چکیده
فعل حرکتی «آمدن» در دورهی میانه در کنار معنای تحتالفظی خود معنای جدیدی کسب کرده است که بر مفهوم «تغییر وضعیت» دلالت دارد. این معنای جدید، آغازگر تغییراتی در دورهی فارسی نو است که از رهگذر فرایندهای واژگانیشدگی و دستوریشدگی رخ میدهند. این فعل علاوه بر کاربرد در مقام همکرد فعل مرکب در فارسی نو که منجر به معانی جدید می شود یک فعل دستوریشدهی چند نقشی است که در بیان امکانات دستوری متعددی از جمله نمود آغازین ایفای نقش میکند. یکی از کاربردهای دستوری فعل «آمدن» در دورهی فارسی نو متقدم که به فارسی نو معاصر نرسیده،نقش آن در ساخت مجهول است. بررسی دادهها نشان میدهد که در دورهی فارسی نو معاصر گسترهی کاربردهای دستوری این فعل افزایش یافته و در برخی از بافتها در بیان نمود اجتنابی،وجهیت ترغیبی و همچنین وجهیت معرفتی نقشمند است. همچنین، در این دوره، فعل «آمدن» در بافتهای ویژهای در مقام یک گفتماننمای اعتراضی نیز ایفای نقش میکند. در پژوهش حاضر، مسیر دستوریشدگی این فعل در سه دورهی تاریخی فارسی میانه، فارسی نو متقدم و فارسی نو معاصر مورد بررسی قرار گرفته است.
کلیدواژهها
موضوعات