• ثبت نام
  • ورود به سامانه
  • English

نشریه پژوهش های زبان شناسی

  1. صفحه اصلی
  2. دربارۀ شمار اسم در بادرودی

شماره جاری

بر اساس شماره‌های نشریه

بر اساس نویسندگان

بر اساس موضوعات

نمایه نویسندگان

نمایه کلیدواژه ها

درباره نشریه

اهداف و چشم انداز

شرایط و ضوابط ارسال مقاله

اعضای هیات تحریریه

اصول اخلاقی انتشار مقاله

بانک ها و نمایه نامه ها

پیوندهای مفید

پرسش‌های متداول

فرایند پذیرش مقالات

اخبار و اعلانات

داوران سال 1404

داوران سال 1403

داوران سال 1402

ذاوران سال 1401

داوران سال 1400

داوران سال 1399

داوران سال 1398

دربارۀ شمار اسم در بادرودی

    نویسنده

    • اسفندیار طاهری

    استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشکده زبان‌های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

,

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10.22108/jrl.2023.139306.1806
  • مشخصات مقاله
  • مراجع
  • دریافت فایل
  • اصل مقاله
  • ارجاع به این مقاله
  • آمار
  • هم رسانی

چکیده

 در زبان‌های ایرانی غربی نو شمار جمع در اسم یک مقولۀ اجباری است و با روش‌های ساختواژی یعنی افزودن پسوند جمع‌ساز یا پایانۀ صرفی به اسم نشان داده می‌شود و در کنار آن از مطابقۀ فعلی هم برای نشانه‌گذاری شمار جمع استفاده می‌شود. بادرودی از زبان‌های مرکزی ایران نمونۀ خاصی است که در آن نه تنها شمار جمع اسم اجباری نیست، بلکه علاوه بر پسوند جمع‌ساز و مطابقۀ فعلی روش‌های دیگری را برای نشانه‌گذاری جمع به کار می‌برد. در بادرودی شمار جمع در اسم گاهی با پسوند –u  نشان داده شود؛ اما بیشتر از مطابقۀ فعلی و مطابقۀ ضمیری برای نشانه‌گذاری جمع استفاده می‌شود. در این میان مضاعف‌سازی ستاک اسم  نیز روشی است که دست کم دربارۀ اسم‌های جاندار استفاده می‌شود. بررسی‌های این مقاله نشان می‌دهد در تمام روش‌هایی که شمار اسم نشانه‌گذاری می‌شود، مطابقۀ فعلی همیشه وجود دارد؛ اما استفاده از پسوند جمع‌ساز، مطابقۀ ضمیری و مضاعف‌سازی اختیاری است. مواردی هم وجود دارد که اسم با هیچ روشی نشانه‌گذاری نمی‌شود، که نشان می‌دهد تمایز شمار در بادرودی مقوله‌ای اجباری نیست

کلیدواژه‌ها

  • شمار
  • جمع
  • اسم
  • بادرودی
  • زبان‌های ایرانی

موضوعات

  • نحو و معناشناسی

اصل مقاله

  1. مقدمه

زبان‌های ایرانی عموماً شمار را به‌عنوان یک مقولۀ دستوری در اسم دارند و دو شمار مفرد و جمع که در زبان‌های ایرانی دیده می‌شود، بازماندۀ نظام حالتی است که در زبان مادر ایرانی آغازین وجود داشته است. در زبان‌های ایرانی شمار مفرد بی‌نشان است و شمار جمع که نشاندار است با پسوند یا پایانه‌ای نشان داده می‌شود که عموماً بازماندۀ پایانه‌های صرفی ایرانی آغازین هستند. اما هستند زبان‌های ایرانی که در آن‌ها پسوند جدیدی از طریق دستوری‌شدگی ایجاد شده است و برای نشان دادن جمع استفاده می‌شود (طاهری، 1399). در این میان بادرودی و دیگر گونه‌های آن شامل اریسمانی و فمی تنها زبان‌های ایرانی هستند که شمار را به‌عنوان یک مقولۀ ساختواژی در ساخت اسم ندارند. هدف این مقاله بررسی شمار اسم در گونه‌های بادرودی  است و اینکه این زبان‌ها چه راهکارهایی را برای نشان دادن شمار اسم به کار می‌برند. داده‌های این مقاله برگرفته از پیکره‌ای است که به شمارۀ 16351 برای بادرودی و 16352  برای اریسمانی در پایگاه گنجینۀ زبان‌های ایرانی[1] آرشیو شده است. داده‌های مربوط به فمی داده‌های میدانی است که نگارنده از روستای  فَمی گرد آورده است. داده‌ها به روش APA آوانویسی شده و سپس تکواژنگاری شده‌اند. 

بادرودی یکی از زبان‌های مرکزی ایران است که خود زیرشاخه‌ای از زبان‌های شمال غربی ایران (گویش‌های شمال غربی) است و در شهر کوچک بادرود در 100 کیلومتری شمال شهر اصفهان و 15 کیلومتری شرق نطنز صحبت می‌شود (Windfuhr, 1991). در کنار بادرودی، گونه‌های دیگر شامل اریسمانی، فمی و خالدآبادی می‌شوند که به ترتیب در روستاهای اریسمان، فمی و خالدآباد در شهرستان بادرود صحبت می‌شوند. زبان‌های این منطقه در زبان محلی به نام دهی Dei شناخته می‌شوند. عنوانی که برای گویش‌های آران و بیدگل در شمال این منطقه هم به کار می‌رود (Yarshater, 1988).

 

  1. چارچوب نظری

مقولۀ دستوری شمار و به‌ویژه شمار جمع از جهانی‌های زبانشناختی است؛ به‌ویژه در مورد ضمیر همچنانکه گرینبرگ (1969: 96) در شمارۀ 42 از جهانی‌های زبانشناختی می‌گوید: «همۀ زبان‌های جهان مقوله‌های ضمیری دارند که حداقل شامل سه شخص و دو شمار می‌شود». با این حال هر چند شمار به‌عنوان یک مقولۀ دستوری در همۀ زبان‌های جهان وجود دارد؛ اما وقتی دربارۀ شمار اسم صحبت می‌کنیم، شمار در همۀ زبان‌ها با درجۀ یکسانی وجود ندارد. به عبارت دیگر، شمار در برخی زبان‌ها یک تقابل مهم و در برخی دیگر یک تقابل بی‌ربط است؛ به‌ویژه در مورد اسم ممکن است شمار مفرد در برخی اسم‌ها از جمع متمایز شود در حالی که در مورد برخی اسم‌های دیگر چنین نباشد (Smith-Stark, 1974). چنین گسستی ممکن است در مورد هر یک از روش‌های بیان شمار جمع که در ادامه بررسی می‌شود وجود داشته باشد، وقتی در یک زبان هیچ روشی برای بیان شمار یک اسم وجود نداشته باشد، می‌توان گفت چنین گسستی دیده می‌شود.

