره فضایی بر مفهوم زمان تمرکز داشته‌اند. با وجود این، (Hauser et al., 2009; Richmond et al., 2012) شواهدی ارائه نموده‌اند که نشان می‌دهد تجارب عاطفی و ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌توانند بر نحوه ادراک آن‌ها از حرکت رویدادها در امتداد زمان و تفسیرشان از جملات زمانی مبهم اثرگذار باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تفاوت‌های فردی در درک استعاری عبارات زمانی مبهم در گویش بلوچی سرحدی انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، سه آزمایش بر اساس رویکرد دافی و فیست (2014) و با اقتباس از پرسش مک‌گلون و هاردینگ (1998) برای شرکت‌کنندگان بلوچ‌زبان طراحی و اجرا گردید.

در آزمایش اول، وجود تفاوت معنادار در درک استعاری عبارت زمانی مبهم «جلسه چهارشنبه آینده» بین دو گروه از بلوچ‌زبانان (کارمندان و دانشجویان) مورد ارزیابی قرار گرفت. هوسر و همکاران (2009) استدلال می‌کنند که بازنمایی ذهنی زمان، علاوه بر موقعیت فضایی فرد، تابعی از متغیرهای مرتبط با تفاوت‌های فردی نیز می‌باشد. از سوی دیگر، شیوه زندگی دانشجویان و کارمندان دانشگاه از دو جنبه اساسی متفاوت است: اولاً، دانشجویان در مقایسه با کارمندان، از سطح بالاتری از خودمختاری در سازماندهی زمان خود برخوردارند؛ علاوه بر این، زمان برای دانشجویان در مقایسه با کارکنان، انعطاف‌پذیری بیشتری دارد (Duffy & Feist, 2014). بر این اساس، فرضیه این آزمایش پیش‌بینی می‌کرد که این تفاوت‌ها ممکن است بر دیدگاه افراد نسبت به زمان اثر بگذارد. نتایج این آزمایش نشان داد که دانشجویان بیشتر تمایل به اتخاذ دیدگاه «ناظرمتحرک» داشتند و در پاسخ به پرسش مطرح شده، گزینه «جمعه» را انتخاب کردند. در مقابل، کارمندان دانشگاه گرایش بیشتری به اتخاذ دیدگاه زمان‌متحرک نشان داده و پاسخ «دوشنبه» را ترجیح دادند. این یافته‌ها با نتایج گروه کنترل در پژوهش‌های برودیتسکی (2000) و نونز و همکاران (2006) همسو بوده و با یافته‌های ریچموند و همکاران (2012)  و لی و کاو (2020) نیز همخوانی دارد. ریچموند و همکاران (2012) معتقدند افرادی که سطح بالایی از عاملیت شخصی را نشان می دهند، بیشتر احتمال دارد دیدگاه ناظرمتحرک را برگزینند. بر مبنای این نتایج، فرضیه اول پژوهش مبنی بر تأثیر معنادار شیوه زندگی دانشجویان بر دیدگاه زمانی تأیید گردید.

آزمایش دوم به بررسی تأثیر اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی بر درک استعاری عبارت زمانی مبهم «جلسه چهارشنبه آینده» اختصاص یافت. با استناد به تحقیقات پیشین شونبرگ و لای (1995) و میلگرام و تنه (2000)، رابطه معکوس میان اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی به عنوان یک پیش‌فرض در نظر گرفته شد. نتایج این آزمایش نشان داد که شرکت‌کنندگانی که دیدگاه «ناظرمتحرک» را انتخاب کرده و پاسخ «جمعه» را برگزیدند، سطوح بالاتری از اهمال‌کاری و در مقابل، سطوح پایین‌تری از وظیفه‌شناسی را از خود بروز دادند. با این ­وجود، افرادی که دیدگاه زمان‌متحرک (پاسخ دوشنبه) را برگزیدند، سطوح پایین‌تری از اهمال‌کاری و سطوح بالاتری از وظیفه‌شناسی از خود نشان دادند. این یافته‌ها با نتایج پژوهش‌های هوسر و همکاران (2009)، ریچموند و همکاران (2012)، دافی و فیست (2014)، دافی، فیست و مک‌کارتی (2014) و لی و کاو (2019) همسو بوده و حاکی از نقش معنادار تفاوت‌های فردی (اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی) در نحوه تفکر افراد پیرامون زمان و درک پرسش استعاری مبهم زمانی مذکور می‌باشند. همچنین، بر اساس مدل اهمال‌کاری زمان‌محور فیشر (2001)، افراد اهمال‌کار وظایف با ضرب‌الاجل نزدیک‌تر را اولویت‌بندی کرده و سایر وظایف را به تعویق می‌اندازند، که این امر با دیدگاه ناظرمتحرک در درک زمان همخوانی دارد. بدین ترتیب، فرضیه دوم پژوهش مبنی بر رابطه بین اهمال‌کاری و وظیفه‌شناسی با نحوه درک عبارت زمانی مبهم تأیید گردید.

