• ثبت نام
  • ورود به سامانه
  • English

نشریه پژوهش های زبان شناسی

  1. صفحه اصلی
  2. بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی

شماره جاری

بر اساس شماره‌های نشریه

بر اساس نویسندگان

بر اساس موضوعات

نمایه نویسندگان

نمایه کلیدواژه ها

درباره نشریه

اهداف و چشم انداز

شرایط و ضوابط ارسال مقاله

اعضای هیات تحریریه

اصول اخلاقی انتشار مقاله

بانک ها و نمایه نامه ها

پیوندهای مفید

پرسش‌های متداول

فرایند پذیرش مقالات

اخبار و اعلانات

داوران سال 1404

داوران سال 1403

داوران سال 1402

ذاوران سال 1401

داوران سال 1400

داوران سال 1399

داوران سال 1398

بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی

    نویسندگان

    • بهادر ظفرآبادی 1
    • جلال رحیمیان 2

    1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

    2 استاد زبان شناسی، بخش زبانهای خارجی و زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز ، ایران

,

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10.22108/jrl.2020.120716.1435
  • مشخصات مقاله
  • مراجع
  • دریافت فایل
  • اصل مقاله
  • ارجاع به این مقاله
  • آمار
  • هم رسانی

چکیده

فعل سبک فارسی در طول زمان به لحاظ بسامد کاربرد و انواع آن دچار تطور شده است. مطالعه تغییرات بسامدی و انواع فعل سبک رایج در دوره‌های طولانی تاریخ تطور زبان فارسی امری معقول به نظر می‌رسد، اما مطالعه افعال سبک در دوره زمانی نسبتاً کوتاه حدوداً یک قرن برای تحولات نحوی امری جالب توجه می‌باشد که تحقیق حاضر به آن پرداخته است. بررسی در زمانی میزان کاربرد فعل سبک فارسی در دوره‌های مختلف می‌تواند ظهور و شکل گیری فعل سبک زبان فارسی را نشان دهد. بنابراین بررسی تعداد وقوع برخی از افعال سبک طی یک قرن می‌تواند به کشف چگونگی روند سبک شدن آن‌ها بیانجامد. به این منظور در این پژوهش، در پنج دوره 15000 فعل (ساده /مرکب) از متون روزنامه‌ای استخراج گردیده؛ سپس پنج فعل سبک «داشتن، آمدن، آوردن، گرفتن و دیدن» که از افعال سبک فارسی به حساب می‌آید، در طول یک قرن (1220-1320) در پنج دوره مورد بررسی قرار گرفته‌اند. با تحلیل افعال مرکب به دست‌آمده درهر دوره میزان افعال هم به لحاظ «نوع» و هم به لحاظ «رخداد» مشخص گردیده است. این پژوهش نشان می‌دهد که فعل «داشتن» فعل سبک اصلی در هر پنج دوره مورد بررسی بوده است. همچنین فعل «دیدن» در سه دوره آخر کاربردی از آن به عنوان فعل سبک مشاهده نشده است؛ در صورتیکه در دو دوره اول رواج داشته است، که نشان می‌دهد در دوره‌های اولیه به عنوان فعل سبک رواج داشته ولی به مرور زمان کاربرد فعل واژگانی پیدا کرده است. این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که بسامد فعل سبک در دوره‌های پنج‌گانه مورد بررسی دارای نوساناتی می‌باشد، ولی می‌توان از نظم حاصل از تغییرات بسامدی قواعدی استخراج و نتایجی مطرح نمود.

کلیدواژه‌ها

  • بسامد کاربرد
  • فعل سبک
  • فعل مرکب
  • زبان‌شناسی درزمانی
  • بسامد نوع
  • بسامد رخداد

موضوعات

  • ساخت واژه

اصل مقاله

. مقدمه                                                                                                                                   

فعل‌های سبک همواره موردتتوجّه زبان‌شناسان بوده ‌است. سبک شدن فعل به طور کلی به معنای کاهش سهم معنایی فعل در بیان گزاره نسبت به متمم مدنظر است (Huddleston & Pullum, 2002:290). واژۀ «فعل» در هر زبانی، دلالت بر «کنش»[1] و یا «حالت»[2] دارد. اگر به‌عنوان نمونه، فعل «دیدن» را در زبان فارسی در جملۀ «علی فیلم را دید» در نظر بگیریم، می‌بینیم که این فعل به‌لحاظ ویژگی‌های معنایی که دارد، دو موضوع‌[3] یکی بیرونی[4] «بیننده» یا همان «علی» و دیگری درونی[5] «دیده‌شده» یا همان «فیلم» را درگیر می‌کند. اما همین فعل در جملۀ «علی آسیب‌ دید» یک موضوع بیرونی به نام «علی» دارد و فعل تا حد زیادی از معنای اصلی خود تهی و سبک شده ‌است. فعل‌های سبک به‌عنوان ساخت‌هایی تعریف شده‌اند که معنای محدودی در ساخت‌های فعلی دارند ویا حتی بدون معنی هستند (Brugman, 2001). این فعل‌ها همواره چالشی برای زبان‌شناسان و نظریه‌های زبانی بوده‌اند. از زمان مطرح شدن این اصطلاح از سوی یسپرسن[6] (1940)، فعل سبک عمدتاً مقولۀ خاصی در نظر گرفته شده‌است که برخلاف دیگر مقوله‌های زبانی، ویژگی‌های نحوی و معنایی روشنی ندارد.

همایون‌فرخ (1337) ساختمان فعل را به ساده، پیشوندی و مرکب تقسیم می‌کند و از افعالی نام می‌برد که با معنایی متفاوت با معنای اصلی خود، با کلمات دیگر همراه می‌شوند و فعلی جدید می‌سازند. فرشیدورد (1351) بر این باور است که «فعل مرکب و گروه‌های فعلی از نظر درجۀ استحکام ترکیب و جوش‌خوردن اجزای آن به‌ترتیب اهمیت»، به دسته‌های گوناگونی تقسیم می‌شوند. فعل سبک فارسی در افعال مرکب نشیب‌وفراز زیادی هم به‌لحاظ تعداد افعال سبک و هم به‌لحاظ توزیع و تعدا وقوع داشته است به‌ طوری که در دورۀ میانه و زبان پهلوی استعمال فعل مرکب افزایش یافته است. این سیر در دورۀ دری نیز استمرار یافته است و در دورۀ دری شاهد بیشترین استفاده‌ها از فعل مرکب هستیم. «پخته ‌کردن، پوشیده‌ داشتن، پیوسته‌ کردن، آگنده‌ کردن، آزموده ‌کردن، فرسوده‌ کردن و جز آن» نمونه‌هایی از این دست هستند (متینی،1347: 410). به همین ترتیب، هرچه از آغاز فارسی دری به زمان حال نزدیک‌تر می‌شویم، شاهد افزایش وقوع «فعل مرکب» نسبت به قرن‌های گذشته هستیم. علل گرایش روزافزون فارسی‌زبانان به استفاده از «فعل مرکب» احتیاج به بررسی زبان‌شناختی بیشتری دارد. آنچه مسلم است این است که فعل سبک فارسی در طول زمان به‌لحاظ تعداد وقوع و انواع آن دستخوش تطور شده است. مطالعۀ تغییرات بسامدی و انواع فعل سبک رایج در دوره‌های طولانی تاریخ تطور زبان فارسی امری ضروری است؛ اما مطالعۀ تحول‌محور این افعال در دورۀ زمانی نسبتاً کوتاه (مثلاٌ یک قرن) نیز توجیه‌پذیر و جالب خواهد بود که در این پژوهش به آن پرداخته خواهد شد. ما طی این پژوهش می‌کوشیم تا با استخراج افعال سبک به‌کاررفته در بخش فراوانی از متون مربوط به قرن مدنظر، میزان وقوع پنج نوع فعل سبک از قبیل «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن» را طی این قرن مشخص کنیم و نیز مقایسه‌ای میان پنج دوره طی یک قرن داشته باشیم. ما در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هستیم که در هر دوره از دوره‌های پنج‌گانه در این قرن تعداد وقوع هرکدام از این افعال سبک به چه صورت است. بدین طریق، امید است که نوسانات موجود در انواع افعال سبک موردمطالعه طی یک قرن را به دست آوریم.

