چکیده
با وجود اینکه زبانهای فارسی و عربی خط نسبتاً مشترکی دارند، تفاوتهای بسیاری میان املای انگلیسی نامهای مشترک ایرانیان و اعراب که ریشۀ عربی دارند وجود دارد. هدف پژوهش پیشِ رو پرداختن به دلایل این تفاوتها است. در این پژوهش، نخست تلفظ متفاوت نویسههای مشترک در الفبای فارسی و عربی مورد بررسی قرار گرفت. سپس، دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامها در این دو زبان بر اساس همان تلفظ متفاوت نویسههای مشترک مورد تحلیل قرار گرفت. سرانجام چگونگی تغییر تلفظ هر یک از نویسهها از عربی به فارسی در چارچوب نظریۀ بهینگی (Prince & Smolensky, 1993/2004) بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ دادهاند و چه محدودیت یا محدودیتهایی و با چه رتبهای عامل رخداد این فرایندها هستند. طبق یافتههای این پژوهش، این تفاوتها کلاً ناشی از تلفظ متفاوت نویسههای مشترک فارسی و عربی و تفاوت میان واجشناسی این دو زبان است. همچنین، میزان انطباقپذیری سامانۀ نوشتاری زبان انگلیسی با سامانههای نوشتاری این دو زبان و شیوههای رایج و جاافتاده این دو زبان در نویسهگردانی از دیگر دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامهای مشترک ایرانیان و اعراب است.
کلیدواژهها
موضوعات
اصل مقاله
وامواژهها بهلحاظ ویژگیهای زنجیری و زبرزنجیریِ با سامانۀ آوایی زبان وامگیرنده سازگار میشوند. در وضعیتی که در یک وامواژه واجی وجود داشته باشد که زبان وامگیرنده فاقد آن باشد. فرایند جایگزینی آن واج با همانندترین آوای موجود در زبان وامگیرنده«جایگزینی واج[1]» نامیده میشود(Campbell, 1998: 61). نامی که از یک زبان به زبان(های) دیگر میرود نیز همچون سایر وامواژهها تابع تغییرات و سازگاری سامانۀ آوایی با زبان وامگیرنده است. مانند نام عبری «میکائیل» که در زبانهای انگلیسی، فرانسوی و روسی به ترتیب به مایکِل، میشِل و میخائیل تبدیل شده است.
ایرانیان و اعراب نیز نامهای عربی مشترک بسیاری دارند. رواج نامهای عربی میان ایرانیان غالباً دلیل مذهبی دارد. به رغم اینکه زبانهای فارسی و عربی خط نسبتاً مشترکی دارند، شیوۀ املای انگلیسی این نامها نزد ایرانیان و اعراب متفاوت است. این تفاوتها بهطور کلی ناشی از تلفظ متفاوت این نامها در این دو زبان است. در پژوهش پیشِ رو به دلایل این تلفظهای متفاوت پرداخته شده است.
هرمانس[2] (1988) سازوکارهای ویژه نویسهگردانی نامها و انطباق واجی آنها را در الفباهای مختلف (مثلاً از عربی یا سیریلیک به لاتین) تبیین کرده و توضیح میدهد که این زبانها به دلیل عدم انطباق واجی، بهطور اجتنابناپذیری تعدیلهای املایی را هنگام نویسهگردانی اِعمال میکنند. العٌنیزان[3] و نایت[4] (2002) نویسهگردانی را بر دو گونه میدانند؛ گونۀ معمول مانند نویسهگردانی از عربی (و فارسی) به انگلیسی و گونۀ معکوس که برعکس گونۀ معمول است. به طوری که همان نامی را که پیشتر به انگلیسی نویسهگردانی شده این بار از انگلیسی به زبان اصلی برمیگردانند. کاشانی و همکاران (2005) که روی نویسهگردانی نامهای خاص عربی به انگلیسی کار کردهاند نویسهگردانی را از دیدگاه زبانشناختی انطباق میان دو سامانۀ نوشتاری متفاوت تعریف میکنند که دربرگیرندۀ نام افراد، مکانها، سازمانها و وامواژهها میشود. السلمان (2008) بر تنوع آوایی در گویشهای عربی و تأثیر آنها بر آوانگاری عربی- انگلیسی پرداخته و نشان داده که چگونه این تنوعات به دلیل ویژگیهای آوایی منحصر بهفرد هر زبان، منجر به املای انگلیسی چندگانه برای یک واج یا واژۀ عربی میشود. وی بر این باور است که این واگرایی با نبودِ یک سامانۀ آوانگاریِ پذیرفته شدۀ جهانی پیچیدهتر شده و منجر به ناهماهنگی در شیوۀ املای واژههای عربی به انگلیسی میشود. الجَرف (2022) بیان میدارد که نامهای عربی در فیسبوک به شیوههای گوناگونی نویسهگردانی میشوند. وی دلیل آن را پیچدگیهای ناشی از نبودِ واجهای عربی در خط انگلیسی و تفاوت میزان آشنایی افراد با اصول املایی زبان انگلیسی میداند. آکواماه[5] و اودوم[6] (2023) در خصوص بومیسازی نامهای عربی در بونو[7] (یکی از گویشهای زبان آفریقایی اِکَن[8] در کشور غنا) نشان میدهند چگونه نامهای خارجی برای تناسب با واجآرایی زبان مقصد تغییر شکل مییابند. این پژوهش بهصورت تجربی نشان میدهد که تفاوتهای املاییِ نامها در میان زبانهای مختلف، اشتباهاتی تصادفی نیستند؛ بلکه نتیجه تعدیلهای نظاممند واجشناختی مطابق با محدودیتهای ساختاری زبان مقصد میباشند.
تیموکزکو[9] (1999) به بررسی انتقال املایی در هنگام ترجمه پرداخته و نشان میدهد که چگونه انطباق نامها میان زبانهایی که قواعد ساختواژی کاملاً متفاوتی دارند، به ایجاد تنوع در املا میانجامد؛ زیرا مترجمان ناگزیرند میان حفظ شکل صوری نام و یا وفاداری به شکل آوایی آن، یکی را برگزینند. دیویس[10] (2003) راهکارهایی که مترجمان هنگام تبدیل املای نامها از زبان مبدا به زبان مقصد به کار میگیرند را دستهبندی کرده است. او به طور خاص به پدیده بومیسازی نامهای خارجی به لحاظ واجشناختی و دستوری، مطابق با آیین نگارشی زبان مقصد میپردازد؛ مانند چگونگی تبدیل املای Henry در انگلیسی به Henri در فرانسه و Heinrich در آلمانی. کانگ[11] (2011) دلیل تفاوت املایی نامها در زبانهای مبدأ و مقصد را جایگزینی واجها و خوشههای همخوانی غیرمجاز زبان مبدأ در زبان مقصد میداند.
طبق جستوجوی نگارندگان پژوهش پیشِ رو تاکنون هیچ تحقیقی پیرامون شیوۀ املای انگلیسی واژهها در زبان فارسی انجام نشده است. تنها یک شیوهنامه استاندارد نویسهگردانی فارسی به لاتینی وجود دارد که با همکاری چند زبانشناس ایرانی توسط سازمان ملی استاندارد ایران (1402) منتشر شده است. در این شیوهنامه تلاش شده تا ابزار برگرداندن سامانه نوشتاری فارسی به سامانه نوشتاری لاتینی را تأمین و در نتیجه، ارتباطهای بین المللی را آسانتر کند؛ به گونهای که انسان و ماشین قادر به برگرداندن یک به یک نویسهها و بازسازی بدون ابهام نویسههای متن بهصورت اولیه باشند. هدف این استاندارد آوانویسی نبوده و فقط ناظر بر نویسهگردانی متون، یعنی جایگزین کردن یک نویسه با نویسه دیگر بوده است.
