چکیده
کنش گفتار توصیه، بهرغم تعریف نسبتاً پذیرفتهشدهاش، در بافتهای مختلف اجتماعی صورتهای متفاوتی به خود میگیرد. پژوهشهای پیشین عمدتاً بر بافتهای نهادی و غیرصمیمی (مانند مشاوره سلامت و راهنمایی دانشجویی) متمرکز بودهاند و بررسی این کنش گفتار در بستر صمیمیِ روابط زناشویی، بهویژه در متون ادبی، مغفول مانده است. این پژوهش با هدف تحلیل کاربردشناختی توصیه در گفتوگوهای زناشویی در ده نمایشنامه از اکبر رادی و با اتکا به چارچوب طبقهبندی هینکل (1997) انجام شده است. دادهها به روش نمونهگیری هدفمند و با تحلیل محتوای هدایتشده توسط چارچوب نظری گردآوری شد. یافتهها نشان داد که اولاً، تمامی توصیهها در این بافت، «درخواستنشده» هستند. ثانیاً، برخلاف بافتهای رسمی، «توصیههای مستقیم» با سهم ۵۵.۸۱٪، پرکاربردترین نوع هستند که نشان از نقش محوری «صراحت» در روابط صمیمی زناشویی دارد. ثالثاً، زنان بهطور معناداری (۷۰.۲۳٪) بیش از مردان اقدام به توصیه میکنند. افزون بر این، پژوهش حاضر با شناسایی سه گونه جدید «توصیه جمعی»، «توصیه ناظر بر گذشته» و «توصیه به خود» که در چارچوب هینکل جای نمیگیرند، لزوم بسط این مدل را برای تطابق با بافتهای ارتباطی صمیمانه نشان میدهد. این مطالعه نه تنها بر ادبیات پژوهشی توصیه در زبان فارسی میافزاید، بلکه با ارائه تحلیلی از پویایی قدرت و صمیمت در گفتمان خانوادگی، خوانشی نو از دیالوگنویسی رادی ارائه میکند.
کلیدواژهها
موضوعات
اصل مقاله
زبان، فراتر از یک نظام نشانهشناختی، بستری برای کنش و تعامل اجتماعی است. از منظر کاربردشناسی، هر گفتار در بافت موقعیتی خاص، کنشی را محقق میسازد که میتواند بازتابی از روابط قدرت، مناسبات اجتماعی و ساختارهای فرهنگی باشد (Austin, 1962; Yule, 1996). در این میان، کنش گفتار «توصیه» از جایگاه ویژهای برخوردار است چرا که مستلزم دخالت گوینده در حوزه تصمیمگیری و عمل مخاطب است و همزمان، ملاحظات پیچیدهای را در مورد «وجهه[1]» و «حوزه خصوصی» فرد طلب میکند (Brwon and Levinson, 1987).
هرچند در تحلیل گفتمان، تعریفی واضح و قطعی دربارۀ توصیه وجود ندارد (Decapua and Huber, 1995; Vine, 2004)، اما سرل[2] (1969: 67) آن را در تقابل با کنش گفتار «درخواست»[3] قرار میدهد و معتقد است که توصیه «گونهای از درخواست کردن نیست... توصیه کردن به شما، به معنای وادار کردنتان به انجام کاری نیست، برخلاف درخواست که چنین ماهیتی دارد. توصیه کردن مثل این است که به شما گفته شود چه چیزی برای شما بهتر است». بنابراین، توصیه قدرت دستوری ضعیفتری نسبت به درخواست دارد. با این حال، میتوان توصیه را «پیشنهادی» قلمداد کرد که گوینده انجام آن را به نفع مخاطب و در راستای منافع وی ارزیابی میکند (Vehviläinen, 2012:32; Haverkate, 1984). توصیه از نظر دالال[4] و بوناچیو[5] (2010) پیشنهادی است درباره اینکه تصمیمگیرنده چه گزینهای را انتخاب کند و یا «پیشنهادی که اقدام خاصی را برای منافع مخاطب توصیه میکند و پیامد پیروی از آن مطلوب است» (Tsui, 1994: 122). آنچه از این تعریف به ذهن میآید این است که کنندۀ کار در انجام کار با مشکلی روبروست (Angouri, 2012)، و نیز اینکه افراد غالباً برای بهبود تصمیمهای خود به دنبال توصیه و راهنمایی میروند (Bonaccio and Dalal, 2006; Palmeira et al., 2015; Pescetelli et al., 2021) و هدف از ارائۀ توصیه این است که شنونده به انجام کاری تحریک یا از انجام آن منصرف شود که نفع وی در آن است. از نظر هایلند[6] و هایلند[7] (2012: 53) بهتر است توصیه توسط کسانی ارائه شود که «احساس میکنند بهترین راهحل را برای شنونده میدانند» اما همیشه اینطور نیست؛ اگرچه در برخی موارد فردی در انجام کاری از فردی/ افرادی دیگر آگاهانه درخواست توصیه و راهنمایی میکند (Feng and Magen, 2016; Paik, 2020)، در مواقعی دیگر بدون اینکه درخواستی مبنی بر این کار کرده باشد، با توصیه دیگران مواجه میشود (Landis et al., 2022) ؛ توصیه در حالت اول را درخواست شده[8] و در حالت دوم درخواست نشده[9] مینامند.
توصیه، هم در حالت درخواستشده و هم در حالت درخواستنشده، آزادی عمل فرد توصیهشونده را محدود میکند و «نابرابری بین متعاملین» را به ذهن متبادر میکند (Hutchby, 1995: 221) و توصیهکننده را به سبب پیشنهادی که شنونده از آن خبر ندارد، در جایگاه فرادست و شنونده را در جایگاه فرودست مینشاند، بهویژه اگر توصیه پذیرفته شود (Wardhaugh, 1985; Shaw and Hepburn, 2013; Wilson and Kunkel, 2000)؛ بنابراین توصیه، به دلیل ماهیت مداخلهگرانهاش، همواره با مفاهیمی چون «تهدید وجهه»،[10] «نابرابری» (Hutchby, 1995) و «محدود کردن خودمختاری» مخاطب همراه است (Brown and Levinson, 1987; Goldsmith and Fitch, 1997; Goldsmith and MacGeorge, 2000; Locher and Hoffmann, 2006; Morrow, 2006; Hatamzadeh and Kazemian, 2025). از این رو، در بافتهای رسمی و غیرصمیمی، اغلب با استراتژیهای تعدیلکننده و احتیاطآمیز (مانند «فکر میکنم»، شاید بهتر باشد...»، «به نظر من...») به جای دستورات صریح (مثل «این کار را انجام بده!»)،( Brown and Levinson, 1987; Goldsmith and Fitch, 1997; Kazemian et al. 2025; Kazemian and Amouzadeh, 2025)
و نشانگرهای احتیاط[11] (مانند «ممکن است»، «شاید» (Brown and Levinson, 1987; Locher, 2006) که از قطعیت جمله میکاهند، همراه میشود تا از بار تحمیل آن کاسته شود و احتمال پذیرش را افزایش دهد. البته نباید فراموش کرد که توصیه میتواند عمل حامی وجهه[12] نیز محسوب شود چون توصیهکننده، توصیهها را در راستای منافع شنونده میداند.