در آزمایش سوم این پژوهش، چگونگی تأثیر ابعاد شخصیتی برون‌گرایی و درون‌گرایی بر تفسیر استعاری عبارت زمانی مبهم «جلسه چهارشنبه آینده» بررسی شد. بر اساس توصیفات جان و همکاران (2008)، افراد برون‌گرا معمولاً دارای ویژگی‌هایی نظیر قاطعیت، تسلط و سطح بالای انرژی هستند و رویکردی فعالانه به محیط اجتماعی و فیزیکی خود دارند. در مقابل، افراد درون‌گرا شخصیتی منزوی‌تر، محتاط‌تر و سازگارتر از خود نشان می‌دهند و رویکردی منفعلانه‌تر دارند. با توجه به این تمایزات، فرضیه این آزمایش این بود که دانشجویان برون‌گرا، به دلیل داشتن انگیزه‌های بیرونی و تمایل به رفتارهای هدفمند، با دیدگاه «ناظرمتحرک» (که منجر به انتخاب پاسخ «جمعه» می‌شود) سازگاری بیشتری خواهند داشت. در مقابل، پیش‌بینی می‌شد دانشجویان درون‌گرا، به واسطه رفتارهای منفعلانه و محتاطانه، بیشتر با دیدگاه «زمان‌متحرک» (که به انتخاب پاسخ «دوشنبه» می‌انجامد) همخوانی داشته باشند.

نتایج این آزمایش، همسو با مطالعات پیشین شامل (Hauser et al., 2009; Richmond et al., 2012; Duffy & Feist, 2014; Duffy et al., 2014; Li & Cao, 2019; Wang et al., 2023)، نشان داد که تفاوت‌های فردی در ابعاد درون‌گرایی و برون‌گرایی نقشی کلیدی در نحوه پردازش و ادراک زمان در مواجهه با پرسش‌های استعاری مبهم زمانی مانند «جلسه چهارشنبه آینده»  ایفا می‌کند. شرکت‌کنندگانی که پرسش مبهم زمانی را مطابق با دیدگاه «ناظرمتحرک» (پاسخ «جمعه») تفسیر کردند، در مقایسه با افرادی که آن را بر اساس دیدگاه «زمان‌متحرک» (پاسخ «دوشنبه») درک نمودند، سطح بالاتری از برون‌گرایی را از خود نشان دادند. این یافته‌ها بر اهمیت عوامل شخصیتی در درک مفاهیم انتزاعی نظیر زمان تأکید می‌کنند.

