• ثبت نام
  • ورود به سامانه
  • English

نشریه پژوهش های زبان شناسی

  1. صفحه اصلی
  2. سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد

شماره جاری

بر اساس شماره‌های نشریه

بر اساس نویسندگان

بر اساس موضوعات

نمایه نویسندگان

نمایه کلیدواژه ها

درباره نشریه

اهداف و چشم انداز

شرایط و ضوابط ارسال مقاله

اعضای هیات تحریریه

اصول اخلاقی انتشار مقاله

بانک ها و نمایه نامه ها

پیوندهای مفید

پرسش‌های متداول

فرایند پذیرش مقالات

اخبار و اعلانات

داوران سال 1404

داوران سال 1403

داوران سال 1402

ذاوران سال 1401

داوران سال 1400

داوران سال 1399

داوران سال 1398

سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد

    نویسندگان

    • راضیه مهدی بیرقدار 1
    • الهه واثق 2
    • مزدک انوشه 3
    • آرزو نجفیان 4

    1 استادیار زبان‏شناسی، گروه زبان‌شناسی، دانشکده زبان‌های خارجی و ادبیات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

    2 دانش آموخته دکتری زبان‌شناسی‌، گروه زبان‌شناسی، دانشکده زبان‌های خارجی و ادبیات، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

    3 استادیار زبان‏شناسی، گروه زبان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تهران، ایران

    4 دانشیار زبان‏شناسی، گروه زبان‌شناسی، دانشکده زبان‏های خارجی و ادبیات، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

,

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10.22108/jrl.2023.138335.1780
  • مشخصات مقاله
  • مراجع
  • دریافت فایل
  • اصل مقاله
  • ارجاع به این مقاله
  • آمار
  • هم رسانی

چکیده

زبان‌شناسان دربارۀ چگونگی عملکرد فرایند حذف در جملات دارای فعل مرکب در زبان فارسی اختلاف نظر دارند و تحلیلی جامعی در این خصوص وجود ندارد. برخی از این زبان‌شناسان معتقد هستند که براساس فرایند حذف شاهد حذف موضوع[1] هستیم، در­مقابل برخی دیگر بر این باورند که حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل کوچک[2] حاصل فرایند حذف است. با توجه به دوگانگی ذکرشده در مطالعات پیشین و همچنین ناکارآمدی آن‌ها در تبیین سایر جملات دستوری، این پژوهش بر آن بوده است که براساس رویکرد پویا به نظریه فاز در نحو کمینه‌گرا و براساس آرای بشکوویچ (2005; 2013; 2014) تحلیلی نو از این فرایند زبانی ارائه کند. یافته‌های این پژوهش نشان می­دهد که در این چارچوب نظری، آنچه در جملات دارای گروه فعلی مرکب حذف می‌شود نه حذف موضوع است و نه حذف گروه فعلی با ابقای فعل کوچک، بلکه سازه محذوف در جملات دارای گروه فعلی مرکب فاز یا متممِ فاز است.
 
[1] argument ellipsis
[2] light Verb stranding VP-ellipsi

کلیدواژه‌ها

  • حذف موضوع
  • حذف گروه فعلی
  • ابقای فعل
  • فاز پویا
  • فعل مرکب
  • زبان فارسی

موضوعات

  • نحو و معناشناسی

اصل مقاله

. مقدمه

بنا ­به گفته طباطبایی (1394) فعل مرکب به افعالی اطلاق می­شود که از دو واژه مستقل تشکیل شده است: واژه اول یک اسم، صفت یا قید است و واژه دوم یک فعل. جزء نخست با نام‌های مختلفی همچون  بخش غیرفعلی[1] ( Karimi, 2003a, b ; Foli et al., 2005; Megerdoomian, 2001, 2012; Shafiei, 2015, 2016)، هم­یار (طباطبایی، 1394) و همچنین فعل­یار (احمدی‌گیوی، 1380: 869) خوانده می­شود. جزء دوم فعل سبک[2] نامیده می­شود، چرا­که محتوای معنایی خود را از دست داده است یا معنای فعل سنگین متناظر در آن کم­رنگ شده است. اما زمان، نمود و نفی همچون افعال دیگر در آن‌ها بازنمود می­یابد. فولی و همکارانش (2005) معتقدند که در زبان فارسی، فعل سبک  کنشگری و سببیت  محمول مرکب را تعیین می­کند و نه عنصر غیرفعلی (فعل­یار). اما انوشه (1400) تعیین ساختار موضوعی  و کنشگری در ساختار جملات دارای محمول مرکب را  «امر بین‌الامرین» می­داند، بدین­معنا که هر دو عنصر غیرفعلی و فعل سبک هم­زمان ایفای نقش می­کنند. بررسی ویژگی‌های صرفی و نحوی فعل مرکب از مباحث مورد توجه دستور نویسان و زبان‌شناسان بوده است. از این رو، در این خصوص پژوهش‌های فراوان و با رویکردهای متنوع موجود است.[3]

یکی از پدیده­هایی که در مطالعات مربوط به فعل مرکب مورد توجه قرار گرفته است، بررسی پدیده حذف جملات حاوی این دسته از افعال است. از آنجا که این مقاله به بررسی پدیده حذف در جملات دارای فعل مرکب اختصاص دارد، صرفاً آن دسته از مطالعاتی بررسی می­شوند که به پدیده حذف مرتبط هستند. به­طور مثال، توسروندانی[4] (2009) بر این باور است که سازه­های محذوف در جملات دارای افعال مرکب در زبان فارسی حاصل عملکرد فرایند حذف گروه فعلی با ابقای فعل سبک[5] (vSVPE) هستند. در­مقابل، راسخی (2014) معتقد به حذف موضوع[6] (AE) در این جملات است. وجود تحلیل­های متفاوت پیرامون ماهیت زنجیره محذوف در ساختار مدنظر، همچنین ناکارآمدی آن‌ها در تبیین سایر داده­های زبان فارسی، ما را برآن داشت تا از منظری نو، در­چارچوب رویکرد پویا[7] به نظریه فاز[8] و براساس آرای بشکوویچ[9] (2005; 2013; 2014) به تبیین نقش ساختار درونی فاز در این فرایند برآییم. پرسش­های اصلی پژوهش حاضر عبارت‌اند از : (الف) مقوله سازه محذوف در جملات دارای گروه فعلی مرکب چیست؟ (ب) بر­اساس رویکرد فاز پویا چگونه می‌توان تعمیمی جامع از چگونگی عملکرد فرایند حذف برسازه­های متنوع[10] در جملات دارای گروه فعلی مرکب به­دست داد.

این پژوهش را باید به لحاظ هدف و ماهیت از نوع نظری و به لحاظ روش اجرا اَسنادی و توصیفی دانست. با توجه به آنکه یکی از پارادایم‌های مطرح در نحو زایشی آن است که داده‌ها بر مبنای شم زبانی گویشوران باید تحلیل شوند در این پژوهش نیز داده‌ها ب اساس شم زبانی نگارندگان تحلیل شده‌اند. از آنجا که فرایند حذف در زبان فارسی براساس رویکرد فاز پویا تاکنون بررسی نشده است این جستار را می‌توان پژوهشی جدید در این حوزه برشمرد.

ساختار کلی مقالۀ پیش‌رو بدین صورت است: پس از مقدمۀ حاضر، در بخش دوم این پژوهش ابتدا پیشینۀ پژوهش معرفی می‌شود و همچنین به معرفی و نقد مطالعات درخصوص چگونگی عملکرد فرایند حذف در افعال مرکب می­پردازیم. در بخش سوم به نظریۀ فاز پویا اشاره می‌شود. در بخش چهارم بر­پایه رهیافت فاز پویا[11] درصدد ارائه تبیینی جامع از چگونگی حذف موضوع درونی در جملات دارای افعال مرکب در زبان فارسی برخواهیم آمد و نشان می‌دهیم که با این روش می‌توان از دوگانگی تحلیل جلوگیری کرد. در نهایت، در بخش پایانی نتیجه مباحث مطرح‌شده در این پژوهش را بیان خواهیم کرد.