نمایشنامههای «اکبر رادی» به دلیل واقعگرایی، توجه به مسائل اجتماعی و روانکاوی شخصیتها در بستر خانواده، بستری غنی برای بررسی گفتمان توصیه در روابط زناشویی فراهم میکنند. بنابراین، پژوهش حاضر با بررسی کلیه توصیههای موجود در 10 نمایشنامۀ اکبر رادی بر اساس مدل هینکل[13] (1997) که توصیهها را به 3 دسته (مستقیم، محتاطانه، غیرمستقیم) تقسیم میکند، میپردازد و از این رهگذر میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد: 1 چه تفاوتی میان زنان و مردان از نظر درخواست توصیه وجود دارد؟ 2. چه تفاوتی در نوع توصیه های مردان به زنان و بالعکس وجود دارد؟ 3. بر اساس تقسیمبندی توصیههای هینکل (1997) توصیههای بیشتر از کدام نوع است و این فراوانی چگونه توجیه میشود؟ 4. آیا مدل هینکل دربرگیرندۀ انواع توصیههای روابط زناشویی هست؟ واکاوی این پرسشها در بستر «روابط زناشویی»، که خود بهطور ذاتی آکنده از صمیمیت، تاریخچه عاطفی مشترک و در عین حال، بالقوه مملو از رابطه قدرت و چالشهای ارتباطی است، درک ما را از چگونگی تعامل زبانی در صمیمیترین سطوح روابط انسانی عمق میبخشد و لایههای پنهان دینامیک ارتباطی در نهاد خانواده را آشکار میسازد. این پژوهش جدا از اضافه کردن بر ادبیات پژوهش در این زمینه در تلاش است تا جای خالی این نوع پژوهش را در ادبیات فارسی کم کند و گزینههای دیگری را به چارچوب هینکل اضافه کند تا به بهینه شدن آن برای درک بهتر توصیه در محیطهای صمیمی و در صحنۀ زندگی خانوادگی تبدیل شود.
مرور ادبیات پژوهش نشان میدهد که مطالعات مربوط به توصیه را میتوان در چند حوزه موضوعی اصلی دستهبندی کرد که هر کدام بر جنبهای خاص از این کنش گفتار تمرکز دارند. این دستهبندی نه بر اساس ابزار یا فرهنگ، بلکه عمدتاً بر اساس بافت موقعیتی و نوع رابطه بین مشارکان انجام شده است:
با وجود این حجم از مطالعات، شکافهای عمدهای مشاهده میشود که پژوهش حاضر قصد دارد به آنها بپردازد. تمرکز غالب پژوهشها بر بافتهای «رسمی» و «نهادی» است و بررسی توصیه در صمیمیترین و در عین حال پیچیدهترین رابطه انسانی - یعنی رابطه زناشویی - به شدت مغفول مانده است و نیز رویکرد موجود به توصیه، عمدتاً مبتنی بر دادههای طبیعی یا شبهطبیعی است. کاربرد مدلهای نظری در بافت «ادبیات نمایشی فارسی» و بهویژه در آثار یک نویسنده مانند رادی، به ندرت آزموده شده است. بهعلاوه، مدلهای کلاسیک مانند مدل هینکل (1997) که برای بافتهای آموزشی طراحی شدهاند، ممکن است نتوانند تمامی پیچیدگیهای توصیه در بافتهای صمیمی را پوشش دهند. این پژوهش به طور مستقیم به آزمون و بسط این مدل میپردازد.
بر اساس میزان صراحت، هینکل (1997) توصیه را به 3 نوع تقسیم میکند:
مدل هینکل (1997) با ارائه یک دستهبندی سهگانه واضح (مستقیم، محتاطانه، غیرمستقیم)، یک چارچوب تحلیلی عملی در اختیار پژوهشگر قرار میدهد تا به راحتی دادههای زبانی (گفتاری یا نوشتاری) را جمعآوری کرده و بر اساس معیارهای عینیِ «استفاده از فعل امری»، «تعدیلکنندهها» یا «ارائه اطلاعات ضمنی»، آنها را در یکی از این سه دسته جای دهد. این امر تحلیل دادهها را نظاممند و عینی میکند. تأثیر بافت موقعیتی بر انتخاب هر استراتژی، مثلاً توصیه مستقیم در موقعیتهای کمتهدید (مثلاً توصیه یک پزشک به بیمار)، توصیه محتاطانه و غیرمستقیم با استفاده از تعدیلکنندهها، برای نرم کردن تأثیر سخن و حفظ وجهه مخاطب، مدل او را از یک طبقهبندی صرفاً زبانی فراتر برده و به آن بعد کاربردشناختی و اجتماعی میبخشد. توجه هینکل به مفهوم «وجهه» و نیز ملاحظات آن در توصیههای مستقیم (تهدید وجهۀ سلبی) و توصیههای محتاطانه و غیرمستقیم (کاستن از تهدید وجهه)، مدل وی را به نظریۀ ادب براون و لوینسون (1987) پیوند میدهد و به اعتبار نظری مدل وی میافزاید و بدین ترتیب پژوهشگر نیز تحلیل خود را در چارچویی نظری غنیتر ارائه میکند. علاوه بر این موارد، انعطاف پذیری مدل هینکل و کاربرد آن در بررسی مشاوره پزشکی، مشاوره تحصیلی و روابط دوستانه دامنه کاربردپذیری مدل وی را بسیار گسترده میکند. اذا، مدل هینکل (1997) به دلیل سادگی، عملیاتی بودن، توجه به بافت اجتماعی، قابلیت استفاده در مطالعات بینافرهنگی و توانایی پیوند با نظریههای ادب، یک چارچوب تحلیلی بسیار مناسب و قدرتمند برای بررسی پیچیدگیهای کنش گفتار «توصیه» در موقعیتهای مختلف ارتباطی به شمار میآید. این مدل به پژوهشگر کمک میکند تا فراتر از ساختار جمله، به کارکرد اجتماعی و بینفردی زبان نگاه کند. با این حال، همانطور که کوپر (2010) در مطالعه خود در فضای آنلاین نشان داد، این مدل در بافتهای جدید ممکن است نیاز به بسط و افزودن گونههای جدید داشته باشد. پژوهش حاضر نیز در پی آزمون همین فرض در بافت ادبیات نمایشی است.