در واقع، تحقیقات اخیر در علوم شناختی نشان می دهد که تفسیر انواع استعاره ها، مانند استعاره هایی که زمان را با فضا توصیف می کنند، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله بافت و عوامل شخصیتی قرار دارد (Gibbs, 2011, 2017; Casasanto, 2008; Kövecses, 2015; Littlemore, 2019). اثربخشی این عوامل منجر به این شده است که لیتل‌مور (2019: 50) استدلال کند که استعاره «با توجه به موقعیت‌های خاصی که در آن‌ها قرار می‌گیریم» متفاوت است، و این موقعیت‌ها شامل شرایط فردی و بدنی در کنار بافت است که در آن از یک استعاره استفاده می‌شود. همچنین، گیبز (Gibbs, 2017) با استدلال بر این نکته که استعاره ها ممکن است در طول تفکر، گفتار و درک «به طور موقت مونتاژ شوند»، بر نقش عوامل متعدد و لایه‌لایه مانند تفاوت های شخصیتی، فرهنگی و غیره تاکید کرد. در سال‌های اخیر، شواهد در سراسر علوم  شناختی اهمیت تفاوت‌های فردی در عملکرد ذهن را آشکار کرده است و نشان داده است که برای کنار هم قرار دادن سازه‌های شناخت انسان، نه تنها باید این تنوع را بپذیریم، بلکه باید آن را با آن یافته‌هایی که می‌توان تعمیم داد، ادغام کنیم (Prather et al., 2022; Scott-Phillips & Nettle, 2022). همانطور که دیدیم، استعاره نیز از این قاعده مستثنی نیست. پژوهش­ها در مورد عملکرد استعاره، مجموعه‌ای از عوامل را مشخص می­کند که با هم بر استفاده و تفسیر آن تأثیر می‌گذارند. تنوع کشف شده و دامنه نگاشت‌های استعاری که در آن‌ها عوامل متعددی مشاهده شده است، نشان می‌دهد که این کار تازه آغاز شده است. برای درک کامل نحوه استفاده افراد از یک حوزه برای درک حوزه دیگر، شناسایی عوامل اضافی به همراه پژوهش­هایی در مورد چگونگی تعامل این عوامل با یکدیگر ضروری خواهد بود. گیبز (Gibbs, 2011: 494) به چالش دیگری برای پژوهشگران استعاره اشاره می‌کند و بر این باور است که استفاده از استعاره یک ویژگی کلی است که در انسان ها مشترک است؛ در عین حال، تفاوت‌های فردی در استفاده و تفسیر استعاره‌ها وجود دارد، به گونه‌ای که همه افراد از استعاره به روش «منحصر به فرد و کاملاً شخصی» خود استفاده می‌کنند. همانطور که در آزمون­های بررسی شده در این مقاله مشاهده شد، عواملی که بر تفسیر استعاره تأثیر می گذارند، مانند خود استعاره، شامل هم عوامل کلی مشترک میان جوامع و هم عواملی هستند که کاملاً شخصی و فردی هستند. بنابراین، تأثیر عوامل کلی و فردی بر تفسیر استعاره‌های فضایی-زمانی نشان می‌دهد که درک کامل استعاره نیازمند درک «کل در جزء و جزء در کل» (Gibbs, 2011: 496) است. بنابراین، ادغام این عوامل در یک رویکرد منسجم و جامع، مورد نیاز است. این یافته‌ها از اهمیت بالایی برخوردارند زیرا نشان می‌دهند که تفاوت‌های فردی در ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند به طور مستقیم بر نحوه بازنمایی ذهنی مفاهیم انتزاعی و بنیادین مانند زمان تأثیر بگذارند.

بررسی پیشینه­ی مطالعاتی پژوهش نشان می­دهد در زمینه­ی زبان بلوچی سرحدی تا­کنون پژوهش جامعی در خصوص زمان انجام نشده است. ازاین­رو، یکی از کاربردهای پژوهش حاضر بررسی مفهوم زمان در بلوچی سرحدی است که از این طریق می­توان چگونگی شکل‌گیری مفهوم زمان در ذهن گویشوران آن­ را مشخص کرد. به­علاوه، در زمینه­ی تاثیر عوامل روان­شناختی بر تعبیر زمان تاکنون پژوهشی در بلوچی سرحدی به صورت مقایسه­ای صورت نگرفته است. بنابراین، این پژوهش به بررسی عوامل روان­شناختی در بلوچی سرحدی پرداخت. در نتیجه، با نتایج این پژوهش می توان به بررسی تطبیقی تأثیر عوامل روان­شناختی بر تعبیر زمان در زبان­های فارسی و بلوچی سرحدی پرداخت. یکی دیگر از کاربردهای این پژوهش، بررسی رفتار روان­شناختی گویشوران بلوچی سرحدی در خصوص تعبیر استعاری زمان است. از این رو، می­توان از نتایج حاصل جهت انجام پژوهش­های روان­شناختی نیز بهره برد.

