چکیده
این پژوهش در پاسخ به شکاف نظری پیرامون سازوکار دستیابی به «تعادل منظورشناختی» در ترجمه، «نظریه همراستایی اشارهای» را بهعنوان چارچوبی نوین پیشنهاد و اعتبارسنجی میکند. هدف، آزمون این ادعاست که ترجمۀ موفق مفاهیم ادب و وجهیت، نه بر پایه وفاداری واژگانی، بلکه بر حفظ «زاویۀ اشارگی» (همراستایی رابطۀ گوینده و شنونده) استوار است. مطالعه با شرکت ۱۸۰ گویشور بومی فارسیزبان و ترکزبان و ۲۰ مترجم حرفهای، در قالب یک طرح ترکیبی انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامههای ادراکی مبتنی بر سناریو، تکلیف ترجمه و ارزیابی متون، بهصورت آنلاین جمعآوری شد. تحلیل دادهها با روشهای کمّی (آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس و همبستگی) و کیفی (تحلیل مضمون) انجام گرفت. نتایج نشان داد همراستایی اشارگی پیشبینیکنندهای قویتر برای «طبیعی بودن ترجمه» و «برابری ادب» است و از معیار «تناظر واژگانی» پیشی میگیرد. همچنین، شکاف منظورشناختی نظاممندی آشکار شد: فارسیزبانان بر همبستگی (با قیدهایی مانند «حتماً») و ترکزبانان بر احترام صریح با قیدهایی مانند eminlikle) ) تأکید دارند. نتیجهگیری اصلی این پژوهش آن است که دستیابی به تعادل منظورشناختی در ترجمه، مستلزم حفظ «کانون اشارگی» است، نه صرفاً وفاداری واژگانی. این یافته کاربردهای مشخصی در آموزش مترجم، طراحی سیستمهای ترجمه ماشینی، و تسهیل ارتباطات بینافرهنگی دارد.
موضوعات