جامعه آماری این پژوهش، کلیه نمایشنامههای اکبر رادی است. از این جامعه، ۱۰ نمایشنامه که حاوی دیالوگهای غنی و توصیهآمیز بین زنان و شوهرانشان بودند، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نمایشنامههای انتخابشده عبارتند از: افول، روزنه آبی، مرگ در پاییز، از پشت شیشهها، منجی در صبح نمناک، هاملت با سالاد فصل، پلکان، آهسته با گل سرخ، آمیز قلمدون و کاکتوس. روش گردآوری دادهها، مطالعه اسنادی بود. تمامی دیالوگهای میان زن و شوهرها در این نمایشنامهها به دقت مطالعه و استخراج شد. واحد تحلیل در این پژوهش، «گفتوگوی حاوی کنشگفتار توصیه» در نظر گرفته شد. یک «گفتوگو» میتوانست شامل یک یا چند جمله باشد که در آن یکی از طرفین به طور واضح یا ضمنی، اقدام به توصیه میکرد.
تحلیل دادهها در دو فاز کمی و کیفی و به روش «تحلیل محتوای هدایتشده» انجام گرفت. ابتدا، تمامی دادههای متنی بارها و بارها مطالعه شدند تا موارد حاوی کنش گفتار توصیه، اعم از مستقیم و غیرمستقیم، شناسایی شوند. سپس بر اساس چارچوب هینکل، هر نمونه شناساییشده کدگذاری شد و در یکی از سه دسته مستقیم، محتاطانه یا غیرمستقیم قرار گرفت. در مرحلۀ بعد، نمونههایی که در چارچوب سهگانه فوق جای نمیگرفتند یا دارای ویژگیهای متمایزکننده بودند، با برچسبهای جدید (مانند «توصیه جمعی»، «توصیه ناظر بر گذشته» و ...) کدگذاری شدند. این مرحله، بخش کیفی و اکتشافی تحلیل را تشکیل میداد. سپس برای برای اطمینان از عینیت و قابلیت اعتماد کدگذاریها، از روش قابلیت اعتماد بین ارزیاب[24] استفاده شد. بدین منظور، ۲۰٪ از دادهها (به صورت تصادفی سیستماتیک) در اختیار یک زبانشناس دیگر با سابقه مطالعات کاربردشناسی قرار گرفت. پس از آموزش چارچوب کدگذاری اولیه (هینکل) و تعاریف عملیاتی، از او خواسته شد تا دادههای منتخب را مستقل از پژوهشگر، کدگذاری کند. سپس، درصد توافق بین دو کدگذار با استفاده از فرمول ساده (تعداد موارد توافق / کل موارد) × ۱۰۰، محاسبه شد که عدد ۸۷٪ به دست آمد. این رقم نشاندهنده قابلیت اعتماد و پایایی مطلوب کدگذاریهاست. سرانجام، دادههای کدگذاریشده هم به صورت کمّی (برای نشان دادن الگوهای فراوانی و توزیع آماری) و هم به صورت کیفی (برای تفسیر عمق معنا، کارکردهای گفتمانی و تبیین دلایل وجود الگوها) تحلیل شدند.
1.4. بررسی توصیهها در نمایشنامههای رادی بر اساس مدل هینکل (1997)
مرسده: ؟ من اینجا پیشت هستم، تو حق نداری فکر کنی. (توصیۀ مستقیم) حرف بزن، بگو، یه چیزی بگو. (توصیۀ مستقیم)
(افول، پرده پنجم، ص: 153)
مرسده: ولی پدر یه چیز دیگه میگه؛ میگه تو رفتی رشت اون یه راسته مغازه رو بفروشی.
جهانگیر: چارهای نبود عزیزم. الان فصلشه مدرسه باید ساخته بشه.
مرسده: پس چرا باهاش در میون نذاشتی؟ (توصیه محتاطانه) شاید نیازی به فروش مغازهها نبود. (توصیه محتاطانه)
جهانگیر: اون چشم نداره من حتی یه قدم به گیلهمردها نزدیک بشم؛ در صورتی که مدرسه برا من وسیلهس.
(افول، پردۀ اول، ص:29)
مرسده: این پوتینها خستهات نمیکنه؟ (توصیۀ غیرمستقیم)
جهانگیر: مزرعه تا پاشنه آبه ... دمغ بود.
مرسده: برای اینکه رو زمین پدرم کار میکنی؛ اما هیچوقت اونو در جریان نمیذاری عزیزم. (توصیۀ غیرمستقیم)
جهانگیر: ... (افول، پردۀ اول، ص:29)
جدول1- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ افول
Table 1- The frequency of Advice in Ofoul
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
1 |
0 |
0 |
1 |
|
زن |
12 |
5 |
2 |
19 |
|
مجموع |
13 |
5 |
2 |
20 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 1، از مجموع 20 توصیه در نمایشنامۀ افول جهانگیر تنها یک توصیه مستقیم به همسرش مرسده میکند و در مقابل، مرسده 19 توصیه به جهانگیر میکند. مرسده 12 توصیه را بهصورت مسقیم، 5 توصیه را با احتیاط، 2 توصیه را غیر مستقیم به شوهر خود میکند. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
2.1.4. نمایشنامۀ روزنۀ آبی
پیلهآقا: میرم پایین، دفتر دستک منم اونجاس.
خانمی: تو، باید، باشی. (توصیه مستقیم)؛ اونا همین حالا ممکنه بیان.
پیلهآقا: وقتی اومدن، بگو آقا کسالت داره. (توصیه مستقیم) بگو زردابش به هم خورده، ثِقل سرد کرده،(توصیه مستقیم) بگو، اصلاً بگو رو به قبلهس، خلاص. (توصیه مستقیم) (روزنۀ آبی، پرده اول، ص : 34).
خانمی: آخه تا کی باید از دست تو خفت بکشم و پیش مردم سرشکسته باشم؟ چرا خودتو سبک میکنی مرد؟ (توصیه محتاطانه) آخه عزتی، احترام ... چرا اِنقدر دور از آدمیزادی؟ (توصیه محتاطانه)
پیلهآقا: وقتی قشون میکشن و شیشتا آدم رنگ و با رنگ سرریز میکنن خونۀ من ... بیوجدانها، حتی پاچ خانومشونم بسیج کردن!
خانمی: تو به پاچ خانمشون چیکار داری؟ خب اونم آدمشونه. (توصیه محتاطانه)
پیلهآقا: کارد به اون وسط شکمش بخوره، سفره منو چپو کردکه. (روزنۀ آبی، پرده دوم، ص: 50-49).
خانمی: فقط یه خورده عار ناموس داشته باش، یه خورده ملاحظه دخترتو بکن.