 

[1] embodied

[2] ego moving

[3] time moving

[4] McGlone & Harding

[5] Next Wednedsday Meeting Paradigm

[6] دو روز پیش از مهلت مقرر گذشته‌ایم.

[7] دو روز پیش مهلت مقرر گذشت.

[8] جلسه چهارشنبه هفتۀ آینده دو روز جلوتر موکول شد. این جلسه برای چه روزی برنامه­ریزی شده است؟

[9] Boroditsky

[10] Ramscar

[11]Kranjec

[12] Núñez et al.

[13] Matlock et al.

[14] Fictive motion

1 این جاده تا نیویورک امتداد دارد. 

2 این جاده از نیویورک سرچشمه می‌گیرد.

[17] Hauser et al.

[18] Richmond et al.

[19] Duffy & Feist

[20] McCarthy

[21] Li & Cao

[22] Zheng

[23] Sagittal axe

[24] Wang

[25] Temporal discounting

[26] Conceptual Metaphor Theory

[27] reference point

[28] deictic time

[29] Internal Consistency Reliability

[30] Cronbach’s Alpha

[31] NEO

[32] Likert Scale

[33] acceptability judgment task

 

  • XML
  • اصل مقاله 644 K
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
مراجع
کاظمی، مصطفی. فیاضی، مرجان و کاوه، منیژه. (1389). بررسی میزان شیوع تحول و عوامل موثر بر آن در بین مدیران و کارکنان دانشگاه». پژوهش نامه مدیریت تحول (4)2، 42-63.
 