 

2. پیشینه پژوهش

یسپرسن (1940) برای نخستین‌بار اصطلاح فعل سبک را مطرح کرد. فعل سبک معمولاً به‌مثابه طبقۀ خاصی از مقولات دستوری شناخته شده است که مشارکتِ معنایی اندکی در گروه‌های فعلی دارد. عنصر فعلیِ گزاره‌های مرکبِ فارسی افعال سبک هستند. عده‌ای فعل سبک را محمولی تهی از معنا و برخی آن را زیرمجموعه‌ای از فعل کمکی می‌دانند ( Grimshaw & Mester, 1988). کانول[7] (2006) با توجه به نقش فعل سبک در فراگیری زبان در کودک استدلال می‌کند که فعل‌های سبک نه تنها در گفتار اولیۀ کودکان ظاهر می‌شوند، بلکه به‌لحاظ اینکه فعل‌های سبک وضعیت معنایی سرنمونی و خاصی دارند، منجر به فراگیری زودهنگام زبان و حتی نحو زبان می‌شود.

فعل‌ سبک فارسی توجه صاحب‌نظران فراوانی را به خود جلب کرده است؛ از آن جمله می‌توان به واحدی لنگرودی (1996)، کریمی‌دوستان (2005) و منصوری (1384؛ 1386؛1392) اشاره کرد. ناتل خانلری (1366) معتقد است «همکردی» چون «کردن، کشیدن، دادن، زدن، خوردن و .جز آن» با فعل‌یاری مانند اسم، صفت یا قید ترکیب می‌شود و حاصلِ آن، یک واحد واژگانی با مفهوم فعلی تازه‌ای به نام فعل مرکب است. در واقع، آنچه را خانلری از آن به‌عنوان همکرد تعبیر می‌کند در پیشینۀ پژوهشی عموماً فعل سبک نامیده می‌شود. منصوری (1384) بر این باور است که در افعال مرکب ترکیبی و انضمامی جزء فعلی که تصریف بر آن حمل می‌شود، فعل سبک است که به نسبتی از معنا تهی شده است. برخی افعال سبک مانند «خواندن» در افعال مرکبی چون «نماز خواندن» و «آواز خواندن» کمتر سبک می‌شوند و برخی چون «زدن» در «در زدن» بیشتر سبک می شود و فعل سبک «کردن» بیش از سایر افعال، سبک می‌شود به طوری که در برخی افعال مانند «پرداخت کردن» می‌توان آن را از جمله حذف کرد و به‌صورت «پرداخت» نوشت. مشابهاً، منصوری فعل سبکی مانند «زدن» در «سیلی زدن، آمپول زدن، حرف زدن و اتو زدن» را در یک پیوستار قرار می‌دهد که در این پیوستار «زدن» در «سیلی زدن» در یک سمت پیوستار و «زدن» در «اتو زدن» که سبک‌تر از همه است در سمت دیگر پیوستار قرار می‌دهد.

محمد و کریمی (1992) که در چارچوب نظریۀ حاکمیت و مرجع گزینی به بررسی افعال مرکب پرداخته‌اند عنصر فعلی افعال مرکب فارسی را فعل «سبک» نامیده‌اند. کریمی‌دوستان (1997) بیست‌ویک فعل زبان فارسی را فعل «سبک» محسوب می‌کند و عقیده دارد که این قبیل افعال از معنی تهی شده‌اند و به سازۀ اسمی همراه خود نقش تتایی نمی‌دهند. او اعتقاد دارد که اسم و صفت به فعل منضم می‌شوند و فعل جدیدی می‌سازند. همچنین، کریمی‌دوستان به تحلیل ساخت موضوعی افعال مرکبی که جزء فعلی آن‌ها فعل سبک است، می‌پردازد. او به این نتیجه می‌رسد اگرچه در ساخت‌هایی مانند «اختصاص دادن» و «اختصاص یافتن» فعل سبک در ساخت موضوعی فعل مؤثر است؛ ولی در فعل‌هایی مانند «نرمش کردن» و «سکته کردن» و همچنین «اهدا کردن» با وجود ثابت بودن فعل سبک ساخت موضوعی فعل تغییر می‌کند. بنابراین، می‌توان ادعا کرد که نه فعل سبک و نه جز غیرفعلی هیچ‌کدام به‌تنهایی ظرفیت شکل دادن ساخت موضوعی فعل را ندارند. کریمی‌دوستان (2005) به‌صورت گسترده‌ای افعال سبک و حالت ساختاری آن‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد؛.او با اشاره به نظریۀ هاله[8] و کایزر[9] (1993) دربارۀ فعل سبک انتزاعی، آن را هسته مشرف برگروه فعلی می‌پندارد. آن‌ها نقش فعل سبک را در اعطای حالت می دانند. همچنین، هاله و کایزر بر این باورند که در طول زمان فعل سبک محتوای معنایی خود را به‌تدریج کم کرده است.

فولی[10]، هارلی[11] و کریمی (2005)، مگردومیان[12] (2001)، کریمی‌دوستان (2001a; 2001b; 2005) و فامیلی  (2006; 2011) ازجمله پژوهشگرانی هسنتند که در باب افعال مرکب به پژوهش پرداخته‌اند. مگردومیان (2001) استدلال می‌کند که فعل سبک «کردن» به‌عنوان یک فعل بیرونی باعث ایجاد یک موضوع بیرونی می‌شود و فعل سبک «شدن» به‌عنوان یک فعل سبک درونی موجب ایجاد یک موضوع درونی می‌شود. فولی، هارلی و کریمی (2005) بر ساخت رخدادی و ویژگی‌های نمودی ساخت‌های دارای افعال سبک در زبان فارسی تمرکز کرده‌اند. از نظر آن‌ها عناصر غیرفعلی در تعیین نمود ساخت فعل سبک نقش مهمی دارند، در حالی که افعال سبک دلیل حضور موضوع کنشگر هستند. «کردن» به‌عنوان یک فعل سبک ساخت‌های گذرا و غیرکنادی[13] را شکل می‌دهد، در حالی که فعل سبک «شدن» ساخت‌های غیرمفعولی را تشکیل می‌دهد. فولی، هارلی و کریمی (2005) معتقدند در زبان فارسی از قرن سیزدهم تاکنون فعل‌های مرکب به‌تدریج جایگزین فعل‌های ساده شده‌اند؛ مانند «آگاهانیدن» و «آغازیدن» که به‌ترتیب به «آگاه‌‌ کردن» و «آغاز کردن» تبدیل شده‌است.

 

3. چارچوب نظری

یکی از آثار جامع و معتبر دستوری که طی سال‌های اخیر در بسیاری از پژوهش‌های زبان‌شناسی به‌عنوان چارچوبی نظری از آن استفاده شده، هادلستون و پولوم (2002) است. یکی از مباحث مبسوط در این اثر به افعال سبک تعلق دارد. از این رو، این اثر، به‌عنوان مناسب‌ترین منبع و مرجع، زیربنای پژوهشی ما را تشکیل داده است. آنچه ما در این پژوهش از افعال مرکب و افعال سبک مطرح می‌کنیم بر آرای این دو زبان‌شناس بزرگ معاصر در زمینۀ افعال سبک و مرکب مبتنی است.