در این جا به چند پژوهش در مورد زبان فارسی و ترکی استانبولی که به نحوی با موضوع پژوهش پیشِ رو مرتبط هستند اشاره میشود. کامبوزیا و هاشمی(1394) به ترتیب فرایند انطباق آوایی واکهها و همخوانهای وامواژههای روسی و واکههای وامواژههای عربی با نظام آوایی زبان فارسی را در چارچوب نظریۀ بهینگی مورد بررسی قرار داده و به جایگزینی واکۀ[A]ی روسی با واکههای [e] یا [a] و جایگزینی همخوان /k/ی روسی با همخوان [] پرداختهاند؛ مانند تبدیل /kAzAk/ به [azzA] در واژۀ قزاق.
جم و رزمدیده (1397) به بررسی تطبیقی جایگزینی همخوانهای ملازیِ «ق» و «غ»ی عربی در فارسی معیار و گویش رودباری (کرمان) در چارچوب نظریۀ بهینگی پرداخته و بیان میدارند این دو نویسه که در عربی به ترتیب بهصورت همخوانهای انسدادی بیواک /q/ و سایشی واکدار /R/ تلفظ میشوند، هر دو در زبان فارسی معیار به صورت همخوان انسدادی واکدار /G/ تلفظ میشوند. ولی در رودباری همخوان /R/ وجود دارد. ازاینرو، این همخوان با همخوان دیگری در برونداد جایگزین نمیشود. ضمن این که در این گویش همخوان بیواک /q/ در آغازۀ هجا در بافت پیش از واکههای پسین با همخوان [k] و در بافت پیش از واکههای غیرپسین و در انتهای واژهها با همخوان کامی [c]جایگزین میشود.
جم (1403الف) چگونگی جایگزینی دو واکۀ کوتاه /I/و /U/ در (وام)واژههای انگلیسی و عربی رایج در زبان فارسی را مقایسه کرده و نشان داده که این دو واکه در وامواژههای انگلیسی به ترتیب به نزدیکرین واکهها یعنی واکههای افراشتۀ کشیده [i]و [u] تبدیل میشوند. ولی این دو واکۀ کوتاه در وامواژههای عربی به ترتیب به واکههای نیمافراشتۀ کوتاه [e] و [o] تبدیل میشوند؛ زیرا شیوۀ تلفظ دو واکۀ کوتاه /I/و /U/ به نشانههای نویسهایِ کسره و ضمه در زبان فارسی بستگی دارد؛ در حالی که کسره و ضمه در زبان عربی به ترتیب بهصورت دو واکۀ افراشتۀ کوتاه /I/و /U/ تلفظ میشوند، در زبان فارسی به ترتیب بهصورت دو واکۀ نیمافراشتۀ کوتاه [e]و [o] تبدیل میشوند. جم (1403ب) نیز چگونگی جایگزینی دو همخوان دندانی/D/ و /T/ در (وام)واژههای انگلیسی و عربی رایج در زبان فارسی را مقایسه کرده و نشان داده که جایگزینی این دو همخوان در (وام)واژههای انگلیسی به جایگاه آنها در هجا، و در واژههای عربی به شیوۀ تلفظ نویسههای >ذ< و >ث< در زبان فارسی بستگی دارد. بدین شکل که این دو نویسه همیشه به ترتیب بهصورت [z] و [s] تلفظ میشوند.
ارچیلاسون[12] (1999) اظهار میدارد که از میان نویسههای الفبای همگانی ترکی[13] که برای خانوادۀ زبانهای ترکی در ترکیه تصویب شده بود، نویسۀ <ä>، که متناظر با واکۀ پیشینِ گسترده بود، مورد پذیرش جمهوری آذربایجان قرار نگرفت و به جای آن نویسۀ <@> به کار رفت. چون نگارش نویسۀ <@>ی بینقطه برای گویشوران آذری آسانتر از <ä>یِ دونقطهای بود. افزون بر اینکه آنها از زمان شوروی سابق که خط سیریلیک را برای نگارش آذری به کار میبردند، به نگارش نویسۀ <@> خو گرفته بودند. بر اساس یلماز[14] (2011) پس از تغییر خط عربی به خط لاتینی برای نگارش زبان ترکی استانبولی سه نویسۀ الفبای لاتین، یعنی Q، X و W که مناسب ترکی نبودند کنار گذاشته شدند و هفت نویسۀ Ç، Ğ، J، Ş، İ ، Ö و Ü که جزو الفبای لاتین نبودند به الفبای ترکی افزوده شدند.
برای انجام این پژوهش، نخست تلفظ متفاوت نویسههای مشترک فارسی و عربی مورد بررسی قرار گرفت. سپس دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامها در این دو زبان بر اساس همان تلفظ متفاوت نویسههای مشترک و با توجه به این واقعیت که املای انگلیسی نامها در هر یک از این زبانها تابع ویژگیهای واجشناختی خاص خودش است، میزان انطباقپذیری سامانۀ نوشتاری زبان انگلیسی با سامانههای نوشتاری این دو زبان به لحاظ واجهای متناظر نویسههایشان و شیوههای رایج و جاافتادۀ این دو زبان در نویسهگردانی مورد تحلیل قرار گرفت. پیکرۀ زبانیِ املایِ انگلیسیِ نامهای اعراب بر اساس تلفظ فصیح عربی این نامها در العنیزان و نایت (2002)، عبدالجلیل[15] و لرکی[16] (2003)، کاشانی و همکاران (2005)، فریمن[17] و همکاران (2006)، حبش[18] و همکاران (2007) و المحامید[19] و همکاران(2017)، جستوجوی اینترنتی املایِ انگلیسیِ نام افراد مشهور عرب شامل دانشمندان، ورزشکاران، بازیگران، سیاستمداران و ... و نیز املایِ انگلیسیِ نام دانشجویان عراقی مشغول به تحصیل در دانشگاهِ نگارندگان این پژوهش بود. پیکرۀ زبانیِ املایِ انگلیسیِ نامهای ایرانیان نیز بر اساس شم زبانی و تجربۀ نگارندگان پیرامون شیوههای رایج و پذیرفتۀ نگارش این نامها به خط انگلیسی بود. گفتنی است که هم در نامهای ایرانیان و هم در نامهای اعراب مواردی وجود دارد که یک نام به گونههای مختلفی به انگلیسی نوشته میشود؛ مانند کاربرد و برای نگارش واکه /u/ مثلاً در نام «محمود». تفاوت املای انگلیسی نامهای مشترک ایرانیان و اعراب در هر مورد در یک جدول مقایسه شد. سرانجام چگونگی تغییر تلفظ هر یک از نویسهها طی فرایند وامگیری از عربی به فارسی در چارچوب نظریۀ بهینگی (Prince & Smolensky, 1993/2004) بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ دادهاند و چه محدودیت یا محدودیتهایی و با چه رتبهای عامل رخداد این فرایندها هستند. بر این پایه، برای هر گروه از دادهها تحلیلی متناسب با آنها ارائه شده است. این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است.
بخش تجزیه و تحلیل دادهها به ترتیب شامل دو بخش نویسههای همخوانی و نویسههای واکهای است. استدلالهای این بخش مبتنی بر اصول واجشناختی و نوشتاری است. در ابتدا لازم است سامانۀ واکههای زبانهای فارسی و عربی معرفی شوند:
(1) واکههای زبان فارسی (استاندارد ملی ایران، 1404)
(1) Persian vowels
(2) واکههای زبان عربی[20] (Huthaily, 2003 ؛ کامبوزیا و هاشمی، 1394؛ جم، 1403 الف؛Gusdian & Lestiono 2021 ؛ Al-Mazrouei, 2023; Al Abdely & Ali, 2023 )
(2) Arabic vowels
1.4. نویسههای همخوانی
در این زیربخش که مبتنی بر تلفظ متفاوت نویسههای همخوانی مشترک در فارسی و عربی میباشد، دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامهای ایرانیان و اعراب مورد تحلیل قرار گرفته است.