References
Barsalou, L. W. (2008). Grounded cognition. Annual Review of Psychology 9, 617-645.
Boroditsky, L. (2000). Metaphoric structuring: Understanding time through spatial metaphors. Cognition 75(1), 1–28.
Boroditsky, L., & Ramscar, M. (2002). The roles of body and mind in abstract thought. Psychological Science 13(2), 185–188.
Casasanto, D. (2008). Who’s afraid of the big bad Whorf? Crosslinguistic differences in temporal language and thought. Language Learning 58(1), 63–79.
Chen, J. Y. (2007). Do Chinese and English speakers think about time differently? Failure of replicating Boroditsky (2001). Cognition 104(2), 427-436.
Clark, H. H. (1973). Space, time, semantics, and the child. In T. E. Moore (Ed.), Cognitive development and the acquisition of language (pp. 27–63). Academic Press.
Duffy, S. & Feist, M. (2014). Individual differences in the interpretation of ambiguous statements about time. Cognitive Linguistics 25(1), 29-54.
Duffy, S. E., Feist, M. I., & McCarthy, S. (2014). Moving through time: The role of personality in three real‐life contexts. Cognitive science 38(8), 1662-1674.
Evans, V. (2004). The Structure of Time: Language, Meaning, and Temporal Cognition. John Benjamins.
Feist, M. I., & Duffy, S. E. (2023). To each their own: a review of individual differences and metaphorical perspectives on time. Frontiers in Psychology 14, 1213719.
Fischer, C. (2001). Read this paper later: Procrastination with time-consistent preferences. Journal of Economic Behavior & Organization 46(3), 249-269.
Evans, V., & Green, E. M (2006). Cognitive Linguistics: An Introduction. Edinburgh.
Gentner, D., Imai, M., & Boroditsky, L. (2002). As time goes by: Evidence for two systems in processing space→ time metaphors. Language and cognitive processes 17(5), 537-565.
Gibbs Jr, R. W. (2011). Evaluating conceptual metaphor theory. Discourse processes 48(8), 529-562. https://doi.org/10.1080/0163853X.2011.606103
Gibbs Jr, R. W. (2017). Metaphor wars: Conceptual metaphors in human life. New York: Cambridge University Press.
Hauser, D. J., Margaret, S., Carter & Brian, P. M. (2009). Mellow Monday and furious Friday: The approach-related link between anger and time representation. Cognition and Emotion 23(6), 1166–1180.
Huumo, T. (2017). The grammar of temporal motion: A Cognitive Grammar account of motion metaphors of time. Cognitive Linguistics 28(1), 1-43.
Jahani, C. and A. Korn, (2009). Balochi. In G. Winfuhr, (Ed.), The Iranian Languages (pp. 634-692). Routledge.
John, O. P., Naumann, L. P., & Soto, C. J. (2008). Paradigm shift to the integrative big five trait taxonomy. Handbook of personality: Theory and research 3(2), 114-158.
Kazemi, M., Fayyazi, M., & Kaveh, M. (2011). Investigation of procrastination prevalence and its causes among university managers and employees. Managment 2(4), 42-63. [In Persian]
Kövecses, Z. (2015). Where Metaphors Come from: Reconsidering Context in Metaphor. Oxford University Press.
Kranjec, A. (2006). Extending spatial frames of reference to temporal concepts. In K. Forbus, D. Gentner & T. Regier (Eds.), Proceedings of the 28th Annual Conference of the Cognitive Science Society (pp. 447–452). Lawrence Erlbaum Associates.
Lakoff, G. and Johnson, M. (1980). Metaphors we live by. University of Chicago Press.
Lakoff, G. (1993). The contemporary theory of metaphor. In A. Ortony (Ed.), Metaphor and Thought (pp. 202-251). Cambridge University Press.
Li, H., & Cao, Y. (2019). Planning for the future: The relationship between conscientiousness, temporal focus and implicit space-time mappings. Personality and Individual Differences 141, 111-116. https://doi.org/10.1016/j.paid.2018.12.031
Li, H., & Cao, Y. (2020). Best wishes for the future: The link between dispositional optimism and mental sagittal space-time mappings. Personality and Individual Differences 166, 110212. https://doi.org/10.1016/j.paid.2020.110212
Littlemore, J. (2019). Metaphor and language change: Cognitive and sociocultural perspectives. Cambridge University Press.
Matlock, T., Michael, R., & Lera, B. (2005). On the experiential link between spatial and temporal language. Cognitive Science 29, 655–664. https://doi.org/10.1207/s15516709cog0000_17
Matlock, T, Keven J. H, Mahesh, S & Michael, R. (2011). Even abstract motion influences the understanding of time. Metaphor and Symbol 26, 260–271. https://doi.org/10.1080/10926488.2011.609065
McGlone, M. S., & Harding, J. L. (1998). Back (or forward?) to the future: The role of perspective in temporal language comprehension. Journal of Experimental Psychology: Learning, Memory and Cognition 24, 1211–1223.
Milgram, N., & Tenne, R. (2000). Personality correlates of decisional and task avoidant procrastination. European Journal of Personality 14(2), 141-156.  https://doi.org/10.1002/(SICI)1099-0984(200003/04)14:2<141::AID-PER369>3.0.CO;2-V
Moore, K. E. (2014). The Spatial Language of Time. John Benjamins press.
Núñez, R. E., & Sweetser, E. (2006). With the future behind them: Convergent evidence from Aymara language and gesture in the crosslinguistic comparison of spatial construals of time. Cognitive science 30(3), 401-450. https://doi.org/10.1207/s15516709cog0000_62
Núñez, R., Motz, B., & Teuscher, U. (2006). Time after time: The psychological reality of the ego- and time reference point distinction in metaphorical construals of time. Metaphor and Symbol 21, 133–146. https://doi.org/10.1207/s15327868ms2103_1
Prather, R. W., Ross, J. M., Lovelett, J. N., & противопоставление, A. (2022). Beyond WEIRD: A broader view of human cognitive diversity. Trends in Cognitive Sciences 26(8), 675-687.
Ramscar, M. (2010). Computing machinery and understanding. Cognitive science 34(6), 966-971.
Richmond, J., Clare Wilson, J., & Zinken, J. (2012). A feeling for the future: How does agency in time metaphors relate to feelings? European Journal of Social Psychology 42(7), 813-823. https://doi.org/10.1002/ejsp.1906
Santiago, J., J. Lupiáñez, E. Pérez and M. Funes. 2007. Time (also) flies from left to right. Psychonomic Bulletin and Review 14(3), 512-516. https://doi.org/10.3758/BF03194099
Schouwenburg, H. C., & Lay, C. H. (1995). Trait procrastination and the big-five factors of personality. Personality and Individual Differences 18(4), 481-490. https://doi.org/10.1016/0191-8869(94)00176-S
Scott-Phillips, T. C., & Nettle, D. (2022). Individual differences in cognition: Why they matter for understanding human behaviour. Behavioral and Brain Sciences 45, e15.
Tuckman, B. W. (1991). The development and concurrent validity of the procrastination scale. Educational and Psychological Measurement 51(2), 473-480. https://doi.org/10.1177/0013164491512022
Wang, Y., Wang, X., Yang, X., Yuan, F., & Li, Y. (2023). The influence of temporal focus on individual intertemporal decision-making in life history strategy framework. Personality and Individual Differences 211, 112250. https://doi.org/10.1016/j.paid.2023.112250
Yu, N. (1998). The Contemporary Theory of metaphor: A perspective from chinese. John Benjamins.
Zheng, W., Liu, Y., Liu, C. H., Chen, Y. H., Cui, Q., & Fu, X. (2019). The Influence of Event Valence and Emotional States on the Metaphorical Comprehension of Time. Frontiers in psychology 10, 410. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2019.00410
    • تعداد مشاهده مقاله: 728
    • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 218
نشریه پژوهش های زبان شناسی
دوره 18، شماره 2 - شماره پیاپی 35
نشریه پژوهش‌های زبان‌شناسی، سال هجده دهم، شماره دوم، شماره ترتیبی 35، 1405
تیر 1405
صفحه 15-32
فایل ها
  • XML
  • اصل مقاله 644 K
سابقه مقاله
  • تاریخ دریافت: 03 خرداد 1404
  • تاریخ بازنگری: 03 شهریور 1404
  • تاریخ پذیرش: 08 شهریور 1404
  • تاریخ اولین انتشار: 08 شهریور 1404
  • تاریخ انتشار: 01 تیر 1405
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
آمار
  • تعداد مشاهده مقاله: 728
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 218