هادلستون و پولوم (2002) افعال سبک، یا «کاربردهای سبکِ افعال» در تعبیر آن‌ها، را این‌گونه تعریف می‌کنند افعالی هستند که سهم آن‌ها در بیان معنای گزارۀ مدنظر در قیاس با متمم‌هایشان نسبتاً ناچیز است. آن‌ها ادامه می‌دهند که محتوای اصلیِ معنا نه در فعل سبک، بلکه در متممی است که در جمله ظاهر می‌شود. در ادامه جنبه‌های گوناگون معنایی و نحوی افعال سبک را به‌تفصیل مورد تحلیل قرار می‌دهیم. راهبرد آن‌ها برای انجام پژوهش حاضر بسیار کارآمد است. 

 

4. داده‌ها و شیوۀ تحلیل

در این پژوهش به بررسی پنج فعل سبک یعنی «داشتن، آمدن، آوردن، دیدن و گرفتن» پرداخته‌ایم که فراوانی نسبتاً خوبی دارند. داده‌های پژوهش از روزنامه‌های سال‌های 1220 تا 1320 شمسی از دورۀ اول سری روزنامۀ وقایع اتفاقیه دهۀ 1220 شمسی، دورۀ دوم روزنامۀ اختر دهۀ 1240 شمسی، دورۀ سوم سری روزنامۀ تربیت دهۀ 1260، دورۀ چهارم سری روزنامۀ صوراسرافیل دهۀ 1280 شمسی و دورۀ پنجم روزنامۀ چهره‌نما دهۀ 1300 شمسی استخراج شده است. روزنامه‌های مذکور به‌صورت جمله‌به‌جمله خوانش شدند و در هر دوره 3000 فعل به‌طور تصادفی استخراج و ثبت شد. در گام بعد، افعال مستخرج از روزنامه به نرم‌افزار انت کانک[14] منتقل شدند. سپس، با فعال کردن گزینۀ مربوط، کل کلمه‌ها به‌صورت تکواژه‌ای دسته‌بندی شدند و به نمایش درآمدند. پس از آن، با فعال کردن گزینۀ دیگری تمام افعال حاوی فعل سبک با نوع[15] و تعداد وقوع[16] مربوطه روی صفحه به نمایش درآمدند. پس از آن ارقام مربوط به افعال سبک به جدول‌های ارائه‌شده در متن مقاله منتقل شدند.

 

5. تحلیل داده‌ها

5-1. بررسی درزمانی فعل‌های سبک به‌لحاظ تعداد وقوع

ما با علم به اینکه دو فعل سبک «زدن» و «کردن» از پربسامدترین افعال سبک فارسی هستند، در پی آن بودیم تا به بررسی برخی دیگر از فعل‌های سبک پربسامد که در رتبه‌های پایین‌تری در مقایسه با این دو قرار دارند و همچنین، مطالعه نشده‌اند، بپردازیم. بر همین اساس، با مروری گذرا بر افعال سبک موجود در متون موردمطالعۀ خود به این فرض رسیدیم که پنج فعل مذکور باید تعداد وقوع بیشتری در مقایسه با دیگر افعال سبک داشته باشند. به منظور ارزیابی این فرض و به هدف رسیدن به نتایجی علمی و آماری در این باب، تصیمم به انتخاب این پنح فعلی که پیش از این ذکر شدند، گرفتیم. آنچه نیز به دنبال می‌آید نتایج بررسی‌های آماری در باب پنج فعل موردمطالعه است. ابتدا نگاهی به جدول (1) و نمودار (1) خواهیم داشت و سپس توضیحات لازم ارائه خواهد شد.

 

جدول 1.مقایسۀ تحول درزمانی تعداد وقوع  پنج فعل‌ سبک «داشتن، آمدن، آوردن، دیدن و گرفتن»

Table 1. The comparison of diachronic evolution of the light verb occurrences between dӑštan ‘have’, ǎmadan ‘come’, ǎvardan ‘bring’, gereftan ‘get’, and didan ‘see’

فعل

مقایسۀ تعداد وقوع افعال سبک

 

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

جمع

درصد

داشتن

104

80

120

105

107

516

19/55

آمدن

54

26

31

20

21

152

26/16

آوردن

31

27

22

29

25

134

33/14

دیدن

8

8

0

0

0

16

72/1

گرفتن

13

21

22

34

27

117

52/12

 

 

نمودار 1. مقایسۀ تعداد وقوع افعال سبک

Chart 1. A comparison between the number of the light verb occurrences

 

جدول (1) و نمودار (1) نشانگر مقایسه میان فعل‌های سبک «داشتن، آمدن، آوردن، دیدن و گرفتن» به‌لحاظ تعداد وقوع در طول پنج دورۀ موردبررسی است. طبق جدول، فعل سبک «داشتن» در هر پنج دوره بالاترین تعداد وقوع را دارد. به‌لحاظ تعداد وقوع نیز این فعل سبک به‌ترتیب با تعداد وقوع‌ 104، 80، 120، 105 و 107 با فاصلۀ معناداری در مقایسه با سایر فعل‌ها در صدر قرار گرفته است. اهمیت فعل سبک «داشتن» در این دوره‌ها از آنجا معلوم می‌شود که این فعل به‌تنهایی در هر دوره ازلحاظ تعداد وقوع در صدر مجموع این پنج فعل قرار گرفته است به طوری که در دورۀ اول حدود 50 درصد، در دورۀ دوم بیش از 49 درصد، در دورۀ سوم بیش از 61 درصد، در دورۀ چهارم بیش از 56 درصد و در دورۀ پنجم بیش از 59 درصد از کل پنج فعل را شامل شده است. به دیگر سخن، فعل سبک «داشتن» طی صد سال موردبررسی، که آغاز آن تقریبا دویست سال نسبت به حال حاضر فاصله دارد، مانند امروز در صدر پنج فعل سبک فارسی قرار داشته است. با توجه به ارقام به‌دست‌آمده نسبت درصد وقوع این فعل سبک در دوره‌های سوم و پنجم بیش از سه دورۀدیگر بوده است.

دومین فعل موردبررسی فعل «آمدن» است که در دورۀ اول بیش از 25 درصد از مجموع تعداد وقوع پنج فعل، در دورۀ دوم بیش از 16 درصد، در دورۀ سوم بیش از 15درصد، در دورۀ چهارم بیش از 10 درصد و در دورۀ پنجم بیش از 11 درصد را به خود اختصاص داده ‌است.

 سومین فعل موردبررسی، «آوردن» است که در دورۀ اول از مجموع تعداد وقوع پنج فعل حدود 15 درصد، دورۀ دوم حدود 17 درصد، دورۀ سوم 42 درصد، دورۀ چهارم 15 درصد و دورۀ پنجم حدود 14 درصد به خود اختصاص داده‌ است و به‌لحاظ رتبه روند کاهشی را نشان می‌دهد. این پژوهش نشان می‌دهد با گذشت زمان این فعل نقش چندان درخورتوجهی در مجموعۀ افعال سبک فارسی ایفا نمی‌کند. به‌لحاظ تعداد وقوع نیز به‌جز در دورۀ سوم در سایر دوره‌ها تقریباً روند کاهشی را نشان می‌دهد که با لحاظ کردن رتبه تعداد وقوع بالاتر دورۀ سوم در مقایسه با دوره‌های چهارم و پنجم توجیه‌پذیر است.

چهارمین فعل سبک موردبررسی، «دیدن» است که در دوره‌های اول و دوم از مجموع تعداد وقوع پنج فعل حدود 4 درصد، و دوره‌های سوم، چهارم و پنجم که به‌عنوان فعل سبک وقوعی نداشته درصدی به خود اختصاص نداده است و با توجه به تعداد وقوع هشت‌مرتبه‌ای در دوره‌های اول و دوم و عدم وقوع آن به‌مثابه فعل سبک در دوره‌های بعدی سیر نزولی را نشان می‌دهد؛ به این معنی از دورۀ سوم به بعد این فعل عمدتاً به‌مثابه فعل واژگانی به کار رفته است. تعداد وقوع هشت‌مرتبه‌ای در دوره‌های اول و دوم نشان می‌دهد این فعل در دوره‌های بعد در حال تبدیل شدن به یک فعل ساده است.