در انگلیسی شمار یک مقولۀ اجباری است و یک تمایز صوری و معنایی در این زمینه وجود دارد. از نظر صوری بین cat و cats یا بین child و children تمایز آشکاری دیده می‌شود. از نظر معنایی هم وقتی کسی به انگلیسی بگوید there is a goat in the garden مشخصاً تاکید بر وجود یک عدد «بز» است و اگر به‌جای یک «بز» چند «بز» در باغ باشد، به کاربردن چنین جمله‌ای در این مورد نامناسب و گمراه کننده است. زبان‌هایی هم وجود دارند که کاربرد شمار اسم در آن‌ها اجباری نیست؛ یعنی شمار هنگامی نشان داده می‌شود که مشخص کردن شمار ضروری باشد. برای مثال، در زبان بایسو[2]  از زبان‌های کوشیتی اسم یک صورت دارد که فقط مفهوم عمومی آن اسم را بیان می‌کند، مانند lūban  به معنای «شیر» ، که به گونۀ خاصی از جانور اشاره می‌کند؛ اما این صورت دربارۀ شمار چیزی را مشخص نمی‌کند و این واژه می‌تواند به معنای یک شیر یا چند شیر باشد. به چنین ساختی شمار عمومی گفته می‌شود و چنین زبان‌هایی مقولۀ شمار در ساخت اسم ندارند (Corbett, 2000: 90). 

در حالی که انگلیسی و دیگر زبان‌های مانند آن شمار را در طیف وسیعی از اسم‌ها به کار می‌برند؛ یعنی از ضمیرها گرفته تا انواع اسم‌های جاندار و بی‌جان و حتی اسم‌های مجرد می‌توانند جمع بسته شوند؛ اما زبان‌هایی هم هستند که شمار را به اسم‌های خاصی محدود می‌کنند، به‌ویژه اسم‌هایی که درجۀ جانداری بالاتری دارند. برای مثال، در بنگالی از زبان‌های هندی نو، شمار فقط برای ضمیرها اجباری است یا در در زبان اسلیوی[3] از زبان‌های اتاباسکی در شمال کانادا، شمار فقط برای اسم‌هایی که به انسان یا سگ اشاره می‌کنند، به کار می‌رود. در نتیجه، ترجیح‌پذیر بودن شمار اسم موضوعی است که جای بررسی دارد و در این زمینه تنوع زیادی بین زبان‌های جهان وجود دارد. در این میان میزان جانداری اسم عامل بسیار مهمی است (Corbett, 2006). نخستین بار اسمیت-استارک (1974) بررسی کرده است که در زبان‌های جهان چه اسم‌هایی شامل شمار می‌شوند. وی  چنین پدیده‌ای را با درجۀ جانداری مرتبط می‌داند و سلسله‌مراتبی از جانداری را مطرح می‌کند که نشان می‌دهد چه اسم‌هایی مستعد گرفتن شمار هستند. وی طرح زیر را پیشنهاد می‌کند که به ترتیب از راست به چپ بیشترین گرایش را برای گرفتن شمار جمع دارند:

گوینده (ضمیر اول شخص) > شنونده (ضمیر دوم شخص) > نام‌های خویشاندی > اسم‌های ناطق > انسان > اسم‌های جاندار > اسم‌های بی‌جان

از جهت ارزش شمار، بیشتر زبانهای جهان دو شمار مفرد و جمع دارند، اما درجات دیگری از شمار هم ممکن است. رایج‌ترین آنها شمار دوگانه یا مثنی است. مانند عربی عراقی که سه شمار دارد، مفرد، جمع و مثنی. یعنی: walad «پسر»، waladayn «دو پسر»، wulid / awlād «پسران». نمونۀ کم‌کاربردی از شمار، شمار سه گانه[4]  و چندگانه[5] است که برای اشاره به شمار سه یا چند به کار می‌رود. از این جهت می‌توان سلسله مراتب مفرد > جمع > دوگانه  > سه گانه را برای ارزش شمار در زبانهای جهان در نظر گرفت (Cruse, 1999). گرینبرگ (1969: 94) می‌گوید «هیچ زبانی با شمار سه گانه وجود ندارد، مگر اینکه شمار مثنی داشته باشد و هیچ زبانی وجود ندارد که شمار مثنی داشته باشد اما شمار جمع نداشته باشد». از سوی دیگر شمار جمع همیشه بیش از شمار دوگانه دیده می‌شود. حتی برای زبانهایی که هر دو را دارند، شمار جمع کاربرد بیشتری دارد، زیرا تعداد زبانهایی که شمار جمع دارند بیش از زبانهایی است که شمار دوگانه دارند و در زبانهایی که هم جمع دارند و هم دوگانه، کاربرد شمار جمع بیشتر از دوگانه و کاربرد مفرد از جمع بیشتر است (Corbett, 2000: 38).

مهمترین بحث در بررسی شمار اسم در یک زبان، مشخص کردن چگونگی نشان دادن شمار در آن زبان است. به‌طور کلی روش‌های زیر برای نشان دادن شمار به کار می‌روند:

  1. روش ساختواژی: رایج‌ترین و گسترده‌ترین روش بیان شمار در زبان‌های جهان است و تنوع بسیاری هم دارد. در این روش یک وند خاص یا پایانۀ صرفی به اسم مفرد افزوده می‌شود تا شمار جمع یا مثنی یا هر شمار دیگری را نشان دهد. برای مثال، در فارسی پسوندهای –hâ و –ân چنین نقشی دارند و در انگلیسی پسوند –s چنین است. در زبان‌هایی که حالت دارند یا اسم صرف می‌شود، پایانه‌ای به اسم افزوده می‌شود که افزون بر حالت، شمار را هم نشان می‌دهد. فارسی باستان نمونۀ چنین زبان‌هایی است. در این زبان که اسم هم شمار و جنس و هم هفت حالت صرفی دارد، پایانه‌ای به ستاک اسم افزوده می‌شود که همزمان شمار و حالت اسم را نشان می‌دهد. برای مثال، واژه «پسر» ستاکی به‌صورت puça- دارد، که در حالت فاعلی اگر مفرد باشد پایانۀ –h و اگر جمع باشد پایانۀ –ah می‌گیرد. همین اسم در حالت اضافی اگر مفرد باشد پایانۀ –hyā و اگر جمع باشد پایانۀ –anām می‌گیرد. (Skjærvø, 2007). در همین چارچوب زبان‌هایی نیز هستند که با تغییر ستاک شمار را نشان می‌دهند. این تغییر می‌تواند تغییر در نواخت یا تکیۀ ستاک یا تغییر آوایی در ستاک باشد. برای مثال، در مقدونیایی از زبان‌های اسلاوی جنوبی اسم با ستاک تهی شمار مفرد و با ستاک مختوم به –i شمار جمع را نشان می‌دهد، مانند učenik- «شاگرد»، učennici- «شاگردها»؛ یا در روسی ستاک با پسوند –in شمار مفرد و بدون آن شمار جمع را نشان می‌دهد، مانند bolgar-in- «بلغاری»، bolgary- «بلغاری‌ها» (Corbett, 2000: 138-146).
  2. روش نحوی. در این روش، شمار به‌صورت نحوی، یعنی از طریق مطابقه، نشان داده می‌شود. این روش در اغلب موارد در کنار دیگر روش‌های نشان دادن شمار به کار می‌رود. برای مثال، در جملۀ انگلیسی those goats are eating شمار اسم هم بر روی هستۀ گروه اسمی یعنی goats نشانه‌گذاری شده است و هم از طریق مطابقه با ضمیر اشارۀ those در گروه اسمی، و هم مطابقه با فعل are بیرون از گروه اسمی. در انگلیسی اما گاهی خود اسم نشانۀ ساختواژی جمع ندارد و تنها مطابقه شمار اسم را نشانه‌گذاری می‌کند؛ مانند those sheep are eating . فعل و ضمیرهای اشاره مهمترین هدف‌های مطابقه هستند، یعنی شمار اسم از طریق مطابقۀ اسم با یکی از این دو و یا هر دو می‌تواند مشخص شود (Corbett, 2000: 135).
  3. شمار واژه. در این روش شمار واژه‌هایی خاص برای نشان دادن شمار جمع به اسم افزوده می‌شوند. برای مثال، در زبان تاگالوگ[6] از زبان‌های آسترونزی در فیلیپین، هر سازه‌ای می‌تواند با افزودن واژۀ mgaکه در واقع به‌صورت واژه‌بست به کار می‌رود جمع بسته شود، مانند mga bahy «خانه‌ها» (Corbett, 2000: 133).
  4. مضاعف‌سازی. این روش گونه‌ای خاص از تغییر ستاک است که در آن برای نشان دادن شمار جمع، کل واژه یا بخشی از آن تکرار می‌شود. مضاعف‌سازی می‌تواند کامل باشد، یعنی کل واژه تکرار شود؛ مانند زبان جیربال[7] از زبان‌های بومی استرالیا: púsa «گربه»، pus-púsa «گربه‌ها»، یا اینکه ناقص باشد و فقط بخشی از اسم تکرار شود، مانند زبان ایلوکانو[8] از زبان‌های آسترونزی در فیلیپین که جزء مضاعف‌شده در آغاز واژه تکرار شده است: kaldíŋ «بز»، kal-kaldíŋ «بزها» (Corbett, 2000: 147).
  5. تغییر درون واژگانی. در این روش که در برخی از زبان‌های ژرمنی رایج است، تغییری در واژه یا ستاک واژه ایجاد می‌شود، که صورت جدیدی برای جمع ایجاد می‌کند که با صورت به‌کاررفته برای مفرد متفاوت است؛ مانند انگلیسی goose «غاز» > geese «غازها» یا آلمانی apfel «سیب» > äpfel «سیب‌ها». جمع مکسر در عربی را هم می‌توان گونۀ خاصی از همین نوع در نظر گرفت (Corbett, 2000: 135) .
  6. روش واژگانی. در این روش شمار یک عنصر صرفاً واژگانی است و جنبۀ صرفی یا نحوی ندارد. در این روش واژه‌ای خاص به‌عنوان صورت مکمل برای صورت جمع به کار می‌رود که از روی صورت مفرد ساخته نمی‌شود؛ مانند روسی čelovek «شخص» > ljudi «اشخاص». روش واژگانی بیشتر در ضمیرهای شخصی به کار می‌رود. در حالی که برخی از زبان‌های جهان روش صرفی روشمندی برای ساخت ضمیر جمع از روی مفرد دارند؛ اما بیشتر زبان‌های جهان به‌ویژه زبان‌های هندواروپایی برای صورت مفرد و جمع ضمیرهای شخصی صورت خاص دارند؛ مانند انگلیسیI در برابر we یا فارسی «تو» در برابر «شما» (Corbett, 2000: 155).

با بررسی جنبه‌های مختلف شمار، در ادامه به بررسی شمار اسم در بادرودی و دیگر گونه‌های منطقۀ بادرود پرداخته می‌شود، نمونه‌های بدون شمار بررسی می‌‌شوند و نشان داده می‌شود چه راهکارهای جایگزینی برای مشخص کردن شمار در این گونه‌ها به کار می‌رود.

 

  1. پیشینۀ پژوهش

تنها پژوهشی که پیش از این به بررسی دستور بادرودی و گونه‌های آن پرداخته است، مقالۀ کوتاهی است که یارشاطر (1988) در دانشنامۀ ایرانیکا نوشته است. این مقاله بر پایۀ داده‌هایی است که یارشاطر در سال 1969 از روستای باد در آن زمان (شهر کنونی بادرود) گرد آورده بود. یارشاطر دربارۀ شمار اسم در بادرودی معتقد است اسم با پسوند –e جمع بسته می‌شود و نمونه‌های زیر را مثال می‌زند:

bāl-e  ama  na-mer  «بیل‌های ما را نشکن»

boz-e  ama  az  ošksāli  bemarden  «بزهای ما از خشکسالی مردند»

dozz-e  sarbāz-e-šun  darkoše  «دزدها سربازان را زدند»

آنچه یارشاطر دربارۀ نشانۀ جمع در بادرودی گفته است با داده‌های میدانی نگارنده از بادرودی و دیگر گونه‌های آن همخوانی ندارد؛ یعنی چنین پسوندی به‌عنوان نشانۀ جمع در بادرودی دیده نشده است. از سوی دیگر، آنچه یارشاطر پسوند جمع‌ساز گرفته است، می تواند کسرۀ اضافه هم باشد. در هر صورت بدون دسترسی به فایل صوتی داده‌های یارشاطر دربارۀ درستی گفتۀ وی نمی‌توان نظر قطعی داد. با این همه خود یارشاطر در ادامه یادآور می‌شود که در بادرودی در اغلب موارد صورت مفرد اسم برای شمار جمع هم به کار می‌رود؛ به‌ویژه هنگامی که فعل یا ضمیر شمار جمع را مشخص کند. وی این نمونه را مثال می‌زند:

sarbāz  o  döz  daːvā-šun  baka  «سربازها و دزدها دعوا کردند»

این مثال البته درستی داده‌های میدانی نگارنده و یافته‌هایی که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد را تأیید می‌کند. اما آنچه یارشاطر دربارۀ پسوند جمع‌ساز –e گفته است، همچنان مورد تردید است. متأسفانه منابع دیگری که به بررسی کلی زبان‌های مرکزی ایران پرداخته اند، مانند ویندفوهر (1991) و لکوک (1989) اشاره‌ای به شمار اسم در بادرودی نداشته‌اند

 

  1. بحث و بررسی، شمار جمع در بادرودی

نشانه‌گذاری شمار جمع به‌عنون یک روش ساختواژی در بادرودی اجباری نیست و در واقع در بیشتر موارد شمار جمع به‌صورت ساختواژی نشانه‌گذاری نمی‌شود؛ اما این بدان معنی نیست که بادرودی مقوله شمار را در اسم ندارد، بلکه این مقوله دستوری وجود دارد؛ اما آنچنان که در زبان‌های ایرانی رایج است، با پسوند نشان داده نمی‌شود، بلکه از روش‌های نحوی که در ادامه بررسی خواهد شد، استفاده می‌شود. مواردی هم وجود دارد که شمار با هیچ روشی نشانه‌گذاری نمی‌شود. در این بخش به بررسی روش‌های نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم در گونه‌های بادرودی پرداخته خواهد.

 

1-4. نشانه‌گذاری ساختواژی

در این روش همانند دیگر زبان‌های ایرانی شمار جمع با افزودن پسوند جمع‌ساز به ستاک اسم نشان داده می‌شود. این پسوند در گونه‌های مختلف بادرودی پسوند  –u است که کاربرد آن اجباری نیست و می‌تواند در کنار روش‌های نشانه‌گذاری مطابقۀ فعلی و مطابقۀ ضمیری نیز استفاده شود. داده‌های پیکره کاربرد آن را با هر دو نوع اسم‌های جاندار و بی‌جان نشان می‌دهد؛ اما ارزیابی میزان کاربرد آن در اسم‌های مختلف در چارچوب سلسله‌مراتبی که اسمیت-استارک (1974) تعریف کرده است، نیاز به پیکرۀ گسترده‌ای دارد و امکان بررسی آن براساس پیکره موجود وجود ندارد.