1.1.4. نویسۀ همخوانی >و <
زبان عربی دارای همخوان دولبی /w/ و فاقد همخوان لبی-دندانی /v/ است. برعکسِ زبان عربی، زبان فارسی دارای همخوان /v/ و فاقد همخوان /w/ است. نبودِ همخوان دولبی /w/ در زبان فارسی موجب تبدیل آن به همخوان [v] در نامهای عربیِ رایج میان ایرانیان شده است. بر همین اساس، نویسۀ همخوانی >و< که در الفبای عربی متناظر با همخوانِ دولبیِ /w/ است، در الفبای فارسی متناظر با همخوان /v/ میباشد. از این رو، نویسهگردانیِ حرف >و< از عربی به انگلیسی با حرف و از فارسی به انگلیسی با حرف انجام میشود:
|
(3) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«موسوی» |
Mousavi |
Mousawi |
|
«وحید» |
Vahid |
Waheed |
|
«ولی» |
Vali |
Wali |
|
«وجیهه» |
Vajiheh |
Wajeehah |
|
«وفا» |
Vafa |
Wafaa |
عامل تبدیل همخوان /w/به همخوان [v] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری *[w] بر محدودیت پایایی IDENT[bilabial] در رتبهبندی (4) است؛ اولی تولید همخوان دولبی [w] را مجاز نمیشمارد[21] و دومی تغییر در مشخصۀ دولبی را جریمه میکند:
(4) *[w] >> IDENT [bilabial]
تبدیل همخوان دولبی /w/به همخوان [v] به عنوان نمونه در نام خانوادگی «موسوی» در تابلو (1) تحلیل شده است.
تابلو 1- تبدیل همخوان دولبی /w/به همخوان [v]
Tableau 1- The change of bilabial /w/ to [v]
|
IDENT [bilabial] |
*[w] |
Input: /musawi/ |
|
* |
|
a. ☞ [musavi] |
|
|
*! |
b. [musawi] |
همان گونه که در تابلو (1) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان [w]، محدودیت نشانداری *[w] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
2.1.4. نویسۀ >ث <
نویسۀ >ث< در زبان عربی بهصورت همخوان دندانی /T/ تلفظ میشود. ولی در زبان فارسی که فاقد این همخوان است، این نویسه در وامواژهها و نامهای عربی بهصورت همخوان لثویِ [s] تلفظ میگردد. بر این اساس، نویسهگردانی حرف >ث< از عربی به انگلیسی باو از فارسی به انگلیسی با حرف انجام میشود:
|
(5) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«ثریا» |
Sorayya |
Thurayyaa |
|
«کوثر» |
Kosar |
Kawthar |
|
«کلثوم» |
Kolsoum |
Kulthoum |
|
«ثمین» |
Samin |
Thameen |
|
«ثنا» |
Sana |
Thanaa |
عامل تبدیل همخوان دندانی /T/ به همخوان لثویِ [s] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری *[T] بر محدودیت پایایی IDENT[dental] در رتبهبندی (6) است؛ اولی تولید همخوان دندانی [T] را مجاز نمیشمارد و دومی تغییر در مشخصۀ دندانی را جریمه میکند:
(6) *[T] >> IDENT [dental]
تبدیل همخوان دندانی /T/ به همخوان لثویِ [s] به عنوان نمونه در نام «ثمین» در تابلو (2) تحلیل شده است.
تابلو 2- تبدیل همخوان دندانی /T/ به همخوان لثویِ [s]
Tableau 2- The change of dental /T/ to [s]
|
IDENT [dental] |
*[T] |
Input: /Tamin/ |
|
* |
|
a. ☞ [samin] |
|
|
*! |
b. [Tamin] |
همان گونه که در تابلو (2) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان [T]، محدودیت نشانداری *[T] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
3.1.4. نویسۀ >ذ <
نویسۀ >ذ< در زبان عربی به صورت همخوان دندانی /D/ تلفظ میشود. ولی در زبان فارسی که فاقد این همخوان است، این نویسه در وامواژهها و نامهای عربی رایج در زبان فارسی به صورت همخوان لثویِ [z] تلفظ میگردد. بر این اساس، نویسهگردانی حرف >ذ< از عربی به انگلیسی غالباً با و از فارسی به انگلیسی با حرف انجام میشود:
|
(7) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«ذکیه» |
Zakiyyeh |
Dhakiyyah |
|
«ابوذر» |
Abouzar |
Aboudhar |
|
«ذبیح» |
Zabih |
Dhabeeh |
|
«ذکرالله» |
Zekrollah |
Dhikrullaah |
گفتنی است از آنجا کهی انگلیسی متناظر با هر دو همخوان /D/ و /T/ است[22] و امکان ایجاد تمایز بین این دو همخوان را ندارد، اعراب ترجیح دادهاند کهرا معادل نویسۀ >ث< در نظر بگیرند و را بسازند و آن را معادل نویسۀ >ذ< قرار بدهند.
عامل تبدیل همخوان دندانی /D/ به همخوان لثویِ [z] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری *[D] بر محدودیت پایایی IDENT[dental] در رتبهبندی (8) است؛ اولی تولید همخوان دندانی [D] را مجاز نمیشمارد و دومی تغییر در مشخصۀ دندانی را جریمه میکند:
(8) *[D] >> IDENT [dental]
تبدیل همخوان دندانی /D/ به همخوان لثویِ [a] به عنوان نمونه در نام «ذبیح» در تابلو (3) تحلیل شده است.
تابلو 3- تبدیل همخوان دندانی /D/ به همخوان لثویِ [z]
Tableau 3- The change of dental /D/ to [z]
|
IDENT [dental] |
*[D] |
Input: /Dabi/ |
|
|
* |
|
a. ☞ [zabih] |
|
|
|
*! |
b. [Dabi] |
|
همان گونه که در تابلو (3) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان [D]، محدودیت نشانداری *[D] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
4.1.4. نویسۀ >ض <
برای تلفظ نویسۀ >ض< در زبان عربی باید هنگام تولید همخوان /d/ ریشۀ زبان را همزمان به عقب برد تا حلق تنگ شود. بنابراین، نویسۀ >ض< صورت حلقیشدۀ همخوان انسدادی /d/ است که با نشانۀ /dÂ/آوانگاری میشود. زبان فارسی فاقد این همخوان حلقیشده است. این نویسه در وامواژهها و نامهای عربی رایج در زبان فارسی (مانند نویسۀ >ذ<) به صورت همخوان سایشی لثویِ [z] تلفظ میگردد. بر این اساس، نویسهگردانی حرف >ض< از عربی به انگلیسی غالباً با حرف و از فارسی به انگلیسی با حرف انجام میشود:
|
(9) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«راضیه» |
Raziyeh |
Radiyah |
|
«رضا» |
Reza |
Rida |
|
«رمضان» |
Ramazan |
Ramadan |
|
«مرضیه» |
Marziyeh |
Mardiyah |
|
«فضّه» |
Fezzeh |
Fiddah |
عامل تبدیل همخوان حلقیشدۀ /dÂ/ به همخوان غیرحلقی [z] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری */dÂ/ بر محدودیت پایایی IDENT [pharyngeal] در رتبهبندی (10) است؛ اولی تولید همخوان حلقیشدۀ [dÂ] را مجاز نمیشمارد و دومی تغییر در مشخصۀ حلقی را جریمه میکند:
(10) *[dÂ] >> IDENT [pharyngeal]
تبدیل همخوان حلقیشدۀ /dÂ/ به همخوان غیرحلقی [z] بهعنوان نمونه در نام «رمضان» در تابلو (4) تحلیل شده است.