پنجمین فعل موردبررسی در این قسمت، «گرفتن» است که در دورۀ اول 6 درصد، در دورۀ دوم 10 درصد، در دورۀ سوم حدود 11 درصد، در دورۀ چهارم بیش از 16 درصد و در دورۀ پنجم حدود 13 درصد را به خود اختصاص داده است. براساس ارقام جدول، فعل «گرفتن» به‌عنوان فعل سبک از دورۀ اول تا دورۀ پنجم تقریباً روند افزایشی داشته است و همین امر حاکی از تبدیل شدن این فعل به یک فعل سبک است.

مختصر اینکه فعل «داشتن» با تعداد وقوع بالغ بر 55 درصد، «آمدن» با تعداد وقوع 16 درصد، «آوردن» با تعداد وقوع بیش از 14 درصد، «گرفتن» با تعداد وقوع بیش از 12 درصد و «دیدن» با تعداد وقوع حدود 2 درصد به‌ترتیب رتبه‌های نخست تا پنجم را به خود اختصاص داده‌اند.

 

5-2. تحلیل درزمانی افعال براساس نوع فعل و تعداد وقوع افعال

ابتدا نگاهی به جدول (2) و نمودار (2) خواهیم داشت. سپس، توصیحات لازم ارائه می‌شود. در جدول زیر، میزان وقوع فعل‌های سبک به‌لحاظ نوع فعل و تعداد وقوع همۀ افعال به نمایش درآمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2. فعل‌های سبک به‌لحاظ نوع فعل و تعداد وقوع همۀ افعال

Table 2. Light verbs based on type and token

دورۀ 5

دورۀ 4

دورۀ 3

دورۀ 2

دورۀ 1

 

 

75

80

76

48

82

نوع فعل

 

داشتن

107

105

120

80

104

تعدا وقوع همۀ افعال

7

4

12

6

11

حداکثر وقوع یک فعل

    42/1

31/1

57/1

26/1

26/1

نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل

 

10

14

15

18

22

نوع فعل

 

آمدن

21

20

31

26

54

تعدا وقوع همۀ افعال

8

3

9

4

13

حداکثر وقوع یک فعل

50/0

42/1

06/2

44/1

45/2

نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل

 

15

10

10

11

9

نوع فعل

 

آوردن

25

29

22

27

31

تعدا وقوع همۀ افعال

6

7

5

9

12

حداکثر وقوع یک فعل

66/1

9/2

2/2

45/2

44/3

نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل

 

0

0

0

7

6

نوع فعل

 

دیدن

0

0

0

8

8

تعدا وقوع همۀ افعال

0

0

0

3

3

حداکثر وقوع یک فعل

0

0

0

14/1

33/1

نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل

 

18

27

15

15

11

نوع فعل

 

گرفتن

27

34

22

21

13

تعدا وقوع همۀ افعال

5

2

4

6

3

حداکثر وقوع یک فعل

5/1

25/1

46/1

4/1

18/1

نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل

 

 

 

نمودار 2. فعل‌های سبک به‌لحاظ نوع فعل و تعداد وقوع همۀ افعال

Chart 2. Light verb occurrences based on type and token

 

منظوراز چهار اصطلاح به‌کاررفته در جدول فوق این است که نخست، «نوع فعل» یعنی هر فعل سبک به‌همراه فعل‌یار (مثلاً، «ادامه داشتن، «عجله داشتن» و جز آن). دوم، «تعداد وقوع همۀ افعال» یعنی شمار کل ترکیب‌هایی که هریک حاوی یک فعل سبک در یک دوره است. سوم، «حداکثر وقوع یک فعل» یعنی تعداد مرتبه‌ای است که یک فعل یکسان در یک دوره تکرار شده است. و چهارم، «نسبت تعداد وقوع کل افعال به نوع فعل» یعنی حاصل تقسیم تعداد کل افعال هر دوره به نوع افعال آن دوره است.

براساس این نتایج میزان وقوع نوع فعل سبک «داشتن» که عمدتاً هم در رتبۀ اول قرارمی‌گیرد، به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم به‌لحاظ تعداد وقوع نوع فعل 82، 48، 76، 80، 75 که این تعداد در مقایسه با چهار فعل سبک دیگر حاکی از فاصله درخورتوجه این فعل در مقایسه با چهار فعل دیگر است. به همین ترتیب، میزان وقوع این فعل به‌لحاظ تعداد نیز در هر پنج دوره به‌ترتیب 104، 80، 120، 105، 107 است. حداکثر وقوع فعل سبک «داشتن» از دورۀ نخست تا دورۀ پنجم به‌ترتیب 11، 6، 12، 4، 7 است که تقریباً در طول زمان این تعداد وقوع کاهش یافته است. میزان وقوع فعل سبک «آمدن» به‌لحاظ نوع فعل به‌ترتیب از دورۀ نخست تا دورۀ پنجم 22، 18، 15، 14، 10 است و به‌لحاظ شمار وقوع کل افعال 54، 26، 31، 20، 21 است. تعداد وقوع حداکثر کاربرد فعل سبک «آمدن» به‌ترتیب از دورۀ نخست تا دورۀ پنجم، 13، 14، 9، 3، 8 است که به طور متناوب روند افزایش و کاهش را نشان می‌دهد. تعداد وقوع فعل سبک «آوردن» به‌لحاظ نوع فعل به‌ترتیب از دورۀ نخست تا دورۀ پنجم، 9، 11، 10، 10، 15 است که به‌وضوح روند افزایشی شمار وقوع فعل سبک «آوردن» را نشان می‌دهد. تعداد وقوع این فعل به‌ترتیب 31، 27، 22، 29، 25 است که البته در تعداد وقوع فعل نیز روند افزایشی و کاهشی مشهود است. این مسئله نشان می‌دهد که «آوردن» به‌لحاظ شمار وقوع و نوع فعل رو به افزایش بوده است. بیشترین تعداد وقوع افعال حاوی «آوردن» به‌ترتیب ازدورۀ اول تا دورۀ پنجم به‌ترتیب 12، 9، 5، 7، 6 است که در این بخش نیز به تناوب با کاهش وقوع روبه‌رو هستیم. فعل «دیدن» به‌عنوان فعل سبک در دوره‌های سوم، چهارم و پنجم در ساختار فعل مرکب وقوعی نداشته و میزان وقوع این فعل در دوره‌های اول و دوم به‌لحاظ نوع فعل به‌ترتیب 6 و 7 است و ازلحاظ شمار وقوع نیز تقریباً همین وضعیت را داشته است و با توجه به حداکثر تعداد وقوع این فعل، در طول این دو دوره که به‌ترتیب 3 و 3 است، روند وقوع آن کمابیش ثابت بوده است.

 

5-3. تعداد وقوع هر فعل سبک نسبت به چهار فعل سبک دیگر در هر دوره

ابتدا نگاهی به جدول (3) خواهیم داشت؛ سپس، به تحلیل نسبت وقوع هر پنج فعل سبک موردبررسی در پنج دوره متوالی می‌پردازیم.

جدول3. نسبت تعداد وقوع فعل سبک به مجموع در هر دوره در هریک از فعل‌های مرکب.

