چکیده
کنش گفتار توصیه، بهرغم تعریف نسبتاً پذیرفتهشدهاش، در بافتهای مختلف اجتماعی صورتهای متفاوتی به خود میگیرد. پژوهشهای پیشین عمدتاً بر بافتهای نهادی و غیرصمیمی (مانند مشاوره سلامت و راهنمایی دانشجویی) متمرکز بودهاند و بررسی این کنشگفتار در بستر صمیمیِ روابط زناشویی، بهویژه در متون ادبی، مغفول مانده است. این پژوهش با هدف تحلیل کاربردشناختی توصیه در گفتوگوهای زناشویی در ده نمایشنامه از اکبر رادی و با اتکا به چارچوب طبقهبندی هینکل (1997) - که توصیهها را به مستقیم، محتاطانه و غیرمستقیم تقسیم میکند - انجام شده است. دادهها به روش کیفی و با تحلیل محتوای هدایتشده توسط چارچوب نظری گردآوری و بر اساس قابلیت اعتماد بینارزیاب تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که اولاً، تمامی توصیهها در این بافت، «درخواستنشده» هستند. ثانیاً، برخلاف بافتهای رسمی، «توصیههای مستقیم» با سهم ۵۵.۸۱٪، پرکاربردترین نوع هستند که نشان از نقش محوری «صراحت» در روابط صمیمی زناشویی دارد. ثالثاً، زنان بهطور معناداری (۷۰.۲۳٪) بیش از مردان اقدام به توصیه میکنند. افزون بر این، پژوهش حاضر با شناسایی سه گونه جدید «توصیه جمعی»، «توصیه ناظر بر گذشته» و «توصیه به خود» که در چارچوب هینکل جای نمیگیرند، لزوم بسط این مدل را برای تطابق با بافتهای ارتباطی صمیمانه نشان میدهد. این مطالعه نه تنها بر ادبیات پژوهشی توصیه در زبان فارسی میافزاید، بلکه با ارائه تحلیلی از پویایی قدرت و صمیمت در گفتمان خانوادگی، خوانشی نو از دیالوگنویسی رادی ارائه میکند.
موضوعات