تابلو 4- تبدیل همخوان حلقیشدۀ /dÂ/ به همخوان غیرحلقی [z]
Tableau 4- The change of pharyngealized /dÂ/ to [z]
|
IDENT [pharyngeal] |
*[dÂ] |
Input: /ramadÂaan/ |
|
* |
|
a. ☞ [ramazAn] |
|
|
*! |
b. [ramadÂaan] |
همان گونه که در تابلو (4) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان حلقیشدۀ [dÂ]محدودیت نشانداری *[dÂ] را نقض کرده است. بنابراین، گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
5.1.4. نویسۀ >ق <
تلفظ >ق<ی عربی با >ق<ی فارسی متفاوت است؛ >ق<ی عربی بیواک و >ق<ی فارسی واکدار است.[23] به همین دلیل به پیروی از الفبای بینالمللی آواشناسی، گونۀ عربی را با نماد بیواک /q/ و گونۀ فارسی را با نماد واکدار /G/ نشان میدهند.[24] از این رو، نویسهگردانی حرف >ق< در نامها از عربی به انگلیسی با حرف و از فارسی به انگلیسی غالباً با انجام میشود:
|
(11) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«قاسم» |
Ghasem |
Qaasim |
|
«اقدس» |
Aghdas |
Aqdas |
|
«قادر» |
Ghader |
Qaadir |
|
«تقی» |
Taghi |
Taqi |
|
«صادق» |
Sadegh |
Sadiq |
گفتنی است که در مواردی به تاثیر از نویسهگردانی عربی به انگلیسی و به دلایل دینی، ایرانیان نویسۀ را به کار میبرند. مانند املای انگلیسی دانشگاه امام صادق (ع) و نام شهر قم که به ترتیب به صورت Imam Sadiq University و Qom نوشته میشود.
عامل تبدیل گونۀ بیواک /q/ به گونۀ واکدار [G] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری *[q] بر محدودیت پایایی IDENT[voice] در رتبهبندی (12) است؛ اولی تولید همخوان بیواک [q] را مجاز نمیشمارد و دومی تغییر در مشخصۀ واک را جریمه میکند:
(12) *[q] >> IDENT [voice]
تبدیل گونۀ بیواک /q/ به گونۀ واکدار [] برای نمونه در نام «تقی» در تابلو (5) تحلیل شده است.
تابلو 5- تبدیل گونۀ بیواک /q/ به گونۀ واکدار [G]
Tableau 5- The change of voiceless /q/ to voiced [G]
|
IDENT [voice] |
*[q] |
Input: /taqi/ |
|
|
* |
|
a. ☞ [tai] |
|
|
|
*! |
b. [taqi] |
|
همان گونه که در تابلو (5) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان [q]، محدودیت نشانداری *[q] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
اینک چنانچه نیاز باشد با ایجاد ارتباط میان نوشتار و آوا نشان بدهیم که املای انگلیسی همخوان واکدار [G] در نامهای ایرانیان با است نه با ، به محدودیت دیگری نیاز داریم که به اطلاعات نویسهای دسترسی داشته باشد. بر این پایه، محدودیت نویسهای (13) که تصریح میکند نویسه
معادل همخوان [G]نیست، پیشنهاد میشود:
(13) *[G]↔>q<
گفتنی است که واجشناسان نظریۀ بهینگی که پیشتر شاهد مواردی از برهمکنش واجشناسی و نوشتار در تحلیل زبانهای دیگر بودند، محدودیتهای نویسهای[25] را به عنوان گونۀ سوم محدودیتها (افزون بر محدودیتهای پایایی و نشانداری) پیشنهاد دادهاند. از این میان میتوان به هال[26](2004)، ویس[27] (2004)، ساتور[28] (2009)، سانگ[29] و ویس (2010)، دانگ[30] (2012)، بارونی[31] (2013) و (2016) و هامان[32] و کلمبو[33] (2017) اشاره کرد.
در تابلو (6) افزون بر تحلیل تبدیل گونۀ بیواک /q/ به گونۀ واکدار [G] در واژۀ «تقی»، املای انگلیسی همخوان [G] به صورت نیز تحلیل شده است.
تابلو 6- تبدیل گونۀ بیواک /q/ به گونۀ واکدار [G] و تحلیل چگونگی نگارش همخوان [G] با نویسه <gh>
Tableau 6- The change of voiceless /q/ to voiced [G] & the analysis of representing [G] by the diagraph >gh<
|
Input: /taqi/ |
*[q] |
*[]↔>q< |
IDENT [voice] |
|
|
a. ☞ [ta>gh<i] |
|
* |
|
|
|
b. [ta>q<i] |
|
*! |
* |
|
|
c. [taq>gh<i] |
*! |
|
|
|
|
d. [taq>q<i] |
*! |
|
|
همان گونه که در تابلو (6) پیداست، گزینههای (c) و (d) به دلیل وجود همخوان [q]، محدودیت نشانداری *[q] را نقض کردهاند. همان گونه که آشکار است، همخوان /q/ در گزینه (c) با نویسه و در گزینه (d) با نویسه نویسهگردانی شده است. اما به دلیل تبدیل همخوان /q/ به همخوان [G]در دو گزینه (a) و (b) محدودیت نشانداری *[q] رعایت شده است. همخوان [G] در گزینه (b) با نویسه
و در گزینه (a) با نویسه نویسهگردانی شده است. بنابراین، گزینۀ (b) محدودیت نویسهای
*[G]↔ را نقض کرده است. در نتیجه، گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
6.1.4. نویسۀ >غ <
تلفظ >غ<ی عربی با >غ<ی فارسی متفاوت است؛ >غ<ی عربی متناظر با همخوان سایشی /R/ و >غ<ی فارسی متناظر با همخوان انسدادی /G/ است و در واقع تلفظ آن تفاوتی با >ق<ی واکدار ندارد. به همین دلیل به پیروی از الفبای بینالمللی آواشناسی، >غ<ی فارسی را همچون >ق< با همان نماد /G/ نشان میدهند و در املای نامها از فارسی به انگلیسی با همان نویسهگردانی میکنند. نکتۀ جالب این جاست که اعراب حرف >غ< در املای نامها از عربی به انگلیسی را نیز با همان حرف نویسهگردانی میکنند که دلیلش متمایز کردن آن از نویسهگردانی حرف >ق< به صورت است. بنابراین، یکسانیِ نویسهگردانی حرف >غ< در املای نامها از فارسی و عربی به انگلیسی به صورت به دلایل مختلفی رخ میدهد.
|
(14) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«اصغر» |
Asghar |
Asghar |
|
«غانم» |
Ghanem |
Ghaanim |
|
«غدیر» |
Ghadir |
Ghadeer |
|
«غفور» |
Ghafour |
Ghafour |
|
«راغب» |
Ragheb |
Raaghib |
عامل تبدیل همخوان سایشی /R/ به همخوان انسدادی [G] در زبان فارسی تسلط محدودیت نشانداری *[R] بر محدودیت پایایی IDENT [fricative] در رتبهبندی (15) است؛ اولی تولید همخوان سایشی [R] را مجاز نمیشمارد و دومی تغییر در مشخصۀ سایشی را جریمه میکند:
(15) *[R] >> IDENT [fricative]
تبدیل همخوان سایشی /R/ به همخوان انسدادی [G] بهعنوان نمونه در نام «غدیر» در تابلو (7) تحلیل شده است.
تابلو 7- تبدیل همخوان سایشی /R/ به همخوان انسدادی [G]
Tableau 7- The change of fricative /R/ to plosive [G]
|
IDENT [fricative] |
*[R] |
Input: /Radir/ |
|
|
* |
|
a. ☞ [Gadir] |
|
|
|
*! |
b. [Radir] |
|
همان گونه که در تابلو (7) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود همخوان [R]، محدودیت نشانداری *[R] را نقض کرده است. بنابراین، گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
2.4. نویسههای واکهای
در این زیربخش که مبتنی بر تلفظ متفاوت نویسههای واکهای مشترک در فارسی و عربی است، دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامهای ایرانیان و اعراب مورد تحلیل قرار گرفته است.