جدول2- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ روزنۀ آبی
Table 2- The frequency of Advice in Rowzane Abi
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
6 |
0 |
1 |
7 |
|
زن |
10 |
7 |
1 |
18 |
|
مجموع |
16 |
7 |
2 |
25 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 2، از مجموع 25 توصیه در نمایشنامۀ روزنۀ آبی 18 توصیه را خانمی و 7 توصیه را پیلهآقا ارائه میکند. پیلهآقا 6 توصیه مستقیم و یک توصیه غیر مستقیم به همسرش میکند و در مقابل خانمی 10 توصیه مستقیم، 7 توصیه با احتیاط و یک توصیه غیر مستقیم به شوهرش میکند. در مجموع سهم هر توصیه به ترتیب 16 توصیۀ مستقیم ، 7 توصیه محتاطانه و 2 توصیۀ غیر مستقیم است. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
3.1.4. نمایشنامۀ مرگ در پاییز
مشدی: ولم کن مادر! (توصیه مستقیم) میخوام صداشو تو حلقومش خفه کنم. مچمو ول کن! (توصیه مستقیم)
گلخانم: تورو خدا شیطونو لعنت کن مشدی؛ (توصیه مستقیم) غضب چشمتو گرفته نمیفهمی چی کار میکنی؟
(مرگ در پاییز، محاق، ص: 39)
گلخانم: فدای سرت مشدی. پیش اومدِ دیگه؛ غصه نداره که. (توصیه محتاطانه) (مرگ در پاییز، محاق، ص: 24)
جدول3- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ مرگ در پاییز
Table 3- The frequency of Advice in Marg dar Paeez
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
2 |
0 |
0 |
2 |
|
زن |
7 |
1 |
0 |
8 |
|
مجموع |
9 |
1 |
0 |
10 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 3، از مجموع 10 توصیه در نمایشنامۀ روزنۀ آبی 11 توصیه را گلخانم و 2 توصیه را مشدی ارائه میکند. مشدی تنها دو توصیه مستقیم به همسرش میکند و در مقابل گل خانم 7 توصیه مستقیم، یک توصیه با احتیاط. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
4.1.4. نمایشنامۀ از پشت شیشهها
بامداد: از ۱۰ تا پله که بالا میام، نفسم به تنگی میافته.
مریم: این روزا سیگارتم زیاد کردی. دیگه نکش!...(توصیه مستقیم) (از پشت شیشهها، ص: 70)
مریم: یه خورده ترب گرفتم میخوام رنده کنم؛ میگن واسه نفخ معده خوبه. (توصیۀ محتاطانه)
بامداد: بد نیس خودتو به یه متخصصی نشون بدی. (توصیۀ محتاطانه) (از پشت شیشهها، ص: 67)
صدای گریه بچه
مریم: نمیدونم این همه صدا از کجاش میاد. تازگی گوشهای من خیلی حساس شده... سرم چقدر درد میکنه.
بامداد: تو دواخونه آسپیرین هست. (توصیه غیر مستقیم) (از پشت شیشهها، ص: 37-36)
جدول4- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ از پشت شیشهها
Table 4- The frequency of Advice in Az Poshte Shisheha
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
بامداد |
0 |
0 |
3 |
3 |
|
مریم |
1 |
0 |
0 |
1 |
|
آقای درخشان |
1 |
3 |
1 |
5 |
|
خانم درخشان |
3 |
3 |
2 |
8 |
|
مجموع |
5 |
6 |
6 |
17 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 4، از مجموع 17 توصیه در نمایشنامۀ از پشت شیشهها 8 توصیه را مردان و 9 توصیه را زنان ارائه میکند. از میان توصیهها، توصیههای با احتیاط و غیر مستقیم هرکدام دارای فراوانی 6 میباشند و فراوانی توصیه مستقیم 5 مورد میباشد. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
5.1.4. نمایشنامۀ منجی در صبح نمناک
شایگان: تو رفیق راه منی، مگر نه؟ پس بهم کمک کن دست (توصیۀ مستقیم) مرا بگیر (توصیۀ مستقیم) و نگذار در این مرحله سقوط کنم. (توصیۀ مستقیم) ناملایمات زندگی را با من تحمل کن (توصیۀ مستقیم) و مرا ببخش، (توصیۀ مستقیم) این تمام توقعی است که از تو دارم.
کتایون: ...
شایگان: حالا دو قطره از آن اشکهای غلتان بریز تا در مقابل قشنگترین مرواریدهای دنیا زانو بزنم! (توصیۀ مستقیم)
کتایون: شوخی نکن! (توصیۀ مستقیم)
شایگان: جدی میگویم ... گاهی سرت را بگذار روی شانۀ من (توصیۀ مستقیم) و بهم تکیه کن. (توصیۀ مستقیم) گاهی آهسته شکایت کن. (توصیۀ مستقیم) گاهی هم معذرت بخواه. (توصیۀ مستقیم) این خیلی خوب است کتی جان.
(منجی در صبح نمناک، چشم افعی، ص: 98)
کتایون: اگر دلت به این خوشِ، برش دار، نخواستم. (توصیه محتاطانه)
شایگان: تو چرا موقعیت مرا در نظر نمیگیری؟ (توصیه محتاطانه) (منجی در صبح نمناک، چشم افعی، ص: 96)
جدول5- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ منجی در صبح نمناک
Table 5- The frequency of Advice in Monji dar Sobhe Namnak
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
16 |
11 |
0 |
27 |
|
زن |
5 |
7 |
0 |
12 |
|
مجموع |
21 |
18 |
|
39 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 5، از مجموع 39 توصیه در نمایشنامۀ افول 27 توصیه را شایگان و 12 توصیه را کتایون ارائه میکند. در میان توصیههای شایگان 16 توصیه مستقیم، 11 توصیه با احتیاط وجود دارد. توصیههای کتایون مشتمل بر 5 توصیه مستقیم و 7 توصیه با احتیاط است. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
6.1.4. نمایشنامۀ هاملت با سالاد فصل
ماه سیما: دمی جان یادت باشه: (توصیۀ مستقیم) وقتی تورو بهش معرفی کردم، آبروی منو حفظ کنیها. (توصیۀ مستقیم)
دماغ:...
ماهسیما: وقار نشون بدی، (توصیۀ مستقیم) لطیف باشی، (توصیۀ مستقیم) دگمههاتو ببندی. (توصیۀ مستقیم)
(هاملت با سالاد فصل، دماغ به حجله میرود، ص: 15-14)
جدول 6- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ هاملت با سالاد فصل
Table 6- The frequency of Advice in Hamlet ba Salade Fas
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
زن |
36 |
0 |
0 |
36 |
|
مجموع |
36 |
0 |
0 |
37 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 6، از مجموع 37 توصیه در نمایشنامۀ هاملت با سالاد فصل 36 توصیه را ماهسیما و تنها یک توصیه را دماغ ارائه میکند. کلیه توصیههای ماهسیما از نوع توصیه مستقیم است.
7.1.4. نمایشنامۀ پلکان
محترم (زن بلبل): شماهام برای خداحافظی باید میومدین پایین. (توصیۀ مستقیم) (پلکان، ص: 117)
بلبل: شنیدی محترم؟ دیروز اومده، هفتۀ آینده برمیگرده!