  1. پیشینه پژوهش

از آنجا که چگونگی عملکرد فرایند حذف مبتنی ­بر ساختار درونی جملات و گروه فعل مرکب است، ابتدا در بخش(2 – 1) به پیشینۀ مطالعات ساختار درونی جملات ساده در زبان فارسی با توجه به تحلیل انوشه (1387) و درزی و انوشه (1389) در­ مقابل کریمی (2005) پیرامون جایگاه هسته فعلی، می‌پردازیم. پس از آن در بخش (2 -2)  ساختار افعال مرکب را برمبنای آرای زبان‌شناسان مختلف
 ( Mohammad & Karimi, 1991; Karimi, 2003b, 2005; Foli et al., 2005; Megerdoomian, 2001, 2012 ) معرفی می­کنیم. آنگاه مطالعات پیشین درخصوص فرایند حذف در جملات ساده زبان فارسی دارای ساخت افعال مرکب  از منظر زبان‌شناسان مختلف معرفی و نقد می‏شود. 

 

2- 1. جایگاه هسته فعلی: خروج از درون گروه فعلی در مقابل ابقاء فعلی

انوشه (1387) و درزی و انوشه (1389)، برخلاف کریمی (2005)، معتقد هستند که فعل در زبان فارسی، از دامنه گروه فعلی خارج می‌شود و با هسته زمان انضمام می‌یابد و چنانچه در ساختار مدنظر، فرافکن میانی همانند نمود استمراری و کامل حضور داشته باشد، فعل بدان‌جا ارتقا می‌یابد. انوشه (1387) معتقد است که عامل برون رفتِ فعل از هسته گروه فعلی کوچک، قوی بودن مشخصه تصریف بر روی این گره و انگیزه این حرکت بازبینی مشخصه یادشده در انطباق با هسته گروه زمان است، و در ساخت‌هایی که دارای نمود کامل و ناقص هستند، فعل با هدف بازبینی مشخصه تصریف خود به هسته یکی از این نمودها حرکت می‌کند. بر ­این ­اساس، در این پژوهش نیز نگارندگان در ساختار افعال مرکب قائل به وجود مشخصه تصریف قوی در فعل سبک در جایگاه هسته گروه فعلی کوچک  و به تبع آن برون رفت آن از این جایگاه و انضمام آن به هسته زمان یا نمود هستند.

 

2- 2. ساختار افعال مرکب

2- 2-1. کریمی (2003a & b; 2005)، محمد و کریمی(1991) و فولی و همکاران (2005)

بنا­ به ­نظر کریمی (2005) فعل مرکب فارسی را نمی­توان یک واحد واژگانی دانست، چرا­که فعل­یار تفکیک‌پذیر و گسترش­پذیر بوده و حذف فعل سبک نیز ممکن است. همچنین، محمد و کریمی (1991) ، فولی و همکاران (2005) بیان می‌دارند که می‌توان فعل­یار و فعل سبک را با عناصر متفاوت از یکدیگر جدا کرد.  بر این ­اساس، ما نیز به پیروی از این زبان­شناسان معتقدیم که فعل سبک و فعل­یار در فعل مرکب ابتدا به­صورت مجزا تولید و سپس در نحو ادغام شده است و در نهایت در صورت منطقی خوانش می‌یابند. بدین ­ترتیب، اگرچه دو سازه فعل مرکب تا حدودی از استقلال نحوی برخوردارند؛ اما خصوصیات معنایی آن‌ها مانند کلمات منفرد در فارسی و دستور زبان‌های دیگر همچون انگلیسی است. فولی و همکاران (2005)، در چارچوب آرای هله[12] و کایزر[13] (1993)، به بررسی ساخت درونی افعال مرکب در زبان فارسی می‌پردازند و معتقدند که می‌توان سه ساخت ناکنایی،[14] ناگذرا[15] و سببی را برای محمول‌های مرکب در زبان فارسی در نظر گرفت. در نمودار‌های (1)، (2) و (3) این ساخت­ها نشان داده شده‏اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- ساخت ناکنایی

 

 

(Karimi, 2005: 13)

2- ساخت ناگذرا

 

 

 (Karimi, 2005: 14)

3- ساخت سببی

 

 

(Karimi, 2005: 14)

در این مقاله، ساخت درونی افعال مرکب بنا به آرای فولی و همکاران (2005) و همچنین کریمی (2005) است.

 

2- 2-2. مگردومیان (2001; 2012)

مگردومیان (2001; 2012) نیز به بررسی افعال مرکب دارای صورت متناوب سببی- آغازی می­پردازد و سعی می­کند که تحلیلی مؤلفه‌ای از ساختار این افعال در ­قالب آرای هله و کایزر (1993) به­دست دهد. البته وی برخلاف آرای دیگر زبان‌شناسان  ( Mohammad & Karimi, 1991; Karimi Doostan, 1997, 2005; Foli et.al., 2005 ) معتقد است که افعال مرکب حاصل ترکیب مستقیم عنصر فعل‌یار و یک فعل سبک هستند و رفتار آن‌ها در انتخاب و تعیین نقش معنایی موضوع درونی همانند یک فعل واژگانی است. و از ­این ­رو، وی افعال مرکب را یک واحد واژگانی می­­داند. مگردومیان (2001; 2012) در ساختار افعال مرکب قائل به فرافکنی دو هسته فعلی کوچک می­شود. یک هسته فعلی کوچک دربردارنده فعل سبک درونی مربوط به رویداد «شدن»[16] است و با افعال لازم فرافکنی می‌شود. موضوع درونی در جایگاه شاخص این فرافکن فعلی واقع می­شود. هسته فعلی کوچک دیگر دربردارنده فعل سبک دوم است که وی هسته فعلی سبک بیرونی می­نامد. این فعل سبک مربوط به رویداد‌های سببی[17] است و با افعال سببی فرافکنی می­شود. موضوع بیرونی در جایگاه شاخص این فرافکن فعلی واقع می­شود. براساس نظر مگردومیان، خوانش «شدن» به‌طور دائمی در ساختار افعال مرکب وجود دارد و چنانچه خوانش نمودی دیگری در جمله وجود داشته باشد، این خوانش به لایه‌های بالایی اضافه می‌شود.

 

2- 3. حذف در جملات دارای فعل مرکب

2- 3- 1. توسروندانی (2009)  

توسروندانی (2009) در چارچوب آرای فولی و همکاران (2005) به بررسی پدیده حذف در جملات دارای فعل مرکب، مانند جملات (1) در زیر پرداخته است.

4- الف- نیلوفر به مهمونی دانشجو دعوت نمی‌کنه

             ب- ولی من به مهمونی دانشجو دعوت می‌کنم

(Toosarvandani, 2009: 65)

در جمله (4 ب) موضوعات درونی «به مهمونی» و «دانشجو» همراه با فعل­یار «دعوت» پس از اعمال فرایند حذف از ساخت جمله زدوده شده‌اند. توسروندانی (2009) ساختار جمله (4 ب) را به­صورت نمودار (5) در زیر نشان می­دهد.

  1.  

 

(Toosarvandani, 2009: 73)

توسروندانی (2009) با بررسی داده­هایی مانند جملات (4 ب) و نمودار مربوط به آن در شماره (5) نتیجه می‌گیرد که در نتیجه اعمال فرایند حذف بر جملات دارای افعال مرکب در زبان فارسی حذف گروه فعلی با ابقای فعل سبک رخ می‌دهد. چرا­که بنا­به نظر وی با اعمال فرایند حذف، فعل­یار ضرورتاً با موضوعات درونی، درصورت وجود، حذف می­شود. حال به جملات (6) توجه کنید.

6-الف- رستم همیشه حرف می‌زنه ولی سهراب هیچ‌وقت ] NP  حرف [ نمی‌زنه.

     ب- سهراب پیراهنارو اتو نزد ولی رستم ] NP  پیراهنا رو اتو  [ زد.

(Toosarvandani, 2009: 65)

در جملات (4 ب) و (6 ب) با اعمال فرایند حذف، فعل­­یار با موضوعات درونی حذف شده است و در جمله (6 الف) به علت نبود موضوع درونی، در نتیجه عملکرد فرایند حذف، فعل­­ یار به­تنهایی حذف شده است. بدین ترتیب، وی نشان می­دهد که پس از عملکرد حذف بر جملات دارای فعل مرکب تنها عنصری که بر جا می‌ماند، فعل سبک است.