1.2.4. نویسۀ الف
همان گونه که در مثلث واکههای عربی در (2) آشکار است، در این زبان واکۀ پسین /A/ وجود ندارد، بلکه صورت کشیدۀ واکۀ غیرپسین /a/ وجود دارد که در آوانگاری به صورت /a:/ یا /aa/ )با دو /a/ی متوالی( نشان داده میشود. بر این اساس، اعراب نامهای دارای /a/ی کشیده را هم با یک تک حرف و هم با دو حرف ی متوالی نویسهگردانی میکنند. از آنجا که صورت کشیدۀ واکۀ /a/ جزوِ واجهای زبان فارسی نیست، به واکۀ پسین [A] تبدیل میشود و مانند نویسۀ فتحه فقط با استفاده از یک تک حرف نویسهگردانی میشود. از این رو، تمایزی میان واکۀ /a/ و واکۀ /A/ در املای انگلیسی نامهای ایرانیان وجود ندارد. این مسئله تلفظ نامهای ایرانیان را برای غیرایرانیان دشوار میسازد. برای نمونه، از روی املای انگلیسی نامهای بهرام «Bahram» و مهسا «Mahsa» مشخص نیست که کدام رخدادِ نویسۀ در این دو نام متناظر با واکۀ /a/ یا واکۀ /A/ است. گفتنی است که این مشکل در اصل ناشی از نارسایی سامانۀ نوشتاری زبان انگلیسی است که فاقد نویسههای متمایزی برای نمایش این دو واکه است. برای نمونه، نویسۀ در واژه at با واکۀ /a/ و در واژه are با واکۀ /A/ تلفظ میشود.
|
(16) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«زهرا» |
Zahra |
Zahraa |
|
«حورا» |
Houra |
Houraa |
|
«بشری» |
Boshra |
Bushraa |
|
«هدا» |
Hoda |
Hudaa |
|
«حسنا» |
Hosna |
Husnaa |
رخداد فرایند تبدیل صورت کشیدۀ واکۀ غیرپسین /a/ (/aa/) به واکۀ پسین [A] ناشی از تسلط محدودیت نشانداری *[aa] بر محدودیت پایایی [-back] IDENT است که تغییر در مشخصۀ [-پسین] را جریمه میکند. رتبهبندی (17) تبیینکنندۀ تبدیل واکۀ غیرپسین /aa/ در درونداد عربی به واکۀ پسین [A] در برونداد زبان فارسی است:
(17) *[aa] >> IDENT [-back]
تبدیل واکۀ /aa/ به [A] به عنوان نمونه در نام «زهرا» در تابلو (8) تحلیل شده است.
تابلو 8- تبدیل واکۀ غیرپسین /aa/ به واکۀ پسین [A]
Tableau 8- The change of [-back] vowel /aa/ to [+back] vowel [A]
|
IDENT [-back] |
*[aa] |
Input: /zahraa/ |
|
* |
|
a. ☞ [zahrA] |
|
|
*! |
b. [zahraa] |
در تابلو (8) مسلط بودن محدودیت *[aa] نشان میدهد که تولید واکۀ غیرپسین کشیدۀ [aa] در فارسی مجاز نیست. گزینۀ پایای (b) این محدودیت را نقض کرده است؛ ولی گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده، بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
2.2.4. نویسۀ کسره
همان گونه که در مثلث واکههای عربی در (2) آشکار است، زبان عربی فصیح دارای واکۀ کوتاه و افراشتۀ /I/ و فاقد واکۀ نیمافراشتۀ /e/ است. واکۀ /I/ متناظر با نویسۀ «کسره» در زبان عربی است. در واقع تلفظ اصلی نشانۀ «کسره» در این زبان به صورت /I/ است، نه /e/. برعکسِ زبان عربی، زبان فارسی دارای واکۀ /e/ و فاقد واکۀ /I/ است. از آنجا که واکۀ /I/ جزوِ واکههای زبان فارسی نیست، نشانۀ کسره در زبان فارسی برای واکۀ نیمافراشتۀ /e/ به کار میرود. مانند تلفظ عبارت «بسمالله» که در عربی [bIs.mIl.laah] و در فارسی [bes.mel.lAh] تلفظ میشود. بر همین اساس، نویسۀ کسره که در الفبای عربی متناظر با واکۀ /I/ است، در الفبای فارسی متناظر با واکۀ /e/ میباشد. از این رو، اعراب نامهای دارای کسره را غالباً با حرف و در مواردی با حرف نویسهگردانی میکنند. ولی ایرانیان کسره را با استفاده از نویسهگردانی میکنند.
|
(18) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«صابر» |
Saber |
Saabir |
|
«ناصر» |
Naser |
Naasir |
|
«عماد» |
Emad |
Imaad |
|
«عادل» |
Adel |
Adil |
|
«صادق» |
Sadegh |
Sadiq |
گفتنی است موارد ویژهای وجود دارد که در سطح بینالمللی نویسهگردانی کسره در نامهای ایرانی با استفاده از حرف رایجتر از حرف است. بنابراین، ایرانیان نیز سبک نویسهگردانی عربی را به کار بردهاند. برای نمونه، به رغم این که املای انگلیسی درست شهر اصفهان بهصورت Esfahan است، در سطح بینالمللی بیشتر بهصورت Isfahan نوشته میشود.
رخداد فرایند تبدیل واکۀ افراشتۀ /I/به واکۀ نیمافراشتۀ [e] ناشی از تسلط محدودیت نشانداری *[I] بر محدودیت پایایی [high] IDENT است که تغییر در مشخصۀ افراشته را جریمه میکند. رتبهبندی (19) تبیینکنندۀ تبدیل واکۀ افراشتۀ [I] در زبان عربی به واکۀ نیمافراشتۀ [e] در زبان فارسی است:
(19) *[I] >> IDENT [high]
تغییر تلفظ نشانۀ کسره از /I/ در عربی به [e] در زبان فارسی به عنوان نمونه در نام «صابر» در تابلو (9) تحلیل شده است.
تابلو 9- تغییر تلفظ نشانۀ کسره از /I/ در زبان عربی به [e] در زبان فارسی
Tableau 9- The change of the pronunciation of Kasrah diacritic from /I/ in Arabic to [e] in Persian
|
IDENT [high] |
*[I] |
Input: /saabIr/ |
|
* |
|
a. ☞ [sAber] |
|
|
*! |
b. [saabIr] |
همان گونه که در تابلو (9) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود واکة [I]، محدودیت نشانداری *[I] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
3.2.4. نویسۀ واکهای >ی<
طبق مثلث واکههای عربی در (2)، در این زبان دو واکۀ کوتاه /I/ و کشیدۀ /i/ وجود دارد. همان گونه که در بخش پیشین بحث شد اعراب نامهای دارای نویسۀ کسره (واکۀ /I/) را غالباً با حرف و در مواردی با حرف نویسهگردانی میکنند. در این بخش به چگونگی نویسهگردانی حرف >ی< (واکۀ کشیدۀ /i/) پرداخته میشود. اعراب برای تمایز املای انگلیسیِ نامهای دارای نویسۀ کشیدۀ >ی< از نویسۀ کوتاه کسره، معمولاً از توالی دو نویسۀ به صورت بهره میبرند تا کشش >ی< را نشان دهند. ولی به دلیل نبودِ واکۀ کوتاه /I/ در زبان فارسی، نیازی به نشان دادن تمایز این واکۀ کوتاه با واکۀ کشیده /i/ در املای انگلیسی نامهای ایرانیان وجود ندارد. ازاینرو، نامهای ایرانیان فقط با استفاده از یک تک نویسۀ نویسهگردانی میشود که شیوهای رایج و جاافتاده نزد ایرانیان است:
|
(20) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«حمید» |
Hamid |
Hameed |
|
«نصیر» |
Nasir |
Naseer |
|
«امین» |
Amin |
Ameen |
|
«مجید» |
Majid |
Majeed |
|
«کریم» |
Karim |
Kareem |
|
«نسرین»[34] |
Nasrin |
Nasreen |
گفتنی است که در پژوهش پیشِ رو این مورد از تفاوت املایی میان فارسی و عربی در چارچوب نظریۀ بهینگی تحلیل نشده است؛ زیرا درونداد عربی و برونداد فارسی به لحاظ واکۀ کشیده /i/ یکسان است و از درونداد تا برونداد تغییری در تلفظ این واکه رخ نداده تا بتوان آن را در چارچوب نظریه بهینگی تحلیل کرد.