Table 3. The proportion of the total occurrences of the light verbs in complex predicates in each period

دورۀ 5

دورۀ 4

دورۀ 3

دورۀ 2

دورۀ 1

فعل

59%

55%

61%

49%

49%

داشتن

12%

11%

16%

16%

26%

آمدن

14%

15%

11%

17%

15%

آوردن

15%

18%

11%

13%

6%

گرفتن

0

0

0

5%

4%

دیدن

 

در جدول فوق، نسبت تعداد وقوع هر فعل سبک به مجموع تعداد وقوع فعل سبک نشان‌ داده شده‌ است. داده‌ها نشان می‌دهد که ابتدا با توجه به تعداد وقوع فعل «داشتن» به‌مثابه فعل«سبک» به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم که عبارت‌اند از «104، 80، 120، 105، 107»، نسبت تعداد وقوع این فعل به مجموع تعداد وقوع چهار فعل سبک دیگر به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «49%، 49%، 61%، 55%، 59%» است. این مسئله خود بیانگر آن است که این فعل در ساختار فعل مرکب در مجموع بیش از سایر فعل‌ها‌ی سبک موردبررسی به‌صورت فعل سبک ظاهر شده‌ است. به همین ترتیب، تعداد وقوع فعل «آمدن» به‌عنوان فعل «سبک » در ساختار فعل مرکب به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم عبارت‌اند از «54، 26، 31، 20، 21» . تعداد وقوع فعل «آوردن» به‌عنوان فعل «سبک » به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «31، 27، 22، 29، 25» است. بنابراین، نسبت وقوع این فعل به‌عنوان فعل سبک در ساختار فعل مرکب به مجموع وقوع چهار فعل سبک دیگر به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «15%، 17%، 11%، 15%، 14%» است که در نتیجه در رتبۀ سوم قرارمی‌گیرد. تعداد وقوع فعل «گرفتن» به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «13، 21، 22، 34، 27» است. در نتیجه، نسبت وقوع این فعل به‌عنوان فعل سبک به مجموع وقوع چهار فعل سبک دیگر به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «6%، 13%، 11%، 18%، 15%» است که البته روند روبه‌رشد را نشان می‌دهد. در نهایت، تعداد وقوع فعل «دیدن» به‌عنوان فعل «سبک » به‌ترتیب از دورۀ اول تا دورۀ پنجم «8، 8، 0، 0، 0» است. بنابراین، نسبت وقوع این فعل به‌مثابه فعل سبک به مجموع وقوع چهار فعل سبک دیگر به‌ترتیب فقط در دورۀ اول و دورۀ دوم با «4%، 5%» است که در مقایسه با دورۀ سوم تا دورۀ پنجم که وقوعی نداشته است روند کاهشی را نشان می‌دهد.

6. بررسی تعداد وقوع افعال سبک

6-1. بررسی تعداد وقوع فعل سبک «داشتن» در ساخت‌های حاوی فعل سبک

در این قسمت شانزده نمونه از انواع فعل‌های مرکب با فعل سبک «داشتن» را از دورۀ اول تحلیل و با سایر دوره‌ها مقایسه می‌کنیم. براساس تحلیلی که صورت گرفته است، پربسامدترین افعال مرکب با فعل سبک «داشتن» به‌ترتیب تعداد وقوع عبارت‌اند از ابتدا فعل مرکب «نگاه‌داشتن» با تعداد وقوع 11 و رتبۀ اول، که در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 6، دوره‌های سوم و چهارم با تعداد وقوع 3 و دورۀ پنجم که وقوعی نداشته، از برتری درخورتوجهی برخورداراست؛ در ضمن، دورۀ دوم نسبت به دوره‌های سوم، چهارم و پنجم در رتبه بالاتری قرارمی‌گیرد. سپس، فعل مرکب «معمول‌ داشتن» با تعداد وقوع 7 و رتبۀ دوم، در مقایسه با دوره‌های دوم و سوم که وقوعی نداشته است، در دوره چهارم و پنجم با تعداد وقوع 1 همچنان برتری چشم‌گیری دارد. افعال مرکب نسبتاً پربسامد دورۀ اول به‌ترتیب تعداد وقوع، ابتدا فعل مرکب «بنا داشتن» با تعداد وقوع 4 و رتبۀ سوم، در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته است، در رتبۀ به‌مراتب بالاتر؛ سپس، افعال مرکب «اهتمام ‌داشتن، موقوف‌ داشتن» با تعداد وقوع 3 و رتبۀ چهارم، ابتدا فعل مرکب «اهتمام‌ داشتن» در مقایسه با دورۀ دوم که وقوعی نداشته، دورۀ سوم با تعداد وقوع 2، دوره‌های چهارم و پنجم هم که وقوعی نداشته است، در رتبۀ بالاتری قرارمی‌گیرد. سپس، فعل مرکب «موقوف ‌داشتن» در مقایسه با دوره‌های دوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته و دورۀ سوم با تعداد وقوع 1 همچنین در رتبۀ بالاتری قرارمی‌گیرد. افعال مرکب کم‌بسامد دورۀ اول با تعداد وقوع 2 شامل «ادعا داشتن، توقف ‌داشتن» است که ابتدا فعل مرکب «ادعا داشتن» در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتر؛ سپس، فعل مرکب «توقف ‌داشتن» در مقایسه با دورۀ سوم با تعداد وقوع 1 و سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته در سطح بالاتری قرار می‌گیرد. افعال مرکبی که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته‌اند عبارت‌اند از «دقت ‌داشتن، مصروف‌ داشتن، گمان ‌داشتن، اختصاص‌ داشتن، غفلت‌داشتن، مراقبت ‌داشتن، مرخص‌ داشتن، محول‌ داشتن، اطاعت ‌داشتن»، که در مقایسه با دوره‌های دیگر، ابتدا افعال مرکب «غفلت ‌داشتن، مرخص ‌داشتن، اطاعت ‌داشتن» که در چهار دورۀ دیگر وقوعی از آن‌ها دیده نشده است، در رتبۀ بالاتر؛ سپس، فعل مرکب «دقت‌ داشتن» که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته است، در مقایسه با دوره‌های دوم، سوم و چهارم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر و در قیاس با دورۀ پنجم که یک‌بار به کار رفته است در رتبۀ مساوی قرارمی‌گیرد؛ فعل مرکب «مصروف‌ داشتن» که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته است، در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 5 و رتبۀ 9 به‌مراتب پایین‌تر، و در مقایسه با دوره‌های سوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است. فعل مرکب «گمان‌ داشتن» در مقایسه با دوره‌های دوم و چهارم که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتر، و در مقایسه با دورۀ سوم با تعداد وقوع 2 در رتبۀ پایین‌تر، و در نهایت، در مقایسه با دورۀ پنجم با تعداد وقوع 1 در رتبۀ مساوی قرارمی‌گیرد. فعل مرکب «اختصاص ‌داشتن» در مقایسه با دورۀ دوم که وقوعی نداشته در رتبه بالاتر، و در مقایسه با دوره‌های چهارم و پنجم با تعداد وقوع 1 در رتبۀ مساوی و در مقایسه با دورۀ سوم با تعداد وقوع 4 دررتبۀ پایین‌تری قرار می‌گیرد. فعل مرکب «مراقبت‌ داشتن» در مقایسه با دوره‌های دوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتر، و در مقایسه با دورۀ سوم با تعداد وقوع 3 در رتبۀ پایین‌تری قرار می‌گیرد. در پایان فعل مرکب «محول ‌داشتن» در مقایسه با دوره‌های سوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته در رتبه بالاتر، و در قیاس با دورۀ دوم که یک‌بار به کار رفته از رتبۀ برابری برخوردار است.

