چکیده
پژوهش حاضر با هدف بازنمایی انواع پیشانگاشتها در متون خبری روزنامههای کیهان و اطلاعات انجام شده است تا نوع غالب پیشانگاشتها در این متون شناسایی شود. دادههای پژوهش برگرفته از 300 متن خبری منتشرشده در بازۀ زمانی سالهای پایانی حکومت پهلوی اول (۱۳۲۴–۱۳۲۵) و سالهای آغازین دوره پس از انقلاب (۱۳۵۷ تا اوایل دهه ۱۳۶۰) پیرامون ناآرامیهای مناطق غرب کشور است که به شیوهای هدفمند گردآوری شدهاند. این مقاله توصیفی-تحلیلی است و تحلیل دادهها با بهرهگیری از رویکردی تلفیقی در چارچوب کاربردشناسی زبان (با تأکید بر دستهبندی پیشانگاشتهای یول) و تحلیل گفتمان انتقادی (با تأکید بر نقش ایدئولوژی در پیشانگاشت از دیدگاه فرکلاف و وندایک) انجام شده است. این تحلیل در بستر گفتمان مطبوعاتی صورت گرفته است تا نحوه بازنمایی پیشانگاشتها در رسانههای چاپی رسمی بررسی شود. یافتهها نشان میدهد پیشانگاشت واژگانی با فراوانی 45 درصد در روزنامه کیهان و 44 درصد در روزنامه اطلاعات بیشترین بسامد را دارا هستند. در مقابل، پیشانگاشتهای ساختاری کمترین بسامد را به خود اختصاص دادهاند. پیشانگاشتهای واژگانی که بدون شواهد کافی در متون خبری به کار رفتهاند، از اصل کیفیت در نظریه همکاری گرایس تخطی میکنند و خواننده را وادار به پذیرش پیشانگاشتهایی میکنند که اثباتنشدهاند. همچنین، برای سنجش تفاوت آماری، از آزمون خیدو (Chi-square) استفاده شد که از نظر آماری تفاوت معناداری را از خود نشان داد (p < 0.001). در تبیین این تفاوت میتوان گفت پیشانگاشتهای ساختاری که گویی کنشگران اجتماعی تمامی اطلاعات را بهدرستی ارائه دادهاند، نقش مهمی در جهتدهی افکار عمومی و بازنمایی ایدئولوژی متون خبری ایفا میکنند و این تفاوت آماری، نشانگر تمایز گفتمانی در بازنمایی رویدادهای مذکور است.
کلیدواژهها
موضوعات
اصل مقاله
مطبوعات، بهویژه روزنامهها منبع زبانی مهمی هستند که در بازنمایی رویدادهای اجتماعی و سیاسی، نقش مؤثری ایفا میکنند. متون روزنامهها با استفاده از ساختارهای زبانی و مؤلفههای گفتمانی، نگرشها، جهتگیریهای سیاسی و ایدئولوژیک خود را در قالب متن به مخاطبان القاء میکنند. در این راستا، یکی از ابزارهای مهم، استفاده از پیشانگاشت[1]های کاربردشناختی هستند؛ مفروضاتی که گوینده یا نویسنده بدون بیان مستقیم و بر پایۀ آنها پیام خود را به مخاطب میرساند (Stalnaker, 1974). پیشانگاشتها در پیوند با مفاهیمی نظیر دانش پیشزمینه،[2] معنای ضمنی و تلویحات،[3] بخش چشمگیری از معنا را در سطح ضمنی گفتمان شکل میدهند و در واکاوی زبانشناختی متون رسانهای، اهمیت بسزایی دارند. ازاینجهت در گفتمان مطبوعاتی، متون روزنامهها، تمایل دارند از پیشانگاشت بهمثابه ابزاری برای اقناع مخاطب در متن بهره بگیرند تا نگرش و دیدگاه او را تسخیر نمایند و ذهنش را پیرامون مسائل یا رویدادها تحت تأثیر قرار دهند.
بهطورکلی، متون روزنامهها، با بهرهگیری از پیشانگاشتها درصددند خواننده را با خود همراه سازند و بدون بیان صریح، پیامهای ایدئولوژیک را در متن جاسازی کنند. به باور بیکالو[4] هدف از این کار صرفاً اطلاعات زبانی محض نیست؛ بلکه پیشانگاشتها در خدمت اهداف ایدئولوژیکی متون روزنامهها قرار میگیرند (Bekalu, 2006:152).
با این وصف، مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است تا دریابد متون روزنامههای کیهان و اطلاعات در سالهای پایانی حکومت پهلوی اول (۱۳۲۴–۱۳۲۵) و سالهای آغازین دوره پس از انقلاب (۱۳۵۷ تا اوایل دهه ۱۳۶۰) چگونه از انواع پیشانگاشتهای کاربردشناختی برای ناآرامیها و رخدادهای سیاسی–اجتماعی مناطق غرب کشور بهره گرفتهاند و این پیشانگاشتها تا چه اندازه در القای ایدئولوژی رسانهای به مخاطبان مؤثر بودهاند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل بافتمحور و کاربردشناختی عناوین و متون منتشرشده روزنامههای مذکور است تا مشخص شود چه نوع از پیشانگاشتها اعم از (واژگانی، وجودی، ساختاری و...) بیشترین بسامد را به خود اختصاص دادهاند و چگونه در مدیریت گفتمان خبری نقش ایفا میکنند و اینکه روزنامههای اطلاعات و کیهان در دورۀ پهلوی و عصر حاضر از چه انواع پیشانگاشتهایی در متون خود استفاده کردهاند و این پیشانگاشتها چگونه در بازتولید ایدئولوژی و تثبیت مواضع گفتمانی نهادهای قدرت در بافت سیاسی–اجتماعی هر دوره نقش داشتهاند؟
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی، مبتنی بر تحلیل کمی–کیفی در چارچوب نظری کاربردشناسی زبان و تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. دیدگاههای گوناگونی (رویکرد معناشناختی که آن را در سطح جمله بررسی میکند، رویکرد کاربردشناختی که آن را پدیدهای وابسته به بافت و کاربرد زبان میداند و رویکرد ترکیبی که به هر دو سطح جمله و پارهگفتار توجه دارد)، نشانگر آن است که برای توصیف و تبیین پیشانگاشتها هم نقش معنیشناسی و هم نقش کاربردشناسی لازم است و در پژوهشها چنین ضرورتی احساس میشود (Chapman, 2011:38). در این راستا پژوهش حاضر برای نخستین بار، دو بازۀ تاریخی با گفتمان متفاوت را در روزنامۀ کیهان و اطلاعات بهصورت تطبیقی مورد مطالعه قرار داده است که پیشتر به آن پرداخته نشده است و دوم با دستهبندی جامعتر از پیشانگاشتها و تحلیل زبانی و ایدئولوژیکی آنها براساس بافت تاریخی، گامی نو در تحلیل کاربردشناختی متون مطبوعاتی فارسی برداشته شده و خلأ پژوهشی موجود در این حوزه را تا حدی پوشش داده است.