4.2.4. نویسۀ ضَمه
همان گونه که در مثلث واکههای عربی در (2) آشکار است، زبان عربی دارای واکۀ کوتاه و افراشتۀ /U/ و فاقد واکۀ نیمافراشتۀ /o/ است. واکۀ /U/ متناظر با نویسۀ «ضمه» در زبان عربی است. در واقع تلفظ اصلی نشانۀ «ضمه» در این زبان به صورت /U/ است، نه /o/. برعکسِ زبان عربی، زبان فارسی دارای واکۀ /o/ و فاقد واکۀ /U/ است. از آنجا که واکۀ /U/ جزو واکههای زبان فارسی نیست، نویسۀ «ضمه» در زبان فارسی برای واکۀ نیمافراشتۀ /o/ به کار میرود. مانند تلفظ واژۀ «دنیا» که در عربی [dUnjaa] و در فارسی [donjA] تلفظ میشود. بر همین اساس، «ضمه» که در الفبای عربی متناظر با واکۀ /U/ است، در الفبای فارسی متناظر با واکۀ /o/ میباشد. از این رو، اعراب نامهای دارای «ضمه» را غالباً با حرف و در مواردی با حرف نویسهگردانی میکنند. ولی ایرانیان «ضمه» را با استفاده از نویسهگردانی میکنند:
|
(21) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«محمد» |
Mohammad |
Muhammad |
|
«بشری» |
Boshra |
Bushraa |
|
«هدا» |
Hoda |
Hudaa |
|
«حسنا» |
Hosna |
Husnaa |
|
«ثریا» |
Sorayyaa |
Thurayyaa |
رخداد فرایند تبدیل واکۀ افراشتۀ /U/به واکۀ نیمافراشتۀ [o] ناشی از تسلط محدودیت نشانداری *[U] بر محدودیت پایایی [high] IDENT است که تغییر در مشخصۀ افراشته را جریمه میکند. رتبهبندی (22) تبیینکنندۀ تبدیل واکۀ افراشته [U] در زبان عربی به واکۀ نیمافراشتۀ [o] در زبان فارسی است:
(22) *[U] >> IDENT [high]
تغییر تلفظ نشانۀ ضمه از /U/ در عربی به [o] در فارسی به عنوان نمونه در نام «محمد» در تابلو (10) تحلیل شده است.
تابلو 10- تغییر تلفظ نشانۀ ضمه از /U/ در زبان عربی به [o] در زبان فارسی
Tableau 10- The change of the pronunciation of dammah diacritic from /U/ in Arabic to [o] in Persian
|
IDENT [high] |
*[U] |
Input: /mUhammad/ |
|
* |
|
a. ☞ [mohammad] |
|
|
*! |
b. [mUhammad] |
همان گونه که در تابلو (10) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود واکة [U]، محدودیت نشانداری *[U] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده به عنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
5.2.4. نامهای مختوم به نویسۀ «های تأنیث»
«های تأنیث» یک نویسه است که در انتهای اسم یا صفت در زبان عربی وجود دارد. نامهایی که دارای این نویسه هستند با /a/ی پایانی تلفظ میشوند. به رغم عدم تلفظ نویسۀ <ه>ی «های تأنیث»، این نویسه در املای انگلیسیِ نامهای عربی و فارسی با حرف نویسهگردانی میشود. ضمن این که واکه /a/ی پایانی در فارسی به [e] تبدیل میشود.
|
(23) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«فاطمه» |
Fatemeh |
Faatimah |
|
«نفیسه» |
Nafiseh |
Nafeesah |
|
«آسیه» |
Asiyeh |
Asiyah |
|
«خدیجه» |
Khadijeh |
Khadeejah |
|
«فریده» |
Farideh |
Fareedah |
گفتنی است که به رغم وجود نویسۀ در املای انگلیسی این واژهها، گویشوران بومی زبان انگلیسی همخوان /h/ را تلفظ نمیکنند؛ زیرا طبق واجآرایی زبان انگلیسی همخوان /h/ در انتهای هیچ واژه یا به سخنی فنیتر در پایانۀ هیچ هجایی وجود ندارد و گویشوران بومی زبان انگلیسی به طور معمول قادر به تلفظ این همخوان در این جایگاهها در واژههای زبانهای دیگر نیستند. مانند واژههای «شاه» و «تهران» که گویشوران بومی زبان انگلیسی آنها را به ترتیب [SA] و [terAn] تلفظ میکنند(ر.ک. فرهنگ آنلاین کمبریج). بنابراین، مشکلی از بابت درج نویسۀ در املای انگلیسی این واژهها پیش نمیآید.
نویسهگردانیِ «های تأنیث» به صورت حرف در املای انگلیسیِ این نامها در فارسی و عربی دلایل متفاوتی دارد. در منابع عربی دلیلی برای این مسئله ذکر نشده است. ولی از دیدگاه نویسندگان پژوهش پیشِ رو دو دلیل دستوری و آوایی وجود دارد؛ دلیل دستوری این است که با درج نویسۀ جنسیت مونث آن نام، که در زبان عربی بسیار مهم است، نشان داده میشود. نیز دلیل آوایی این است که با درج نویسۀ پس از نویسۀ ، از تلفظ اشتباه این نویسۀ واکهای به صورت واکۀ /aa/ی کشیده جلوگیری میشود.
اما دلیل درج نویسۀ در املای انگلیسی این نامها در فارسی با دلیل درج آن در عربی تفاوت دارد. همان گونه که پیشتر بیان شد، واکۀ /a/ی پایانی که در درونداد عربی این واژهها وجود دارد در برونداد، یعنی در زبان فارسی به واکۀ [e] تبدیل میشود. زیرا به استثنای دو واژة « وَ» و « نَه» آخرین واج هیچ واژهای در زبان فارسی واکة /a/ نیست. مانند نمونههای زیر:
/faatima/ > [fAteme] [nafise] > /nafisa/
بسیار دیده شده که برخی افراد نویسه را در املای انگلیسی نام خود نمیآورند. زیرا به اشتباه میپندارند که چون این نویسه تلفظ نمیشود نوشتن آن لازم نیست. ولی اگر به انتهای املای انگلیسی این قبیل نامها نویسۀ اضافه نشود اشتباهات تلفظی زیر پیش میآید:
- نوشتن نامی همچون «فاطمه» بهصورت Fateme احتمالاً موجب تلفظ آن بهصورت [fAtem]، یعنی بدون /e/ی پایانی میشود؛ زیرا در زبان انگلیسی نویسۀ در انتهای واژهها تلفظ نمیشود. نیز طبق واجآرایی زبان انگلیسی هیچ واژهای در این زبان به واکة /e/ ختم نمیشود. به همین دلیل است که نویسۀ در انتهای واژههایی همچون come، tore و sure تلفظ نمیشود. [35]
- نوشتن نامی همچون «نفیسه» به صورت Nafise احتمالاً موجب تلفظ آن به صورت /"nefais/ میشود؛ زیرا در زبان انگلیسی بافتCiCe یعنی بافتی که میان دو نویسة همخوانی C، نویسة واکهای وجود داشته باشد و در انتها نویسة واکهای وجود داشته باشد، غالباً با واکه مرکب [ai] به صورت [CaiC] تلفظ میشود. مانند تلفظ واژههای time، nine و five که به ترتیب به صورت [taim]، [nain] و [faiv] تلفظ میشوند.