اما جملات دستوری مانند جملات (7) در زیر نشان می­دهد که برخلاف نظر توسروندانی (2009) اعمال فرایند حذف در جملات دارای فعل مرکب الزاما منجر به حذف الزامی فعل­یار همراه با موضوعات درونی آن نمی­شود.

7- الف. نیلوفر به مهمونی دانشجو دعوت نمی‌کنه؛ اما من به مهمونی دانشجو دعوت می‌کنم.

   ب. نیلوفر به مهمونی دانش‌آموز دعوت نمی‌کنه؛ اما من به مهمونی دانشجو دعوت می­کنم

    ج. نیلوفر به جلسه دانشجو دعوت نمی‌کنه؛ اما من به مهمونی دانشجو دعوت می‌کنم.

در شماره (7) در جمله (الف) هر دو موضوع درونی «به مهمونی» و «دانشجو» بدون فعل­یار «دعوت» حذف شده­اند. و در جملات (ب) و (ج) تنها یک موضوع درونی بدون فعل­­یار «دعوت» به‌تنهایی حذف شده­ است. تبیین این جملات دستوری در بخش چهارم ارئه می­شود.

 

2- 3- 2.  راسخی (2014)

راسخی (2014) نیز مانند توسروندانی (2009) درچارچوب آرای فولی و همکاران (2005) از ساخت افعال مرکب، به بررسی چگونگی عملکرد فرایند حذف در جملات دارای این افعال می­پردازد. اما وی برخلاف توسروندانی (2009) سازه­های محذوف در جملات دارای فعل مرکب را حاصل عملکرد حذف گروه فعلی با ابقای فعلی نمی­داند. وی برمبنای معیارهای  گلدبرگ (2005) دربارۀ امکان ارتقا هسته فعل به هسته زمان و به‌کارگیری آن معیارها در زبان فارسی توسط کریمی (2005) ارتقا هسته فعل به هسته زمان را منتفی می­داند. کریمی (2005) ارتقا هسته فعلی به هسته زمان در زبان فارسی فقط درصورت وجود خوانش­های کلامی مبتدا و کانون ممکن است. از این ­رو، راسخی (2014) با بررسی جملات دارای افعال مرکب پیشنهاد می­کند که عملکرد حذف در جملات مد­نظر از نوع حذف موضوع است. بنا­به­ نظر وی در طی این فرایند زنجیره محذوف فقط می‌تواند موضوعی با مقوله اسمی یا حرف اضافه باشد. و به‌عنوان مثال، به جملات (8) در زیر اشاره می­کند.

8- الف- علی با دقت کتاب رو به دخترش داد.

     ب- از اینکه با دقت گوشی رو به دخترش نداد تعجب کردم.

(Rasekhi, 2014: 33)

در جمله (8 ب) صرفاً مفعول غیرمستقیم «به دخترش» از جمله حذف شده است و این امر را می‌توان در نمودار (9) نیز شاهد بود.

9-

 

(Rasekhi, 2014: 12)

طبق نظر راسخی در نمودار (9) صرفاً موضوع درونی با مقوله حرف اضافه‌ از ساختار جمله حذف شده است. اما استدلال راسخی را به دو دلیل نمی توان پذیرفت: نخست، جملات دستوری (6) نشان می­دهد که زنجیره محذوف در جملات دارای فعل مرکب صرفاً موضوع یا موضوعات درونی نیستند، بلکه افزون بر حذف موضوع یا موضوعات درونی، فعل­یار نیز می‌تواند همراه با آن‌ها حذف گردد. به­عنوان مثال، به جملاتی همچون جمله (4ب) توجه کنید. در این جمله حذف موضوع درونی به همراه فعل­یار صورت گرفته است. بدیهی است یک تحلیل جامع باید بتواند سایر داده­های زبانی را تبیین کند. دیگر آنکه، انوشه (1387) و درزی و انوشه (1389) برخلاف کریمی (2005) نشان می­دهند که در زبان فارسی فعل به دلیل داشتن مشخصه تصریف قوی از جایگاه اصلی خود در گروه فعلی کوچک خارج می‌شود و به هسته اولین فرافکن نقشی مسلط بر گروه فعلی کوچک یعنی هسته زمان و یا نمود‌های فعلی ارتقا می‌یابد. بنابراین، اساسِ استدلال  راسخی (2014) که مبتنی بر­ نبود این حرکت است، فرو­ می­ریزد. بدین ترتیب،  برخلاف نظر راسخی (2014) عملکرد حذف در جمله (8 ب) را نمی‌توان حذف موضوع دانست .

 

2-3- 3. شفیعی (2015; 2016)

شفیعی (2015; 2016) به­پیروی از آرای مگردومیان (2001; 2012) معتقد است که از ترکیب فعل­یار و فعل سبک با هم یک محمول مرکب به­دست می­آید که مانند یک هسته رفتار می­کند. این محمول مرکب به­عنوان یک هسته مانند یک فعل ساده می­تواند موضوعاتش را انتخاب کند و به­صورت یک گروه فعلی مرکب فرافکنی کند. برمبنای این رویکرد، وی نمودار شماره (10) در زیر را ­به­عنوان ساختار کلی افعال مرکب در­نظر می­گیرد.

 

10- 

 

(Shafie, 2015: 12)

شفیعی برمبنای آرای مگردومیان (2012) سعی می­کند که در اشتقاق نحوی افعال مرکب زبان فارسی با قائل شدن به دو فعل سبک درونی و بیرونی در جایگاه دو فعل کوچک، عملکرد فرایند حذف در جملات دارای این افعال و همچنین، نبود الزام در حذف فعل­یار با موضوعات درونی را تبیین کند. وی پیشنهاد می­کند که حرکت فعل­یار به خارج از گروه محمول مرکب به هسته گروه فعلی کوچک مسلط بر آن می­تواند افزون بر به­دست دادن خوانش نمودی (Megerdoomian, 2012)، به­منظور گریز از فرایند حذف نیز باشد. بنا­ به ­نظر وی، فعل سبک درونی می‌تواند به­تنهایی و یا با فعل­یار به جایگاه فعل سبک بیرونی ارتقا یابد و تأکید می‌کند که این حرکت، اختیاری و براساس ملاحظات کلامی گوینده صورت می‌گیرد. وی به­عنوان مثال به جملات (11) در زیر اشاره می­کند. جمله (الف) مرجع جملات (ب) و (پ) در نظر گرفته شده است.

11- الف- شهرام ماشینشو به سهراب نشان داد.

       ب- علی هم ماشینشو به سهراب نشان داد.

       پ- علی هم ماشینشو به سهراب نشان داد.

(Shafie, 2015: 13)

شفیعی با مقایسه جملات (ب) و (پ) در شماره (11) نشان می­دهد که حذف فعل­یار با موضوعات درونی اختیاری است. نمودار (12) در زیر، ساختار گروه فعلی در جمله (11 پ) را نشان می­دهد.

 

 

12-

 

(Shafie, 2015: 13)

در نمودار (12) «نشان داد» به­عنوان یک هسته فعلی که شفیعی آن را محمول مرکب می­خواند، از درون گروه محمول مرکب خارج شده و به جایگاه فعل سبک بیرونی انضمام یافته است. به ­این ترتیب، در نتیجه عملکرد حذف تنها موضوعات درونی زدوده می­شوند و فعل­یار «نشان» با فعل سبک «داد» در ساختار باقی می­ماند. نمودار (13) در زیر ساختار گروه فعلی در جمله (11 پ) را نشان می­دهد.

13-

 

(Shafie, 2015: 14)

در نمودار (13) برخلاف نمودار (12) تنها فعل سبک درونی «داد» به جایگاه هسته فعل سبک بیرونی ارتقا می‌یابد. در­نتیجه، فعل­یار «نشان» به­علت باقی ماندن در جایگاه اولیه خود می­تواند همراه با دیگر موضوعات فعلی از ساختار جمله حذف شود.