پیشانگاشت در سالهای اخیر موردتوجه زبانشناسان داخلی و خارجی قرار گرفته و در حوزههای مختلفی چون گفتمان سیاسی، تبلیغاتی و رسانهای تحلیل شده است. برای نمونه بیکالو (2006) پیشانگاشت را بهعنوان ابزاری برای پنهانسازی ایدئولوژی در متون خبری روزنامهها تحلیل کرده است. او نشان میدهد که چگونه پیشانگاشت میتواند برخی مفروضات سیاسی را بهگونهای در متن جا دهد که مورد پرسش مخاطب قرار نگیرند. با این حال، پژوهش وی عمدتاً کیفی و مبتنی بر مثالهای محدود است و فاقد چارچوب روشمند برای سنجش بسامد یا نوع پیشانگاشتها است. در همین راستا، مشین و مایر[5] (2012) نیز با تکیه بر تحلیل گفتمان انتقادی چندوجهی نشان میدهند که پیشانگاشت میتواند نقشی کلیدی در شکلدهی به ارزشگذاری ساختارهای پنهان زبانی در گفتمان رسانهای داشته باشد؛ با این تفاوت که تمرکز آنان بیشتر بر سازوکارهای تصویری و چندوجهی است تا صرفاً متنی. در نهایت یافتههای آنها نشان میدهد ابزار پیشانگاشت میتواند بدون ارجاع آشکار، ارزشگذاری و جهتگیری خاصی را بر مخاطب القاء کند.
مقاله پلیزو[6] (2015) بر نظاممندسازی رویکرد اجتماعی-شناختی پیشانگاشت در تحلیل گفتمان انتقادی تأکید دارد و به بررسی سطوح مختلف پیشانگاشت میپردازد؛ اما پژوهش حاضر با تلفیق کاربردشناسی زبان و تحلیل گفتمان انتقادی، پیشانگاشتهای کاربردشناختی و ایدئولوژیکی را در متون مطبوعاتی بررسی میکند و تفاوتهای گفتمانی و آماری آنها را تحلیل میکند.
سیاگیان[7] و همکاران (2017) انواع پیشانگاشتها را به شیوه کیفی-کمی در تبلیغات متون مجلات بررسی کردهاند که در نتیجه آن پیشانگاشتهای وجودی با 62 درصد بیشترین بسامد را دارا بودند. هرچند این یافته برای فهم الگوهای تکرارشونده مفروضات تبلیغاتی سودمند است؛ اما واکاوی انتقادی نقش این پیشانگاشتها در بازتولید ایدئولوژی یا مناسبات قدرت ارائه نمیشود. گاسویتا و ویدودو[8] (2019) پیشانگاشتهای وقوعی را در خبرهای آنلاین واشینگتن پست و لسآنجلس تایمز با استفاده از روش کیفی مورد بررسی قرار دادند. در نهایت پیشانگاشتهای وقوعی در اخبار آنلاین واشنگتن پست، بیشترین درصد را به خود اختصاص داده بود. با وجود ارائه آماری دقیق، رویکرد آنان نیز بیشتر توصیفی است و از تحلیل گفتمان انتقادی یا تبیین ایدئولوژیک فاصله دارد.
پژوهش مالیوگا و پتروسیان[9] (2025) با تمرکز بر تحلیل محتوای کیفی عناوین رسانههای اقتصادی، پیشانگاشتها را بهعنوان ابزاری برای اقناع و ادراک مخاطب بررسی کردهاند. در حالیکه پژوهش حاضر بیشتر بر دستهبندی انواع پیشانگاشتها متمرکز است و به تحلیل نقادانه نقش اقناعی و ایدئولوژیک آنها در شکلدهی به برداشت مخاطب کمتر پرداخته است. این ضعف، محدودیت مهمی در پرداختن به کارکرد گفتمانی و قدرتمحور پیشانگاشتها محسوب میشود.
در پژوهشهای داخلی نیز پیشانگاشت بهمثابه یکی از ساختهای معنایی-کاربردشناختی بررسی شده است، هرچند اغلب این مطالعات یا بر تحلیلهای زبانی متون خاص (دینی یا ادبی) تمرکز داشتهاند، یا بهجای رویکرد انتقادی، صرفاً به توصیف انواع پیشانگاشت پرداختهاند.
کامسواری[10] و همکاران (2020) با استفاده از پیشانگاشتها به شناسایی سوگیری سیاسی در متون خبری پرداختهاند؛ اما رویکرد آنان براساس تحلیل گفتمان انتقادی نیست. برخلاف آن، پژوهش حاضر با تمرکز بر تحلیل گفتمان انتقادی، نقش پیشانگاشتها در بازتولید ایدئولوژی در متون خبری دو روزنامه رسمی را بررسی میکند. بنابراین، هدف و سطح تحلیل این دو پژوهش متفاوت است.
در ایران، پژوهشی که پیشانگاشت را با رویکردی نظاممند و ترکیبی در تحلیل متون خبری بررسی کند، انجام نشده است. آقاگلزاده (1391) با تلفیق تحلیل گفتمان انتقادی و کاربردشناختی، چارچوبی برای واکاوی ایدئولوژی در متون روزنامهای پیشنهاد کرده است که در آن پیشانگاشت بهعنوان یکی از سازوکارهای زبانی ایدئولوژی معرفی میشود. با این حال، مطالعه وی بیشتر به تبیین مفهومی و نظری میپردازد و کاربرد روشمند دستهبندی پیشانگاشتها در دادههای گسترده را دنبال نمیکند. سایر مطالعات داخلی، مانند فضائلی و طیرانی (1392)، حبیباللهی (1400)، هاشمی (1402) و رحمانی (1401)، یا به جنبههای نظری و مفهومی پرداختهاند یا در بافتهایی غیررسانهای همچون متون دینی، ادبی یا خطابههای سیاسی متمرکز بودهاند. این مطالعات با وجود اشاره به ظرفیت تحلیلی پیشانگاشت، فاقد رویکردی نظاممند برای تحلیل گفتمانی و ایدئولوژیک آن در متون مطبوعاتی هستند. پژوهش حاضر با تمرکز بر متون روزنامهای و با بهرهگیری همزمان از تحلیل گفتمان انتقادی و کاربردشناسی، به دنبال تحلیل کارکرد پیشانگاشت در بازنمایی ایدئولوژی و جهتگیری گفتمانی است.
پیشانگاشت در شاخههای متعددی از جمله فلسفه زبان، معنیشناسی، کاربردشناسی و تحلیل گفتمان انتقادی به کار گرفته میشود. نخستین بار در سال 1950 از سوی پیتر فردریک استراوسن مطرح شد (Huang, 2015: 85). استراوسن پیشانگاشت را در سطح معنای جمله بررسی میکرد و آن را بخشی از محتوای معنایی جمله میدانست، نه ویژگی پارهگفت. در آن زمان هنوز اصطلاح پارهگفت و ارتباط آن با پیشانگاشت به صورت امروزی مطرح نبود. در مقابل، در رویکردهای متأخر پیشانگاشت در سطح کاربرد زبانی و پارهگفت تحلیل میشود. این تمایز نشان میدهد که مفهوم پیشانگاشت از ابتدا در چارچوب معناشناسی جمله شکل گرفت؛ اما بعدها به حوزه کاربردشناسی و تحلیل گفتمان نیز راه یافته است (Cruse, 2006:139). بر این اساس، پیشانگاشت متعلق به گوینده است، نه جمله. این مفهوم نوعی پیوند میان دو گزاره ایجاد میکند؛ به گونهای که اگر جمله (الف) دارای گزاره p و جمله (ب) دارای گزاره q باشد، میتوان با نشانه (》 ) که به معنای «... را پیشانگاشت میگیرد» است، رابطۀ میان p و q را نشان داد (Yule, 1996: 25–26). بهبیاندیگر، گرچه پیشانگاشت به گوینده نسبت داده میشود؛ اما جمله میتواند وسیلهای برای انتقال آن باشد؛ بهطوریکه شنونده با تکیه بر محتوای جمله، به آنچه از پیش نزد گوینده بدیهی انگاشته شده است پی میبرد (صفوی، ۱۳۹۹: ۹۰).