گفتنی است که مشکل تلفظیای که عدم درج نویسۀ در انتهای نامها ایجاد میکند محدود به نامهای دارای «های تانیث» نیست. برای نمونه، بسیار دیده شده که برخیها که در انتهای نام خانوادگیشان واژه «زاده» دارند نیز املای انگلیسی آن را بدون درج این نویسه یعنی به صورت مینویسند. این اشتباه باعث میشود که این واژه به صورت [zeid] تلفظ شود؛ زیرا در زبان انگلیسی بافت[CaCe] یعنی بافتی که میان دو نویسة همخوانی، نویسة واکهای وجود داشته باشد و در انتها نویسة واکهای وجود داشته باشد، غالباً با واکۀ مرکب [ei] بهصورت [CeiC] تلفظ میشود. مانند تلفظ واژههای make، fate و save که به ترتیب بهصورت [meik]، [feit] و [seiv] تلفظ میشوند.
عامل رخداد تبدیل واکۀ /a/ی پایانی به واکۀ [e] در بافت انتهای واژههای فارسی معیار محدودیت نشانداری *a] است که تولید واکۀ [a] در انتهای واژه را مجاز نمیشمارد. محدودیت پایایی IDENT [low] که تغییر در مشخصۀ افتاده را جریمه میکند در برابر محدودیت *a] قرار دارد. رتبهبندی (24) تبیینکنندۀ تبدیل واکة /a/ی پایانی به واکة [e] است:
(24) *a] >> IDENT [low]
تبدیل واکة /a/ی پایانی به [e] برای نمونه در نام «فریده» در تابلو (11) تحلیل شده است.
تابلو 11- تبدیل واکة /a/ی پایانی به واکة [e]
Tableau 11- The change of word-final /a/ to [e]
|
IDENT [low] |
*a] |
Input: /farida/ |
|
* |
|
a. ☞ [faride] |
|
|
*! |
b. [farida] |
همان گونه که در تابلو (11) پیداست، گزینۀ پایای (b) به دلیل وجود واکة[a] ی پایانی، محدودیت نشانداری *a] را نقض کرده است. بنابراین، گزینۀ (a) که این محدودیت را رعایت کرده بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
6.2.4. نامهای مختوم به نویسۀ تای تأنیث >ة <
نویسۀ «هایِ تأنیث» عربی که املای انگلیسی آن در بخش پیشین تحلیل شد در اصل در زبان عربی نویسۀ «تایِ تأنیث» (>ة<ی گرد یا >ة<ی دونقطهای یا تایِ مربوطه) بوده است. این نویسه به خط فارسی راه نیافته و جزو الفبای زبان فارسی نیست. در زبان عربی نویسۀ تایِ تأنیث مثلاً در واژۀ «آیة» تلفظ نمیشود. ولی در وضعیتی که واژهای در پی آن بیاید تلفظ میشود؛ مانند واژۀ مرکب آیةالله. این نویسه در املای زبان فارسی در برخی نامها و حتی مقوله دستوری اسم[36] به نویسۀ <ت> تبدیل شده و بهصورت همخوان [t] تلفظ میشود؛ از این رو، واژۀ آیةالله در خط فارسی «آیتالله» نوشته میشود. همان گونه که در نامهای (25) آشکار است، درج و تلفظ <ت> در املای فارسی باعث درج و تلفظ نویسۀ در املای انگلیسی نیز شده است.
|
(25) |
املای انگلیسی طبق تلفظ فارسی English spelling based on Persian pronunciation |
املای انگلیسی طبق تلفظ عربی English spelling based on Arabic pronunciation |
|
«هدایت» |
Hedayat |
Hidaayah |
|
«بهجت» |
Behjat |
Bihjah |
|
«آیت» |
Ayat |
Aayah |
|
«کفایت» |
Kefayat |
Kifaayah |
|
«حشمت» |
Heshmat |
Hishmah |
با رخداد درج پایانی همخوان [t]، واکة /a/ دیگر در انتهای این نامها قرار ندارد. در نتیجه، این نامها مشمولِ شرایط محدودیت نشانداری *a]، که تولید واکۀ [a] را در انتهای واژه منع میکند، نیستند. به سخنی دیگر، این نامها این محدودیت را نقض نمیکنند.
عامل رخداد درج پایانیِ همخوان [t] محدودیت نویسهای >↔[t]ـة< است:
(26) نویسۀ تای تأنیث باید به صورت [t] تلفظ شود. >↔[t]ـة<
از آنجا که این محدودیت نویسهای موجب درج همخوان [t] میشود که در درونداد وجود ندارد، محدودیت پایایی ضد درجِ DEPکه هرگونه درجی را در برونداد جریمه میکند در برابر آن قرار دارد. رتبهبندی (27) که از افزودن این دو محدودیت به رتبهبندی (24) فرمولبندی شده، این فرایند را تبیین میکند.
(27) *a] >> IDENT [low], <ـة>↔[t] >> DEP
تلفظ نویسۀ تای تأنیث بهصورت [t] در در نام «بهجت» در تابلو (12) تحلیل شده است.
تابلو 12- تلفظ نویسۀ تای تأنیث بهصورت [t] در نام «بهجت»
Tableau 12- The pronunciation of tāʾ marbūṭa as [t]
|
DEP |
<ـة>↔[t] |
IDENT [low] |
*a] |
Input: /bihdZa/ |
|
|
* |
|
|
|
a. ☞ [behdZat] |
|
|
|
* |
*! |
|
b. [behdZe] |
|
|
|
|
* |
*! |
c. [bihdZa] |
|
همان گونه که در تابلو (12) پیداست، نخست گزینۀ پایای (c) به دلیل وجود واکة /a/ی پایانی، محدودیت نشانداری *a] را نقض کرده است. سپس گزینۀ (b) به دلیل تبدیل واکة افتادۀ /a/ به واکۀ نیمافراشتۀ [e]، محدودیت پایایی IDENT [low] را نقض کرده است. بنابراین گزینۀ (a) که این دو محدودیت را رعایت کرده بهعنوان برونداد بهینه برگزیده شده است.
طبق یافتههای این پژوهش، تفاوت املای انگلیسی نامهای ایرانیان و اعراب عمدتاً ناشی از تلفظ متفاوت نویسههای مشترک فارسی و عربی و تفاوت میان واجشناسی این دو زبان است. همچنین، میزان انطباقپذیری سامانه نوشتاری زبان انگلیسی با سامانههای نوشتاری این دو زبان و شیوههای رایج و جاافتاده این دو زبان در نویسهگردانی از دیگر دلایل تفاوت میان املای انگلیسی نامهای مشترک ایرانیان و اعراب است. خلاصهای از این دلایل در زیر بیان شده است:
نویسهگردانی حرف >و< از عربی به انگلیسی با حرف و از فارسی به انگلیسی با حرف انجام میشود.