اما تحلیل شفیعی (2015; 2016) در چارچوب آرای مگردومیان (2001; 2012) را به دو دلیل نمی­توان پذیرفت: (الف) برمبنای آرای مگردومیان، شفیعی معتقد است از ترکیب فعل­یار و فعل سبک درونی یک محمول مرکب حاصل می‌شود که دارای ماهیت یک واحد واژگانی است. در ­حالی­که بر مبنای استدلال­های فولی و همکاران (2005) شامل تفکیک­پذیری فعل­یار و فعل سبک، توصیف­پذیری فعل­یار و همچنین، امکان حذف فعل سبک نمی­توان افعال مرکب را یک واحد واژگانی دانست. (ب) تحلیل شفیعی (2015; 2016) همانند تحلیل توسروندانی (2009) نمی‌تواند در جملات دارای افعال مرکب دو گذرایی حذف تنها یک موضوع درونی و برجا ماندن فعل­یار و موضوع درونی دیگر را تببین کند (جملات (ب) و (ج) در شماره (11) ).

با توجه به نقد‌هایی که به ساختار افعال مرکب در قسمت پیشینه این پژوهش ارائه شد، در بخش چهارم با به‌کارگیری رویکرد فاز پویا درصدد تبیین عملکرد حذف در جملات دارای افعال مرکب دو گذرایی برخواهیم آمد، به­گونه­ای که ایرادات مطرح‌شده در این بخش وجود نداشته باشد و سعی خواهیم کرد که با استفاده از این رویکرد، تبینی جامع از سایر داده­های اشاره‌شده به­دست دهیم.

 

  1. چارچوب نظری

بنای دستور در کمینه­گرایی بر واژگان و نظام محاسباتی نحو است. نظام محاسباتی متشکل از سه عملکرد انتخاب، ترکیب و رونوشت است. یکی از مباحث بنیادین در­خصوص واژگان، چگونگی دسترسی عملکردهای نظام محاسباتی بدان است. بنا­ به ملاحظات اقتصادی در نحو کمینه­گرا، چامسکی (1995) مفهوم واژگان گزیده را معرفی کرد و منظور از آن، مجموعه­ای از رونوشتِ عناصر واژگانی انتخاب شده است که در اشتقاق یک ساخت نحوی استفاده می­شود. اما بنا­به­نظر چامسکی (2000) با­ توجه به میزان بار محاسباتی در حافظه فعال، عملکردهای محاسباتی نحو نمی­توانند به واژگان گزیده به­صورت کامل و یک­جا دسترسی داشته ­باشند. از این ­رو، وی (2000) قائل به دسترسی عملکردهای محاسباتی به ریز­بخش­هایی از واژگان گزیده می­شود. وی این ریز­بخش­های واژگانی را ریز­آرایه­های واژگان گزیده می­نامد. انتخاب این ریزآرایه‌ها یا همان فازها در وهله نخست بر­مبنای مفهوم و همچنین انگیزه مبتنی بر سطوح رابط بود. چامسکی (2000) گروه متمم­ساز و گروه فعلی کوچک متعدی را فاز معرفی می­کند. چرا­ که به­لحاظ خوانش معنایی و آوایی مستقل محسوب می­شوند. در سطح تعبیر معنایی، گروه فعلی کوچک متعدی به­علت داشتن ساختار موضوعی کامل و گروه متمم­ساز به­علت داشتن زمان و ساختار رخدادی، ساخت گزاره­ای کامل محسوب می­شوند و در سطح آوایی، رفتار مستقل نسبی هر دو سازه در ساخت­های دارای حرکت گروه فعلی و ساخت­های اسنادی علت انتخاب این دو ریزآرایه به­عنوان فاز تلقی می‌شود (Chomsky, 2004)[18]. 

بدین ­ترتیب، چامسکی هسته‌ فعل سبک متعدی (v*) و هسته متمم‌ساز (C) را به­عنوان هسته­ فاز‌ معرفی می­کند و هر­گاه اشتقاق نحوی  یک فاز یعنی فرافکن بیشینه فعل متعدی یا عنصر متمم­ساز تکمیل شود، متمم هسته فاز (دامنه فاز) به­منظور خوانش معنایی و آوایی به سطوح رابط منتقل می­شود. در این مرحله از اشتقاق، عملکردهای نحو محاسباتی به دامنه فاز دسترسی نخواهد داشت. چامسکی (2000; 2001)  این ویژگی فاز‌ را شرط  نفوذناپذیری فاز [19] نامیده است.

 

14- شرط نفوناپذیری فاز

با تشکیل فاز α با هسته‌ی H، دامنه H در دسترس فرایند‌های نحوی بیرون از α نخواهد بود. تنها هستۀ H و حاشیۀ آن می‌تواند تحت تأثیر عملکردهای نحوی قرار گیرد.

نمودار (15) ساختار درونی یک فاز را با توجه به شرط نفوذناپذیری نشان می‌دهد.

 

(15)

 

 

 

بنا بر تعریف فوق به محض تشکیل گروه HP، دامنه فاز به سطوح رابط فرستاده می‌شود و از دسترس عناصر نحوی بیرون از فاز دیگر خارج می‌گردد، به همین علت تعریف فوق نسخه‌ی قوی شرط نفوذناپذیری فاز خوانده می‌شود. بر­اساس شرط نفوذناپذیری، پس از تکمیل یک فاز، متمم هسته آن فاز می­تواند از طریق سطح تعاملی واجی در دسترس نظام فراگویی- ادراکی و از طریق سطح تعاملی معنایی در دسترس نظام مفهومی- نیتی قرارگیرد و تنها حاشیه فاز که شامل هسته فاز، جایگاه مشخص‌گر آن، و همچنین عناصر متصل به آن‌ها (عناصر نحوی جابه‌جاشده از درون دامنه فاز) است، در دسترس عملیات‌های نحوی خارج از آن فاز خواهند بود. بدین ترتیب، طبق شرط نفوذناپذیری فاز، محاسبات نحوی فاز به فاز یا به­عبارت دیگر، به­صورت چرخه­ای صورت می‌گیرد. طبق نمودار(15)، عملکردهای محاسباتی نحو در خارج از فاز   (HP)تنها می­توانند به حاشیه فاز  (α) و (H) دسترسی داشته باشند و نه به دامنه فاز (YP). بدین­ترتیب، چامسکی با معرفی مفهوم فاز و  طبق شرط نفوذناپذیری فاز، نشان می­دهد که محاسبات نحوی فاز به فاز یا ، به­عبارت دیگر، به­صورت چرخه­ای صورت می‌گیرد.

اما برخی از زبانشناسان ( Bobaljik & Wurmbrand, 2005; Dikken, 2007; Gallego & Uriagereka, 2007; Bošković, 2005, 2013, 2014; Müller, 2011; Despic, 2011; Takahashi, 2010, 2011)

معتقدند که چامسکی (2000) با نادیده گرفتن بافت در تعیین فاز، رویکردی نامنعطف و ناپویا اتخاذ کرده است. رویکردی که حتی در نظریه حاکمیت و مرجع­گزینی در تعیین موانع لحاظ شده بود. در نظریه موانع (Chomsky, 1986) برخی از مقوله‌های نحوی براساس بافت مانع در نظر گرفته می‌شوند. بنابراین، با توجه به بافت نحوی گروه متمم‌ساز در برخی موارد نقش یک مانع را ایفا می‌کند؛ اما در برخی موارد دیگر نمی‌تواند مانع محسوب شود.

در این میان بشکوویچ (2014) با قائل شدن به رویکرد انعطاف‌پذیر و پویا در تعیین فاز ، بالاترین فرافکن در فرافکن گسترش‌یافته یک مقوله واژگانی را با توجه به بافت نحوی موجود، فاز می­داند.[20] وی با بررسی امکان و عدم امکان اعمال فرایند‌ حذف بر سازه­های مختلف تحت تسلط گروه زمان در جملات زبان­های­ انگلیسی، ژاپنی، ترکی و صرب- کروات[21] نتیجه می­گیرد که زنجیره حذف‌شده کل فاز و یا متمم آن فاز است. همچنین، حذف یک عنصر از درون سازه­ای که نقش متمم را برای متممِ یک فاز ایفا می­کند، ساختی نادستوری به­دست می­دهد.