بهطورکلی، پیشانگاشت به دانشی اشاره دارد که گوینده آن را مفروض میگیرد و انتظار دارد مخاطب نیز بهطور ضمنی از آن آگاه باشد. این دانش مشترک ممکن است از منابعی چون مطبوعات یا تجربههای شخصی به دست آمده باشد (Paltridge, 2012:43). از دیدگاه هوانگ (2015:86) برای دستهبندیهای پیشانگاشتها از دیرباز تقسیمبندیهایی ارائه شده است که عبارتاند از پیشانگاشت بالقوه،[11] وجودی،[12] واقعیت پذیر[13] (محض و مشروط)، واقعیت ناپذیر،[14] واژگانی،[15] ساختاری،[16] خلاف واقع و مقولهای.[17] (Yule,1996:5; Levinson, 1983:181).
کاربردشناسی «مطالعه زبان در بافت» است؛ اما چنین تعریفی ممکن است کلی و برای کاربرد علمی چندان مفید نباشد. این ابهام ناشی از پیچیدگی ذاتی کاربردشناسی و تأثیرپذیری آن از حوزههای میانرشتهای است که مرزهای آن را نامشخص ساختهاند (Levinson, 1983: 5–35; Huang, 2015:28; Ariel, 2010). در زبانشناسی، معمولاً میان معناشناسی و کاربردشناسی تمایز روشنی قائل میشوند. معناشناسی به تحلیل معنا مستقل از بافت میپردازد، در حالیکه کاربردشناسی تفسیر معنا را در پیوند با بافت بررسی میکند. این تمایز در مباحثی مانند پیشانگاشت به چالش کشیده میشود؛ چراکه پیشانگاشت نهتنها به ساختار زبانی وابسته است؛ بلکه بهگونهای بنیادین متکی بر شرایط بافتی و دانش مشترک میان گوینده و شنونده است (Chapman, 2011: 19). بنابراین، تحلیل پیشانگاشت مستلزم رویکردی است که از مرزهای صرفاً معناشناختی فراتر رود و در چارچوبی کاربردشناختی، به بررسی ناگفتهها و مفروضات درون گفتمان بپردازد (Levinson, 1983).
پیشانگاشتها میتوانند نقش مهمی در گفتمان ایدئولوژیک داشته باشند؛ چراکه اغلب اطلاعات یا باورهایی را منتقل میکنند که بهصورت ضمنی پذیرفته شدهاند و نیازمند دفاع یا توضیح نیستند. هنگامی که در گفتمانهای سیاسی و مطبوعات، پیشانگاشتها ایدئولوژیکی استفاده میشوند، تا باورهایی مناقشهبرانگیز (مثلاً: مهاجران تهدیدند، یا از سیستم سوءاستفاده میکنند) بدون بحث و استدلال وارد ذهن مخاطب شوند (van Dijk, 2000: 85). افزون بر آن، در هر روزنامه وقتیکه عناوین و نگاشتههای در قالب پیشانگاشتهای وجودی بیان میشوند، ایدئولوژی و باورهای زیرساختی با فرایند واژگانیشدگی[18] مشخصی نظیر «تارومارشدن، به هلاکت رسیدن، اشرار، مهاجمین و...» در بازنمایی مخالفین بهصراحت ترسیم میشوند (van Dijk, 2000:77). چنین سبک واژگانی که در پیشانگاشتها انعکاس مییابد؛ از نوع پیشانگاشتهای ناعادلانه[19] است که روزنامهنگاران با انگیزههای سیاسی و ایدئولوژیکی خود، چنین سبکی را در جملات خود به کار میگیرند تا بر پیشانگاشت خواننده تأثیر بگذارند. به دیگر سخن، گفتن یا نوشتن یک جمله بدون تکیه بر نوعی فرض یا پیشانگاشت، عملاً غیرممکن است (Bekalu, 2006:153).
میتوان گفت که پیشانگاشتها انتقال گزارههای ایدئولوژیکی و اقناعی[20] را برای گویشوران فراهم میآورند و میتوانند منجر به تغییرات شناختی ناخودآگاه در بازنمود واقعیتها از سوی تولیدکنندگان متن باشند. این ارزشها و گزارههای ایدئولوژیکی که زیربنا و اساس متون را شکل میبخشند، در دلِ متون نهفته و پنهاناند و آشکارا بیان نمیشوند. از این جهت، پیشانگاشتهای درونِ متون را ایدئولوژیکی هستند و متنها نه تهی از ایدئولوژیاند و نه بیطرفانه تولید میشوند (Threadgold,1989:107).
از نگاه وداک[21] تحلیل گفتمان انتقادی بایستی با نظریههای کاربردشناسی پیوند بیشتری داشته باشد و بتواند بهگونهای نظاممند معنای نهفته و رمزگذاری شده متون را شناسایی و واکاوی نماید. درواقع برای تحقق این امر، بایستی جعبهابزار کاربردشناسی را موردتوجه قرار دهد (Wodak, 2007:24). روشهای متنوعی برای بازکاوی ایدئولوژیهای نهان در متون وجود دارد که یکی از آنها بررسی مشخصههای زبانی در لایه توصیفی متون است و سپس به لایه تفسیر متن میرسد. این همان مرحلهای است که جهانبینیها و پیشانگاشتهای ایدئولوژیکی، شالوده متن را شکل میدهند (Chilton, 2004:64) و در روش تحلیل گفتمان انتقادی نیز با تمرکز بر تجزیهوتحلیل ویژگی زبانی در لایه توصیف، مفروضات و پیشانگاشتهای ایدئولوژیکی که گفتمانها بر پایه آن شکل میگیرند، برملا میگردد (Fairclough, 1995:20). بهطورکلی، واکاوی پیشانگاشتها به تحلیلگران گفتمان این امکان را میدهند تا معانی ضمنی متن را شناسایی کنند (Baker & Ellece, 2011:20).
تحلیلگران با بررسی مشخصههای زبانی، ایدئولوژیهای پنهان در نگاشتهها را برملا ساخته، گرایشهای خاص و پیشانگاشتهای ایدئولوژیکی لایه زیرین در متون را تجزیهوتحلیل مینمایند (Paltridge, 2012:186). در این راستا، روزنامهنگاران اغلب پیشانگاشتهایی درباره دانش سیاسی مخاطب دارند و دیدگاههای خود را بر اساس نگرشها و گرایشهای ایدئولوژیک شکل میدهند (Flowerdew & Richardson, 2018:35) و از این جهت برای کشف و آشکارسازی این نگرشها باید فراتر از مقولات محض زبانشناختی گام بردارند. به همین دلیل است که ابزارهای کاربردشناختی نظیر پیشانگاشتها بهروشنی و بهصورت نظاممند به بافت فرازبانی نزدیک میشوند. برای نمونه، پیشانگاشتهای وجودی با مقولههای تحلیلی در رویکرد گفتمانی-تاریخی همپوشانی دارد (Wodak, 2007:219, Fairclough, 2003:6) .
نوع پژوهش و رویکرد نظری
پژوهش حاضر ماهیتی توصیفی-تحلیلی دارد که به صورت تلفیقی در چارچوب کاربردشناسی و تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در بخش کاربردشناسی، دستهبندی پیشانگاشتها بر اساس تعاریف یول (1996) مبنای تحلیل قرار گرفته است و در بخش تحلیل گفتمان، از رویکرد فرکلاف (1995) و وندایک (2006) برای تبیین رابطه پیشانگاشتهای زبانی با ایدئولوژی و بازنمایی قدرت در متون خبری استفاده شده است.