>ق<ی عربی به صورت بیواک و >ق<ی فارسی به صورت واکدار است. از این رو، نویسهگردانی حرف >ق< در نامها از عربی به انگلیسی با حرف و از فارسی به انگلیسی غالباً با انجام میشود:
در زبان فارسی تفاوتی میان تلفظ دو نویسه >غ< و >ق< وجود ندارد. به همین دلیل در الفبای بینالمللی فونتیک >غ<ی فارسی را همچون >ق< با همان نماد /G/ نشان میدهند و در املای نامها از فارسی به انگلیسی با نویسهگردانی میکنند. حرف >غ< در املای نامها از عربی به انگلیسی نیز با همان حرف نویسهگردانی میشود که دلیلش متمایز کردن آن از نویسهگردانی حرف >ق< به صورت است. بنابراین، یکسانی نویسهگردانی حرف >غ< در املای نامها از فارسی و عربی به انگلیسی به صورت به دلایل مختلفی رخ میدهد.
اعراب نامهای دارای /a/ی کشیده را هم با یک حرف و هم با دو حرف ی متوالی نویسهگردانی میکنند. از آنجا که صورت کشیدۀ واکۀ /a/ جزو واجهای زبان فارسی نیست، به واکۀ پسین [A] تبدیل میشود و مانند نویسۀ فتحه فقط با استفاده از یک تک حرف نویسهگردانی میشود. از این رو، تمایزی میان واکۀ /a/ و واکۀ /A/ در املای انگلیسی نامهای ایرانیان وجود ندارد. این مسئله تلفظ نامهای ایرانیان را برای غیرایرانیان دشوار میسازد. این مشکل در اصل ناشی از نارسایی سامانۀ نوشتاری زبان انگلیسی است که فاقد نویسههای متمایزی برای نمایش این دو واکه است.
نویسۀ کسره در الفبای عربی متناظر با واکۀ /I/ و در الفبای فارسی متناظر با واکۀ /e/ میباشد. از این رو، اعراب نامهای دارای کسره را غالباً با حرف و در مواردی با حرف نویسهگردانی میکنند. ولی ایرانیان کسره را با استفاده از نویسهگردانی میکنند. البته مواردی وجود دارد که نویسهگردانی کسره در نامهای ایرانی با استفاده از حرف جاافتادهتر از حرف در جهان است. بنابراین، ایرانیان نیز سبک نویسهگردانی عربی را به کار میبرند. مانند املای انگلیسی شهر اصفهان که غالباً بهصورت Isfahan نوشته میشود.
در عربی برای تمایز املای انگلیسیِ نامهای دارای نویسۀ کشیدۀ >ی< از نویسۀ کوتاه کسره، معمولاً از توالی دو نویسه بهصورت بهره میبرند تا کشش >ی< را نشان دهند. ولی به دلیل نبودِ واکۀ کوتاه /I/ در زبان فارسی، نیازی به نشان دادن تمایز این واکۀ کوتاه با واکۀ کشیده /i/ در املای انگلیسی نامها وجود ندارد. ازاینرو، نامهای ایرانیان فقط با استفاده از یک تک نویسۀ نویسهگردانی میشود که شیوهای رایج و جاافتاده است.
نویسۀ «ضمه» در الفبای عربی متناظر با واکۀ /U/ و در الفبای فارسی متناظر با واکۀ /o/ میباشد. از این رو، اعراب نامهای دارای «ضمه» را غالباً با حرف و در مواردی با حرف نویسهگردانی میکنند. ولی ایرانیان «ضمه» را با استفاده از نویسهگردانی میکنند:
به رغم عدم تلفظ نویسۀ <ه> در «های تأنیث»، این نویسه در املای انگلیسیِ نامهای عربی و فارسی با حرف نویسهگردانی میشود. گویشوران بومی زبان انگلیسی همخوان /h/ را تلفظ نمیکنند. زیرا طبق واجآرایی زبان انگلیسی همخوان /h/ در انتهای هیچ واژه یا به سخنی فنیتر در پایانه هیچ هجایی وجود. بنابراین، مشکلی از بابت درج نویسه در املای انگلیسی این واژهها پیش نمیآید.
نویسهگردانی «های تأنیث» بهصورت حرف در املای انگلیسی این نامها در فارسی و عربی دلایل متفاوتی دارد. دو دلیل دستوری و آوایی وجود دارد. اما دلیل درج نویسه در املای انگلیسی این نامها در فارسی با دلیل درج آن در عربی تفاوت دارد. اگر به انتهای املای انگلیسی این قبیل نامها نویسه اضافه نشود اشتباهات تلفظی زیر پیش میآید:
- نامی همچون فاطمه احتمالاً بهصورت [fAtem]، یعنی بدون /e/ی پایانی تلفظ میشود؛ زیرا طبق واجآرایی زبان انگلیسی هیچ واژهای در این زبان به واکة /e/ ختم نمیشود.
- نامی همچون نفیسه احتمالاً بهصورت /"nefais/ تلفظ میشود؛ زیرا در زبان انگلیسی بافت[CiCe] یعنی بافتی که میان دو نویسة همخوانی، نویسة واکهای وجود داشته باشد و در انتها نویسة واکهای وجود داشته باشد، غالباً با واکۀ مرکب [ai] به صورت [CaiC] تلفظ میشود.
نویسۀ تایِ تأنیث در املای زبان فارسی در برخی واژهها به نویسۀ <ت> تبدیل شده و بهصورت همخوان [t] تلفظ میشود که باعث درج و تلفظ نویسۀ در املای انگلیسی نیز شده است.
[1] phoneme substitution or adaptation
[2] Hermans
[3] Al-Onaizan
[4] Knight
[5] Akuamah
[6].Odoom
[7] Bono
[8] Akan
[9] Tymoczko
[10] Davies
[11] Kang
[12] Ercilasun
[13] Common Turkish Alphabet
[14] Yilmaz
[15] AbdulJaleel
[16] Larkey
[17] Freeman
[18] Habash
[19] Almahameed
[20] در منابع عربی که رویکرد سنتیتری دارند و فقط به کشش توجه دارند، واکههای کوتاهِ افراشته غالباً با نمادهای /i/ و /u/ (در برابر همتاهای کشیده /i:/ و /u:/) نشان داده شدهاند. ولی در منابع نوینتر، این واکهها غالباً با نمادهای /I/ و /U/ نشان داده میشوند. به نظر میرسد که اخیراً با گسترش و پیشرفت مطالعات واجشناختی و آواشناختی زبان عربی، با مقایسه این واکهها با واکههای نرم(lax) /I/ و /U/ در زبان انگلیسی به این نتیجه رسیدهاند که تفاوت خاصی میان تلفظ این واکهها در زبانهای عربی و انگلیسی وجود ندارد.
[21] در نظریه بهینگی برای صورتبندی یک محدودیت نشانداری که ناظر بر عدم وجود یک واج در یک زبان است، در کنار آن واج یک ستاره میگذارند.
[22] برای نمونه،در واژه worth به صورت /T/ و در worthy به صورت /D/ تلفظ میشود. بدین سبب اگر فراگیران ایرانی زبان انگلیسی به این تفاوت واقف نباشند به قیاس با تلفظ نویسهدر واژه worth، نویسهدر واژه worthy را نیز به صورت /T/ تلفظ میکنند.
[23] پس قاریان قرآن باید مراقب باشند که هنگام تلفظ >ق< تارآواهایشان لرزش نداشته باشد.
[24] نویسه >ق< در برخی لهجهها و گویشهای زبان فارسی مانند کرمانی، یزدی و دزفولی بهصورت بیواک تولید میشود.
[25] orthographic constraints
[26] Hall
[27] Wiese
[28] Satoer
[29] Song
[30] Dong
[31] Baroni
[32] Hamann
[33] Colombo
1 نسرین نامی پارسی است که میان اعراب بسیار رایج است.
[35] . در زبان انگلیسی نویسۀ ی پایانی تنها در نام آلمانیِ Wernicke(’s area) تلفظ میشود که آن هم بهصورت واکه شووا یا /i/ است، نه واکة /e/.
[36]. مانند تبدیل تسلیة، حقیقة و حرکة در املای عربی به ترتیب به تسلیت، حقیقت و حرکت در املای زبان فارسی.