محترم: حالا یه حرفی زده؛ چرا پی میکنی آقا؟ (توصیۀ محتاطانه) (پلکان، ص: 119)
جدول7- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ پلکان
Table 7- The frequency of Advice in Pellekan
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
زن |
5 |
4 |
0 |
9 |
|
مجموع |
5 |
4 |
0 |
9 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 7، کل 9 توصیۀ نمایشنامۀ پلکان را محترم به بلبل میکند. از میان این توصیهها، 5 توصیه مستقیم و 4 توصیه با احتیاط صورت میگیرد. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
8.1.4. نمایشنامۀ آهسته با گل سرخ
دیلمی: مقام همایونی خیلی وقته یه لنگ پا ایستاده؛ باید بشینه سر جاش. (توصیۀ مستقیم)
شمس الملوک: وا، تورو خدا این حرفو نزنین؛ دلتون میاد؟ (آهسته با گل سرخ، ص: 17)
دیلمی: جلوی من یه قدری ملاحظه میکردی شمسی. (توصیۀ محتاطانه)
شمس الملوک: من اینجوری زندگی نکردهام عبدالحسین خان.
دیلمی: الاهی، به قدر برگ درختان شکر! الاهی به اندازۀ ریگ بیابان شکر! ... کوفتۀ لذیذی بود.
شمس الملوک: دوغ نخوردین عبدالحسین خان؛ دوغ اراجه. (توصیۀ غیر مستقیم) (آهسته با گل سرخ، ص: 13)
دیلمی: من و تو ریگ ته جوبیم شمسی جان؛ باید بیشتر از اینا قدر همدیگه رو بدونیم. (توصیۀ جمعی)
(آهسته با گل سرخ، ص: 72)
جدول8- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ آهسته با گل سرخ
Table 8- The frequency of Advice in Ahesteh ba Gole Sorkh
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
0 |
4 |
0 |
4 |
|
زن |
0 |
4 |
0 |
4 |
|
مجموع |
0 |
8 |
0 |
8 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 8، از مجموع 8 توصیه در نمایشنامۀ آهسته با گل سرخ 4 توصیه را دیلمی به شمسالملوک و 4 توصیه را شمسالملوک به دیلمی میکند. اکثر توصیهها (8 مورد) توصیه محتاطانه است که سهم هر دو 4 مورد است. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
9.1.4. نمایشنامۀ آمیز قلمدون
شوکت: بیا جونم، اینم نخودچی. مواظب باش ثقل نکنی. (توصیۀ مستقیم)
شکوهی: متشکرم شوکت جون.
شوکت: پرِ شالتم بگیر دم دهنت که باد نخوری بچای؛ (توصیۀ مستقیم) زیپتم بکش. (توصیۀ مستقیم)
جدول9- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ آمیز قلمدون
Table 9- The frequency of Advice in Amiz Ghalamdoon
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
زن |
7 |
0 |
0 |
7 |
|
مجموع |
7 |
0 |
0 |
7 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 9، در نمایشنامۀ آمیز قلمدون صرفاً 7 توصیه مستقیم وجود دارد که آن هم از سوی شوکت به شکوهی ارائه میشود. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
10.1.4. نمایشنامۀ کاکتوس
رزیتا: باید خیلی مراقبت کنی کنت. (توصیۀ مستقیم) (کاکتوس، ص: 63)
رزیتا: باوجود این مرد نباید گریه کنه کنت (توصیۀ محتاطانه) (کاکتوس، ص: 66)
رزیتا: کلاهتم که نذاشتی. (توصیۀ غیرمستقیم)
کنت: بابا بذار سرم یه هوایی بخوره. (کاکتوس، ص: 60)
جدول10- فراوانی توصیهها در نمایشنامۀ کاکتوس
Table 10- The frequency of Advice in Cactus
|
توصیه |
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
مجموع |
|
مرد |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
زن |
7 |
2 |
2 |
11 |
|
مجموع |
7 |
2 |
2 |
11 |
بر اساس یافتههای مندرج در جدول شمارۀ 10، کلیۀ 11 توصیه در نمایشنامۀ کاکتوس را رزیتا به کنت میکند. در توصیه رزیتا به کنت 7 مورد توصیه مستقیم و 2 توصیه غیر مستقیم، 2 مورد توصیه با احتیاط مشاهده میشود. تمامی توصیههای ارائهشده بدون درخواست بوده است.
2.4. بسط مدل هینکل (1997)
هینکل در سال 1997 توصیهها را به سه دستۀ مستقیم، غیرمستقیم و با احتیاط تقسیمبندی میکند. کوپر[25] (2010) مدل هینکل را در محیطهای سازمانی و فضاهای ارتباطات رایانهای بهکار گرفت و در بررسی توصیههای مادرانه دروبسایت LiveJournal.com دریافت که علاوه بر توصیههای مستقیم، غیر مستقیم و با احتیاط، مشاورین نوعی توصیه دیگر را به افراد ارائه میکردند که آن را شرح تجربه شخصی[26] نام نهاد که در آن توصیهکننده تجربۀ خویش را در برخورد با مشکلی مشابه برای مخاطب بهعنوان توصیه شرح میدهد. در جدول 11، فراوانی توصیههایی که الگوی هینکل قادر به طبقهبندی آنها نیست، ذکر شده است.
1.2.4. توصیههای جمعی
در بررسی نمایشنامههای اکبر رادی نیز توصیههای وجود دارد که در این سه دسته قرار نمیگیرند و در دادههای این پژوهش نیز شرح تجربه شخصی کوپر نیز جایی ندارد. در دادههای این پژوهش نوعی توصیه وجود دارد که در آن توصیهکننده خود را نیز مشمول توصیه میکند؛ بهعبارتی مخاطب توصیه، هم توصیهدهنده و هم توصیهشونده است. این نوع توصیه را پژوهشگر «توصیه جمعی» نامیده است؛ نمونههای زیر از این دسته محسوب میشوند:
1ـ مرسده: حالا دیگه باید حرف بزنیم. (توصیه جمعی) باید به خودمون برسیم. ( توصیۀ جمعی) باید گذشتهها رو فراموش کنیم. (توصیۀ جمعی). افول
2ـ آقا: اگه اینا تا دو ساعت دیگه، نیان تکلیف ما چیه؟ وقتی بهتون میگم: سرزده نریم خونۀ مردم، (توصیۀ جمعی) میگین: نه .... میگم چطوره بریم خونه بخوابیم؟ (توصیۀ جمعی) (از پشت شیشهها، ص: 45)
3ـ میتوانیم مازیار را از پانسیون در بیاوریم و یک آپارتمان کوچک برایش بگیریم. (توصیه جمعی) (منجی در صبح نمناک، یک ترانۀ پاییزی، ص: 156).