منابع و ابزار گردآوری دادهها
دادههای پژوهش به صورت کتابخانهای و اسنادی از مجموع ۳۰۰ متن خبری منتشرشده در دو بازۀ سالهای پایانی حکومت پهلوی اول (۱۳۲۴–۱۳۲۵) و سالهای آغازین دوره پس از انقلاب (۱۳۵۷ تا اوایل دهه ۱۳۶۰) به صورت هدفمند گردآوری شدهاند.
ملاکهای انتخاب دادهها
انتخاب دادهها در دو دورۀ زمانی یادشده به دلیل همزمانی آنها با ناآرامیهای سیاسی–اجتماعی مناطق غرب کشور و اهمیت بازتاب این رخدادها در مطبوعات رسمی بوده است. روزنامههای اطلاعات و کیهان به دلیل انتشار مستمر و جایگاه رسمی بهعنوان منابع اصلی انتخاب شدند. متون گزینششده مستقیماً به تحولات سیاسی–امنیتی این مناطق پرداخته و ظرفیت لازم برای تحلیل پیشانگاشتهای زبانی را دارا بودند.
شیوه کدگذاری
در متون بررسی شده هر دور روزنامه، جملاتی که حاوی پیشانگاشت بودند بهصورت دقیق شناسایی و هر یک به طور مستقل بررسی شد. در صورت وجود پیشانگاشت، نوع آن مطابق تعاریف کاربردشناسی کدگذاری شد. برای افزایش دقت، نمونهای از جملات بهطور مجدد بازبینی شد تا اطمینان حاصل شود که فرایند شناسایی پیشانگاشتها به درستی انجام شده است
مراحل تحلیل کیفی
تحلیل دادهها در سطح کیفی بر اساس چارچوب کاربردشناسی و تحلیل گفتمان انجام شد تا سازوکارهای زبانی پیشانگاشت و نقش آنها در بازنمایی ایدئولوژیها به صورت دقیق تبیین گردد.
روش تحلیل کمی و آزمون آماری
برای تعیین فراوانی انواع پیشانگاشتها، از آمار توصیفی شامل جدولها و نمودارهای فراوانی استفاده شده است. همچنین، برای سنجش معناداری تفاوتها در توزیع پیشانگاشتها بین دو روزنامه، آزمون آزمون خیدو[22] به کار گرفته شده است که امکان بررسی تفاوتهای آماری را فراهم میکند.
در این پیشانگاشت فرض را بر درستی یک رویداد گرفته میشود که همراه با افعالی ظاهر میشوند که یک واقعیت یا راستی را نمایان میسازند (Yule, 1996:27). برای مثال:
|
1) تشخیص داده شد که حزب دمکرات فرماندهی حمله به پاوه را رهبری کرده است (》حزب دمکرات فرماندهی حمله را رهبری کرده است). کیهان، ۲۸ مرداد ۵۸ 2) مردم از ابتدا فهمیدند که حکومت اینگونه نیست (》مردم میدانستند که حکومت چنین نیست ). کیهان، ۱۱ شهریورماه ۱۳۵۸ 3) ما مشاهده کردیم که این جنازهها به خانوادههایشان تحویل داده شد (》 جنازه ها تحویل داده شدهاند). کیهان، ۱۱ شهریور ۱۳۵۸ 4) آنها دیدند که اشرار میآید (》 آنها اشرار را مشاهده نمودند). اطلاعات، ۳۰ خرداد ۱۳۲۵ |
سطح زبانی پیشانگاشتها
در مثالهای (1،2،3،4) پیشانگاشت برخی افعال با یکبند متمم موصولی چیزی است که در آن بند گفتهشده است (Löbner, 2013:53). پاول کیپارسکی و کارل کیپارسکی[23] (1970) این افعال را در جملات بند موصولی معرفی میکند. برای مثال: «خوشحالم / خوشنودم که»، «افتخار میکنم که»، «نگرانم که»، «ناامید شدم که» و افعال دیگری نظیر «پی بردن»، «دانستن»، «فهمیدن»، «تشخیص دادن»، «پشیمان شدن»، «مشاهده کردن»، «دیدن» و غیره. اصطلاح واقعیت پذیر در مثالهای فوق در توصیف افعالی میآید که بند متممی میگیرند. این نوع پیشانگاشتها را که با بند موصولی همراه هستند از نوع واقعیتپذیرهای محض[24] هستند. چنین پیشانگاشتی گرفتن اطلاعاتی است که گوینده بیان میدارد اما نیت و مقصود او توضیح و شرح در مورد آن مطلب است نه طرح خود آن مطلب (صفوی،1394 : 68).
نوع دیگری از پیشانگاشتها نیز وجود دارد که واقعیتپذیرهای مشروط[25] نام میگیرند و همراه با افعال «سبب شدن»؛ «باید»؛ «مجبور بودن»؛ و مانند آنها بهکار میرود و بر وجود یک پیششرط یا ضرورت برای وقوع امری دلالت دارد (Leech,1974:304). بهعنوان مثال:
|
5) ارتش باید نیرو بفرستد (》ارتش مجبور است نیرو بفرستد). کیهان، ۲۸ مراد، ۱۳۵۸ 6) ارتش و ملت باید علیه ضد انقلاب قیام کنند (》ارتش و ملت علیه ضد انقلاب قیام خواهند کرد چون یک دستور است). اطلاعات، ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ 7) علمای اعلام اهل سنت مکلفاند با قوای انتظامی همکاری کنند (》علمای اهل سنت بایستی همکاری کنند چون یک دستور است). چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۵۸ |
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
در جمله (1)، ساختار مجهول «تشخیص داده شد» پیشانگاشت واقعیتپذیری را القا میکند؛ به این معنا که نقش حزب دموکرات در خشونت، امری مسلم و غیرقابل تردید فرض شده است، بیآنکه هیچ شواهدی برای آن ارائه شود. این نوع از بیان، با آنچه وندایک (2006) تحت عنوان «گواهمندی» مطرح میکند، همپوشانی است؛ یعنی روایت بهگونهای بازنمایی میشود که گوینده یا منبع، ادعا را بهصورت جهتدار و قطعی بیان میکند. در جمله (2)، فعل «تشخیص دادن» بهطور ضمنی این پیشانگاشت را منتقل میکند که حکومت پیشین از ابتدا نامشروع بوده است. در این جمله، آگاهی مردم از این واقعیت، امری بدیهی و مسلم فرض شده و از همین طریق نوعی اجماع ایدئولوژیک علیه حکومت پهلوی را بازنمایی میکند. جمله (3) فعل «مشاهده کردیم» نوعی گواهمندی مستقیم را به مخاطب القا میکند تا اعتبار و قطعیت ادعای خود را افزایش دهد که این ترفند بهنوعی حکایت از موضع قدرت روزنامه دارد.
در هر سه مثال ارائهشده، ساختارهای زبانی خاصی بهکار رفتهاند تا مشروعیتبخشی به گفتمان حاکم، تبرئه نهادهای رسمی و متهمسازی مخالفان را در ذهن مخاطب شکل دهد؛ این همان لایههای عمیق ایدئولوژیکی زبانی است که از راه پیشانگاشتهای زبانی بهصورت تلویحی بازنمایی میشوند. در جمله (4) فعل «دیدن» بر تحقق عملی حرکت «اشرار» دلالت دارد و وجود تهدید را مسلم فرض میکند. استفاده از واژه «اشرار» بدون نیاز به تعریف، پیشانگاشت ارزشی منفی نسبت به گروهی خاص را القا میکند که بازتابگر نگاه حاکمیتی برای مشروعسازی سرکوب یا برخورد امنیتی با آنها است. در مثال (4) در جمله (4)، فعل «دیدند» وقوع عینی و قطعی حرکت آن گروه را بدیهی و انکارناپذیر جلوه میدهد. بهکارگیری واژه «اشرار» نیز بدون ارائه هرگونه تعریف یا شناسایی، بار معنایی منفی و ازپیشپذیرفتهای به آن گروه نسبت میدهد؛ امری که در راستای بازنمایی تهدید و مشروعسازی اقدامات امنیتی علیه آنها عمل میکند.