 

  1. تجزیه و تحلیل داده‌ها: تبیین فازی فرایند حذف در افعال مرکب

در بخش دوم آرا و تحلیل توسروندانی (2009)، راسخی (2014)، و ­شفیعی (2015; 2016) را پیرامون سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب معرفی و نقد کردیم و نشان دادیم هیچ­یک از تحلیل­های ارائه‌شده نمی­تواند از عهده تبیین تمام داده­های موجود برآید.  در این بخش چگونگی عملکرد فرایند حذف را در جملات زبان فارسی دارای افعال مرکب در چارچوب رویکرد فاز پویا ارائه می­کنیم و سعی می­کنیم با بررسی فرایند حذف در برخی جملات فارسی متناظر با جملات بخش دوم براساس این رویکرد، تحلیلی از ساخت­های مد­نظر ارائه دهیم که نه تنها اشکالات پیشین را نداشته باشد، بلکه بتواند به­صورت جامع و یک‌دست تمام داده­های موجود را تبیین کند.

در جمله (16) در زیر، زنجیره  « تکالیفش رو تایپ» حذف شده است.

16- هستی تکالیفش رو تایپ نکرد ولی سارا ] DP تکالیفش رو تایپ[ کرد.

     ساختار درونی گروه فعلی این بند به صورت نمودار شماره ( 17) در زیر است. فعل سبک «کرد» به هسته زمان ارتقا می­یابد.

17- ] TP سارا ] vP ‹سارا ›  ]  DPتکالیفش رو  تایپ  [ ‹تایپ› +‹کرد› [ کرد [

     در نمودار قلاب­بندی‌شده (17) در بالا «تایپ» به­عنوان فعل­یار با فعل سبک «کرد» در جایگاه هسته فعلی کوچک ادغام می­شود. سپس فعل سبک «کرد» برای بازبینی مشخصه تصریف خود، به تنهایی از درون گروه فعلی کوچک خارج می‌شود و به هسته زمان ارتقا می‌یابد. «سارا» نیز به­عنوان موضوع بیرونی از جایگاه شاخص گروه فعلی به جایگاه شاخص گروه زمان ارتقاء می­یابد.[22] با اعمال فرایند حذف، فعل­یار «تایپ» همراه با موضوع درونی «تکالیفش رو» درون گروه فعلی کوچک حذف می‌شود. براساس آرای بشکوویچ، در نمودار (17)، بالاترین فرافکن نقشی در دامنه گروه فعلی، گروه فعلی کوچک است و نقش فاز را ایفا می­کند. بدین­ترتیب در این نمودار، درنتیجه عملکرد فرایند حذف، گروه فعلی کوچک یعنی کل فاز حذف شده است. 

    حال به جمله شماره (18) توجه کنید. با ­توجه به باقی ماندن فعل­یار همراه با فعل سبک در ساخت این جمله، در وهله نخست چنین به ­نظر­می رسد که سازه «تکالیفش رو» به­عنوان موضوع درونی از ساخت مدنظر حذف شده‌ است.

18- هستی تکالیفش رو تایپ نکرد؛ ولی سارا  ]تکالیفش رو[ تایپ کرد.

    اما بررسی چگونگی اشتقاق نحوی این جمله با توجه به نمودار (19) در زیر نشان می­دهد که چنین نیست.

19-  ] TP  سارا]   vP ‹سارا ›  ] DP تکالیفش رو  ‹تایپ› [  تایپ + ‹کرد› [  کرد [

نمودار (19) نشان می­دهد که در اشتقاق نحوی جمله (18) مانند جمله (16) موضوع بیرونی «سارا» به جایگاه شاخص گروه زمان جابجا می­شود. بخش غیرفعلی »تایپ« با فعل سبک «کرد» در جایگاه هسته فعلی کوچک ادغام می­شود. پس از آن، فعل سبک «کرد» به هسته زمان ارتقا می­یابد. بدین ­ترتیب طبق نمودار (19) و بر­اساس رویکرد فاز پویا، در جمله (18) برخلاف جمله (16) فرایند حذف بر گروه معرف یعنی بخش محمول فعل مرکب، به­عنوان متممِ فاز، اعمال شده است و نه بر کل فاز یعنی گروه فعلی کوچک.

«تایپ کردن» در جمله (16) مانند «اتو زدن» در جمله (6 ب) دارای یک موضوع درونی است. با توجه به تناظر جملات (16) و (6ب)، می­توان حذف موضوع درونی به همراه فعل­یار را در جمله (6ب) مانند جمله (16) و مشابه نمودار (17) حاصل عملکرد فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به عنوان فاز در قالب رویکرد فاز پویا دانست.[23]

بدین­ ترتیب، ما در قالب رویکرد فاز پویا نشان دادیم که سازه محذوف در جملاتی مانند جملات (16) حاصل عملکرد فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به­عنوان یک فاز کامل است و نه حذف گروه فعلی با ابقا فعل کوچک، برخلاف آرای توسروندانی (2009). افزون بر این، جملات دستوری مانند جمله (18) و تبیین آن در چارچوب رویکرد فاز پویا، طبق نمودار (19) نشان می­دهد که برخلاف آرای وی، الزامی بر حذف فعل­یار در جملات زبان فارسی دارای محمول مرکب نیست. همچنین امکان تبیین چگونگی عملکرد فرایند حذف در جملاتی مانند جملات (18)  نشان می­دهد که برخلاف نظر راسخی (2014) آنچه در ظاهر حذف موضوع درونی به نظر  می­رسد، درحقیقت حذف متممِ فاز است. بدین ­ترتیب، برخلاف نظر وی در مواجهه با داده­هایی از این دست، ناگزیر به ارائه تحلیلی دوگانه نخواهیم بود.[24]

    اکنون به جمله (20) در زیر توجه کنید.

20-  طبقه پایین این مجتمع هیچ‌کس سروصدا نمی­کنه؛ ولی طبقه‌بالایی­هاDP ]  سر وصدا [ می­کنن.

    در جمله (20) بخش غیرفعلی «سروصدا» از ساختار جمله زدوده شده است. شماره (21) در زیر، نمودار قلاب‌بندی‌شده  بند دوم جمله (20) را نشان می­دهد.

(21)TP]  طبقه‌بالایی­ها  ] ProgP ] vP ‹طبقه­بالایی­ها›  ] DP سروصدا[ [‹سروصدا می­کنن›  [ می­کنن [ [

    در نمودار (21)، هسته نمود استمراری، هسته فاز و گروه فعلی کوچک، متمم آن محسوب می­شود. در این نمودار پس از ارتقای فعل سبک به هسته نمود استمراری به­منظور بازبینی مشخصه تصریف قوی خود و جابجایی موضوع بیرونی «طبقه­بالایی­ها» از جایگاه شاخص گروه فعلی کوچک به جایگاه شاخص گروه زمان، فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک یا همان متممِ فاز اعمال می­شود.

سازه محذوف در جمله (20) متناظر با سازه محذوف در جمله (6 الف) است. بدین ترتیب، در قالب رویکرد فاز پویا نشان دادیم که سازه محذوف در جملاتی از این دست، حاصل عملکرد فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به­عنوان متممِ فاز است و نه حذف گروه فعلی با ابقای فعل کوچک، برخلاف آرای توسروندانی (2009).

حال به بررسی افعال مرکب دو گذرایی می­پردازیم. ابتدا به بررسی و تبیین چگونگی عملکرد حذف در جمله (22) در زیر در چارچوب رویکرد فاز پویا در این پژوهش می­پردازیم.

22- الف- هستی به علی کتاب قرض نمی­ده

      ب- ولی من به علی کتاب قرض می­دهم.

    نمودار (23) در زیر ساخت بند دوم در جمله (22) را نشان می­دهد.