4ـ ما باید با هم خوب تا کنیم عزیزم، (توصیۀ جمعی) باید با همدیگه مهربون باشیم. (توصیۀ جمعی) وگرنه پدربزرگ واقعاً متألّم میشه. میدونی که اون خیلی خاطر منو میخواد. (هاملت با سالاد فصل، دماغ به حجله میرود، ص: 19)
5ـ دیلمی: من و تو ریگ ته جوبیم شمسی جان؛ باید بیشتر از اینا قدر همدیگه رو بدونیم. (توصیۀ جمعی) (آهسته با گل سرخ، ص: 72)
2.2.4. توصیههای ناظر بر گذشته
نوع دیگری از توصیه در دادههای این پژوهش یافت شد که در آن توصیهکننده بجای اینکه توصیه کند، توصیهای را که قبلاً به مخاطب کرده است، خاطر نشان میسازد. نمونههایی از این توصیه به شرح زیر است:
1ـ آقا: وقتی بهتون میگم: سرزده نریم خونۀ مردم، میگین: نه، باباجان یه زنگی میزدی خب! (از پشت شیشهها، ص: 45)
2ـ خانم: درخشان! مثل اینکه بازم گرفت. فکر میکنم خودشه.
آقا: ممکنه! باد رماتیسم معمولاً حرکت میکنه. گاهی کتفه، گاهی دندهها؛ ولی ... معذرت میخوام، شما نباید اون همه ترشی لیته میخوردین.
3ـ خانم: وای! وای! وای! ... ول کرد! آه ... چه باد پر زوری! داشتم پس میافتادم.
آقا: د شما رعایت نمیکنین دیگه خانم؛ آدم تو سمینار تربیتی که یه تغار ترشی نمیخوره. (از پشت شیشهها، ص: 48)
3.2.4. توصیه به خود:
نوع دیگری از توصیه که در دادههای این پژوهش یافت شد و فراوانی آن هم برابر با دو مورد است، توصیه به خود است. یعنی توصیهکننده به خودش توصیه میکند.
محترم: تاج، تو نباید سیگار بکشی؛ مگر دکتر قدغن نکرده؟
بلبل: این منو عصبانی میکنه.
محترم: من باید این جعبۀ لعنتی رو یه جایی قایمش کنم (توصیه به خود). (پلکان، ص: 120).
رزیتا: باید خیلی مراقبت کنی کنت.
کنت: جدیها! رفتنی یادم باشه کلاهمو سرم کنم. (کاکتوس، ص: 62)
4.2.4. توصیۀ غیرمستقیم به نفع گوینده
نوع دیگری از توصیه که در دادههای این پژوهش یافت شد ولی فقط یکبار اتفاق افتاد، توصیهای است غیرمستقیم که سود آن نه به نفع مخاطب بلکه به سود خود توصیهکننده است. شمسالملوک بهصورت غیرمستقیم به شوهرش توصیه میکند که خدمتکاری برای وی بیاورد. توصیه خطاب به دیلمی است؛ اما سود آن برای شمسالملوک است.
شمسالملوک: من نه کلفت میخوام نه خارجی؛ اگه یه آدمی مثل رمضان از دهات میآوردین...
دیلمی: ... با همۀ مشکلاتی که دارم به فکر تو هم هستم شمسی جان. (آهسته با گل سرخ، ص: 15)
جدول 11- فراوانی توصیههایی که در مدل هینکل وجود ندارند
Table 11- The frequency of Non Existant Advice in Hinkel’s Model
|
توصیه به نفع گوینده |
توصیه به خود |
توصیه ناظر بر گذشته |
توصیه جمعی |
نوع توصیه |
||||
|
مرد |
زن |
مرد |
زن |
مرد |
زن |
مرد |
زن |
جنست |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
6 |
افول |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
3 |
0 |
0 |
مرگ در پاییز |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
3 |
0 |
3 |
0 |
از پشت شیشهها |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
منجی در صبح نمناک |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
3 |
1 |
هاملت با سالاد فصل |
|
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
پلکان |
|
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
آهسته با گل سرخ |
|
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
4 |
4 |
کاکتوس |
|
1 |
2 |
6 |
23 |
مجموع |
||||
براساس آنچه که از جدول 11 پیداست، در مجموع 32 توصیه در نمایشنامههای اکبر رادی وجود دارد که الگوی هینکل (1997) قادر به طبقهبندی آنها نیست. فراوانی توصیههای جمعی، 23 مورد است که از فراوانی توصیههای غیرمستقیم بیشتر است. هرچند طبقهبندی اغلب توصیههای نمایشنامهها بر اساس تقسیمبندی وی قابل انجام است، اما برخی توصیه را به راحتی نمیتوان به این طبقهها تخصیص داد. همانطوری که کوپر (2010) به این تقسیمبندی، شرح تجربه شخصی را اضافه کرد، این پژوهش موردی از تجربۀ شخصی را در دادهها پیدا نکرد. اما در عوض تعداد 32 توصیه باقی مانده بود که پژوهشگر آنها را بهصورت توصیۀ جمعی، توصیه ناظر بر گذشته، توصیه به خود و توصیه به نفع توصیهکننده (گوینده) نقسیم بندی کرد. در جدول زیر فراوانی توصیهها در همۀ نمایشنامهها به تفکیک و در مجموع مشاهده میشود.