در نمونههای (5، 6، 7)، استفاده از افعال وجهی و الزامآور مانند «باید» و «مکلفاند» نهتنها باری آمرانه دارند؛ بلکه بهطور ضمنی این تصور را پیشانگاشت میگیرند که انجام آن کنش (مثلاً فرستادن نیرو یا همکاری با قوای انتظامی) امری منطقی است. در چنین ساختارهایی، گوینده با بهرهگیری از زبان آمرانه، واقعیتی را پیشاپیش تثبیت میکند و بدینوسیله خواننده را در موقعیتی قرار میدهد که مخالفت با محتوا، مخالفت با ضرورتی بدیهی تلقی میشود. این کارکرد پیشانگاشتی بهویژه در گفتمان مطبوعات، ابزاری مؤثر برای القای ضرورتهای ایدئولوژیک به شمار میآید.
این نوع پیشانگاشت بر پایه فرضی نادرست بنا نهاده شده است. افعالی نظیر «خواب دیدن»، «خیال کردن»، «وانمود کردن»، «تصور کردن» و غیره که در این نوع پیشانگاشت ظاهر میشوند خود نشانگر غیرواقعی بودن و نادرست بودن این پیشانگاشتاند (Yule, 1996:29). برای مثال:
|
8) خیال میکردند ضد کُرد هستند (》ضد کُرد نبودند). اطلاعات، ۷ شهریور ۱۳۵۸ 9) آنها وانمود میکنند که صلح پذیرند (》صلح پذیر نیستند). کیهان، 11 بهمن، 1324 در پارهای از موارد چنین پیشانگاشتهایی در قالب واژههایی نظیر «دروغ»، «کذب»، «مبالغهآمیز» و غیره بیان میشود. بهعنوانمثال: 10) خبرهایی که از این ناحیه میآید اغلب اغراقآمیز است (》خبرها واقعیت ندارند). اطلاعات، 31 فروردین 1325 |
سطح زبانی پیشانگاشتها
در مثال (8)، پیشانگاشت نادرستی بر پایه تصور ناصحیح شکل گرفته که بر نافی بودن آن تأکید دارد (یعنی ضد کُرد نبودند). در جمله (9)، نیز فعل «وانمود کردن» نشان میدهد که صلحپذیری ادعاشده واقعی نیست. بههمینترتیب، در جمله (10) واژه «اغراقآمیز» بهعنوان برچسبی جهتدار، واقعیت محتوا را بهصورت پیشانگاشته زیر سؤال میبرد و به ساخت ایدئولوژیک گزاره کمک میکند.
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
تفاوتی که در پیشانگاشت واقعیت پذیر و واقعیت ناپذیر مشاهده میشود بیشتر از روی افعال صورت میپذیرد که تفاوت معنایی بین این دو گزاره را مشخص میکند. پیشانگاشتهای واقعیتناپذیر که در نمونههای یادشده، با القای واقعیتی که از نظر نویسنده نادرست است، بهصورت ضمنی نشان میدهد که مخاطب یا شخصی دیگر در اشتباهی شناختی یا تعمدی قرار دارد. بهعنوان نمونه، در جمله «خیال میکردند ضد کُرد هستند»، فرض ضدکُردبودن، بهعنوان امری نادرست و خیالی مطرح شده است. همچنین در جمله «وانمود میکنند که صلحپذیرند»، تصور صلحطلبی بهعنوان چیزی ساختگی و غیرواقعی پیشفرض گرفته میشود. این ساختار زبانی در متون رسانهای و گفتمانهای سیاسی اغلب برای زیر سؤال بردن اعتبار یا صداقت دیگران استفاده میشود و با استفاده از افعال و صفاتی خاص، واقعیتی را نفی میکند.
در این دسته از پیشانگاشتها، واژهها بر اساس معنی و سرشتی که دارند، پیشانگاشت میشوند. به دیگر سخن، در این نوع پیشانگاشت، یک واژه با توجه به معنی بیان شده و معنی بیان نشده همراه است (Yule, 1996:28). بهعنوانمثال:
سطح زبانی پیشانگاشتها
جملات مذکور با واژههای خاص مانند «دیگری»، «دوباره»، «قبلاً» بیانگر پیشانگاشتهای واژگانی هستند. این نوع واژهها همراه با افعال تکریری[26] نظیر «برگشتن»، «بازگرداندن»، «بازگردانی» و غیره دارای پیشانگاشت واژگانی هستند که به یک رخداد اشاره دارند یعنی در گذشته شروع شدهاند و دوباره تکرار شدهاند (Levinson, 1983: 182). این نوع پیشانگاشت که بافتمحور یا وابسته به بافت نیستند؛ بلکه بیشتر با صورتهای زبانی مرتبطاند. در مفهومی دیگر به آن پیشانگاشت موضوعی[27] نیز گفته میشود چراکه این نوع جملات حاوی عناصر متعارف زبانیاند که عبارتاند از چیدمان واژهها، نواخت یا دیرش که برای نشانهگذاری و تأکید بروی یک جمله به کار گرفته میشود. برای نمونه میتوان از روی عنصر زبانی (دوباره) به نتیجه دست یافت که کمابیش این دومین رویداد متوالی است که در آن رخ داده است.
این نوع پیشانگاشت با اصل کیفیت[28] گرایس مطرح میشود؛ یعنی برای بیان چنین جملاتی بایستی شواهد کافی را در اختیار شنونده قرار دهیم تا صحت دوباره آن رویداد را تائید نماییم (Grice, 1975:45). ازاینرو، اصل کیفیت در حرف ربط با معنی (دوباره) وضع امور یا جریان امور را بیان میدارد که از پیش وضعیتی مشابه آن رخ داده است و بحث صدق و کذب آن مطرح میشود (Allwood, 1983). این اصل یکی از مؤلفههای مهم در متون روزنامهای و خبری است. ازاینرو، برای آنکه چنین پیشانگاشتهایی رابطه میان سردبیر و مخاطب را مختل و ذهنیت مخاطبان را به خود بدبین نسازند؛ باید صحت نگاشتههای خود را با شواهد و دلایل مقبول ارائه دهند (آقاگلزاده و خیرآبادی، ۱۳۹۳: ۱۸۷-۱۸۵).