 

 

جدول 4. بررسی خرد تعداد وقوع فعل‌ سبک «داشتن» در دوره‌های پنج‌گانه در فعل مرکب

Table 4. Detailed examination of occurrence of dӑštan in complex predicates in five periods

فعل

 دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

نگاه‌ داشتن

معمول ‌داشتن

بنا داشتن

اهتمام ‌داشتن

موقوف ‌داشتن

ادعا داشتن

توقف‌ داشتن

دقت ‌داشتن

11

7

4

3

3

2

2

1

6

0

0

0

0

0

0

0

3

0

0

2

1

0

1

0

3

1

0

0

0

0

0

0

0

1

0

0

0

0

0

1

مصروف‌ داشتن

گمان‌ داشتن

اختصاص ‌داشتن

غفلت‌ داشتن

مراقبت‌ داشتن

مرخص ‌داشتن

محول ‌داشتن

اطاعت ‌داشتن

1

1

1

1

1

1

1

1

5

0

0

0

0

0

1

0

0

2

4

0

3

0

0

0

0

0

1

0

0

0

0

0

0

1

1

0

0

0

0

0

 

6-2. بررسی تعداد وقوع فعل سبک «آمدن» در ساخت‌های حاوی فعل سبک

در این قسمت هم دوباره شانزده نمونه از انواع فعل‌های مرکب با فعل سبک «آمدن» از دورۀ اول تحلیل و با سایر دوره‌ها مقایسه می‌شوند. بنابراین، پربسامدترین افعال مرکب به‌ترتیب تعداد وقوع عبارت‌اند از ابتدا فعل مرکب حرف اضافه‌ای «به ‌عمل ‌آمدن» با تعداد وقوع 13 و رتبۀ اول که در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 3، دورۀ سوم با تعداد وقوع 9، دورۀ چهارم با تعداد وقوع 1 و دورۀ پنجم با تعداد وقوع 8، از رتبۀ بالاتری برخوردار است. سپس، فعل مرکب «برآمدن» با تعداد وقوع 8 و رتبۀ دوم، در مقایسه با دوره‌های دوم، سوم و پنجم که وقوعی نداشته و دورۀچهارم با تعداد وقوع 1، باز در رتبۀ بالاتری قرار می‌گیرد. افعال نسبتاً پربسامد دورۀ اول شامل «بیرون ‌آمدن، به ‌رکاب ‌آمدن» با تعداد وقوع 5 و رتبۀ سوم هستند. ابتدا وقوع فعل مرکب «بیرون ‌آمدن» در مقایسه با دوره‌های دوم و پنجم که وقوعی نداشته، و همچنین، دورۀ سوم با تعداد وقوع 4 و دورۀ چهارم با تعداد وقوع 3، از رتبۀ بالاتری برخورداراست. سپس، فعل مرکب «به ‌رکاب ‌آمدن» هم در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتری قرار می‌گیرد. افعال مرکب نسبتاً کم‌بسامد شامل «برف ‌آمدن، حاصل ‌آمدن» با تعداد وقوع 3 و رتبۀ چهارم است. ابتدا وقوع فعل مرکب «برف ‌آمدن»، در مقایسه با دوره‌های سوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته و دورۀ دوم با تعداد وقوع 1، در سطح بالاتری قرار می‌گیرد. سپس، وقوع فعل مرکب «حاصل ‌آمدن»، در مقایسه با وقوع آن در دورۀ دوم با تعداد وقوع 4 در رتبۀ پایین‌تر و در مقایسه با دوره‌های سوم، چهارم و پنجم که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است. افعال کم‌بسامد دورۀ اول با تعداد وقوع 2 و رتبۀ پنجم عبارت‌اند از «حال ‌آمدن، به ‌نظر آمدن، پیش ‌‌آمدن». ابتدا وقوع فعل مرکب «حال ‌آمدن» در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتر؛ سپس، فعل مرکب «به ‌نظر آمدن» نیز در مقایسه با دوره‌های دوم و سوم با تعداد وقوع 1 و دوره‌های چهارم و پنجم که وقوعی نداشته، در سطح بالاتر؛ در نهایت، فعل مرکب «پیش‌ آمدن» در مقایسه با دوره‌های دوم و چهارم که وقوعی نداشته و دورۀ سوم با تعداد وقوع 1 در رتبۀ بالاتر و در مقایسه با دورۀ پنجم با تعداد وقوع 2 در سطحی برابر قرار می‌گیرد. افعال مرکبی که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته‌اند عبارت‌اند از «به‌ دست‌ آمدن، سیل ‌آمدن، به ‌انتظام ‌آمدن، شامل ‌آمدن، به ‌ظهور آمدن، لازم ‌آمدن، به ‌التزام ‌آمدن». ابتدا افعال مرکب «سیل ‌آمدن، به ‌انتظام ‌آمدن، شامل ‌آمدن، به ‌ظهور آمدن، به ‌التزام ‌آمدن» در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر؛ سپس، فعل مرکب حرف‌اضافه‌ای «به ‌دست‌ آمدن» در مقایسه با دوره‌های دوم و چهارم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر و در مقایسه با دورۀ سوم با تعداد وقوع 4 و دورۀ پنجم با تعداد وقوع 3 در رتبۀ پایین‌تری قرار می‌گیرد. در انتها فعل مرکب «لازم‌ آمدن» در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع2 در رتبۀ پایین‌تر و در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته در سطح بالاتری قرار می‌گیرد.

 

جدول 5. بررسی خرد تعداد وقوع فعل‌ سبک «آمدن» در دوره‌های پنج‌گانه در فعل مرکب

Table 5. Detailed examination of occurrence of ǎmadan in complex predicates in five periods

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

به ‌عمل‌‏آمدن

برآمدن

بیرون‏‌آمدن

به‌ رکاب‏آمدن

برف‌‏آمدن

حاصل‌‏آمدن

حال‌‏آمدن

به ‌نظر‏آمدن

13

8

5

5

3

3

2

2

3

0

0

0

1

4

0

1

9

0

4

0

0

0

0

1

1

1

3

0

0

0

0

0

8

0

0

0

0

0

0

0

پیش ‌آمدن

به ‌دست ‌آمدن

سیل‌ آمدن

به ‌انتظام ‌آمدن

شامل ‌آمدن

به ‌ظهور آمدن

لازم ‌آمدن

به‌ التزام‌ آمدن

2

1

1

1

1

1

1

1

0

0

0

0

0

0

2

0

1

4

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

2

3

0

0

0

0

0

0

 

6-3. بررسی تعداد وقوع فعل سبک «آوردن» در ساخت‌های حاوی فعل سبک

حال می‌پردازیم به تحلیل افعال مرکب با فعل سبک «آوردن». در دورۀ اول از سه‌هزار دادۀ برگرفته از متون روزنامه‌ای تنها 9 فعل مرکب به‌ دست آمده است که با سایر دوره‌ها مقایسه می‌کنیم. ابتدا پربسامدترین فعل مرکب حرف ‌اضافه‌ای با تعداد وقوع 12 و رتبۀ اول فعل مرکب «به ‌عمل ‌آوردن» است که در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 5، دورۀ سوم با تعداد وقوع 3، دورۀ چهارم با تعداد وقوع 7 و دورۀ پنجم با تعداد وقوع 6، در رتبۀ بالاتری قرار می‌گیرد. این امر این نشان می‌دهد فعل «آوردن» به‌عنوان فعل سبک در دورۀ اول نسبت به دوره‌های بعد وقوع درخورتوجهی داشته ‌است. افعال مرکب نسبتاً پربسامد در دورۀ اول به‌ترتیب با رتبه‌های دوم و سوم با تعداد وقوع 6 و5 شامل «بیرون‌‏آوردن» و «تشریف‏‌آوردن» است. ابتدا فعل مرکب «بیرون‏‌آوردن» در مقایسه با دورۀ دوم که وقوعی نداشته، دورۀ سوم با تعداد وقوع 3، دورۀ چهارم با تعداد وقوع 1 و دورۀ پنجم با تعداد وقوع 3، در رتبۀ بالاتری قرار می‌گیرد؛ سپس، فعل مرکب «تشریف‏ آوردن» در مقایسه با وقوع آن در دوره‌های دوم و پنجم با تعداد وقوع 1، دورۀ سوم با تعداد وقوع 2 در رتبۀ بالاتر و در مقایسه با دورۀ چهارو با تعداد وقوع 7 در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرد. فعل مرکب نسبتاً کم‌بسامد دورۀ اول فعل مرکب «فراهم‏‌آوردن» با تعداد وقوع 3 و رتبۀ چهارم است که در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 3 در رتبۀ مساوی، دورۀ سوم با تعداد وقوع 5 و دورۀ چهارم با تعداد وقوع 4 در رتبۀ پایین‌تر و نهایتاً در مقایسه با دورۀ پنجم که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است. افعال مرکبی که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته‌اند عبارت‌اند از «حمله ‌آوردن، به‌ معرض‌ تضییع ‌آوردن، به ‌حضور آوردن، به ‌ظهور آوردن، مرارت ‌آوردن». ابتدا افعال مرکب «حمله‌ آوردن، به‌ معرض ‌تضییع ‌آوردن، به ‌حضور آوردن، مرارت ‌آوردن» در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتر قرار می‌گیرند. در0 نهایت، فعل مرکب «به ‌ظهور آوردن» در مقایسه با دوره‌های دوم و سوم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر، اما در مقایسه با دوره‌های چهارم و پنجم که یک‌بار به کار رفته است در سطحی برابر قرار می‌گیرد.