جدول 12- فراوانی توصیهها در همۀ نمایشنامهها به تفکیک
Table 12- The frequency of Advice in Each Play
|
ردیف |
نمایشنامه |
جنسیت |
نوع توصیه |
مجموع |
||||||
|
مستقیم |
با احتیاط |
غیرمستقیم |
جمعی |
ناظر برگذشته |
توصیه به خود |
توصیه به نفع گوینده |
||||
|
1 |
افول |
مرد |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
زن |
12 |
5 |
2 |
6 |
0 |
0 |
0 |
25 |
||
|
2 |
روزنۀ آبی |
مرد |
6 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
7 |
|
زن |
10 |
7 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
18 |
||
|
3 |
مرگ در پاییز |
مرد |
2 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
2 |
|
زن |
7 |
1 |
0 |
0 |
3 |
0 |
0 |
11 |
||
|
4 |
از پشت شیشهها |
مرد |
2 |
3 |
4 |
3 |
3 |
0 |
0 |
15 |
|
زن |
4 |
3 |
2 |
0 |
0 |
0 |
0 |
9 |
||
|
5 |
منجی در صبح نمناک، |
مرد |
16 |
11 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
28 |
|
زن |
5 |
7 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
12 |
||
|
6 |
هاملت با سالاد فصل |
مرد |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
زن |
36 |
0 |
0 |
3 |
0 |
0 |
0 |
39 |
||
|
7 |
پلکان |
مرد |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
زن |
5 |
4 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
10 |
||
|
8 |
آهسته با گل سرخ |
مرد |
0 |
4 |
0 |
1 |
0 |
0 |
0 |
5 |
|
زن |
0 |
4 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
5 |
||
|
9 |
آمیز قلمدون |
مرد |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
زن |
7 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
7 |
||
|
10 |
کاکتوس |
مرد |
0 |
0 |
0 |
4 |
0 |
1 |
0 |
5 |
|
زن |
7 |
2 |
2 |
4 |
0 |
0 |
0 |
15 |
||
|
مجموع |
مرد |
27 |
18 |
5 |
10 |
3 |
1 |
0 |
64 |
|
|
زن |
93 |
33 |
7 |
13 |
3 |
1 |
1 |
151 |
||
|
مجموع کل |
120 |
51 |
12 |
23 |
6 |
2 |
1 |
215 |
||
|
درصد |
81/55 |
72/23 |
58/5 |
70/10 |
79/2 |
93/0 |
47/0 |
100 |
||
در پاسخ به سؤال اول نتایج نشان داد که بین زنان و مردان از نظر درخواست توصیه از یکدیگر تفاوتی وجود ندارد و اصولاً ارائه توصیه در روابط زناشویی در نمایشنامههای رادی به هیچ وجه درخواست شده نیست؛ زن و مرد بدون اینکه از همدیگر درخواستی مبنی بر ارائه توصیه داشته باشند، مخاطب توصیۀ یکدیگر قرار میگیرند. زنان و مردانی که زندگی چندین و چند ساله را با هم زیستهاند و در صحنههایی از زندگی درگیر مسائل مشترک مانند شکست (جهانگیر در افول، مشدی در مرگ در پاییز، شایگان در منجی، دواغ در هاملت با سالاد فصل) سلامتی (کنت در کاکتوس، شکوهی در آمیزقلمدون) و تلاش برای بهبود وضعیت فرزندان خود (خانمی در روزنۀ آبی، شمس الملوک در آهسته با گل سرخ) و ... میشوند، به خود اجازه میدهد که بدون درخواست اقدام به ارائه توصیه کند.
در پاسخ به سؤال دوم یافتههای کمّی نشان میدهد زنان با سهم ۷۰.۲۳٪ (۱۵۱ مورد از ۲۱۵ مورد)، بهطور معناداری بیش از مردان (۲۹.۷۷٪، ۶۴ مورد) اقدام به توصیه میکنند. این آمار را نمیتوان صرفاً به ویژگیهای زیستی ذاتی نسبت داد، بلکه باید در بافت اجتماعی ـ فرهنگی آثار رادی و نقشهای انتسابی تفسیر کرد. در بسیاری از نمایشنامهها (مانند «افول»، «هاملت با سالاد فصل»، «کاکتوس»)، زنان در نقش «مدیران عاطفی» و «ساماندهندگان بحران» خانوار ظاهر میشوند که سعی در حفظ انسجام خانواده، حل تعارضات و جهتدهی به رفتار همسران خود دارند. توصیههای مکرر و گاهی مستقیم آنان (با ۶۱.۵۹٪ از کل توصیههای زنان) بازتابی از این مسئولیتگذاری اجتماعی و عاطفی است. برای مثال، شخصیت «ماهسیما» در «هاملت با سالاد فصل» با ۳۶ توصیه صرفاً مستقیم، در نقش یک راهنمای مقتدر و اصلاحگر ظاهر میشود که میکوشد زندگی شوهرش را از طریق دستورات مستقیم سامان بخشد. این الگو میتواند هم نشاندهنده قدرت عمل زنان در این روابط و هم بار سنگین مسئولیتی باشد که بر دوش آنان گذاشته شده است.
در پاسخ به سؤال سوم، تحلیل ۲۱۵ مورد کنشگفتار توصیه در ۱۰ نمایشنامه منتخب، الگوهای پیچیده و جالبی را آشکار کرد. توصیههای مستقیم برخلاف یافتههای رایج در بافتهای نهادی که بر تعدیل، احتیاط و غیرمستقیمگویی تأکید دارند، در نمایشنامههای رادی، توصیههای مستقیم با ۵۵.۸۱٪ فراوانی (۱۲۰ مورد از ۲۱۵ مورد)، گونه مسلط و بلامنازع هستند. این صراحت زبانشناختی را میتوان با ویژگیهای منحصربهفرد بافت زناشویی و موقعیت دراماتیک تبیین کرد؛ در روابط نزدیک و طولانیمدت، افراد احساس میکنند نیاز کمتری به رعایت تشریفات زبانی و حفاظت از وجهه مستقل طرف مقابل دارند. جملهای مانند «دیگه نکش!» (مریم به بامداد در «از پشت شیشهها») اگرچه از نظر دستوری کاملاً مستقیم و آمرانه است؛ اما در بافت رابطه عاطفی و نگرانی برای سلامت همسر، میتواند نشاندهنده دغدغه، مسئولیت و توجه تعبیر شود، نه صرفاً تحمیل و دستور. این مجوز صمیمیت باعث میشود وجهه تهدیدکننده توصیه مستقیم تا حد زیادی خنثی شود. بهعلاوه، بسیاری از توصیهها در اوج موقعیتهای بحرانی، تنشزا و پراضطراب داستان ارائه میشوند. در این شرایط، صراحت کارکردی عملی و فوری پیدا میکند. برای مثال، فریاد جهانگیر «مچمو ول کن!» در نمایشنامه «افول» در اوج یک درگیری عاطفی و فیزیکی رخ میدهد و بازتابی بیواسطه از هیجان، خشم و درماندگی لحظه است، نه یک استراتژی زبانی از پیش طراحیشده. در چنین موقعیتهایی، زبان به سطح اولیه و کارکردی خود بازمیگردد. این پژوهش تحقیقات دیلسترا[27] و همکاران (2003)، بورتن (2004) و کیم و همکاران (2016) مبنی بر اینکه توصیههای بدون درخواست را مضر میدانند تأیید نمیکند چون بر خلاف نظر آنها، توصیۀ زنان به شوهران و مردان به همسران خود بر خودمختاری آنها تأثیر منفی نمیگذارند و تحمیلکننده محسوب نمیشوند و مقاومتی را در دیگری بر نمیانگیزد و از این نظر با یافتههای پژوهش ریکسیونی و همکاران (2014) که توصیههای بدون درخواست ارائه شده از سوی همسران و شوهران رابا مقاومت میداند، در اغلب موارد بجز (منجی در صبح نمناک و روزنۀ آبی) همسو نیست. اما یافتههای این پژوهش با یافتههای القرنی (2024) همسو است و صراحت در گفتار و ارائه نصیحت بدون هیچ پردهپوشی را میتوان از ویژگی اصلی این ارتباط زناشویی قلمداد کرد.