در پیشانگاشتهای واژگانی افعال دیگری نظیر «آغاز کردن»، «ادامه دادن»، «ترک کردن»، «پایان دادن» و غیره در جملات بیان میشوند که از نوع افعال تغییر وضعیت[29] هستند. چنین افعالی که پیشانگارهساز هستند در دسته افعال نمودی[30] قرار میگیرند که به لحظه و زمانی مشخص اشاره دارند (Levinson, 1983:171-184)، (Freed, 1990). برای مثال:
16) عملیات وسیع سرکوب و دستگیری مهاجمین ضد انقلاب آغاز شد (》عملیات قبلاً آغاز نشده بود). اطلاعات، ۲۸ مرداد ۱۳۵۸
17) غاله پاوه با سرکوب مهاجمین پایان یافت (》غاله از قبل شروع شده بود). کیهان، ۲۸ مرداد ۱۳۵۸
18) خلخالی از امروز محاکمات را آغاز کرد (》محاکمات قبلاً آغاز نشده بود). کیهان ۳۰ مرداد ۱۳۵۸
19) اشرار یک عملیات را آغاز نمودهاند (》از قبل زمینه عملیات را فراهم کرده بودند) اطلاعات، ۳۰ خرداد ماه ۱۳۲۴
ساختارهای مقایسهای، برترین، تقابلی و صفات شمارشی ترتیبی نوعی پیشانگاشت واژگانیاند که درجه صفت را بین دو یا چند چیز مقایسه میکنند؛ مانند «تر» و «از» در فارسی یا صفت عالی برای برتری، و صفات شمارشی برای بیان تعداد یا مرتبه. به عنوان مثال:
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
عباراتی چون «دوباره»، «یکبار دیگر» و «بار دیگر» در نمونههای (۱۱ تا ۱۵)، پیشانگاشتهای زمانی و وجودیِ تکرارشوندهای را القا میکنند که بر وقوع پیشین رویداد تأکید دارند. این تأکید، تکرار وقایع را طبیعی و پیشبینیپذیر جلوه میدهد. چنین ساختاری، تکرار رویدادهایی چون تیرباران یا تیراندازی نظامی را نه استثنایی؛ بلکه امری رایج و قابل انتظار بازنمایی میکند و به آنها مشروعیت ضمنی میبخشد. همچنین، اشاره به رسمیتشناختن مجدد حزب یا پرداختن دوباره به مسئله کُردها، گذشته را بازسازی میکند تا مواضع رسانه موجه جلوه یابد. این ترفند زبانی نوعی کنترل حافظه جمعی و شکلدهی به گفتمان تاریخی در راستای منافع ایدئولوژیک است.
در جملات (16 تا 19)، افعالی چون «آغاز شد»، «پایان یافت» و «آغاز کردهاند» دو کارکرد ایدئولوژیک دارند. نخست، با تأکید بر شروع عملیات یا محاکمه، کنش دولت را ضروری و مشروع جلوه میدهند؛ دوم، با نسبتدادن آغاز درگیری به «اشرار» یا «ضد انقلاب»، عامل خشونت را مخالفان معرفی میکنند. جمله (17) نیز با فعل «پایان یافت»، پیشانگاشت درگیری پیشین را القا میکند که با پیروزی ضمنی دولت خاتمه یافته است. این پیشانگاشتها بهطور پنهان اما مؤثر، روایتهای رسمی از قدرت، کنترل و دشمنسازی را تثبیت میکنند.
جملات (20،21،22،23) پیشانگاشتهای مقایسهای و برترین را در ذهن ایجاد میکنند که بارهای ایدئولوژیکی مشخصی را حمل میکنند. در جمله (20)، عبارت «آخرین سنگر» وجود سنگرهای پیشین را پیشفرض میگیرد و در نتیجه تداوم تهدید از سوی مهاجمین را القا میکند. در جمله (21)، کاربرد «شدیدترین» پیشانگاشت نوعی درجهبندی مجازات را القاء کرده و ضمن مشروعیتبخشی به خشونت دولتی، آن را واکنشی موجه جلوه میدهد. در جمله (22)، ساختار «اصیلترین و پاکترین» نوعی ارزشگذاری مثبت است که با مفروضداشتن وجود قبایل دیگر، موقعیت والایی برای کُردها قائل میشود؛ اما میتواند بهصورت تلویحی عوامفریبانه باشد. جمله (23) نیز ساختار «پس از آذربایجان» بهنوعی به رتبهبندی نواحی میپردازد که بازتابی از ارزشگذاری جغرافیایی و فرهنگی نهاد رسانه است. این نوع پیشانگاشتها، همراستا با راهبردهای استدلالی و ارزشی در تحلیل گفتمان انتقادی، حامل جهانبینی خاص روزنامه و ابزار بازنمایی جهتدار از واقعیتاند.
این نوع پیشانگاشت در شرطیهای غیرواقعی و نیز با ساختارهای التزامی (ای کاش و...) بیان میشود که در جهان واقعی رخ نخواهد داد (Yule, 1996:2000). بهعنوانمثال:
|
24) اگر این سربازان نبودند، شاید کشور نبود (》کشور با بودن سربازان وجود دارد). کیهان، ۳۰ مرداد ۱۳۵۸ 25) پیروزی محال است تحقق پیدا کند مگر آنکه دو مطلب را موردتوجه قرار دهیم (》شرط پیروزی توجه قرار دادن دو مطلب است). کیهان ۳ آبان ۱۳۵۸ |
سطح زبانی پیشانگاشتها
جملات (24،25) که با حروف ربط پیوندی «اگر»، «مگر اینکه» همراه باشد شنونده را مجبور میکنند که سناریویی ورای وضعیت «اینجا و کنون» بسازند که میتواند واقعیت گذشته یا آینده و نیز واقعیتی در موقعیتی دیگر یا وضعیتهای فرضی که انگارهها و باورها را منعکس میکنند، نشان دهند (Evans, 2007:22). وندایک خلاف واقعیت را با فرمول «چه روی خواهد داد اگر...» تعریف میکند. برای نمونه (اگر این سربازان نبودند، رخدادی که اتفاق میافتاد، بهاحتمال زیاد نابسامانی کشور بود). به باور وندایک چنین ساختاری به افراد این امکان را میدهد که سناریوهای فرضی را درنظر بگیرند و هنگامی که گزارههایی از این دست مطرح میشوند، نتایجِ حاصل میتوانند از نظر معنایی بیاعتبار یا فاقد معنی باشند (van Dijk, 2000:66).
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
جمله (24) با ساختار شرطی غیرواقعی (اگر نبودند... شاید نبود) سربازان را بهعنوان عامل اصلی حفظ کشور معرفی میکند و با این فرض، مشروعیت حضور نظامی را بهطور ضمنی تثبیت مینماید. جمله (25) نیز با پیشانگاشت قراردادن اینکه تحقق پیروزی فقط با رعایت دو شرط خاص ممکن است، نوعی چارچوب فکری را به مخاطب القاء میکند که خارج از این شروط، پیروزی محال است. این جملات از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، ساختهای ایدئولوژیکی زبانیای هستند که نقش توجیهی و مشروعیتبخشی را برای اهداف نظامی یا سیاسی ایفا میکنند.
در این پیشانگاشت، گفتهها بهنوعی بیان میشوند که گویی گوینده تمامی اطلاعات را درست ارائه داده است. از نشانههای این پیشانگاشت وجود پرسشواژههایی نظیر (چگونه، کدام، چرا، چه وقت و...) است که نیت و مقصود گوینده در آن نهفته است (Yule, 1996:29). به مثالهای زیر دقت کنید:
|
26) این همه لشکرکشی برای چیست؟ (》لشکرکشی صورت گرفته است). کیهان، ۱۲ شهریورماه ۱۳۵۸ 27) چرا حقایق را به این سادگی تحریف میکنید؟ (》حقایق تحریف شده است). کیهان، ۷ شهریورماه ۱۳۵۸ 28) نمایندگان مهاباد چگونه تعهدات خود را نقض نمودند؟(》تعهدات نقض شده است). اطلاعات، 16 تیر 1325 دقت شود که جملات اسنادی و جملات شبه اسنادی[31] نیز دارای پیشانگاشت ساختاری میباشند. بهعنوانمثال : 29) این طرف مقابل بود که آتشبس را نقض کرد (》آتشبس نقض شد) اطلاعات، 1 آذر 1358 |
سطح زبانی پیشانگاشتها
جملههای (26،27،28، 29) از یک بند اصلی و یک بند موصولی تشکیل شده است. بند اصلی یک بند یا فعل ربطی است که فاعل آن میتواند پوچواژه و محمول آن یک گروه اسمی است که هسته بند موصولی محسوب میشود و این نوع جملات دارای پیشانگاشت ساختاری است. در جملههای مذکور اصل وقوع فعل «لشکرکشی، تحریف، نقض تعهد» پیشانگاشته شده و سوال فقط درباره علت یا چگونگی آن است، نه اصل رخداد. جمله (29) با تأکید بر «این طرف مقابل بود»، با ساختاری اسنادی، مسئولیت نقض را به صورت قطعی بهطرف مقابل نسبت میدهد. چنین پیشانگاشتهایی کارکرد ایدئولوژیک دارند، زیرا بدون نیاز به اثبات، پیشانگاشتها و فرضهایی را در ذهن مخاطب تثبیت میکنند.
