چکیده
تحلیل ریشه و ماهیت آن از مسائل پرچالش در نظریة صرف توزیعی است. تا به امروز رویکردهای مختلفی همچون ریشة تهی، ریشة مفهومی، ریشة آوامند و فرضیة ریشة دارای ضریبِ عددی برای توصیف این مفهوم مطرح گردیدهاند اما بحث برسر میزان کارآمدی آنها همچنان ادامه دارد. در این راستا، پژوهش پیشرو تلاش میکند تا با بهرهگیری از دادههای گفتاری دوزبانه کارایی این رویکردها را به بوتة آزمایش بگذارد؛ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و برپایة دادههای گفتاری دوزبانههای فارسی-کردی کلهری و فارسی-انگلیسی انجام شده است. دادههای پژوهش از گفتوگوهای طبیعی در محیطهای آموزشی گردآوری شده و سپس براساس چارچوب نظریة صرف توزیعی تحلیل گردیده است. تحلیلِ دادهها نشان میداد که دو فرضیة نخست در تبیین رفتارِ ریشه کارامدی لازم را ندارند، زیرا طبق رویکرد پیشنهادی آنها، عنصر ریشه فاقد مشخصة تمایزدهنده است که چنین وضعیتی، درج در ساختارهای دوزبانه را مختل میسازد و فرضیة سوم، یعنی ریشة آوامند نیز اساسا با أصول صرف توزیعی در تقابل قرار دارد. درنهایت، براساس تحلیل دادههای دارای رمزگردانی مشخص شد که فرضیة ریشة دارای ضریبِ عددی سازوکارِی کارامد برای تمایز ریشهها و همچنین تسهیل در فرایند درج دارد. افزونبر این، در چارچوب این پژوهش نشان داده شد که دیدگاه لوپِز (2023) در ارتباط با ضریب عددی ریشه در واژگان افراد دوزبانه، اساسا در زبانهایِ دارایِ مشخصة جنسیت قابل اعمال است و به زبانهای فاقد این مشخصه تعمیمپذیر نیست.
کلیدواژهها
موضوعات