در مثال (1) از گونۀ بادرودی اسم doz «دزد» با گرفتن پسوند جمع‌ساز –u  نشانه‌گذاری شده است و با فعل جمع batorså-en مطابقت کرده است:

1.

doz-u

ru

ku

de

ba=šun=diyå-en

 

 

دزد-PL

در

کوه

در

PRF=3PL=دیدن.PST-3PL

 

 

«دزدها را در کوه دیدند»

در مثال (2) از گونۀ اریسمانی نیز دو اسم jen «زن» و mira «مرد» (واکۀ پایانی ستاک اسم با افزودن پسوند جمع حذف شده است) با گرفتن پسوند جمع‌ساز –u  نشانه‌گذاری شده‌اند و با فعل جمع âx=en مطابقت کرده‌اند:

2.

jen-u

vo

mir-u

Ru

kade

de

âx=en

 

زن-PL

و

مرد-PL

در

خانه

در

نشسته.PTCP=هستند.COP

 

«زنها و مردها در خانه نشسته اند»

همچنان که در پیشینه اشاره شد، یارشاطر (1988) بر پایۀ داده‌هایی که در سال 1969 از بادرود گردآورده است، اشاره می‌کند که پسوند جمع‌ساز در گونۀ بادرودی –e است. ولی این گفتۀ وی با داده‌های مورد استفادۀ نگارنده همخوانی ندارد و در پیکرۀ استفاده‌شده در هر سه گونۀ بادرودی این پسوند –u است. البته با توجه به اینکه پسوند نشانۀ جمع در دیگر زبان‌های جنوب کاشان و اطراف نطنز مانند ابوزیدآبادی و ابیانه ای –e است (Windguhr, 1991)، شاید گفتۀ وی درست باشد. در این صورت شاید در طی پنجاه سال گذشته یک دگرگونی آوایی در این مورد رخ داده است. با توجه به اینکه در برابر –e پایانی در فارسی و دیگر زبان‌های مرکزی ایرانی  در بادرودی –u وجود دارد (بسنجید با بادرودی guju «گوساله» در برابر guja در داده‌های یارشاطر) می‌توان گفت در این فاصله یک دگرگونی آوایی رخ داده است و –e پایانی در بادرودی به –u تبدیل شده است. از سوی دیگر، در پیکرۀ مورد استفاده چند نمونه اسم جمع با پسوند –un دیده می شود، مانند kuun «سگها»، که اگر تحت تأثیر فارسی نباشد شاید نشان دهد که پسوند اصلی همان –u بوده است که از صورت کهن‌تر –un تحول یافته است.

 

2-2-4. مطابقۀ فعلی

استیل[9] (1978) مطابقه را هماهنگی نظام‌مند بین مشخصۀ معنایی یا صوری یک عنصر با مشخصۀ صوری عنصر دیگر می‌داند. برای مثال، صفتی که مشخصۀ صوری شمار و جنس یک اسم را توصیف کند، گفته می‌شود از این جهت با موصوف خود مطابقه دارد. در بیان مطابقه عموماً گفته می‌شود x مطابقت می‌کند با y در ویژگی z. در چارچوبی نیز که کوربت برای بررسی مطابقۀ تعریف کرده است، این محورها را برای بررسی مطابقه تعیین می‌کند: 1. کنترل‌کننده مطابقه، یعنی عنصری که مطابقه را تعیین می‌کند، 2. هدف مطابقه، عنصری که صورت آن با مطابقه تعیین می‌شود، 3. دامنۀ مطابقه، محیط نحوی است که در آن مطابقه انجام می‌گیرد، 4. مقوله یا ویژگی مطابقه، که مشخص می‌کند مطابقه دربارۀ چه ویژگی دستوری انجام گرفته است (Corbett, 2003). وقتی از شمار اسم و مطابقه دربارۀ شمار صحبت می‌شود، باید گفت کنترل‌کنندۀ مطابقه اسم یا عبارت اسمی و هدف مطابقه فعل یا ضمیر اشاره است. هر چند عناصری دیگری هم مانند صفت، ضمیر ملکی، صفت‌های فعلی و حروف اضافه هم می‌توانند هدف مطابقه باشند؛ اما معمولاً دربارۀ شمار اسم این فعل‌ها و ضمیرهای اشاره هستند که هدف مطابقه قرار می‌گیرند. ویژگی یا مقولۀ مطابقه نیز طبیعی است که مقولۀ شمار است (Corbett, 2000: 132).

مطابقۀ فعلی در شمار اسم در بسیاری از زبان‌های آشنای جهان دیده می‌شود؛ اما در بیشتر این زبان‌ها یک ابزار اضافی برای نشانه‌گذاری شمار اسم است. یعنی در حالی که اسم نشانۀ جمع را به روش ساختواژی می‌گیرد، همزمان در شناسۀ فعل هم نشانه‌گذاری می‌شود. مانند فارسی که برای مثال در جملۀ «پرندگان دانه می‌خورند»، اسم «پرنده» با گرفتن پسوند –gân جمع بسته شده است؛ اما همزمان شناسۀ –and که بر روی فعل جمله قرار گرفته است، در کنار شخص فعل، به شمار جمع هم اشاره می‌کند. اما در بادرودی مطابقۀ فعلی روشی جایگزین برای شمار اسم است و به‌جای پسوند جمع‌ساز به کار می‌رود. مطابقۀ فعلی شمار اسم در بادرودی به چند شکل می‌تواند کاربرد داشته باشد که در ادامه بررسی می‌شود:

گونۀ نخست مطابقۀ فعلی با اسمی است که پسوند صرفی نشانۀ جمع را دارد. همانند ساختی که در زبان فارسی وجود دارد، اسم ‌جمعی که پسوند جمع گرفته است، می‌تواند با فعلی که شناسۀ جمع دارد نیز نشانه‌گذاری شود. در مثال (3) از بادرودی اسم kua «سگ» با گرفتن پسوند جمع‌ساز  –uشمار جمع گرفته است و با فعل جمله که شناسۀ جمع –en دارد مطابقت کرده است. در مثال (4) از اریسمانی نیز دو اسم pür «پسر» و döt «دختر» با گرفتن پسوند –u  شمار جمع دارند و با فعل bašden که شناسۀ جمع –en دارد، مطابقت کرده‌اند:

3.

ku-u

de

gorg

batorså-en

 

سگ-PL

از

گرگ

ترسیدن.PRF.PPST-3PL

 

«سگ‌ها از گرگ ترسیدند»

 

 4.

pür-u

vo

dötu

bâ

yâ

bašd-en

 

پسر-PL

و

دختر-PL

با

همدیگر

رفتن.PST.PRF-3PL

 

«پسرها و دخترها با هم رفتند»

اما پسوند –u در بادرودی کاربرد زیادی ندارد و اسم جمع اغلب از طریق مطابقت با فعلی که شناسۀ جمع دارد، نشانه‌گذاری می‌شود. در مثال (5) از بادرودی شمارِ جمع اسم šâxe «شاخه‌ها» از طریق مطابقت این اسم با فعل baškå bed-en که شناسۀ جمع –en گرفته است مشخص می‌شود. در این نمونه شناسۀ جمع به فعل کمکی که همراه فعل اصلی آمده است، افزوده شده است. در مثال (6) از اریسمانی نیز اسم sang «سنگ‌ها» با مطابقت با فعل جمع darkat-en نشانه‌گذاری شده است:

5.