23- ] TP من ProgP] vP] ‹من› DP] ] PP  به علی[ کتاب قرض [ ‹ قرض می‌دهم› [ می‌دهم[[

در نمودار (23)، فعل سبک «می­دهم» برای بازبینی مشخصه تصریف خود، از درون گروه فعلی کوچک خارج می‌شود و به هسته نمود استمراری ارتقا می‌یابد. پس از ارتقای «من» از جایگاه شاخص گروه فعلی کوچک به جایگاه شاخص گروه زمان، آنچه در گروه فعلی کوچک برجا می‌ماند، فعل­یار «قرض» و دو موضوع درونی «به علی» و «کتاب» است که در­نتیجه عملکرد فرایند حذف، از ساختار زدوده می‌شوند. در­چارچوب رویکرد فاز پویا، با اعمال فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به­عنوان متممِ فاز، فعل­یار و دو موضوع درونی حذف می­شود. «قرض» در «قرض دادن» مانند «دعوت» در «دعوت کردن» در مقام محمول فعل مرکب و دارای ساخت موضوعی است. هر دو فعل­یار دارای دو موضوع درونی هستند. با توجه به این تناظر، در جمله (4 ب) مانند جمله (22) حذف هر دو موضوع درونی به­همراه فعل­یار حاصل عملکرد فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به­عنوان متممِ فاز تبیین می­شود.[25]

بدین­ترتیب، درقالب رویکرد فاز پویا چگونگی عملکرد فرایند حذف بر ساخت جملات دارای محمول مرکب با ساخت موضوعی متفاوت شامل محمول مرکب متعدی در جملات (16)، (18) و (6 ب)، محمول مرکب لازم در جملات (20) و (6 الف) و محمول مرکب دو­­گذرایی در جملات (22) و (4ب) برمبنای سازوکاری یکسان، یعنی حذف فاز یا متممِ فاز، تبیین می­شود.  

در ادامه به بررسی چگونگی عملکرد حذف در جملات دارای افعال مرکب دوگذرایی مانند جملات (7) می‌پردازیم. این جملات به ترتیب در شماره­ (24) در زیر آورده می­شود. دیگر زبان‌شناسان از جمله توسروندانی (2009)، راسخی (2014) و شفیعی (2015; 2016) به این جملات نپرداخته‌اند. افزون­بر ­این، برمبنای نظر آن‌ها نمی‌توان دستوری بودن این جملات را تبیین کرد.

24- الف. نیلوفر به مهمونی دانشجو دعوت نمی‌کنه؛ اما من به مهمونی دانشجو دعوت می‌کنم.

      ب. نیلوفر به مهمونی دانش‌آموز دعوت نمی‌کنه: اما من به مهمونی دانشجو دعوت می­کنم.

       ج. نیلوفر به جلسه دانشجو دعوت نمی‌کنه؛ اما من به مهمونی دانشجو دعوت می‌کنم.

ابتدا به بررسی  جمله (24 الف)  می­پردازیم. در این جمله هر دو موضوع درونی «به مهمونی» و «دانشجو» بدون فعل­یار «دعوت» حذف شده‌اند. حذف هر دو موضوع درونی با هم و بدون حذف فعل­یار «دعوت» برخلاف نظر توسروندانی (2009) طبق شم زبانی فارسی‌زبانان، دستوری است. نمودار درختی در شماره (25) چگونگی اشتقاق نحوی جمله (20 الف) و عملکرد فرایند نحوی حذف بر آن را نشان می­دهد.

25- ] TP من] ProgP ] vP  ‹من›  ] PredP ] PP  به مهمونی [ ] DP دانشجو[ ‹دعوت› [ ‹دعوت می‌کنم› [ دعوت می‌کنم[[

تفاوت نمودار (25) با نمودار (23) در بالا، ارتقا فعل­یار به همراه فعل سبک به هسته نمود استمراری است. این امر بنا به ملاحظات کلامی گوینده امکان گریز فعل­یار از حذف را فراهم می­آورد ( Shafiei, 2015 ; 2016) پس از خروج «دعوت» به­همراه «می­کنم» از درون گروه فعلی کوچک و اتصال آن‌ها به هسته نمود استمراری، همچنین  ارتقای «نیلوفر» از جایگاه شاخص گروه فعلی کوچک به جایگاه شاخص گروه زمان، آنچه در گروه فعلی کوچک یا همان متمم فاز برجا می‌ماند، تنها دو موضوع درونی «به مهمونی» و «دانشجو» است که درنتیجه عملکرد فرایند  حذف از ساختار زدوده می‌شوند. بدین­ترتیب، در این نمودار با اعمال فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک به­عنوان متمم فاز، امکان حدف موضوعات درونی بدون فعل­یار در­قالب رویکر فاز پویا تبیین می­شود.

حال می­پردازیم به جملات دارای فعل مرکب دوگذرایی که در آن‌ها تنها یک موضوع درونی حذف می­شود (جملات (ب) و (ج) در شماره (24)). در جمله (ب) تنها موضوع درونی «به مهمونی» و در جمله (ج) تنها موضوع درونی «دانشجو» حذف شده است.

در بند دوم جملات (ب) و (ج) در شماره (24) دو نکته درخور توجه است. نخست آنکه موضوعات درونی برجامانده، یعنی «دانشجو» در جمله (24 ب) و «به مهمونی» در جمله (24 ج)، دارای خوانش کانونی و همراه با تکیه هستند. تکیه­بر بودن این موضوعات درونی با سیاه­نویسی آن‌ها به ترتیب در جملات (26) و (27)  در زیر نشان داده می­شود.

26- ] TP من] ProgP ] vP  ‹من›  ] PP  به مهمونی  [ دانشجو ‹دعوت می‌کنم› [ دعوت می‌کنم[[

27- ] TP من]  ProgP ] vP   ‹من›  ] PP  به مهمونی  [ دانشجو ‹دعوت می‌کنم› [ دعوت می‌کنم[[

از دیگرسو، وقوع فروقید «همیشه» بعد از موضوع بیرونی «من» و به­ دست دادن جملات دستوری (28) و (29) در زیر می­تواند به­ترتیب شاهدی بر باقی ماندن موضوعات درونی «دانشجو» و «به مهمونی» در جایگاه اولیه خود باشد.

28-  نیلوفر به مهمونی دانش‌آموز دعوت نمی‌کنه؛ اما من همیشه  به مهمونی دانشجو دعوت می­کنم.

29-  نیلوفر به جلسه دانشجو دعوت نمی‌کنه؛ اما من همیشه به مهمونی دانشجو دعوت می­کنم.

امکان باقی ماندن عناصر کانونی با­توجه به اختیاری بودن حرکت آن‌ها درصورت تکیه­بر بودن، بنا­به استدلال دیگری ازکریمی (2005) نیز تأیید می­شود. وی معتقد است که عناصر کانونی با تکیه قوی می­توانند در جای خود باقی بمانند و از طریق برقراری رابطه تطابق با مشخصه مدنظر در هسته کانون، خوانش کانونی را به­دست دهند. مقایسه جملات (الف) و (ب) در شماره (30) در زیر این امکان را تأیید می­کند.

30- الف- *هیچ­کس فقط مهری رو ندید.

       ب- فقط  مهری رو هیچ‌کس ندید.[26]

بنا به نظر کریمی (2005) در جمله (30 الف) وجود عنصر قطبی منفی «هیچ­کس» و جواز­دهی آن توسط عنصر نفی مانع از برقراری رابطه مطابقه بین مشخصه کانونی عبارت همراه با «فقط» با مشخصه متناظر در هسته کانون می­گردد.[27]

حال با توجه به باقی ماندن موضوعات درونی «دانشجو» و «به مهمونی» در جایگاه اولیه خود  به ترتیب در جملات (26) و (27) به چگونگی تبیین عملکرد فرایند حذف در این جملات می پردازیم. در چارچوب رویکرد فاز پویا در این جملات گروه نمود استمراری، فاز و گروه فعلی کوچک، متمم آن است. اما اعمال فرایند حذف بر هیچ­یک از این دو سازه نمی­تواند حذف تنها یک موضوع درونی و برجا ماندن موضوع دیگر را تبیین کند. به نظر می­رسد خوانش کانونی موضوع درونی برجامانده مانع از عملکرد کامل فرایند حذف می­شود. به­عبارت دیگر، اعمال این فرایند منجر به زدوده شدن متمم فاز یعنی گروه فعلی کوچک بدون عنصر کانونی می­گردد. گویی وجود عنصر کانونی در متمم فاز به جهت تأکید برآن، مانع از اعمال عملکرد کامل فرایند حذف می‌شود. این وضعیت را می‌تون  با توجه به نو بودن خوانش اطلاعات در سازه کانونی برخلاف سازه­ محذوف تبیین کرد.