جدول 6. بررسی خرد تعداد وقوع فعل‌ سبک «آوردن» در دوره‌های پنج‌گانه در فعل مرکب

Table 6. Detailed examination of occurrence ǎvardan in complex predicates in five periods

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

به ‌عمل ‌آوردن

بیرون ‌آوردن

تشریف ‌آوردن

فراهم ‌آوردن

حمله ‌آوردن

12

6

5

3

1

5

0

1

3

0

3

3

2

5

0

7

1

7

4

0

6

3

1

0

0

به‌ معرض ‌تضییع  ‌آوردن

به‌ حضور آوردن

به ‌ظهور آوردن

مرارت ‌آوردن

1

1

1

1

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

1

0

0

0

1

0

 

6-4. بررسی تعداد وقوع فعل سبک «دیدن» در ساخت‌های حاوی فعل سبک

از آنجا که فعل«دیدن» به‌عنوان فعل سبک در ساختار فعل مرکب، به‌جز در دورۀ اول آن هم نه به طور درخورتوجهی، وقوعی در سایر دوره‌ها نداشته است، این فعل عمدتاً به‌شکل فعل ساده به کار می‌رود که البته این ایده با عدم وقوع این فعل به‌صورت فعل سبک در ساختار فعل مرکب از دورۀ دوم به بعد تقویت می‌شود، با این حال به تحلیل این فعل می‌پردازیم. در دورۀ اول تنها شش نوع فعل مرکب به‌دست‌آمده است که پربسامدترین فعل مرکب با فعل سبک «دیدن»، فعل مرکب «سان‌ دیدن» با تعداد وقوع 3 و رتبۀ اول است که در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، از رتبۀ بالاتری برخوردار است. افعال مرکبی که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته‌اند شامل «تدارک ‌‌دیدن، خواب ‌دیدن، نظم‌دیدن، هلاکت ‌دیدن، به ‌چشم‌ دیدن» هستند. ابتدا فعل مرکب «تدارک ‌دیدن»، در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 3 در رتبۀ پایین‌تر و در مقایسه با دوره‌های دیگر که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است، در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 3 در رتبۀ پایین‌تر، و در مقایسه با دوره‌های دیگر که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است. سپس، افعال مرکب «خواب‌ دیدن، نظم ‌دیدن، هلاکت ‌دیدن، به‌ چشم‌ دیدن»، در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته از رتبۀ بالاتری برخوردار است. در نتیجه، این تحلیل نشان می‌هد فعل «دیدن» به‌عنوان فعل سبک در ساختارفعل مرکب فقط در دورۀ اول، آن هم نه به‌صورت چشمگیر، وقوع داشته ‌است و در سایر دوره‌ها عمدتاً به‌شکل فعل ساده به کار رفته است.

 

جدول 7. بررسی خرد تعداد وقوع فعل‌ سبک «دیدن» در دوره‌های پنج‌گانه در فعل مرکب

Table 7. Detailed examination of occurrence of the didan in complex predicates in five periods

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

سان‌ دیدن

تدارک ‌دیدن

خواب ‌دیدن

3

1

1

0

3

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

نظم ‌دیدن

هلاکت ‌دیدن

به‌ چشم ‌دیدن

1

1

1

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

 

6-5. بررسی تعداد وقوع فعل سبک «گرفتن» در ساخت‌های حاوی فعل سبک

در این قسمت از کار، تعداد ده فعل مرکب را با فعل سبک «گرفتن» را از دورۀ اول تحلیل و سپس، با وقوع آن‌ها در سایر دوره‌ها به مقایسه می‌پردازیم. ابتدا پربسامدترین فعل مرکب با تعداد وقوع 3 و رتبۀ اول فعل مرکب «قرار گرفتن» است که البته در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی از آن دیده نشده از برتری بالایی برخوردار است. سپس، افعال مرکبی که در دورۀ اول فقط یک‌بار به کار رفته‌اند شامل «قرار گرفتن، به‌ دست ‌آویز گرفتن، اذن ‌گرفتن، التزام‌ گرفتن، انجام‌ گرفتن، ‌در دست‌ گرفتن، رواج‌ گرفتن، قرض ‌گرفتن، یاد گرفتن، گریبان ‌گرفتن» هستند. ابتدا افعال مرکب «به ‌دست‌آویز گرفتن، اذن‌ گرفتن، یاد گرفتن، گریبان‌ گرفتن»، در مقایسه با سایر دوره‌ها که وقوعی نداشته، در رتبۀ بالاتری قرارمی‌گیرند. سپس، افعال مرکب «انجام ‌گرفتن، قرض‌ گرفتن» در مقایسه با دوره‌های دوم، سوم و چهارم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر و در مقایسه با دورۀ پنجم که یک‌بار به کار رفته، از رتبۀ برابری برخوردار است. به همین ترتیب، وقوع فعل مرکب «التزام ‌گرفتن» در مقایسه با دوره‌های دوم و پنجم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر و در مقایسه با دوره‌های سوم و چهارم که یک‌بار به کار رفته است، در رتبۀ مساوی قرار می‌گیرد. وقوع فعل مرکب حرف اضافه‌ای «در دست‌ گرفتن»، در مقایسه با دورۀ دوم با تعداد وقوع 2 در رتبۀ پایین‌تر و در مقایسه با دورۀ سوم که وقوعی نداشته در رتبۀ بالاتر و در نهایت، در مقایسه با دوره‌های چهارم و پنجم که یک‌بار به کار رفته است از رتبۀ برابری برخوردار است.

 

جدول 8. بررسی خرد تعداد وقوع فعل‌ سبک «گرفتن» در دوره‌های پنج‌گانه در فعل مرکب

Table 8. Detailed examination of occurrence of gereftan in complex predicates in five periods

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

فعل

دورۀ 1

دورۀ 2

دورۀ 3

دورۀ 4

دورۀ 5

قرار گرفتن

به ‌دست‌آویز گرفتن

اذن‌ گرفتن

التزام ‌گرفتن

انجام‌گرفتن

3

1

1

1

1

0

0

0

0

0

0

0

0

1

0

0

0

0

1

0

0

0

0

0

1

‌در دست‌ گرفتن

رواج ‌گرفتن

قرض ‌گرفتن

یاد گرفتن

گریبان‌ گرفتن

1

1

1

1

1

2

0

0

0

0

0

0

0

0

0

1

1

0

0

0

1

0

1

0

0

 

7. بحث و نتیجه‌گیری

در این مقاله حدود 60 ساخت فعلی حاوی افعال سبک «داشتن، آوردن، آمدن، گرفتن، دیدن» در پنج دوره در طول یک قرن از دهه 1220 تا 1320 شمسی برگرفته از روزنامه‌های مختلف بررسی شد. این بررسی نشان می‌دهد تعداد وقوع فعل سبک «داشتن» به‌شکل معناداری از چهار فعل سبک دیگر بالاتر است به طوری که حدود نصف وقوع پنج فعل مدنظر طی پنج دورۀ مزبور به این فعل اختصاص دارد. رتبۀ دوم وقوع، به فعل سبک «آمدن» با 5/16 درصد از مجموع پنج فعل اختصاص دارد. فعل «آوردن» که از فعل‌های کم‌بسامد سبک امروز به حساب می‌آید در این مجموعه 5/14 درصد از مجموع پنج فعل را به خود اختصاص داده است. فعل «گرفتن» با 5/12 درصد نیز در رتبۀ چهارم تعداد وقوع در میان پنج فعل قرار گرفته است. در انتها، فعل «دیدن» با تعداد وقوع 72/1درصدی در آخرین رتبه قرار گرفته است.