بندهای موصولی محدودکننده نیز پیشانگاشت ساختاری دارند و اطلاعات اضافی درباره یکی از عناصر جمله ارائه میدهند که پس از حرف ربط «که» میآیند. این بندها به دو دسته «محدودشده» و «محدودنشده» تقسیم میشوند؛ بندهای محدودشده با «ی» و بندهای محدودنشده با «ک» آغاز میشوند. بهعنوانمثال :
|
30) یازده نفری که به مرگ محکوم شدند، حکم آنها اجرا شد (》حکمی که اجرا شد برای یازده نفر محکوم به مرگ بود). اطلاعات، ۶ شهریور ۱۳۵۸ 31) سه نفر از برادران سرباز و درجهدار که در اتوبوس بودند با شلیک گلوله مجروح شدند (》سربازان و درجهدارانی زخمی شدند). کیهان، ۱۲ مهر ۱۳۵۸ 7) بانه و سردشت که در اثر قطع راهها چندان صورت خوشی نداشت (》در اثر قطع راهها بانه و سردشت صورت خوشی نداشتند). اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۲۴ |
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
در این سه جمله مذکور، پیشانگاشتهای ساختاری از طریق بندهای موصولی مانند «که به مرگ محکوم شدند» یا «که در اتوبوس بودند» و ترکیبهای وصفی-اسنادی شکل گرفتهاند. در هر مورد، واقعیتی بهصورت ضمنی و بدون اثبات بیان شده است. برای نمونه «وجود محکومان به مرگ»، «زخمی شدن سربازان» یا «وضعیت ناخوشایند مناطق بانه و سردشت». این پیشانگاشتها با بار ایدئولوژیکی و بدون ارائه شواهد، وضعیتها یا رویدادهای خاص را امری قطعی و پذیرفتهشده بازنمایی میکنند.
وقتیکه گروههایی اسمی را برای ارجاع به کار میبریم، این پیشانگاشت را در ذهن تداعی میکند که توصیف مرجع مشخص است و در بافت کلام، مفروض یک مرجع وجود دارد. «کمیتنماها»، «اسامی خاص»، «ضمایر شخصی»، «گروههای اسمی با نشانگرهای اضافه بر اسم» و «گروههای اسمی ملکی» از بودن و نبودن سخن میگویند (Yule, 1996:27). به مثالهای زیر دقت نمایید:
|
32) خبرنگاران ما در پاوه بامداد امروز، خلیل بهرامی و مرتضی خاکی، فرستادگان ویژه روزنامه اطلاعات تلفنی آخرین خبرها را به تهران مخابره کردند (《 خبرنگاران ما وجود دارند). کیهان، ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ 33) من در این مورد با استاندار آذربایجان غربی صحبت کردهام (》من وجود دارد). اطلاعات، شهریور ۱۳۵۸ 34) قاضی محمد برای مذاکره به تهران میآید (《 قاضی محمد وجود دارد). اطلاعات، ۱ تیر ۱۳۲۵ |
سطح زبانی پیشانگاشتها
در جمله (32)، عبارت «خبرنگاران ما» وجود این افراد و فعالیت آنها در موقعیت مشخصی مانند پاوه بازنمایی شده است. جمله (33) نیز با ضمیر «من» و اشاره به «استاندار آذربایجان غربی» حضور گوینده و مخاطب را امری مفروض و بدیهی قلمداد میکند. در مثال (34)، استفاده از اسم خاص «قاضی محمد» وجود شخصیتی شناختهشده و زنده که امکان مذاکره با او وجود دارد. این ساختارها، از سطح زبانی، وجود مراجع را مسلم فرض میکنند و به تثبیت آنها در گفتمان کمک مینمایند.
تحلیل ایدئولوژیکی پیشانگاشتها
ضمایر «من» و «ما» نقش گوینده یا نویسنده متن (روزنامه) را ایفا میکنند. این ضمایر معمولاً در جهت تعیین مرز میان «خودی» و «دیگری» بهکار میروند؛ بهگونهای که «من» به گویندهای تعلق دارد که در جایگاه مشروع و رسمی سخن میگوید و «ما» نیز به گروهی ارجاع دارد که با گوینده همهویت و همجهت تلقی میشوند. همچنین، اسم خاص (قاضی محمد) به فردی اشاره دارد که صاحب آن نام بهطور دقیق و معین شناسایی شده است و صحت وجود او مفروض گرفته میشود (Löbner, 2013:53). در این مثالها، نوعی پیشانگاشت وجودی مشهود است که وجود کنشگران اجتماعی خاص نظیر (خبرنگاران، گوینده جمله، قاضی محمد) را مفروض میگیرد. این پیشانگاشتها که از طریق ارجاع اسمی صریح و کاربرد افعال خبری ساخته میشوند؛ وجود اشخاص را بدیهی جلوه میدهند. از منظر ایدئولوژیک، این نوع پیشانگاشتها به تثبیت مشروعیت منابع خبری و اعتبار سخنگویان رسمی یا شخصیتهای کلیدی در گفتمان رسانهای کمک میکنند.
جدول 1- پیشانگاشتها در روزنامه کیهان و اطلاعات
Table 1- Presupposition Frequency in Kayhan and Ettelaat
|
روزنامه اطلاعات |
روزنامه کیهان |
نوع پیشانگاشت |
|
687 |
635 |
وجودی |
|
40 |
65 |
ساختاری |
|
823 |
893 |
واژگانی |
|
78 |
93 |
واقعیتپذیر |
|
112 |
141 |
واقعیتناپذیر |
|
101 |
202 |
خلاف واقع |
آزمون آماری خیدو نشان داد که تفاوت توزیع انواع پیشانگاشتها در دو رسانه از نظر آماری معنادار است. (χ² = 40.12, p < 0.001). این تفاوت بازتابدهندۀ اختلاف در جهتگیری گفتمانی و رویکرد خبری روزنامهها نسبت به ناآرامیهای مناطق غرب کشور است. مطابق جدول و نمودار (1)، روزنامه اطلاعات با ۳۸٪ بیشترین استفاده را از پیشانگاشتهای وجودی و پس از آن با ۲۷٪ از پیشانگاشتهای واژگانی داشته است. کیهان نیز مشابه اطلاعات، با ۴۲٪ بیشترین استفاده را از پیشانگاشت وجودی داشته است. در نگاه نخست، تفاوت چشمگیری میان توزیع انواع پیشانگاشتها دیده نمیشود و در هر دو، پیشانگاشت ساختاری کمترین سهم را دارد.
پیشانگاشتهای وجودی معمولاً در پی استفاده از عبارات خاص واژگانی مانند اسامی خاص و کمیتنماها شکل میگیرند. این عناصر که در کاربردشناسی زبان «ماشه» یا «افرازۀ پیشانگاشت[32]» نام دارند (Chapman, 2011:34)، سبب برانگیختن پیشانگاشت در ذهن مخاطب میشوند.