 

  1. بحث و نتیجه‌گیری

در این مقاله، ما درقالب رویکرد فاز پویا و برمبنای آرای بشکوویچ (2005, 2013, 2014) به بررسی چگونگی عملکرد فرایند حذف در جملات دارای محمول مرکب با ساخت موضوعی متفاوت شامل محمول مرکب متعدی در جملات (16)، (18) و (6ب)، محمول مرکب لازم در جملات (20) و (6 الف) و محمول مرکب دو­گذرایی در جملات (22) و (4ب) پرداختیم و نشان دادیم که در سایر داده­های مدد­نظر سازه محذوف، فاز یا متممِ فاز است. بدین ترتیب برخلاف آرای توسروندانی (2009) نشان دادیم که سازه محذوف حاصل عملکرد حذف گروه فعلی با ابقای فعل کوچک نیست. همچنین، برخلاف نظر راسخی (2014) نشان دادیم که آنچه به ظاهر در نگاه نخست حذف موضوع درونی به ­نظر می­رسد، درحقیقت حاصل عملکرد فرایند حذف بر سازه­های متفاوتی است که همگی در چارچوب رویکرد فاز پویا نقش متممِ فاز در ساختار داده­های مد­نظر را ایفا می­کنند. درجملات دارای محمول مرکب دوگذرایی با یک موضوع درونی محذوف، نبود امکان عملکرد حذف بر فاز یا متممِ فاز، با توجه به خوانش کانونی موضوع نامحذوف و نو بودن خوانش اطلاعاتی آن تبیین شد.  بدین ­ترتیب، با بکارگیری رویکرد فاز پویا می‌توان به­جای تحلیل‌ دوگانه حذف گروه فعلی به­همراه ابقای فعل و یا حذف موضوع از ساخت‌های مد­­نظر، تحلیلی جامع و به­ تبع آن اقتصادی به‌ دست داد.  

 

[1] nonverbal element

[2] light verb

[3] ناتل خانلری (1365)، کریمی‌دوستان (1997)، کریمی (2005)، دبیرمقدم (1384)، انوشه و ضرابی (1398)، توسروندانی (2009)، برزگر (1394) و فولی، هارلی و کریمی (2005).

[4] N. Toosarvandani

[5] light Verb stranding VP-ellipsis

[6] argument ellipsis

[7] dynamic approach

[8] Phase theory

[9] Z. Bošković

[10] حذف فعل سبک در افعال مرکب به­عنوان نمونه ای از حذف فعل بخشی از پژوهش دیگری در خصوص gapping و همچنین ساخت­های هم‌پایه است و در قالب مقاله­ای به چاپ خواهد رسید.

[11] dynamic phase

[12] K. Hale

[13] S. J. Keyser

[14] unergative

[15] intranstive

[16] Become event

[17] Causative event

[18] البته چامسکی در آثار بعدی خود مهمترین عامل انتخاب فاز­ها را بازبینی مشخصه­­های مربوط به نظام مطابقت و حالت می­داند و نه ویژگی­های سطوح رابط. برای اطلاع بیشتر دراین خصوص،ن.ک. چامسکی (2004 و بعد از آن).

[19] Phase Impenetrability Condition                                                                                    

[20] اهمیت بافت نحوی به­علت تفاوت‌های میان زبانی و همچنین ساختارهای متفاوت در یک زبان واحد است. برای اطلاع بیشتر ن.ک. بشکوویچ (2005 & 2014) .

[21] Serbo – croation

 [22] به پیروی از آرای انوشه (1387) و انوشه و درزی (1387)  و برخلاف آرای کریمی (2005) موضوع بیرونی از جایگاه اولیه خود درون گروه فعلی خارج شده است و به جایگاه شاخص گروه زمان ارتقا می­یابد.

[23]  جزئیات مشابه و  تکراری با توجه به محدودیت در صفحات مقاله بیان نشده است.

[24] در­چارچوب کمینه­گرایی، گونه­های مختلف افعال غیربسیط ، همگی ذیل عنوان محمول مرکب می­گنجند. در این مقاله نیز ما بر همین اساس و به پیروی از فولی و همکاران (2005) معتقدیم همه این افعال کم‌وبیش از الگوهای ساختاری یکسانی پیروی می­کنند که در بخش چارچوب نظری نیز بدان‌ها اشاره شد. بر­ این اساس، سازوکار عملکرد حذف بر سازه­های مختلف در جملات دارای افعالی همچون «عوض کردن»، «خبر دادن»، «فدا کردن» و نظایر آن متناظر با حذف سازه­ها در جملات دارای فعل «تایپ کردن» در شماره­های (16) و (18) است (البته رفتار توزیعی فعل­یارهایی مانند «عوض» در «عوض کردن»، «خبر» در «خبر کردن» و موارد مشابه با «تایپ» در «تایپ کردن» تفاوت­های جالبی را نشان می­دهد که در این مقاله مجال بررسی بیشتر آن‌ها نیست و می­تواند موضوع پژوهش دیگری باشد).

به­عنوان مثال، به داده­های زیر توجه کنید.

(i) الف. سارا بچه­ها رو خبر نکرد؛ ولی مهری کرد.

      ب. سارا بچه­هارو خبر نکرد؛ ولی مهری خبر کرد.

(ii) الف.  هیچ‌کس همه چیزشو فدا نمی­کنه؛ اما ابراهیم کرد.

       ب. هیچ‌کس همه چیزشو فدا نمی­کنه؛ اما ابراهیم فدا کرد.

 برمبنای شم زبانی گویشوران زبان فارسی جملات (i) و (ii) همگی خوش­ساخت هستند. در بند دوم جملات (الف) در (i) و (ii) مانند جمله (16) فرایند حذف بر گروه فعلی کوچک، یعنی کل فاز، اعمال شده است و در بند دوم جملات (ب) در (i) و (ii)  مانند جمله (18) فرایند حذف بر گروه معرف، یعنی متممِ فاز، اعمال شده است. با توجه به محدودیت در حجم مقاله، از پرداختن به جزئیات با توجه به تشابه با مثال­های متن خودداری شده است.

[25] با توجه به محدودیت در حجم مقاله و جلوگیری از حشو در ارائه مطالب به جزئیات مشابه پرداخته نشده است.

[26]  در این جملات خوانش «فقط» به­عنوان توصیف­گر «مهری» مد­نظر است.

[27]  کریمی (2005) وجود عنصر قطبی منفی «هیچ­کس» و جوازدهی آن توسط عنصر نفی را مانع از حرکت مشخصه کانونی عبارت همراه با «فقط» به هسته کانون بیان می کند. در اینجا این مفهوم درقالب رابطه مطابقه بازگویی شده است.

  • XML
  • اصل مقاله 1.29 M
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
مراجع
احمدی گیوی، حسن. (1380). دستور تاریخی فعل (جلد دوم). تهران: قطره.
انوشه، مزدک. (1387). ساخت جمله و فرافکن‌های نقش‌نمای آن در زبان فارسی. رساله دکتری، دانشگاه تهران.
انوشه، مزدک. (1400). صرف در نحو از کمینه‌گرایی تا صرف توزیعی. تهران: دانشگاه تهران.
انوشه، مزدک و نصیب ضرابی، فهیمه. (1398). مسئله مجهول صفتی در زبان فارسی: برپایه آزمونِ پردازشیِ خوانشِ خودگام. زبان و      زبان‌شناسی  15، 1-20.
برزگر، حسن. (1394). نمود واژگانی در افعال مرکب مشتق از صفت در زبان فارسی. پژوهش‌های زبانی 8، 21-52.
دبیرمقدم، محمد. (1384).  پژوهش‌های زبان‌شناختی فارسی (چاپ اول). تهران:  مرکز نشر دانشگاهی.
درزی، علی و مزدک، انوشه. (1389). حرکت فعل اصلی در زبان فارسی، رویکردی کمینه‌گرا». زبان پژوهی 2، 21-55
طباطبائی، علاالدین. (1394). واژه‌سازی و دستور (مجموعه مقالات). تهران: کتاب بهار.
ناتل خانلری، پرویز. (1365).  تاریخ زبان فارسی (جلد دوم). تهران:  نشر نو.
 