šâxe

daraxt

baškå –bed-en

 

شاخه‌های

درخت

خشکیده.PTCP  -was-3PL

 

«شاخه‌های درخت خشکیده بودند»

 

6.

sang

bâlâ

činu

de

darkat-en

 

سنگ

بالا

دیوار

از

افتادن.PST-3PL

 

«سنگ‌ها از روی دیوار افتادند»

گونۀ دیگری از مطابقت فعلی در شمار در ساخت ارگتیو دیده می‌شود. ارگتیو یا ساخت کنایی که از ویژگی‌های شاخص زبان‌های مرکزی ایران است، ساختی است که در آن فاعل فعل ناگذر با مفعول فعل گذرا یکسان نشانه‌گذاری می‌شوند و این دو در برابر عامل فعل گذرا قرار می‌گیرند که به شیوۀ متفاوتی نشانه‌گذاری می‌شود. ارگتیو در زبان‌های ایرانی به دو شکل نمود یافته است، یکی به‌صورت حالت نمایی، دیگری به شکل مطابقت فعل که در آن فعل از جهت شخص و شمار و یا جنس با مفعول جمله مطابقت می‌کند (Payne, 1998). در بادرودی ارگتیو به شکل مطابقت فعل وجود دارد و برخلاف دیگر زبان‌های مرکزی که شناسۀ فعلی که چنین مطابقتی را نشان دهد، اغلب حذف شده است و فعل‌های گذشتۀ گذرا اغلب بدون شناسه به کار می‌روند؛ اما در بادرودی چنین شناسه‌ای همیشه به کار می‌رود و شناسه‌ای که فعل می‌گیرد از جهت شمار و جنس با مفعول مطابقت می‌کند. البته ارگتیو در این گونه‌ها از نوع گسسته است و تنها در فعل‌هایی که بر پایۀ ستاک گذشته ساخته می‌شود، کاربرد دارد. در این نوع از مطابقۀ فعلی، فعل گذشتۀ گذرا شمار جمع را برای اسمی که در نقش مفعول قرار دارد نشانه‌گذاری می‌کند. در مثال (7) از گونۀ بادرودی در حالی که عامل فعل، ضمیر واژه بستی –šun است، فعل جمله xoss-en شناسۀ جمع گرفته است و با اسم ču «چوب‌ها» که پسوند جمع‌ساز ندارد مطابقت کرده است:

7.

ču-šun

ataš

xoss-en

 

چوب=3PL

آتش

زدن.PST-3PL

 

«چوب‌ها را آتش زدند»

در مثال (8) از گونۀ اریسمانی فاعلِ فعل ضمیر واژه‌بستی سوم شخص مفرد –eš است؛ اما فعل جمله که شناسۀ جمع دارد با مفعول جمله labâs «لباس‌ها» مطابقت کرده است. در مثال (9) از گونۀ اریسمانی در حالی که عامل فعل ضمیر واژه‌بستی –eš و مفرد است، فعل جمله âdå-en با گرفتن شناسۀ جمع با مفعول جمله daraxt «درخت‌ها» مطابقت کرده است و با این مطابقت شمار جمع را برای این واژه نشانه‌گذاری کرده است:

8.

labâs=e

kunu

pušt=eš  -bed-en

 

لباس-EZ

کهنه

پوشیدن.PST=3PL  -was-3PL

 

«لباس‌های کهنه‌ای پوشیده بود؟»

 

9.

daraxt=eš

ow

âdå-en

 

درخت=3SG

آب

دادن.PST.PRF-3PL

 

«درخت‌ها را آب داد»

در مثال (10) از گونۀ فمی در حالی که عاملِ فعل ضمیر واژه‌بستی دوم شخص مفرد –ed است؛ اما فعل جمله badi-g-an با داشتن شناسۀ جمع –an ، مفعول جمله gorg «گرگ‌ها» را نشانه‌گذاری کرده است:

10.

gorg=ed

ba-di-g-an

 

گرگ=2SG

PRF-دیدن.PST-HIATUS-3PL

 

«گرگ‌ها را دیدی؟»

3-2-4. مطابقه ضمیری

همچنانکه گفته شد فعل و ضمیر اشاره دو سازه‌ای هستند که بیشترین کاربرد را بعنوان هدف مطابقه در شمار دارند. برخی زبان‌ها یکی از این دو و برخی هر دو را به‌عنوان هدف مطابقه به کار می‌برند. در حالی که فارسی از فعل برای مطابقت با شمار اسم استفاده می‌کند؛ برای مثال، در جملۀ «بچه‌ها دارند می‌خوابند» .اما چنین مطابقه ای را برای مطابقت اسم با ضمیر اشاره ندارد؛ برای نمونه، در جملۀ «این بچه‌ها کجا می‌خوابند؟». در انگلیسی ضمیر اشاره همیشه و فعل گاهی می‌تواند هدف مطابقه برای شمار باشد، در جملۀ these peaches are ripe افزون بر اینکه پسوند –es به‌عنوان نشانۀ ساختواژی جمع استفاده شده است، ضمیر اشارۀ these و فعل جمع are هم به‌عنوان هدف مطابقه شمار جمع اسم را نشانه‌گذاری کرده‌اند. هم در فارسی و هم انگلیسی که شمار جمع را با پسوند نشانه‌گذاری می‌کنند، استفاده از مطابقۀ فعلی یا ضمیری ابزاری اضافی برای نشانه‌گذاری شمار است. اما در بادرودی که پسوند جمع‌ساز کاربرد کمی دارد و اجباری نیست، استفاده از ضمیر اشاره جمع ابزاری جایگزین برای نشانه‌گذاری اسم جمع است. در مثال (11) از گونۀ بادرودی اسم جمع izom «هیزم‌ها» که نشانۀ ساختواژی برای شمار جمع ندارد با آمدن ضمیر اشارۀ جمع nome «این‌ها» شمار جمع را نشانه‌گذاری کرده است. این در حالی است که فعل جمله هم جمع به کار رفته است:

11.

nome

izom

bâ

tabar

a-mari-yen

 

 

این‌ها

هیزم

با

تبر

IPRF-شکسته شدن.PASS.PRS-3PL

 

 

«این هیزم‌ها با تبر شکسته می‌شوند»

داده‌های موجود در پیکره نشان می‌دهد هر گاه شمار جمع با ضمیر اشارۀ جمع نشانه‌گذاری می‌شود، فعل نیز به‌صورت جمع به کار می‌رود. در مثال (12) از گونۀ بادرودی اسم‌های  pür «پسرها» و dot «دخترها» که هر دو پسوند جمع‌ساز ندارند و با آمدن ضمیر اشارۀ جمع nome «این‌ها» قبل از آن‌ها به‌صورت جمع نشانه‌گذاری شده‌اند، همزمان با فعل جمع bašden «رفتند» نیز مطابقت کرده‌اند:

12.

nome

puur

o

dot

bâ

yâ

bašd-en

 

این‌ها.DIR

پسر

و

دختر

با

همدیگر

رفتن.PST.PRF-3PL

 

«پسرها و دخترها با هم رفتند»

مثال‌های بالا استفاده از ضمیر اشارۀ جمع به همراه اسم، با هدف استفاده از مطابقه ضمیری به‌عنوان ابزاری برای نشان دادن شمار جمع اسم بوده است. اما اگر ضمیر اشاره برای اشاره به اسم جمع در جمله استفاده شود، بحث مطابقۀ اسم با ضمیر اشارۀ جمع پیش می‌آید و اینکه این هر دو چگونه با فعل مطابقت می‌کنند. دربارۀ مطابقۀ اسم جمع با ضمیر اشاره، می‌دانیم در فارسی چنین مطابقه‌ای وجود ندارد، مثلاً در «این پسر رفت» در کنار «این پسرها رفتند»، اسم چه مفرد باشد چه جمع، ضمیر اشاره به‌صورت مفرد به کار می‌رود، این پسوند جمع‌ساز اسم و شناسۀ فعل هست که شمار ضمیر اشاره را مشخص می‌کند. پیکرۀ مورد استفاده نشان می‌دهد که در چنین مواردی اگر اسم جمع پسوند جمع‌ساز نگیرد، ضمیر اشاره به‌صورت جمع به کار می رود؛ اما اگر اسم پسوند جمع‌ساز –u بگیرد، ضمیر اشاره به‌صورت مفرد قبل از اسم می‌آید. اما در هر دو مورد فعل جمله به‌صورت جمع به کار می‌رود. در دو مثال (13) و (14) از گونۀ بادرودی دو اسم جمع qâli و ču پسوند صرفی شمار جمع را نگرفته‌اند، در عوض ضمیرهای اشاره‌ای که همراه آن‌ها آمده‌اند به‌صورت جمع به کار رفته‌اند که از طریق مطابقۀ ضمیری شمار جمع اسم را نشانه‌گذاری کند. برای هر دو اسم فعل جمله نیز جمع به کار رفته است که همزمان اسم و ضمیر اشارۀ همراه آن را نشانه‌گذاری کرده است:

13.

nome

qâli

Pârsâl

ba-šun-viyå-en

 

این‌ها.DIR

قالی

پارسال

PRF=3PL=بافتن.PST-3PL

 

«این قالی‌ها پارسال بافته شده‌اند (این قالی‌ها را پارسال بافته‌اند)»

 

 

 

 

14.

nome

ču

ba-püså-en

 

این‌ها.DIR

چوب

PRF-پوسیدن.PST-3PL

 

«این چوب‌ها پوسیده‌اند»

در مثال (15) از گونۀ اریسمانی که اسم جمع pür-u «پسرها» با فعل جمع مطابقت کرده است؛ اما این مطابقه در برای ضمیر اشاره انجام نگرفته است. در مثال (16) از گونۀ اریسمانی اسم جمع dot-u «دخترها» همین وضعیت را دارد:

15.

non

pür-u

kiyâ

šod-en

 

آن

پسر-PL

کجا

رفت.PST-3PL

 

«آن پسرها کجا رفتند؟»

 

16.

nin

dot-u

čerâ

na-md-en

 

این

دختر-PL

چرا

NEG-آمدن.PST-3PL

 

«این دخترها چرا نیامدند؟»

اما مثال‌هایی از گونۀ اریسمانی و به‌ویژه گونۀ فمی وجود دارد که نشان می‌دهند در حالی که اسم بدون پسوند جمع‌ساز است، ضمیر اشاره هم مفرد به کار می‌رود و شمار جمع در هر دو از طریق مطابقۀ فعلی نشانه گذاری می‌شود. مثال (17) از اریسمانی اسم جمع sang «سنگ‌ها» با ضمیر اشارۀ nin «این» همراه شده است و هر دو که مفعول جمله هستند، در چارچوب ساخت ارگتیو  با فعل جمع ba-š-rit-en مطابقت کرده‌اند:

17.

nin

sang

o

ču

ki

ande

de

ba=š=rit-en

 

این

سنگ‌ها

و

چوب‌ها

چه کسی

اینجا

در

PRF=3SG=ریخت.PST-3PL

 

«این سنگ‌ها و چوب‌ها را چه کسی اینجا ریخت؟»

در مثال (18)  و (19) از گونۀ فمی دو اسم جمع merd «مردان» و yan «زنان» با ضمیر اشارۀ مفرد nu «آن» همراه شده اند و  شمار هر دو با فعل‌هایی که شناسۀ جمع –an دارند نشانه‌گذاری شده است:

18.

nu

merd

bo-šd-an

 

آن

مرد

PRF-رفتن.PST-3PL

 

«آن مردها رفتند»

 

19.

nu

yan

bošdan

 

آن

زن

PRF-رفتن.PST-3PL

 

«آن زن‌ها رفتند»

مثال‌هایی که دربارۀ مطابقۀ ضمیری بررسی شدند، نشان می‌دهند، در عین حال که کاربرد نشانۀ ساختواژی برای نشان دادن شمار جمع در اسم اجباری نیست، استفاده از مطابقۀ ضمیری هم مادامی که مطابقۀ فعلی وجود دارد، الزامی نیست. از سوی دیگر، در همۀ مثال‌های بررسی‌شده استفاده از مطابقۀ فعلی برای نشانه‌گذاری شمار جمع وجود دارد. این نشان می‌دهد در بادرودی مطابقۀ فعلی ابزار ضروری و در اولویت برای نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم است و روش‌های دیگر اجباری نیستند.

 

4-2-4. مضاعف‌سازی

یکی از روش‌های نشان دادن شمار جمع، مضاعف‌سازی است. در این روش برای نشان دادن شمار جمع در اسم، همه یا بخشی از ستاک اسم تکرار می‌شود. اگر بخشی از ستاک تکرار می‌شود، بخش تکرارشده می‌تواند در آغاز یا پایان ستاک قرار گیرد (Cruse, 1999) پیکرۀ مورد استفاده کاربرد این روش را برای نشان دادن شمار جمع در اسم‌های جاندار تأیید می‌کند. در گونۀ بادرودی دو نمونه وجود دارد که از نام‌های خویشاوندی هستند و صورت جمع‌شان با تکرار هم‌آوای اسم در پایان ستاک ساخته شده‌اند؛ یعنی dot «دختر» > dotmot «دخترها»، jen «زن» > jenmen «زن‌ها»:

20.

jenmen

qâli-šun

aviyâ

 

زن‌ها

قالی=3PL

IMPF-بافتن.PST

 

«زن‌ها قالی می‌بافتند»

 

21.

nin

dotmot

čerâ

na-md-en

 

این

دخترها

چرا

NEG-آمدن.PST-3PL

 

«این دخترها چرا نیامدند»