دربارۀ نسبت تعداد وقوع به نوع فعل، فعل «داشتن» به‌جز در دورۀ دوم روند ثابتی دارد و در مجموع نشان می‌دهد حاکمیت ژانر مشخصی باعث نشده است وقوع برخی از انواع به‌سمت خاصی متمایل شود. فعل «آمدن» نیز از دورۀ اول تا پنجم روند کاهشی داشته است. فعل «آوردن» نوساناتی داشته است که با داده‌های بیشتر می‌توان قضاوت دقیق‌تری در این باب داشت. فعل «گرفتن» از دورۀ اول تا پنجم روند افزایشی داشته است. قضاوت قطعی دربارۀ فعل سبک «دیدن» با توجه حجم کم داده‌ها بسیار دشوار است و موکول به پژوهشی با داده‌های وسیع‌تر می‌شود.



[1]. action

[2]. state

[3]. argument

[4]. external

[5]. internal

[6]. O. Jesoersen

[7]. E. Conwell

[8]. K. Hale

[9]. S. J. Keyser

[10]. R. Folli

[11]. H. Harley

[12]. K. Megerdoomian

[13]. unergative

[14]. Ant Conc

[15]. type

[16]. token

  • XML
  • اصل مقاله 1.29 M
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
مراجع
فرشیدورد، خسرو (1351). بحثی دربارۀ خط فارسی (اسم مرکب – فعل مرکب)،  وحید (101): 198-183.
متینی، جلال (1347). فعل مرکب به‌جای فعل بسیط،  دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد (4): 410-421. 
منصوری، مهرزاد (1384). فعل سببی در زبان فارسی براساس طرح پوستۀ فعلی، زبان و زبان‌شناسی (1): 91-114.
منصوری، مهرزاد (1386). انضمام در زبان فارسی، زبان و زبان‌شناسی (6): 41-125
منصوری، مهرزاد (1392). فعل سبک در افعال مرکب فارسی، مطالعات زبان و گویش‌های غرب ایران (1): 77-104.
ناتل‌خانلری، پرویز (1366). تاریخ زبان فارسی (چاپ سوم)، تهران: نشر نو.
همایون‌فرخ، عبدالرحیم (1337). دستورزبان فارسی، تهران: دانشگاه تهران.
همایون‌فرخ، عبدالرحیم (1364). دستور جامع زبان فارسی (چاپ سوم)، تهران: علمی.
Brugman, C. (2001). Light verbs and polysemy. Language Sciences 23(4-5): 551-578.
Conwell, E. (2006). The role of semantic generality in verb acquisition. In Proceedings of the Annual Boston University Conference on Language Development (Vol.1) edited by D. Bamman, T. Magnitskaia, & C. Zaller.107-118.  Boston: Cascadilla Press.
Family, N. (2006). Explorations of semantic space: The case of light verb constructions in Persian. PhD thesis. Paris: The School for Advanced Studies in the Social Sciences (EHESS).
Family, N. (2011). Verbal islands in Persian. Folia Linguistica (45): .1-30.
Folli, R., H. Harley, & S. Karimi (2005). Determinants of event type in Persian complex predicates. Lingua 115(10): pp. 1365-1401.
Grimshaw, J., & A. Mester (1988). Light verbs and θ-marking. Linguistic inquiry19 (2): 206-232.
Hale, K. & S. H. Keyser (1993). On argument structure and the lexical expression of syntactic relations.  In The view from Building 20: Essays in linguistics in honor of Sylvain Bromberger, edited by Kenth Hale and Samuel Jay Keyser. 53-109. Cambridge, MA: MIT Press.
Huddleston, R., & G. Pullum (2002). The Cambridge grammar of the English language. Cambridge: Cambridge University Press.
Jespersen, O. (1940). A Modern English Grammar: On Historical Principles, Part 5 Syntax. Fourth Volume. Copenhagen: Ejnar Munksgaard.
KarimiDoostan, Gh. (1997). Light verb constructions in Persian.PhD thesis. . England: Essex University.
KarimiDoostan, Gh (2001a). N + V Complex Predicates in Persian. In Structural Aspects of Semantically Complex Verbs edited by N. Dehe & A. 277-292. Frankfort: Peter Lang.
KarimiDoostan, Gh (2001b). Ilami Kurdish. Sanandaj: Kurdistan University Press.
KarimiDoostan, Gh. (2005). Light Verbs and Structural Case.Lingua.115 (12): 1737-1756.
Mohammad, J., & S. Karimi (1992). Light verbs are taking over: Complex verbs in Persian. In Proceedings of the Western Conference on Linguistics (WECOL) edited by J. Ashmore & V. Samiian. 195-212. Fresno: California State University Press. 
Megerdoomian K. (2001). Event structure and complex predicates in Persian. Canadian Journal of Linguistics 46 (1/2):97-125.
VahediLangrudi M. (1996). The Syntax, Semantics and Argument Structure of Complex Predicates in Modern Farsi. PhD thesis. Ottawa: University of Ottawa.
    • تعداد مشاهده مقاله: 1,091
    • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 575
نشریه پژوهش های زبان شناسی
دوره 12، شماره 1 - شماره پیاپی 22
نشریه پژوهش‌های زبان‌شناسی، سال دوازدهم، شماره اول، شماره ترتیبی 22، بهار و تابستان 1399
اردیبهشت 1399
صفحه 23-42
فایل ها
  • XML
  • اصل مقاله 1.29 M
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
آمار
  • تعداد مشاهده مقاله: 1,091
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 575

APA

ظفرآبادی, بهادر و رحیمیان, جلال . (1399). بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 12(1), 23-42. doi: 10.22108/jrl.2020.120716.1435

MLA

ظفرآبادی, بهادر , و رحیمیان, جلال . "بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی", نشریه پژوهش های زبان شناسی, 12, 1, 1399, 23-42. doi: 10.22108/jrl.2020.120716.1435

HARVARD

ظفرآبادی, بهادر, رحیمیان, جلال. (1399). 'بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی', نشریه پژوهش های زبان شناسی, 12(1), pp. 23-42. doi: 10.22108/jrl.2020.120716.1435

CHICAGO

بهادر ظفرآبادی و جلال رحیمیان, "بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی," نشریه پژوهش های زبان شناسی, 12 1 (1399): 23-42, doi: 10.22108/jrl.2020.120716.1435

VANCOUVER

ظفرآبادی, بهادر, رحیمیان, جلال. بررسی تحول و تعداد وقوع فعل‌ سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 1399; 12(1): 23-42. doi: 10.22108/jrl.2020.120716.1435

  • صفحه اصلی
  • درباره نشریه
  • اعضای هیات تحریریه
  • ارسال مقاله
  • تماس با ما
  • نقشه سایت

اخبار و اعلانات

  • نتیجه ارزیابی نشریه در سال 98 1399-07-07
  • کسب موفقیت نشریه پژوهش های زبانشناسی بعنوان «نشریه هسته» ... 1398-02-22
  • مشابهت یابی مقاله قبل از داوری 1396-03-23

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 International License

 Journal of Researches in Linguistics

اشتراک خبرنامه

برای دریافت اخبار و اطلاعیه های مهم نشریه در خبرنامه نشریه مشترک شوید.

© سامانه مدیریت نشریات علمی. طراحی و پیاده سازی از سیناوب