APA

آهنگر, عباسعلی و خوشخونژاد, امیرعلی . (1405). تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 18(2), 15-32. doi: 10.22108/jrl.2025.145399.1902

MLA

آهنگر, عباسعلی , و خوشخونژاد, امیرعلی . "تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی", نشریه پژوهش های زبان شناسی, 18, 2, 1405, 15-32. doi: 10.22108/jrl.2025.145399.1902

HARVARD

آهنگر, عباسعلی, خوشخونژاد, امیرعلی. (1405). 'تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی', نشریه پژوهش های زبان شناسی, 18(2), pp. 15-32. doi: 10.22108/jrl.2025.145399.1902

CHICAGO

عباسعلی آهنگر و امیرعلی خوشخونژاد, "تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی," نشریه پژوهش های زبان شناسی, 18 2 (1405): 15-32, doi: 10.22108/jrl.2025.145399.1902

VANCOUVER

آهنگر, عباسعلی, خوشخونژاد, امیرعلی. تأثیر شیوه زندگی و شخصیت بر درک استعاری عبارت‌های زمانی گویشوران بلوچی سرحدی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 1405; 18(2): 15-32. doi: 10.22108/jrl.2025.145399.1902

  • صفحه اصلی
  • درباره نشریه
  • اعضای هیات تحریریه
  • ارسال مقاله
  • تماس با ما
  • نقشه سایت

اخبار و اعلانات

  • نتیجه ارزیابی نشریه در سال 98 1399-07-07
  • کسب موفقیت نشریه پژوهش های زبانشناسی بعنوان «نشریه هسته» ... 1398-02-22
  • مشابهت یابی مقاله قبل از داوری 1396-03-23

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 International License

 Journal of Researches in Linguistics

اشتراک خبرنامه

برای دریافت اخبار و اطلاعیه های مهم نشریه در خبرنامه نشریه مشترک شوید.

© سامانه مدیریت نشریات علمی. طراحی و پیاده سازی از سیناوب