پیشانگاشت واژگانی که در کیهان رتبه دوم را دارد، نیازمند شواهد برای تأیید صدق است. برای نمونه، گزارهای مانند «طرف مقابل دوباره آتشبس را نقض کرد» بدون ارائۀ شواهد، رابطۀ اعتماد میان روزنامه و مخاطب را تضعیف میکند. به باور چیلتون، پیشانگاشتها صرفاً ویژگیهای معنایی نیستند؛ بلکه پیوند نزدیکی با تعامل و فرآیندهای شناختی دارند که ذهن مخاطب را هدف میگیرند (Chilton, 2004:63). پیشانگاشت ساختاری نیز در هر دو روزنامه کمترین بسامد را دارد. با این حال، نویسندگان میتوانند از آن برای القای ضمنی اطلاعات بهره بگیرند که مخاطب معمولاً آن را درست و پذیرفته تلقی میکند (Khaleel, 2021).
نمونههایی از پیشانگاشتهای ایدئولوژیک در ساختهای زبانی این دو روزنامه بهروشنی دیده میشود. برای مثال، در پیشانگاشتهای وجودی، کمیتنماهایی مانند «برخی»، «تعدادی» یا «عدهای» میتوانند کمبود شواهد را پنهان کنند. عبارتی مانند «تعدادی بیسیم، مهمات و کتابهای کمونیستی به دست آوردند» (اطلاعات، 14 شهریور 1358) بدون ارائۀ مدرک، فاقد اعتبار است. بهزعم وندایک، چنین گزارههایی باید با «گواهمندی[33]» همراه باشند تا معتبر تلقی شوند (Van Dijk, 2000:70) . همچنین، جملهای مانند «حرکاتی که دیده میشود ناشی از عدهای اشرار است» (اطلاعات، 30 خرداد 1325) با استفاده از «عدهای» بهگونهای تلویحی مسئولیت ناآرامیها را به دیگران نسبت میدهد. در پیشانگاشتهای واقعیتپذیر، کاربرد وجه الزامی مانند «باید» وضعیت اجبار را القا میکند؛ مانند «ارتش بایستی نیرو بفرستد» (کیهان، ۱۳۵۸) که بیانگر عدم اختیار ارتش است. در پیشانگاشتهای خلاف واقع نیز از شرطیهای غیرواقعی استفاده میشود؛ مثلاً «اگر این سربازان نبودند، شاید کشور نبود» (کیهان، ۳۰ مرداد ۱۳۵۸) به گذشتهای فرضی اشاره دارد و در ذهن مخاطب پیشانگاشتی از وابستگی کشور به نیروی نظامی ایجاد میکند(Thompson et al., 2007:255-256).
در پژوهش حاضر با هدف توصیف و تحلیل انواع پیشانگاشتها و کشف غالبترین پیشانگاشتهای موجود در متون روزنامههای کیهان و اطلاعات در دوره پهلوی و عصر حاضر، دادهها مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس تحلیل دادهها، پیشانگاشتهای وجودی در هر دو روزنامه بالاترین درصد را به خود اختصاص داده بودند که به ترتیب در روزنامه کیهان 45% و در روزنامه اطلاعات 44% است. در نگاه نخست، از این حیث تفاوت معناداری احساس نمیشود؛ اما نتایج آزمون آماری خیدو نشان داد که تفاوت میان توزیع انواع پیشانگاشتها از نظر آماری معنادار است (p < 0.001). با اینحال، همین همپوشانی معنادار در کاربرد پیشانگاشتهای واژگانی و وجودی خود حاوی نکتهای مهم است. اشتراک در استفاده از این دو نوع پیشانگاشت نشان میدهد که روزنامههای مذکور، صرفنظر از تفاوتهای احتمالی در خط مشی سیاسی، در بازنمایی ناآرامیهای غرب کشور از الگوهای زبانی و راهبردهای مشابهی برای القای مشروعیت گفتمان حاکم بهره گرفتهاند. درواقع، این همسویی گفتمانی میتواند نشانگر نوعی انسجام ساختاری در بازنمایی بحرانهای امنیتی از منظر قدرت مرکزی باشد. از این منظر، مقایسه این دو روزنامه زمینهساز کشف شیوههای مشترک اعمال ایدئولوژی از راه زبان در متون رسانهای فارسی است. وجود پیشانگاشتهای واژگانی در متون خبری، نشاندهنده شواهد و دلایل ناکافی برای رخدادهای تکرارشونده است؛ چراکه طبق اصل کیفیت گرایس، این رخدادها نیازمند حمایت شواهدی مستدل هستند و فقدان آن میتواند متهم به جعل و دستکاری اخبار شود. بهویژه پیشانگاشت ساختاری که کمترین فراوانی را دارد (2% در روزنامه اطلاعات و 3% در کیهان) به نحوی بیان میشود که کل اطلاعات ارائهشده از سوی گوینده بهعنوان حقیقت مسلم تلقی گردد، امری که میتواند خواننده را به پذیرش بیچونوچرای روایت رسمی وادارد.
پیشانگاشتهای واژگانی و وجودی بیشترین سهم را دارند که با فرض وجود بحران، تکرار خشونت و مسئولیتپذیری مخالفان، زمینهای ایدئولوژیک برای بازنمایی ناآرامیهای غرب کشور بهعنوان تهدید امنیتی ایجاد میکنند، نه بهعنوان مسائل و مطالبات اجتماعی ریشهدار. این نحوه کاربرد پیشانگاشتها، علاوه بر ایجاد چارچوبی ایدئولوژیک در روایت خبری، مانع از طرح پرسشهای انتقادی درباره علل و ریشههای واقعی بحران میشود و خواننده را به پذیرش روایت رسمی محدود میکند. به همین دلیل، تحلیل دقیقتر ویژگیهای زبانی پیشانگاشتها و بازتاب آنها در متنهای روزنامهای ضروری است تا نقش آنها در شکلدهی معنا و ایدئولوژی بازشناسی شود. بهطورکلی، هر دو روزنامه کیهان و اطلاعات با بهرهگیری از پیشانگاشتهای زبانی، تلاش کردهاند ناآرامیهای غرب کشور را نه بهعنوان مطالبات مردمی یا بحرانهای ریشهدار اجتماعی؛ بلکه بهعنوان تهدیدی امنیتی و نتیجۀ دخالت گروههای «اشرار»، «مهاجمین» یا «ضدانقلاب» بازنمایی کنند. در این راستا، بیشترین استفاده از پیشانگاشتهای واژگانی و وجودی صورت گرفته است تا وجود بحران، تکرار خشونت و گناهکار بودن مخالفان، امری مفروض و بدیهی جلوه کند.
[1] presupposition
[2] Background Knowledge
[3] implicatures
[4] Bekalu
[5] Machin & Mayr
[6] Polyzou
[7] Siagian
[8] Guswita & Widodo
[9] Malyuga & Petrosyan
[10] Kameswari
[11] potential presupposition
[12] existential presupposition
[13] factive presupposition
[14] non- factive presupposition
[15] lexical presupposition
[16] structural presupposition
[17] counter-factual & categorial presupposition
[18] lexicalization
[19] unfair presuppositions
[20] persuasive
[21] Wodak
[22] Chi-square
[23] Paul Kiparsky & Carol Kiparsky
[24] pure factives
[25] conditional factives
[26] iterative
[27] thematic presupposition
[28] maxim of quality
[29] change of state
[30] aspectual verb
[31] pseudo cleft sentences
[32].presupposition triggers
[33] evidentiality