References
Ahmadi Givi, H. (2001). The historical grammar of the verb. Tehran: Ghatre. [In Persian]
Anushe, M. (2008). The structure of sentence & its functional projections in Persian. Doctoral dissertation, University of Tehran. [In Persian]
Anushe, M., & Nasib Zarabi, F. (2019). Adjectival passives in Persian. Language and Linguistics 15, 1-20. [In Persian]
Anushe, M. (2021). Morphology in syntax: from Minimalist Program to distributed Morphology. Tehran: Tehran University Press. [In Persian]
Barzegar, H. (2014). Lexical Aspect in Persian Deadjectival Complex Predicates. Journal of Language Research 8, 21-52. [In Persian]
Bobaljik, J., & Wurmbrand, S. (2005). The domain of agreement. Natural Language and Linguistic Theory 23, 809-865.
Bošković, Z. (2005). On the locality of left branch extraction and the structure of NP. Studia Linguistica 59,1–45.
Bošković, Z. (2013). Phases beyond clauses. In L. Schurcks, A. Giannakidou, U. Etxeberria & P. Kosta (Eds.), The nominal structure in Slavic and beyond (pp. 75-128). Boston: De Gruyter.
Bošković, Z. (2014). Now I am a phase, now I am not a phase: On the variability of phases with extraction and ellipsis. Linguistic Inquiry 45(1), 27- 89.
Chomsky, N. (1986). Knowledge of language: Its nature, origin, and use. New York: Praeger.
Chomsky, N. (1995). The Minimalist program. Cambridge: MIT Press.
Chomsky, N. (2000). Minimalist inquiries: The framework. In R. Martin, D. Michaels, & J. Uriagereka (Eds), Step by step: Essays on minimalist syntax in honor of Howard Lasnik (pp. 89-155). Cambridge: MIT Press.
Chomsky, N. (2001). Derivation by Phase. In M. Kenstowicz (Ed.), Ken Hale: A Life in Language (pp. 1- 52). Cambridge MA: MIT Press.
Chomsky, N. (2004). Beyond explanatory adequacy. In A. Belleti (Ed.), Structure and beyond. The Cartography of Syntactic Structures (pp. 104-131Vol. 3). Oxford: OUP.
Dabir Moghaddam, M. (2005). Studies in Persian linguistics: Selected articles. Tehran: Tehran University Press. [In Persian]
Darzi, A. & Anushe, M. (2010). The main verb movement in Persian: A minimalist approach. Journal of Language Research 2, 21-55. [In Persian]
Despic´, M. (2011). Syntax in the absence of determiner phrase. Doctoral dissertation, University of  Connecticut, Storrs.
Dikken, M. (2007). Phase extension: Contours of a theory of the role of head movement in phrasal extraction. Theoretical Linguistics 33(1), 1–41.
Folli, R., Harley, H., & Karimi, S. (2005). Determinants of event type in Persian complex predicates. Lingua 115, 1365–1401.
Gallego, A., & Uriagereka, J. (2007). Sub-extraction from subjects: A phase theory account. In J. Camacho, N. Flores-Ferra´n, L. Sa´nchez, V.  De´prez, & M. Jose´ Cabrera (Eds.), Romance Linguistics (pp. 149–162). Amsterdam: John Benjamins.
Goldberg, M. (2005). Verb-stranding VP ellipsis: A cross-linguistic study. Doctoral dissertation, McGill University, Montreal.
Hale, K., & Keyser, S. J. (1993). On argument structure and the lexical expression of syntactic Relations. In K. Hale & S. J. Keyser (Eds.), The view from Building 20: Essays in linguistics in honor of Sylvain Bromberger (pp. 53-109). Cambridge, MA: MIT Press.
Karimi, S. (2003a). Focus movement and uninterpretable features. In A. Carnie, H. Harley & M. Willie (Eds.), Formal approaches to functional forces: Festschrift for Eloise Jelinek (pp. 297–306). Amsterdam: John Benjamins.
Karimi, S. (2003b). Object positions, specificity and scrambling. In S. Karimi (Ed.), Word order and scrambling (pp. 91–125). Oxford: Blackwell Publishers.
Karimi, S. (2005). A minimalist approach to scrambling: Evidence from Persian. The Hague: Mouton.
Karimi-Doostan, Gh. (1997). Light verb constructions in Persian. Doctoral dissertation. University of Essex.      
Shafiei, N. (2015). Missing objects in Persian. Proceedings of the 5th International Conference on Iranian Linguistics. Cahiers de Studia Iranica series.
Shafiei, N. (2016). Persian complex predicates: Evidence for verb movement from ellipsis and Negation. MA thesis, University of Calgary.
Megerdoomian, K. (2001). Event structure and complex predicates in Persian. Canadian Journal of Linguistics 46, 97–126.
Megerdoomian, K. (2012). The status of the nominal in Persian complex predicates. Natural Languag & Linguistic Theory 30,179–216.
Mohammad, J., and Karimi, S. (1991). Light verbs are taking over: Complex verbs in Persian. In J. Nevins & V. Samiian (Eds.), Proceedings of the Western Conference on Linguistics (pp.  195–215). Fresno, CA: Department of Linguistics, California State University
Müller, G. (2011). Constraints on displacement. A Phase-Based approach. Amsterdam: John Benjamins.
Natel Khanlari, P. (1986). History of the Persian language. Tehran: Nashre Now. [In Persian]
Rasekhi, V. (2014). Missing objects in Persian. USA: Stony Brook University.
Tabatabaee, A. (2015). Vocabulary and grammar. Tehran: Bahar Press. [In Persian]
Takahashi, M. (2010). Case, phases, and nominative/accusative conversion in Japanese. Journal of East Asian Linguistics 19, 319-335.
Takahashi, M. (2011). Some theoretical consequences of case-marking in Japanese. Doctoral Dissertation, University of Connecticut, Storrs, CT.
Toosarvandani, M. (2009). Ellipsis in Farsi complex predicates. Syntax 12(1), 60-92.
    • تعداد مشاهده مقاله: 737
    • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 410
نشریه پژوهش های زبان شناسی
دوره 15، شماره 1 - شماره پیاپی 28
نشریه پژوهش‌های زبان‌شناسی، سال پانزدهم، شماره اول، شماره ترتیبی 28، بهار و تابستان 1402
فروردین 1402
صفحه 181-198
فایل ها
  • XML
  • اصل مقاله 1.29 M
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
آمار
  • تعداد مشاهده مقاله: 737
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 410

APA

مهدی بیرقدار, راضیه , واثق, الهه , انوشه, مزدک و نجفیان, آرزو . (1402). سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 15(1), 181-198. doi: 10.22108/jrl.2023.138335.1780

MLA

مهدی بیرقدار, راضیه , , واثق, الهه , , انوشه, مزدک , و نجفیان, آرزو . "سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد", نشریه پژوهش های زبان شناسی, 15, 1, 1402, 181-198. doi: 10.22108/jrl.2023.138335.1780

HARVARD

مهدی بیرقدار, راضیه, واثق, الهه, انوشه, مزدک, نجفیان, آرزو. (1402). 'سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد', نشریه پژوهش های زبان شناسی, 15(1), pp. 181-198. doi: 10.22108/jrl.2023.138335.1780

CHICAGO

راضیه مهدی بیرقدار , الهه واثق , مزدک انوشه و آرزو نجفیان, "سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد," نشریه پژوهش های زبان شناسی, 15 1 (1402): 181-198, doi: 10.22108/jrl.2023.138335.1780

VANCOUVER

مهدی بیرقدار, راضیه, واثق, الهه, انوشه, مزدک, نجفیان, آرزو. سازه‌های محذوف در جملات دارای فعل مرکب زبان فارسی: رویکردی فازبنیاد. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 1402; 15(1): 181-198. doi: 10.22108/jrl.2023.138335.1780

  • صفحه اصلی
  • درباره نشریه
  • اعضای هیات تحریریه
  • ارسال مقاله
  • تماس با ما
  • نقشه سایت

اخبار و اعلانات

  • نتیجه ارزیابی نشریه در سال 98 1399-07-07
  • کسب موفقیت نشریه پژوهش های زبانشناسی بعنوان «نشریه هسته» ... 1398-02-22
  • مشابهت یابی مقاله قبل از داوری 1396-03-23

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 International License

 Journal of Researches in Linguistics

اشتراک خبرنامه

برای دریافت اخبار و اطلاعیه های مهم نشریه در خبرنامه نشریه مشترک شوید.

© سامانه مدیریت نشریات علمی. طراحی و پیاده سازی از سیناوب