در پاسخ به سؤال چهارم، یکی از یافتههای مهم و بدیع این پژوهش، شناسایی گونه «توصیه جمعی» با ۱۰.۷۰٪ فراوانی (۲۳ مورد) است. در این گونه، گوینده با استفاده از ضمیر «ما»، خود را نیز مخاطب و مشمول توصیه قرار میدهد (مرسده در «افول» خطاب به جهانگیر میگوید: «حالا دیگه باید حرف بزنیم. باید به خودمون برسیم. باید گذشتهها رو فراموش کنیم»)؛ این ساختار زبانی، یک استراتژی کاربردشناختی هوشمندانه و ظریف است. از یک سو، با شریک کردن خود در عمل مورد نظر، به طور چشمگیری از بار تحکمآمیز و یکطرفه توصیه میکاهد و آن را از یک «دستور» فردی به یک «هدف مشترک» یا «تعهد دوطرفه» تبدیل میکند. از سوی دیگر، با ایجاد حس همسرنوشتی و همسویی، مخاطب را برای پذیرش توصیه ترغیب و متقاعد میسازد. این یافته به وضوح ناتوانی مدل هینکل در پرداختن به ابعاد رابطهای و جمعی (در مقابل ابعاد صرفاً فردی) کنشگفتار توصیه را نشان میدهد. توصیه جمعی در بافت خانواده، نه یک کنش گفتاری ساده، بلکه یک «کنش رابطهساز» است. علاوه بر «توصیه جمعی»، تحلیل دادهها منجر به شناسایی دو گونه دیگر شد که در چارچوب هینکل جای نمیگیرند و بسط مدل را ضروری میسازند:
ـ توصیه ناظر بر گذشته: در این گونه که ۶ مورد (۲.۷۹٪) بود، گوینده به توصیهای که قبلاً ارائه کرده اما رعایت نشده است، اشاره و آن را یادآوری میکند (نمونه: آقای درخشان در «از پشت شیشهها»: **«شما نباید اون همه ترشی لیته میخوردین.»). اینگونه، کارکردی فراکاربردی و فراآگاهانه دارد. هدف اصلی، ارائه توصیه جدید نیست، بلکه «سرزنش»، «اعتراض غیرمستقیم» و یادآوری کوتاهی مخاطب است. این گونه، بعد زمانی و تاریخچه رابطه را به تحلیل گفتمان توصیه اضافه میکند.
ـ توصیه به خود: این گونه نادر (۲ مورد، ۰.۹۳٪) زمانی رخ میدهد که گوینده بهجای خطاب مستقیم به مخاطب، به خودش توصیه میکند (نمونه: محترم در «پلکان»: «من باید این جعبۀ لعنتی رو یه جایی قایمش کنم»). این گونه اغلب در موقعیتهای درماندگی، ناامیدی یا برای ابراز اعتراضی غیرمستقیم و نمایشی به کار میرود. گوینده با نشان دادن اینکه خودش قصد انجام عمل درست را دارد، عملاً مخاطب را به انجام آن فرا میخواند.
این پژوهش نشان داد که کنش گفتار توصیه در بافت صمیمی و پیچیده روابط زناشویی در آثار رادی، از قواعد ساده و سرراست حاکم بر بافتهای رسمی تبعیت نمیکند. صراحت بیپرده به جای تعدیل، اشتراکگذاری و همسوسازی («توصیه جمعی») بهجای خطاب فردی، و نقش پررنگ جنسیت به عنوان عاملی تعیینکننده در کمیت و کیفیت توصیه، از ویژگیهای بارز این گفتمان است. مدل هینکل (1997) اگرچه نقطه آغاز مفیدی بود و امکان مقایسه را فراهم کرد، اما برای پوشش دادن تمامی ابعاد پویا و رابطهمحور این بافت پیچیده کافی نبود. با شناسایی سه گونه جدید توصیه «جمعی»، «ناظر بر گذشته» و «به خود»، این پژوهش لزوم بسط این چارچوب را برای تطابق با بافتهای ارتباطی صمیمانه به اثبات رساند. ماهیت «درخواستنشده» بودن تمامی توصیهها، بر نقش فعال طرفین در رابطه زناشویی تأکید دارد. در کنار آن، فراوانی توصیه مستقیم، «مجوز صمیمیت» را بهعنوان یک عامل کاهنده تهدید وجهه مطرح میسازد و «توصیه جمعی» نیز یک استراتژی هوشمندانه برای مدیریت رابطه و کاهش بار سلطهجویانه توصیه محسوب میشود. این مطالعه نشان میدهد که مدلهای تحلیل گفتمان و کنش گفتاری باید به «بافت ارتباطی» حساس باشند و برای تعمیمپذیری، در محیطهای مختلف و غیررسمی آزموده شوند. پژوهش حاضر گامی در جهت بومیسازی و توسعه نظریههای غربی و تحلیل گفتمان در بستر زبان و فرهنگ فارسی، برای فهم شخصیتپردازی، دینامیک قدرت و روابط بینافردی در آثار ادبی، بهویژه نمایشنامههایی با درونمایه خانوادگی مانند آثار رادی است.
این پژوهش مانند هر پژوهش دیگری دارای محدودیتهایی بود که میتواند چراغ راه مطالعات آینده باشد؛ دادههای این پژوهش از متون ادبی استخراج شدهاند که اگرچه غنی هستند، اما بازنمایی هنرمندانه از واقعیت محسوب میشوند. انجام مطالعات مشابه بر روی دادههای طبیعی (مانند ضبط و تحلیل گفتوگوهای واقعی زوجهای ایرانی) برای مقایسه با بازنمایی ادبی این پدیده، پیشنهاد میشود. اگرچه، تمرکز صرف بر آثار رادی برای عمق بخشیدن به مطالعه ضروری بود، اما یافتهها را به جهان نمایشی یک نویسنده محدود میکند. بررسی توصیه در آثار سایر نمایشنامهنویسان شاخص ایرانی (مانند بیضایی، ساعدی و ...) یا در گونههای دیگر ادبی (مانند رمان و داستان کوتاه) میتواند الگوهای گستردهتری را آشکار کند. بعلاوه، این پژوهش عمدتاً بر دو متغیر «نوع توصیه» و «جنسیت» متمرکز بود. تحلیل نقش متغیرهای دیگری مانند «طبقه اجتماعی»، «سطح تحصیلات»، «دوره تاریخی نگارش نمایشنامه» و «بافت موقعیتی خاص» (مثلاً توصیه در حضور دیگران در مقابل خلوت) میتواند ابعاد تازهای از موضوع را بگشاید.
[1] face
[2] J. R. Searle
[3] request
[4] R. S. Dalal
[5] S. Bonaccio
[6] K. Hyland
[7] F. Hyland
[8] solicited
[9] unsolicited
[10] face supporting act (FSA)
[11] hedge
[12] face supporting act (FSA)
[13] E. Hinkel
[14] G. Jefferson
[15] J. R. E. Lee
[16] G. J. Fitzsimons
[17] D. R. Lehman
[18] P. J. Burton
[19] direct advice
[20] hedged advice
[21] mitigation devices
[22] Impersonal statements
[23] indirect advice
[24] Inter-rater Reliability
[25] I. Kouper
[26] Description of personal experience
[27] T. J. Deelstra