هر دو واژه تک هجایی هستند، و مشخص نیست جزء تکرارشده تمام یا بخشی از ستاک اسم هست. پیکره‌ای گسترده‌تر نیاز هست که بتوان بررسی کرد آیا این روش برای اسم‌های چند هجایی هم به کار می‌رود و اگر به کار می‌رود، به چه شکلی انجام می‌گیرد. درایر[10] (2005: 136) تنها مواردی را که ستاک اسم به‌طور کامل تکرار می‌شود، از نوع مضاعف‌سازی می‌داند و نمونه‌هایی که بخشی از ستاک در آغاز ستاک تکرار می‌شود را از  نوع پیشوندسازی و آن‌هایی را که در پایان ستاک تکرار می‌شوند از نوع پسوندسازی می‌داند. اما آنچه در بادرودی وجود دارد، خواه از نوع مضاعف‌سازی باشد یا از نوع پسوندسازی، ساختی است که در فارسی و بیشتر زبان‌های ایرانی وجود دارد و به نام اتباع شناخته می‌شود. اتباع را در دستور سنتی فارسی نوعی مرکب همپایه می‌دانند که از دو جزء ساخته می‌شود، یکی اصلی به نام پایه و دیگری جزئی است بی‌معنی ولی هم‌هجا و هم‌آوا با پایه که تابع نامیده می‌شود، مانند فارسی «کتاب متاب»، یا «زمین ممین» (طباطبایی، 1395: 8). کوربت (2000:149) معتقد است مضاعف سازی بیشتر کاربرد توزیعی دارد و می‌تواند به عنوان روشی برای بیان جمع هم استفاده شود. اتباع در فارسی کاربردهای بسیاری دارد از جمله برای بیان تکرار، فراوانی، جمع، تنوع و توزیع (ذاکری، 1381: 65). می‌توان گفت آنچه در بادرودی می‌بینم در واقع گونه‌ای اتباع است که کاربرد آن از بیان فراوانی و تعداد به بیان شمار جمع تغییر کرده یا گسترش یافته است.

 

4-2-4. بی‌نشان بودن شمار اسم

بررسی‌هایی که در بالا انجام گرفت، نشان می‌دهد که در بادرودی نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم به سه شیوه انجام می‌گیرد: پسوند جمع‌ساز، مطابقۀ ضمیری و مطابقۀ فعلی، که از میان این سه روش، پسوند جمع‌ساز و مطابقۀ ضمیری اختیاری و مطابقۀ فعلی اجباری است. اما پرسشی که دربارۀ مطابقۀ فعلی باقی می‌ماند این است که مطابقۀ فعلی عموماً اسمی را که در جایگاه فاعل یا کنشگر است نشانه‌گذاری می‌کند و در ساخت ارگتیو می‌تواند مفعول را نیز نشانه‌گذاری کند. طبیعی است که اسمی که در جایگاه مفعول (اگر ساخت ارگتیو نباشد)، متمم یا مضاف‌الیه قرار دارد، نمی‌تواند با مطابقۀ فعلی نشانه‌گذاری شود. در این صورت پرسشی که مطرح می‌شود این است که شمار در چنین اسم‌هایی چگونه نشان داده می‌شود. داده‌های موجود در پیکره نشان می‌دهد در همۀ مواردی که اسم در نقش مفعول، یا متمم قرار داشته است با هیچ‌یک از سه روش گفته‌شده نشانه‌گذاری نشده است.

در مثال (22) از گونۀ بادرودی  sow «سیب‌ها» در نقش مفعول جمله قرار دارد، و شمار جمع برای آن به هیچکدام از سه روش نشانه‌گذاری نشده است. فعل جمله فاعل پنهان جمله را نشانه‌گذاری کرده است:

 

22.

dâr-en

sow

a-čin-en

 

داشتن.PRS-3PL

سیب‌ها

IMPF-چیدن.PRS-3PL

 

«دارند سیب‌ها را می‌چبینند»

در مثال (23) از اریسمانی  mehmun «مهمان‌ها» درنقش متمم برایی قرار دارد و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌گذاری برای جمع ندارد، فعل جمله که امر است با فاعل پنهان مطابقت کرده است. در مثال (24) از گونۀ اریسمانی نیز pür «پسرها» در نقش متمم ازی قرار دارد و هیچ‌گونه نشانه‌گذاری شمار جمع ندارد، در حالی که فعل جمله با اسم dot «دختر» مطابقت کرده است.

23.

mehmun

râ

šâm

ba-tån-i

 

مهمان‌ها

برای

شام

IMP-آوردن.PRS-2PL

 

«برای مهمان‌ها شام بیاورید»

 

24.

dot

de

pür

a-tors-en

 

دختر

از

پسرها

IPRF-ترسیدن.PRS-3PL

 

«دخترها از پسرها می‌ترسند»

طبیعی است در این مثال‌ها مطابقۀ فعلی نمی‌تواند به کار رود، چون فعل سازۀ دیگری را در جمله نشانه‌گذاری کرده است. مثال‌هایی از این نوع نشان می‌دهند که هر چند بادرودی روش‌های مختلفی برای نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم دارد و نشانۀ ساختواژی و مطابقۀ ضمیری در سه مثال بالا امکان کاربرد دارند؛ اما به کار نرفتن این دو نشانه نشان می‌دهد مقولۀ شمار در بادرودی اجباری نیست، هر چند در بافت‌های مختلفی کاربرد دارد؛ اما همچنان درجاتی از گسستگی در نشانه‌گذاری شمار جمع در گونه‌های بادرودی دیده می‌شود.

 

  1. نتیجه‌گیری

بررسی داده‌های موجود در پیکره نشان می‌دهد بادرودی از سه روش برای نشانه‌گذاری شمار جمع استفاده می‌کند: 1. روش ساختواژی: در این روش شمار جمع با افزودن پسوند جمع‌ساز به ستاک اسم نشان داده می‌شود. این پسوند در گونه‌های مختلف بادرودی پسوند  –u است که کاربرد آن اجباری نیست و می‌تواند در کنار روش‌های نشانه‌گذاری مطابقۀ فعلی و مطابقۀ ضمیری نیز استفاده شود. 2. مطابقۀ فعلی: که شمار اسم از طریق مطابقه با فعل جمع نشان داده می‌شود. در این مورد اسم می‌تواند پسوند جمع نیز داشته باشد. مطابقۀ فعلی اسمی را که در نقش فاعل یا عامل قرار دارد نشانه‌گذاری می‌کند. اما در جمله‌هایی که ساخت ارگتیو دارند، مطابقۀ فعلی شمار جمع را برای اسمی که در نقش مفعول قرار دارد، نشانه‌گذاری می‌کند. 3. مطابقۀ ضمیری: در این روش شمار جمع بر روی صفت اشاره که همراه اسم می‌آید نشانه‌گذاری می‌شود، در این حالت هرگاه شمار جمع با ضمیر اشارۀ جمع نشانه‌گذاری ‌شود، فعل نیز به‌صورت جمع به کار می‌رود. 4. مضاعف‌سازی: در این روش شمار اسم از طریق مضاعف‌سازی ستاک اسم نشان داده می‌شود. گونه‌ای از مضاعف‌سازی که در بادرودی دیده می‌شود، در واقع ساختی است که در فارسی و بیشتر زبان‌های ایرانی وجود دارد و به نام اتباع شناخته می‌شود و کاربرد آن از بیان فراوانی و تعداد به بیان شمار جمع تغییر کرده  یا گسترش یافته است. در یک ارزیابی کلی می‌توان گفت در عین حال که کاربرد نشانۀ ساختواژی برای نشان دادن شمار جمع در اسم اجباری نیست، استفاده از مطابقۀ ضمیری هم مادامی که مطابقۀ فعلی وجود دارد، الزامی نیست. از سوی دیگر، در همۀ مثال‌های بررسی‌شده استفاده از مطابقۀ فعلی برای نشانه‌گذاری شمار جمع وجود داشت. این نشان می‌دهد در بادرودی مطابقۀ فعلی ابزار ضروری و در اولویت برای نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم است و روش‌های دیگر اجباری نیستند. اما مواردی هم وجود دارد که شمار اسم به هیچ روشی نشانه‌گذاری نمی‌شود. با توجه به اینکه مطابقۀ  فعلی عموماً اسمی ‌را که در جایگاه فاعل یا کنشگر است نشانه‌گذاری می‌کند، هر گاه اسم در نقش مفعول، یا متمم قرار داشته است با هیچ‌یک از سه روش گفته‌شده نشانه‌گذاری نشده است. در مجموع،  می‌توان گفت که هر چند بادرودی روش‌های مختلفی برای نشانه‌گذاری شمار جمع در اسم دارد؛ اما مقولۀ شمار در بادرودی اجباری نیست، هر چند در بافت‌های مختلفی کاربرد دارد؛ اما همچنان درجاتی از گسستگی در نشانه‌گذاری شمار جمع دیده می‌شود.

 

[1] www.irancorpora.com

[2] Baiso

[3] Slavey

[4] Trial

[5] Paucal

[6] Tagalog

[7] Dyrbal

[8] Ilukanu

[9] S. Steele

[10] M. S. Dryer

  • XML
  • اصل مقاله 1.22 M
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
مراجع
منابع فارسی
ذاکری، مصطفی. (1381)، اتباع و مهملات در زبان فارسی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی
طاهری، اسفندیار. (1399). روند دستوری‌شدگی پسوند جمع‌ساز –gal در زبان‌های ایرانی. زبان پژوهی 37، 217-197.
طباطبایی، علاءالدین. (1395). فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی. تهران: فرهنگ معاصر.
 
References
Corbett, G. G. (2006). Number. In K. Brown (Ed.), Encyclopaedia of language and linguistics (pp. 724-731). Amsterdam: Elsevier.
Corbett, G. G. (2003). The Role of Agreement in Natural Language. Proceedings of the 2001 Texas Linguistic Society Conference, Austin, Texas. Available at http://uts. cc. utexas. edu/~
Corbett, G. G. (2000). Number. Cambridge: Cambridge University Press.
Dryer, M. S. (2005). Coding of nominal plurality. In M. Haspelmath, M. S. Dryer, D. Gil, & B. Comrie (Eds.), The world atlas of language structures (pp. 138-141). Oxford: Oxford University Press.‏
Cruse, D. A. (1999). Number and number systems. In K. Brown, & J. Miller (Eds.), Concise encyclopaedia of grammatical Category (pp. 258-267). Amsterdam: Elsevier.
Greenberg, J. H. (1969). Language universals: A research frontier: Empirical limits of logically possible types provide a basic method for linguistic generalization. Science 166(3904). 473-478.‏
Lecoq, P. (1989). Le dialectes du centre de l’Iran. In R. Schmitt (Ed.), Compendium Linguarum Iranicarum (pp. 313-326). Wiesbaden: Ludwig Reichert Verlag.
Payne, J. (1998). Ergative construction. In Yarshater, E. (Ed.), Encyclopedia Iranica (Vol. VIII, pp. 555-558). New York: Mazda.
Skjærvø, P. O. (2007). Avestan and Old Persian morphology. In A. S. Kaye (Ed.), Morphologies of Asia and Africa (pp. 853-940). Winona Lake: Eisenbrauns.
Smith-Stark, T. C. (1974). The plurality split. Chicago Linguistic Society10, 657-672
Steele, S. (1978). Word order variation. In J. Greenberg, C. A. Furgeson, & E. A. Moravcsik (Eds.), A typological study. Universals of human language (pp. 585-623). Stanford: Stanford University Press.
Tabatabayi, A. (2016). Descriptive dictionary of Persian grammar. Tehran: Farhang Moaser Publication. [In Persian]
Taheri, E. (2019). Grammaticalization of Plural suffix –gal in Iranian Languages, Journal of Language research 37, 197-217. [In Persian].
Windfuhr, G. (1991). Central dialects. In E. Yarshater (Ed.), Encyclopedia Iranica (Vol. 3, pp. 242-252). New York: Mazda.
Yarshater, E. (1988). Badrudi. In E. Yarshater (Ed.), Encyclopedia Iranica (Vol. 3, pp. 383-385). New York: Mazda.
Zakeri, M. (2002). Reduplication and jingling words in Persian. Tehran: Center for Academic Publication. [In Persian]
 
    • تعداد مشاهده مقاله: 675
    • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 369
نشریه پژوهش های زبان شناسی
دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30
نشریه پژوهش‌های زبان‌شناسی، سال شانزدهم، شماره اول، شماره ترتیبی 30، بهار و تابستان 1403
فروردین 1403
صفحه 25-38
فایل ها
  • XML
  • اصل مقاله 1.22 M
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
  • RIS
  • EndNote
  • Mendeley
  • BibTeX
  • APA
  • MLA
  • HARVARD
  • CHICAGO
  • VANCOUVER
آمار
  • تعداد مشاهده مقاله: 675
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 369

APA

طاهری, اسفندیار . (1403). دربارۀ شمار اسم در بادرودی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 16(1), 25-38. doi: 10.22108/jrl.2023.139306.1806

MLA

طاهری, اسفندیار . "دربارۀ شمار اسم در بادرودی", نشریه پژوهش های زبان شناسی, 16, 1, 1403, 25-38. doi: 10.22108/jrl.2023.139306.1806

HARVARD

طاهری, اسفندیار. (1403). 'دربارۀ شمار اسم در بادرودی', نشریه پژوهش های زبان شناسی, 16(1), pp. 25-38. doi: 10.22108/jrl.2023.139306.1806

CHICAGO

اسفندیار طاهری, "دربارۀ شمار اسم در بادرودی," نشریه پژوهش های زبان شناسی, 16 1 (1403): 25-38, doi: 10.22108/jrl.2023.139306.1806

VANCOUVER

طاهری, اسفندیار. دربارۀ شمار اسم در بادرودی. نشریه پژوهش های زبان شناسی, 1403; 16(1): 25-38. doi: 10.22108/jrl.2023.139306.1806

  • صفحه اصلی
  • درباره نشریه
  • اعضای هیات تحریریه
  • ارسال مقاله
  • تماس با ما
  • نقشه سایت

اخبار و اعلانات

  • نتیجه ارزیابی نشریه در سال 98 1399-07-07
  • کسب موفقیت نشریه پژوهش های زبانشناسی بعنوان «نشریه هسته» ... 1398-02-22
  • مشابهت یابی مقاله قبل از داوری 1396-03-23

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 International License

 Journal of Researches in Linguistics

اشتراک خبرنامه

برای دریافت اخبار و اطلاعیه های مهم نشریه در خبرنامه نشریه مشترک شوید.

© سامانه مدیریت نشریات علمی. طراحی و پیاده سازی از سیناوب